پایان نامه با واژگان کلیدی محل وقوع جرم، آیین دادرسی کیفری، قانون آیین دادرسی کیفری

دانلود پایان نامه ارشد

اساتید چنین چیزی را خلاف اصول جزائی دانسته‌اند.
عده‌ای دیگری ازحقوقدانان نیزاعتقاد دارند درواقع همان جرایمی‌که درمرئی و منظر ضابطین دادگستری صورت گرفته باشند مشهود بوده و بقیه موارد نزدیک به مشهود یا درحکم مشهود می‌باشند. بعبارت دیگر با مواردی که ازجرم مشهود در قانون نام برده شده است نمی‌توان تعریف جامعی از جرم مشهود بدست آورد زیرا دامنه وسیعی را دربر می‌گیرد بنابراین جرم مشهود به معنای واقعی همان مواردی است که در مرئی و منظر ضابطین یا قاضی یا تعدادی ناظر صورت پذیرد و بلافاصله اعلام کنند و بقیه موارد « قریب به مشهود » هستند. 62
به هرحال آنچه مسلم می‌باشد این است که درقانون آیین دادرسی کیفری ایران اصطلاح مشهود گسترده تراز معنی لغوی آن بکاررفته و شامل موارد گسترده‌تری می‌باشد. برخی از اساتید حقوق، جرم مشهود را به دو قسم تقسیم کرده‌اند. از توجه به طرز انشاء قانون، معلوم می‌شود که مقنن ایران معتقد به دو قسم جرم مشهود است. “جرم مشهود واقعی یا موضوعی” جرمی‌ است که عمل مجرمانه درحضور مأمور کشف جرم یا درحضور یک دسته یا جماعت واقع می‌شود، یا بلافاصله پس از وقوع، خود مجرم مورد مشاهده مأمور قرار می‌گیرد یا آثار جرم مورد ملاحظه واقع می‌شود. این قسم جرم مشهودمبنی بر شهادت مأمور دولت یا شهادت عینی اشخاص عادی است اما “جرم مشهود فرضی یا حکمی” ‌عملی است که درحقیقت مشهود نیست ولی قانونگذار بعلت وضع خاص وقوع، آنرا مشهود تلقی می‌کند. احراز جرم در این قبیل موارد به کمک اولیه یا قرآین مادی یا براهین عقلی که امکان انتساب عمل مجرمانه به شخص معین را متصورمی‌سازد، صورت می‌گیرد.
این قبیل عبارتنداز:
وقتی بلافاصله پس از وقوع جرم، بزه دیده شخص یا اشخاصی را مرتکب معرفی کند. پیدا شدن علائم و آثار واضحه جرم یا اسباب و دلایل جرم درتصرف متهم و یا در زمانی نزدیک به وقوع، احراز تعلق اسباب و دلایل جرم به متهم، قرینه فرار، ولگرد بودن متهم، درخواست صاحب خانه63. بعنوان مثال دربندآخر که به ولگرد بودن متهم اشاره می‌کند اساساً ملاک مشهود بودن جرم مهم نیست بلکه حکم ماده دائر مدار مهم است.
ماده 273 قانون مجازات عمومی‌ولگرد راچنین تعریف کرده بود. « کسانی که وسیله معاش معلوم ندارند و از روی بی قیدی و تنبلی درصددتهیه کار برای خود برنمی‌آیند ولگرد محسوب می‌شوند.»

