پایان نامه با واژگان کلیدی مبانی اسلامی، شورای نگهبان، نظام اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

د که در این صورت، حکم و دستور او مطاع و لازم الاجراء نيست و اعمال حقوقي بدون اذن و موافقت او نيز اعتبار دارد و ضمانت اجرايي براي اعمال مستقيم نظر او وجود ندارد.
نظارت استطلاعی در موارد مختلفی از قانون اساسی و قوانین عادی آمده است. به عنوان مثال، نظارت «سازمان بازرسی کل کشور» نظارت استطلاعی است؛ زیرا این سازمان، نتایج بازرسیهای خود را به مراکز مربوط، مانند مراجع قضایی و دیوان عدالت اداری میفرستد. در اصل یکصد و هفتاد و چهارم قانون اساسی آمده است: «بر اساس حق نظارت قوهی قضائيه نسبت به حسن جريان امور و اجراي صحيح قوانين در دستگاههاي اداري، سازماني به نام سازمان بازرسي کل کشور زير نظر رئيس قوهی قضائيه تشکيل ميگردد. حدود اختيارات و وظايف اين سازمان را قانون تعيين ميکند».
همچنين بازرسان وزارت آموزش و پرورش که وظيفه و حق تحقيق و تفحص در امور مدارس را دارند، نظارتشان استطلاعي است. آنان بعد از آنکه نظارت خويش را اعمال کردند، گزارشي تهيه نموده و آن را به مقامات ذيصلاح، ارائه ميکنند.

1- 6-3-2. نظارت استصوابی
استصواب در لغت به معنای صوابدید است و مقصود از نظارت استصوابی، این است که ناظر علاوه بر کسب اطلاع، صواب دید هم مینماید؛ یعنی میتواند حکم و دستور هم صادر نماید و حکم او نیز مطاع و نافذ است. به عبارت دیگر منظور از نظارت استصوابی این است که اعمال حقوقی زیر نظر مستقیم و با تصویب و صلاحدید ناظر انجام میشود.37
این اصطلاح، یکی از اصطلاحات فقهی است که در کتب فقهی امامیه، بیشتر در ابواب وقف و وصیت مطرح است. به عنوان مثال، در کتاب تحریر الوسیله آمده است: «واقف میتواند بر کار متولی وقف، ناظر تعیین کند. اگر معلوم شد که مقصود واقف از نظارت این است که ناظر برای حصول اطمینان بر کار متولی اطلاع پیدا کند، متولی در تصرفات خود مستقل است و به اذن ناظر در صحت و نفوذ تصرفاتش نیاز نیست و صرفاً اطلاع او لازم است؛ و اگر روشن شود که اعمال نظر و تصویب ناظر مقصود واقف است، متولی نمیتواند بدون اذن و تصویب ناظر تصرفی انجام دهد و اگر معلوم نشد که مراد واقف از جعل ناظر چیست، لازم است که هر دو امر (اطلاع و اذن و تصویب ناظر) رعایت شود»38.
از قسمت دوم فرمایش حضرت امام (ره) نظارت استصوابی استفاده میشود که تقریباً نظر و فتوای مرحوم آیت الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی نیز همین است39.
بنابراین، نظارت استصوابی نظارتی است که اذن ناظر و در حقیقت موافقت او، در صحت عمل نماینده یا متولی شرط است40. به عبارت دیگر، نظارت استصوابی در جایی است که مجری نباید کاری را بدون نظر و اجازه و تصویب و صلاحدید ناظر انجام دهد و اگر کاری را بدون صلاحدید و تصویب ناظر انجام دهد، صحیح و نافذ نیست.41
نظارت استصوابی نیز در موارد مختلفی از قانون اساسی و قوانین عادی وجود دارد. با توجه به تعریف و مشخصات این نظارت و به عنوان مثال، میتوان نظارت شورای نگهبان بر قوانین و انتخابات را نظارت استصوابی دانست.
