پایان نامه با واژگان کلیدی مدارس دخترانه، تعلیم و تربیت، مدارس جدید، انقلاب مشروطه

دانلود پایان نامه ارشد

سیاحان ایرانی، مشاهدهی روشهایی که برای آموزش دختران اروپایی به کار گرفته میشد، بود.
اولین مدارس دخترانه سبک جدید در کشور توسط میسیونرهای خارجی تأسیس شد. در زمان محمدشاه گروهی از میسونرهای خارجی به ایران آمدند و اجازه تأسیس رسمی این مدارس صادر شد به شرط آنکه دختران مسلمان در آن حضور نداشته باشند (ترابی فارسانی، 1378: 11). در این مدارس تحصیل رایگان بود و هدف این بود که خانوادهها ترغیب شوند و دختران خود را برای تحصیل به این مدارس بفرستند. لازم به ذکر است مدارسی که توسط میسیونرهای مذهبی در ایران تأسیس شد، اغلب در مناطقی بود که اقلیتها به مراتب بیشتر امکان تحصیل در این مدارس را مییافتند و مسلمانان به خاطر مسیحی بودن بنیانگذاران این مدارس و مسائل مذهبی موجود در زمینهی مراوده با آنها به چنین مدارسی نمیرفتند. در دوران ناصرالدین شاه، فعالیت میسیونرهای مذهبی جهت تأسیس مدارس افزایش یافت. به خواهش بنجامین، وزیرمختار آمریکا اجازهی ورود دختران مسلمان به مدارس آمریکایها صادر شد. در سال 1277ق مدرسهی سنلوئی تهران توسط لازاریستها تأسیس شد. در سال 1282ق مدرسهی دخترانهی خواهران سن ونسان دوپل در ارومیه، سلماس، تبریز، اصفهان دایر شد که یکی از فعالترین میسیونرها در این زمینه بود. در سال 1292ق مدرسهی دخترانهی سن ژوزف در تهران تأسیس شد. در اصفهان مدرسه بهشتآیین توسط مبلغان انگلیسی تأسیس شد. در یزد و شیراز مدرسهی مهر آیین و در کرمان نیز مدارس دخترانه ایجاد شد (محبوبیاردکانی، 1370: 1/367). در سال 1293ق دختران مسلمان ایرانی در مدارس آمریکایی حضور یافتند با این حال نظر اکثر مردم نسبت به این مدارس منفی بود حتی دیدار ناصرالدینشاه که از مدرسهی آمریکای صورت گرفت، نتوانست این نگرش منفی را تغییر دهد (آفاری، 1377: 16 ) ناصرالدینشاه که به دلیل پوشیدن کفش پاشنه بلند و لباس ارمنی توسط دختران خود را با موجی از مخالفتهای مردمی و اعتراض روحانیون رو به رو دید، مدارس مختص دختران که به سبک اروپایی اداره میشد را بست، اما باید توجه داشت که در این مدارس با تردیدهایی که مردم مسلمان نسبت به بانیان مسیحی آنها داشتند، اغلب دختران اقلیتهای مذهبی و یا خانوادههای رجال سیاسی خارجی مقیم ایران، و نیز خاندانهای مرفه ایرانی مشغول به تحصیل بودند (محبوبیاردکانی، 1370: 1/367).
با توجه به اینکه مدارس به سبک اروپایی عامل تحرک اجتماعی شدند و دو طرز تفکر سنتی و مدرن را در مقابل یکدیگر قرار دادند و در دوره ناصرالدین شاه مدرسهی دارالفنون و مدرسهی مشیریه به عنوان اولین مجامع علمی دولتی در عهد قاجار مطرح میشدند، ولی هنوز از طرف دولت تلاشی برای تعلیم و تربیت دختران شکل نگرفت.