بند ششم: تجزيه و تحليل مصاديق جرم مشهود64
از آنجايي كه قانونگذار ايران جرم مشهود را تعريف نكرده و صرفاً به ذكر مصاديق آن اكتفا نموده است لذا تجزيه و تحليل هريك ازمصاديق جرم مشهود به شناخت اين نوع جرم كمك خواهد كرد. ذيلاً اين مصاديق موردبررسي قرار مي‌گيرند.
1- جرمي‌كه درمرئي و منظر ظابطان دادگستري واقع شود. اين مورد كاملترين ودقيق ترين نوع جرم مشهود است. مانند اينكه مأمور كلانتري درخيابان مشاهده كند موتورسواري درحال حركت كيف خانمي‌را بربايد. و يا شخصي با چاقويی، ديگری را مورد ايراد جراحت عمدي قراردهد.
2- ظابطان دادگستري بلافاصله درمحل وقوع جرم حضور يابند ؛ مثلاً شخصي با ضربات چاقو به قتل مي‌رسد مأمورين با تلفن اطلاع پيدا كرده و بلافاصله درمحل وقوع جرم حاضر مي‌شوند و به جمع آوري دلايل و تحقيق از مشهود مي‌پردازند.
3- ظابطان آثار جرم را بلافاصله مشاهده نمايند: بعنوان مثال به مأمورين نيروي انتظامي ‌اعلام مي‌شود كه شخصي يك اتومبيل را به آتش كشيده است با رسيدن مأمورين مرتكب متواري مي‌گردد اما مأمورين آثار وقوع جرم را بلافاصله پس از آن ملاحظه مي‌نمايند.
4- دونفر يا بيشتر كه ناظر وقوع جرم بوده اند بلافاصله پس از وقوع جرم شخص معيني را بعنوان مرتكب جرم معرفي نمايند: در اين مورد بايد توجه داشت كه معرفي مرتكب جرم توسط دو يا چند نفر توجيه خاصي ندارد. بلكه اگر يك نفر هم كه ناظر وقوع جرم بوده است، بلافاصله پس از وقوع جرم مرتكب را معرفي كند، مي‌تواند از مصاديق جرم مشهود باشد.65 بعيد نيست توجه قانونگذار به دو نفر يا بيشتر، تأثير پذيرفته از ضوابط و مقررات شرعي در فقه اسلام باشد كه درجرايم مهم از قبيل قذف و شرب خمر حداقل شهادت دونفر را لازم دانسته و علت آن هم روشن است در واقع درشهادت دونفر ضريب خطر به مراتب كمتراز شهادت يك نفربوده و ضريب اطمينان از وقوع جرم در اعلام آن توسط دونفر به مراتب بيشتراست ازيك نفر.
البته ظاهر كلمه «نفر شامل مرد وزن بالغ و نابالغ، عاقل و ديوانه و … مي‌شود زيرا اين كلمه بصورت مطلق استعمال شده و داراي قيد نمي‌باشد. اما به نظر مي‌رسد بايد از نظر ظاهري در وضعيتي باشد كه ظن به گفتار او حاصل شود به هرحال دراين مصداق از جرم مشهود نيز مثالهای قابل ذكر است. بطور مثال پس از وقوع تصادف منجر به فوت و يا صدمه بدني دونفر رهگذر كه شاهد قضيه بوده‌اند بلافاصله به كلانتري محل مراجعه و اعلام جرم كنند.66
يا ازخيابان، عده ای از مردم ملاحظه نمايند كه يك موتورسوار كيف دستي خانمي‌ را ربوده و فرار مي‌كند. دراين موقع عده‌اي از افراد ناظر بلافاصله به كلانتري محل رجوع كرده و شخص مرتكب را معرفي نمايند.
5-مجني عليه (بزه ديده) بلافاصله پس از وقوع جرم شخص معيني را بعنوان مرتكب جرم معرفي كند: دراين مورد معرفي بايد پس از وقوع جرم و بلافاصله بعداز وقوع آن صورت گيرد و بديهي است كه درواقعيت جرم نيز نبايد براي مأمور، ابهام و ترديدي وجود داشته باشد. بنابراين مأموركشف جرم مادام كه قطعيت وقوع جرم را احراز نكرده و فاصله نزديك به زمان وقوع جرم رانيز محرزنكند، اقدامش درجهت دستگيري شخص به صرف معرفي شاكي، صحيح نخواهدبود. مثلاًمأمورين نيروي انتظامي‌درحال گشت زني با فردي مواجه مي‌شوند كه سروصورتش زخمي‌و خون آلود است مأمورين ازفرد مجروح پرسشهایی مي‌كنند فرد مذكور نيز بلافاصله صاحب خانه اش را بعنوان مرتكب معرفي كرده و از او شكايت مي‌كند.
6- بلافاصله پس از وقوع جرم علائم و آثار واضحه يا اسباب و دلايل آن در تصرف متهم يافت شود: قرينه تصرف براي مأموركشف جرم، دستگيري متهم را با اجتماع شرايط زير امكان پذير مي‌كند:
الف – مسلم بودن وقوع جرم
ب: مسلم بودن ارتباط اثر و علامت يا اسباب و دلايل جرم با جرم واقع شده
ج: مسلم بودن تصرف آنها بوسيله متهم.
بايد توجه داشت كه بين علائم و آثار با اسباب و دلايل جرم تفاوت دارد. بطور مثال، نقش انگشتان، خون ريخته شده مجنی عليه درمحل يا روي بدن يا روي اتومبيل متهم، جاي پا و انگشتان اشياء مجنی عليه درمحل يا روي لباس يا اتومبيل يا دربدن متهم به نحوي كه فرض تصرف برآن بارشود، همگي از مصاديق آثار و علامت مي‌باشد.