1-7. مسؤولیت
1-7-1. تعریف مسؤولیت
در فرهنگ فارسی رئیس به معنای سرداری، بزرگی، سروری و فرمانروايی تعريف شده42 و مسؤول هم به معنای رئیس مصطلح شده که «ضمانت، ضمان، متعهد و مؤاخذه» معنی میدهد43. در تعريف ديگر مسؤول به معنای چيزی خواهش شده و کسی است که فريضهای بر ذمه دارد که اگر عمل نکند از او بازخواست شود و مسؤوليت نيز به معنی مسؤول بودن و موظف بودن به انجام دادن امری است44.
به نظر میرسد بعضی اوقات رئیس مترادف با کلمهی مدیر هم در فارسی به کار میرود. مدیر به معنای گرداننده، دور دهنده و اداره کننده45، به کسی گفته میشود که کاری را اداره کند. رئیس یا فرمانده هم به شکل مترادف در همين معنا قابل استعمال است؛ زیرا در متون، رئیس و یا مدیر را به جای مافوق که همان دستور دهنده است استفاده مینمایند. در خصوص واژهی مسؤوليت بايد گفت اين لغت از «سَئَلَ» اشتقاق يافته و به معنای درخواست کردن، سؤال کردن، جستجو کردن، يافتن و ضرورت پاسخگو بودن است46.
مسؤولیت در تعريف ديگر به معنای آنچه که انسان عهدهدار و مسؤول آن باشد از وظایف و اعمال و افعال میباشد47. مسؤول در اقسام رشتههای حقوق اعم از حقوق مدنی، کيفری و اداری به معنای مأخوذ، مؤاخذه و مورد بازخواست میباشد.
به طور کلی میتوانيم در تعريف واژهی مسؤوليت اينچنين بيان نماييم که، مسؤوليت عبارت است از هر فعل يا ترک فعل ظاهری و باطنی که انسان به سبب تکليف از سوی شارع مقدس، قانون و يا پذيرش شخصی به انجام يا ترک آن مکلف است و در صورت تخطی از آن، مورد بازخواست قرار میگيرد.

1-7-2. گسترهی تاریخی مسؤولیت فرمانداران
مسؤولیت در طول تاریخ سرنوشت متنوع و پرماجرایی داشته است. از زمان تکوین و پیدایش جوامع نخستین تاکنون مبانی آن تغییر یافته و به سوی تکامل پیش رفته است. مفهوم مسؤوليت به معانی عام، از ديرباز با دو مقولهی اختيارات و وظايف همراه بوده است. برای نمونه میتوان به زندگی در جوامع بدوی و قبايلی اشاره کرد که مسؤول يک طايفه در قبال اختيارات وسيع همچون صدور فرمان جنگ يا صلح که زندگی اعضای قبيله را تحتالشعاع قرار میداد، وظيفهی دفاع و خونخواهی از افراد قبيله را نيز برعهده داشت.
بی شک مقولهی «مسؤولیت» در دنيای امروز به عنوان موضوعی نو و بکر، مطرح نمیشود، چرا که با تشکيل نخستين جامعهی بشری، عملاً بحث و تفکر مديريتی نيز باب شد. پژوهشگران علوم تاريخی معتقدند که در آغاز، در قبايل بدوی چيزی بنام مديريت سازمان يافته و حتی ابتدايی آن، وجود نداشت و در واقع تنها سازمانی که میتوانست اعضای خويش را به رعايت قانون نانوشتهای که مورد پذيرش همه بود، به طور عينی وا دارد، همانا واحد اجتماعی «خانواده» بود48.
خانواده، تحت امر پدر و يا رئيس خانواده اداره میشد و وظايف متعددی را بر عهده داشت که از جملهی آنها میتوان به وظيفهی نگهداری از اعضای خانواده در برابر تجاوز ديگران و همچنين نظارت بر مقررات داخلی و رعايت آن توسط افراد خانواده، اشاره کرد.