در دوران مظفرالدینشاه تحول فرهنگی چشمگیری به وقوع پیوست. در سال 1314ق مدارسی در تبریز و تهران توسط رشدیه و با حمایت امینالدوله تأسیس شد. مردم به مدرسه بیشتر روی آوردند. در این میان دو تن از روحانیون روشنفکر یکی شادروان شیخ هادینجمآبادی و دیگری سید محمدطباطبایی از مدارس پشتیبانی کردند (کسروی، 1369: 38). در این دوره رجال سیاسی چون امینالدوله و اشخاصی چون میرزا حسن رشدیه و یحیی دولتآبادی و دیگران، انجمن معارف را به سال 1315ق در راستای تأسیس مدارس به سبک جدید بنیان نهادند که متفاوت با شیوهی تعلیمات مکتبخانه ای بود (دلریش، 1375: 129). این اقدام بدون هیچ گونه مسوولیتپذیری از سوی دولت انجام شد و ارائه مختصری کمک مالی تنها بخش مثبت از طرف دولت به این افراد بود (احتشام السلطنه،1367: 316-315). ازاین هنگام بود که گفتگو از درس خواندن دختران و باز شدند دبستانها برای آنها نیز بر زبانها افتاد (کسروی، 1369: 266). در سال 1316ق یحییدولتآبادی کتاب “علی” که مختص تدریس در مدارس پسران بود، را تألیف کرد. به دنبال این قضایا که مربوط به تحصیل پسران میشد، دختران نیز خواستار تحصیل شدند. در این سال یک باب مدرسهی دخترانه تأسیس شد، اما طولی نکشید که مدرسه بسته شد( عالم نسوان، سال3، ش 3، جمادی الاول 1341: 22-20) با وجود موانعی که در راه تأسیس مدارس دخترانه وجود داشت زنان دست از تلاشهای خود برنداشتند. طوبی رشدیه در سال 1321ق درقسمت مجزای خانه خود، مدرسهی” پرورش” را تأسیس کرد که چهار روز بعد از تأسیس توسط دولت منحل شد. در سال 1324ق بیبیخانم وزیراف مدرسهی “دوشیزگان ” را در تهران تأسیس کرد و آن هم به علت مخالفتها دوامی نیاورد. باید توجه داشت، مدارسی از این دست که با مشقات فراوانی تأسیس میشد بیشتر در خدمت طبقات اشراف و اعیان قرار داشت و بیشتر این مدارس با سرمایههای بانیان مدارس تأسیس میشد و دولت بر آنها نظارت نداشت و حتی گماشتگان خود را وا میداشت که این مدارس را تعطیل کنند. (ناهید،1368: 19) . بدین ترتیب تا آغاز مشروطه هیچ مدرسه دخترانهای اجازهی تأسیس نیافت و دختران اغلب در مدارس خارجی به تحصیل ادامه میدادند.
با پیروزی انقلاب مشروطه تحولی عظیمی در آموزش دختران ایرانی پدید آمد. یعنی اینکه آنها در سال 1324ق ضمن برگزاری گرده همایی بزرگ در تهران قطعنامهای که شامل دو بند بود را تصویب کردند و از مجلس خواستار تأسیس مدارس برای دختران شدند (آفاری، 1377: 16).
بعد از انقلاب مشروطه در خصوص تأسیس مدارس دخترانه یا عدم تأسیس آن در مجلس اختلاف نظر وجود داشت. مشروطهخواهان و نمایندگان مجلس اول در خصوص مدارس جدید به سه دسته تقسیم شدند. دسته اول، براین عقیده بودند که با توجه به گستردگی علوم جدید، دختران باید صرفا علومی را فراگیرند که مستقیما به کارشان آید، یعنی علاوه بر علوم مقدماتی (خواندن و نوشتن) به تربیت اطفال و خانهداری بپردازند ودر امور سیاسی دخالت نکنند (روزنامه مجلس، سال1، ش6 ، 16شوال 1324:ص 4). دسته دوم، از مشروطهخواهان، که بیشتر آنها از منورالفکران حزب دموکرات «فرقه اجتماعیون عامیون» بودند، معتقد بودند که نه تنها نباید برای آموزش دختران محدودیتی قایل شد؛ بلکه باید تمهیدی اندیشید تا تعلیم آنها اجباری باشد (اتحادیه،1361: 7). و