اما اسباب جرم آلت و ابزاري هستند كه بزه بوسيله آنها ارتكاب مي‌يابد. مثل اسلحه، چماق، چوب و ليوان پر از ماده سمي‌. اگر اين نوع وسايل درتصرف متهم يافت شوند، مورد از مصاديق دستگيري خواهد بود.
منظور از دلايل جرم نيز،شيء موضوع ارتكاب جرم است. مثل مال موضوع سرقت، و يا كلاهبرداري يا مانند وضع سارقي كه قاليچه شخصي را سرقت كرده و آن را در زمان نزديكي پس از وقوع جرم درتصرف خويش دارد كه اين وضع نيز به مأمور صلاحيتدار اجازه دستگيري شخص را مي‌دهد يا در پاسگاههاي مرزي مأمورين نيروي انتظامي‌ با بازديد از يك اتومبيل، مقداري موادمخدر ازآن كشف كرده و راننده اتومبيل را دستگير كنند يا مأمورين كلانتري درحال گشت‌زني، خودروئي را كه ساعتي قبل اعلام سرقت آن شده است درتصرف كسي يافته و لذا اورا دستگير نمايند.
7- بلافاصله پس از وقوع جرم، تعلق و اسباب ودلايل جرم به متهم محرز شود؛ اگر يك مأمور پليس به كمك شهادت يا اقرار و يا ساير طرق معقول و قانوني، بلافاصله پس از وقوع جرمي ‌كه براي او مسلم است تعلق اسباب ودلايل جرم را به شخصي احراز نمايد، حق دارد وي را دستگير نمايد. بطور مثال مأمورين مرزي در حال بازرسي اتومبيلها مي‌باشند صاحب يكي از اتومبيل‌ها كه درصف بازرسي قرارگرفته و حامل مواد مخدر است، احساس خطر كرده و از اتومبيل خود پياده شده و آن را رها مي‌كند و خود را يك عابر پياده معرفي كرده و ماموران نيز اين فرد را دستگير مي‌كنند. بايد توجه داشت بين موردي كه دونفر يا بيشتر ناظر وقوع جرم بوده‌اند و بلافاصله پس از وقوع جرم شخص معيني را مرتكب جرم معرفي مي‌كنند با موردي كه بلافاصله پس ازوقوع جرم، تعلق اسباب و دلايل جرم به متهم احراز مي‌شود متفاوت است. درحالت اول، بدواً آثارجرم به رؤيت ضابط نمي‌رسد، بلكه ناظرين جرم بلافاصله پس از وقوع جرم نزد ضابط حاضر شده و شخص معيني را بعنوان مرتكب جرم معرفي مي‌كنند اما در حالت دوم ضابط دادگستري آثار و دلايل جرم را مي‌بيند. مثلاً جنازه‌اي را مشاهده مي‌كند كه درخون غوطه‌ور است يا اسلحه‌اي را مي‌يابد كه به تازه‌گي ازآن شليك شده و هنوز گرم است و بوي باروت كاملاً معلوم مي‌باشد. بنابراين حالت اول ناظر به شاهدين جرم است درحالي كه حالت دوم در ارتباط با خود ضابط مي‌باشد.
8- متهم بلافاصله پس از وقوع جرم قصد فرار را داشته باشد ؛ قانونگذار قصدفرار مرتكب را بلافاصله پس از وقوع جرم يكي از نشانه‌هاي جرم مشهود اعلام كرده است اما توجيه مناسبي براي اين مورد وجود ندارد. زيرا قصد فرار كه پس از ارتكاب جرم حاصل مي‌شود، تأثيري در مورد مشهود يا غيرمشهود بودن جرم ندارد.
احتمال مي‌رود قانونگذار اين حالت را از آن جهت در جرايم مشهود قرار داده است، تابدين وسيله اختيارات ضابطان دادگستري را گسترش داده و آنها بتوانند با دستگيري متهم از فرار وی جلوگیری کنند. مثال قابل ذکر در این مورد آن است که کسی با دیدن مامور نیروی انتظامی‌و ملاحظه وضعیت جرمی‌ که خود مرتکب آن بوده است، رنگ پریده و پریشان خاطر شده و با حرارت مادی و عملی قصد فرار دارد.