با پيشرفت نظام اجتماعی و پديدار شدن مجموعههایی که هرکدام برای پيشبرد اهدافِ خاص، تحت عنوان تشکيلات اداری اعلام موجوديت کردند، باز تعريف مفهوم مسؤوليت اعم از اختيارات و وظايف مديران و رؤسا از اهميت بسزايی برخوردار شد. در حال حاضر مبانی مسؤولیت در اکثر تحقیقات و کتابهای حقوقی مورد بحث قرار گرفته وليکن بهطور ويژه، راجع به مسؤولیت نظارتی مطالب متمايزی ذکر نگردیده است.
فلسفه و مبنای اصلی مسؤولیت مدیران و رؤسا را باید در اختیارات اعطایی به واسطهی قانون جستجو کرد. در واقع همانگونه که حق امر و نهی و صدور دستورات و اوامر به رؤسا و مدیران واگذار شده، ايشان وظايف و تکاليفی در حيطهی مسؤوليت خود دارند. چنین مبنایی به صورت کلی در قالب حق و تکلیف پذیرفتنی است که در واقع همان فلسفه حقوق میباشد.

1-7-3. مسؤولیت فرمانداران در مبانی اسلامی
پس از ظهور اسلام و پديد آمدن تمدن گستردهای که بخشهای عمدهای از آسيا، آفريقا و حتی اروپا را دربرگرفت، آموزههای اسلام که بر روح برادری و برابری مبتنی بود، بين اهالی اين خطهها، فرهنگ قوی و مشترکی را پديد آورد که زير بنای ايجاد سازمان توانمند اجتماعی شد49.
پیامبر اسلام (ص) پس از تشکيل جامعهی اسلامی در يثرب، ادارهی امور مسلمانان را برعهده گرفت و برای اجرای احکام خدا، نظام ويژهای را بنياد نهاد. به مرور زمان و با توسعهی بلاد اسلامی، در گام نخست ایشان برای هر شهر، فرماندار و مسؤولی تعيين کرد. اين سيرهی نبوی با استدلال عقلی همراه است؛ چه اينکه هر اجتماع و گروهی بدون رهبر و مدير، دچار هرج و مرج شده و سرانجام آن نابودی خواهد بود.
مديريت مؤثر، به شکوفايی و تحقق سريع اهداف هر جمع و سازمانی منجر خواهد شد که در اين ميان نقش مدير کارآمد، بارزتر است. اميرالمؤمنين (ع) در اهميت نقش مسؤول و فرماندار میفرمايد: «و إِنَّهُ لَيَعلَمُ أَنَّ مَحَلِّی مِنها مَحَلُّ القُطبِ مِنَ الرَّحَی»50. یعنی: جايگاه من نسبت به حکومت اسلامی، چون محور آسياب به آسياب است که دور آن حرکت میکند.
يکی از مسؤوليتهای زمامداران و کارگزاران در نظام، نگاه مسؤولانه به منصب مورد تصدی است؛ زيرا نوع نگاه به مسؤوليت از امور بسيار مهمی است که در شکلگيری اخلاق زمامداری و مديريت، نقش بسزا دارد. مسؤولی که پُست خود را امانت میداند میکوشد تا اين بار امانت را حفظ کند و آن را به منزل رساند51.
امام علی(ع) در ضروت نگاه مسؤولانه به مسؤوليت فرمود: «إنَّ عَمَلَکَ لَيسَ لَکَ بِطُعمَة و لِکَنّهُ فِی عُنُقِکَ أمانَة»52. یعنی: همانا پُست فرمانداری برای تو وسيلهی آب و نان نبوده، بلکه امانتی در گردن تو است.
کاملاً واضح است اين باور که هر پُست و مقامی، مسؤوليتی بزرگ و امانتی سنگين است وظايف متناسب با خود را برای کارگزار میطلبد که ضرورت پاسخگويی به صاحبان امانت، سامان دادن به امور دين و آيين اجتماع و اداری، رعايت عدالت و منش مردمی از جملهی اين الگوهاست.
1-8. نصیحت
1-8-1. تعریف لغوی نصیحت
«نصیحت» که ریشهی آن «نصح» میباشد، در لغت‏ به معناى خلص و صفا است. این واژه در استعمالات زبان عرب از «نصحت العسل» به معنای تصفیه و خالص کردن عسل و همچنین از «نصحت الثوب» به معنای دوختن لباس گرفته شده است. «نصاح‏» یعنی نخ خیاطى و «منصحه‏» یعنى سوزن نخ خیاطى و «ناصح‏» یعنى‏خیاط53.
نصح در ابتدا برای عسل صاف و دوختن لباس وضع شده ولی بعدها در مقابل غش و به معنای خالص بودن و صداقت نیز به کار رفته است54.

1-8-2. تعریف اصطلاحی نصیحت
نصیحت در اصطلاح به معنای خیرخواهی است؛ یعنی هر گفتار یا عملی که در آن خیر منصوح، منظور شده باشد. به عبارت دیگر «نصیحت عبارت است از فعل یا قولی که خیر و صلاح فرد در آن است… و توبهی نصوح، توبهای خالص میباشد و یا به معنای اخلاص در توبه است و یا به معنای محکم کاری و غیر شکننده بودن است»55.
خلوص و صفاى باطن است که ناصح را خیرخواه و دلسوز مى‏گرداند و او را وادار به محبت و اطاعت و یا موعظه و ارشاد مى‏کند. حقیقت ‏نصیحت همان خلوص، اشتیاق، علاقه، محبت و صمیمیت قلبى و روحى ناصح است ‏که به صورت‏هاى گوناگون، بر نیّات و گفتار و رفتار او جارى مى‏شود.
بنابراین نصیحت ‏یا خیرخواهى ‏یک مفهوم عام است که مصادیقى ‏دارد. اما همین مفهوم عام به حسب موارد و کاربرد معناى خاصى پیدا مى‏کند و معنا و مصداق آن با شواهد و قرائن، مشخص و معین ‏مى‏گردد. به عنوان مثال، علامهی مجلسى مى‏فرماید: «مناصحهی ولایت ‏یعنى خالص و پاک بودن دوستى از دغلکارى و عمل کردن‏ بر اساس آن محبت»56.
1-9. مجلس خبرگان رهبری
1-9-1. تعریف خبره
«خُبره» واژهای عربی و مصدر به معنای علم به حقیقت و دقایق چیزی میباشد. این واژه در مورد آگاهی و علم مبتنی بر تجربه نیز به کار رفته است57.
بعضی «خِبره» را در معنای اسم مصدری، سنجش و حساب و در معنای وصفی و اسمی، کارشناس دانستهاند58.
از مهمترین مشتقات خبره، واژهی «خَبیر» است که به دارندهی یک تخصص که برای بررسی امری تعیین میشود، گفته میشود.

1-9-2. مجلس خبرگان رهبری
مجلس خبرگان رهبری، گروهی از کارشناسان باتجربه و متخصص در امر شناسایی فقیه جامع الشرایطی میباشند که صلاحیت رهبری جامعه را دارد. این مجلس متشکل از فقهای واجد الشرایط است که بر اساس اصل یکصد و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مسؤولیت تعیین و عزل ولیّ فقیه و نظارت بر وی را دارند. مدت هر دورهی این مجلس که اعضای آن به وسیلهی انتخابات و توسط رأی مستقیم مردم انتخاب می‌گردند، هشت سال می‌باشد.
در مورد تعیین ولیّ فقیه که از جمله وظایف مجلس خبرگان رهبری میباشد، گفته میشود: «حق حاکمیت که از سوی خداوند آفرینش به جامعهی بشری داده شده است، گاهی بی‌واسطه اعمال می‌شود و گاه با واسطه. در مواردی که وضع مورد رأی، روشن باشد و هیچ ابهامی در آن نباشد، مانند آنکه در مسألهی رهبری، هیچ رقیبی برای مورد رأی یافت نشود که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ولایت فقیه، امام خمینی، حکومت اسلامی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی امام خمینی، ولایت فقیه، پیامبر (ص)