دسته سوم از مشروطهخواهان با تأسیس مدارس دخترانه به سبک جدید مخالف بودند و همان مکتبخانهها را برای آموزش دختران کافی میدانستند(خسروپناه، 1381: 32 ). برخی از زنان تجدد طلب برای متقاعد کردن دستهی اول و سوم مشروطه خواهان با نوشتن مقالات متعدد و نگارش نامههای مکرر به مجلس، آنان را متقاعد کردند تا در تأسیس مدارس جدید با آنها همکاری کنند و در این مسیر به آیات قرآن در تمجید علم و حدیث رسول اکرم «طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه » متوسل شدند (ناهید، 1368: 25-24). در سال 1325ق با توجه به اینکه با تصویب قانون اساسی مشروطه، اصل نوزدهم آن به حمایت قانونی و مادی دولت از مدارس پرداخته بود؛ اما بازهم شاهد تأسیس مدارس دخترانه با هزینههای شخصی هستیم و زنان با تشکیل انجمنها و انتشار نشریهها در زمینهی تأسیس مدارس دخترانه تلاش کردند. خانم طوبی آزموده به کمک میرزاحسن رشدیه مدرسهی دخترانهی ناموس را تأسیس کرد. این در حالی بود که شیخ فضلالله با تأسیس مدارس دخترانه مخالف بود و در بیانیهی خود آن را در ردیف فاحشهخانهها قرار میدهد و مینویسد:
«اباحهی مسکرات و اشاعهی فاحشخانه‌ها و افتتاح مدارس تربیت نسوان و دبستان دوشیزگان و صرف وجوه روضهخوانی و وجوه زیارات مشاهد مقدسه در ایجاد کارخانجات و تسویه طرق و شوارع…» (رضوانی، 1362: 28).
با این حال گشایش مدارس ملی دخترانه در سالهای بعد همچنان ادامه یافت در سال 1327ش مدرسهی “عفاف و تربیت، “به ترتیب توسط علویه رشدیه، طوبیرشدیه تأسیس شد و همچنین مدرسهی “شمس المدارس” توسط خانم عطایی و مدرسهی “حجاب” توسط خانم رشدیه تأسیس شد (رشدیه، 1362: 148). با پایان یافتن دورهی استبداد صغیر در سال1327ق به صورت عملی شاهد تأسیس مدارس دولتی و حمایت دولت هستیم . در این سال دولت 10باب دبستان دخترانه تأسیس کرد که دختران قادر به ادامهی تحصیل در این مقطع نبودند(دلریش ،1375: 132). درسال 1329ق قانون معارف به تصویب مجلس رسید و وزارت فرهنگ عملا ایجاد شد و با تنظیم و تصویب قانون معارف از سوی وزارت معارف در نظام آموزشی و شروع برنامهریزی درسی تمرکزگرایی ایجاد شد. پافشاری احزاب سیاسی در مجلس دوم، در توسعهی مدارس بسیار موثر بود. حزب دموکرات “عامیون ” خواهان بر قراری تعلیم مجانی و اجباری برای آحاد ملت شدند و در ماده سوم مرامنامهی خود – توجه مخصوص در تربیت نسوان، آشکارا برحق سوادآموزی نسوان صحه گذاشتند (شریف کاشانی، 1362: 3615)، اما با وجود حمایت دولت در امر تأسیس مدارس، بازهم مدارس ملی دخترانه با هزینههای خصوصی تأسیس شد. در سال1329 ش مدرسهی “صدوقی و الحسان” توسط خانم رشدیه، مدرسهی ” عفاف ” توسط صفیه یزد، “ترقی بنات ” توسط ماهرخگوهرشناس و “تربیت نسوان” توسط ماهسلطان تأسیس شد. بتدریج در شهرستانهای بزرگ نیز مدارس ملی دخترانه تأسیس شد. در تبریز، مدرسهی فرهنگ، دارالتربیه، عصمتیه، فخریه، سپهر اناث، عزت، ارشاد، بنات اسلامی،حقیقت و… از سالهای 1344-1331ق تأسیس شدند (قاسمی پویا، 1377: 356). در اصفهان، مدرسهی دوشیزگان، اناث گلبهار، نسوان …. از سالهای 1339-1328ق تأسیس شد (ایمانیه ،2535: 198-197). در مشهد مدرسهی فروغ، عصمتیه، ارضاقدس، بانو، گوهریه از سالهای1343-1334ق تأسیس شد (قاسمی پویا ، 1377: 416-114) و در فارس نیز مدرسهی تربیت ملی اناث، بنات، تربیت بنات، عفتیه، فاطمیه، ادب، بنات ملی، عصمتیه، ناموس، زنهاریه، احتجابیه و … از سالهای 1344-1339ق تأسیس شد (امداد، 1385: 324-332). در رشت، مدرسهی بناتاسلامی، آذرمیدخت، سعادتنسوان و… از سال 1344-1327ق تأسیس شد (قاسمیپویا، 1377: 389). در کرمان، مدرسهی عصمتیه، و در یزد، مدرسهی اناث، ایراندخت، تهذیب دوشیزگان از سالهای 1343-1337ق تأسیس شد (همان:41). در تهران هم 57 باب مدرسهی دخترانه تأسیس شد. همهی مدارس دخترانه تا سال 1337ق/1297ش ملی بودند و دارای برنامهی یکنواخت و هماهنگی نبودند. برنامهی مدرسه برحسب ذوق و سلیقه بانیان مدارس بود (ضمیری ،1347: 167) و برنامهی آموزشی آنها ترکیبی از برنامهی مدارس سنتی و دروس مدرن اروپایی بود، اما از سال1337ق/ 1297ش نصیرالدوله، وزیر معارف کابینهی وثوقالدوله پس از تأسیس اداره تعلیمات نسوان، در تهران و تبریز، اقدام به تأسیس ده باب مدرسهی دولتی و یک مدرسهی تربیت معلم در تهران کرد (دلریش، 1375: 134) و با تأسیس دارالمعلمین مرکزی توسط دولت در سال 1337ق/1297ش در برنامهی آموزشی آنها تغییراتی ایجاد شد و به صورت علمیتر درآمد و همچنین با تأسیس دارالمعلمات که پایهی و اساس آن مدرسهی فرانسوی فرانکوپرسان بود، برنامهی آموزشی جدیدی در آن وارد شد که یکی از مهمترین دروس آن، پداگوژی یا تعلیم و تربیت بود و همچنین تعلیمات دیگری که شامل: فارسی، عربی، فرانسه، فقه، اخلاق، تاریخ، جغرافیا، حساب، هندسه، جبر، تاریخ طبیعی، فیزیک، شیمی، تعلیمات خانهداری، حفظالصحه و بچه داری، خیاطی، نقاشی و ورزش بود، در برنامهی درسی آنها گنجانده شد. به طور کلی با تأسیس چندین مدرسه نمیتوان نتیجه گرفت که تعلیم دختران در دورهی قاجار و حمایت دولت از امر آموزش عمومیت یافته باشد. نبود معلم زن، نبود امنیت کافی، مخالفت رو حانیون و از همه مهم تر نگاه فرودستی به زنان و عدم توجه به نقش آنان در تعلیم و تربیت و امور اجتماعی و بعلاوه آسیب پذیری زنان در جامعه که مانع پذیرش هویت مستقل آنان میشد، مانع تأسیس مدارس جدید دخترانه بود. روی هم رفته تا اواخر دورهی قاجار سوادآموزی دختران مانند ادوار قبلی برپایه مکتبخانهها و قرآن و شرعیات استوار بود. حال آنکه مصوبات مجلس، احزاب و دولت، مبنی بر تعلیم اجباری احاد مردم کمتر به صورت جدی و عملی پیگیری شد.

فصل سوم

عوامل موثر بر تحول نظام آموزشی در ایران

3-1- آشنایی با فرهنگ و تمدن و نهادهای آموزشی اروپاییان:

ایرانیان از دیرباز با کشورهای غربی روابطی داشتند، اما

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تعلیم و تربیت، مدارس جدید، دارالفنون، گلستان سعدی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی خلیج فارس، فرهنگ و تمدن، دولت عثمانی، مدارس جدید