گفتار دوم :جرم غيرمشهود

در این گفتار ابتدا به تعریف جرم غیر مشهود و در ادامه به بررسی موضوع ایست و بازرسی از خودروها در این نوع از جرایم خواهیم پرداخت.

بند اول: تعريف جرم غيرمشهود
در آيين دادرسي كيفري از نظر مدت فاصله زماني ميان وقوع جرم و كشف آن، جرائم به دو دسته مشهود و غيرمشهود تقسيم مي‌شوند و براين تفكيك نيز، از نظر وظايف و اختيارات ضابطين، آثاري مترتب مي‌گردد. ماده 21 ق ا دك بدون اينكه تعريفي از جرائم مشهود ارائه دهد در 6 بند تنها به ذكر مصاديق آن مي‌پردازد.67 درغير از موارد بندهاي ماده مرقوم، وظيفه ضابطين قضایی به اعلام وقوع جرم به دادستان محدود مي‌شود و فاقد اختياراتي هستند كه درمورد جرم مشهود عنوان مي‌گردد. دراينصورت ضابطين پس از اطلاع دادن به دادستان بايد براي اقدامات بعدي درانتظار دستورات وي باشند.
مطابق ماده 18 ق ا دك: « ضابطين دادگستري به محض اطلاع از وقوع جرم، در جرائم غيرمشهود مراتب را جهت كسب تكليف و اخذ دستور لازم به مقام ذي صلاح قضايي اعلام مي‌كنند ………. »
درصورتيكه وقوع جرم ازنظر ضابطين دادگستري محل ترديد باشد و يا از منابع موثقي و مورد اعتماد ازآن مطلع نشده باشند بايد قبل از اعلام آن به دادسرا اقدام به تحقيقات لازم دراين زمينه كرده و صحت سقم آن را مورد بررسي قراردهند تا پس از حصول اطمينان از وقوع جرم، مراتب را به اطلاع دادستان برسانند.68

بند دوم: بازرسي از خودروها در جرائم غيرمشهود
يكي از اقداماتي كه ضابطين گاه به آن مبادرت مي‌ورزند، ايجاد پست هاي ايست و بازرسي در خيابانها و مبادي ورودي شهرها و اقدام به بازرسي خودروهاي عبوري است. اداره حقوقي قوه قضاییه در نظريه هاي مشورتي متعددي كه درپاسخ به استعلام هاي صورت گرفته ازآن اداره ابراز داشته، بازرسي خودروهاي عبوري توسط مأموران دراين محلها، بدون دستور مقام قضایی را در جرائم غيرمشهود غيرقانوني دانسته است.
بعنوان مثال درقسمتي از نظريه اين اداره آمده است: « ……. با توجه به اصول قانون اساسي جمهوري اسلامي ‌ايران در فصل سوم راجع به حقوق ملت تفتيش و بازرسي منازل و وسايل نقليه و بطوركلي اموال و اجناس مردم بدون اينكه اتهامي‌متوجه آنان باشد يك نوع تعرض به حقوق ملت به شمارمي‌رود و از نظر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حقوق جزا، ارتکاب جرم، محل وقوع جرم Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی آیین دادرسی، مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان