پایان نامه با واژگان کلیدی قیمت سهام، بازار سهام، سود تقسیمی، انتظارات عقلایی

دانلود پایان نامه ارشد

که بازدهی سهام را تحت تاثیر قرار میدهد تغییرات پیشبینی نشده در نرخ بهره بدون ریسک، قیمتگذاري را تحت تاثیر قرار میدهد و آن بر روي ارزش زمانی جریانات نقدي آتی تاثیر میگذارد و این دو در کل بر روي بازدهی تاثیر خواهند داشت. نرخ تنزیل همچنین بستگی به صرف ریسک دارد. بنابراین تغییرات پیشبینی نشده در میزان صرف ریسک بازدهی را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
جریانات نقدي مورد انتظار بدلیل حضور عوامل واقعی و غیرواقعی (صوري) تغییر میکند. تغییر در نرخ تورم مورد انتظار، بر روي جریانات نقدي اسمی‎(غیر واقعی) مورد انتظار همانند نرخ بهره اسمی‎تاثیر می‎گذارد. وقتی که تغییر نسبی قیمتها همپاي تورم عمومی‎باشد، در نتیجه تغییر در ارزش دارایی را می‎توان مرتبط با تغییر در متوسط نرخ تورم دانست.
وقتی معیار انتخاب شده از بابت، صرف ریسک عدم قطعیت تولید صنعتی را پوشش نمیدهد نهایتاً، تغییر در سطح تولید واقعی مورد انتظار ارزش روز واقعی جریانات را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
ابداع و نوآوري در فعالیتهاي مولد بر روي بازدهی سهام از طریق تاثیر آن بر روي جریانات نقدي تاثیر خواهد گذاشت (جهانخاني و ظريف فرد 1374).

2-2-6. تئوري انتظارات
قیمت سهام معمولاً تجلیکننده انتظارات سهامداران و سرمایهگذاران در بازارهاي اوراق بهادار است بطوريکه هر تصمیم و واقعهاي در مورد شرکتها روي دهد که با انتظارات سرمایهگذاران مغایر باشد، روي قیمت سهام نیز تاثیر میگذارد. بعبارت دیگر اگر این خلاف انتظار جنبه مثبت داشته باشد بر قیمتها اثر مثبت می‎گذارد. براي مثال در صورتی که سرمایهگذاران انتظار رشد 5 درصد در سود‎یک سهم را داشته باشند ولی اطلاعاتی دریافت گردد که این رشد بیش از پنج درصد خواهد شد، همین مساله موجب افزایش قیمت آن سهام میگردد و اگر خلاف انتظار جنبه منفی داشته باشد بر قیمتها اثر منفی میگذارد. به همین دلیل‎یک مدل شناخته شده ارزشیابی قیمت سهام بر تنزیل سودهاي آینده استوار است و همچنین تئوري انتظارات عقلایی بر این نظر استوار است که مردم رفتار عقلایی دارند و بهترین عامل ممکن را انجام میدهند. به موجب این نظریه تصور مردم از آینده با توجه به همه اطلاعات در دسترس و همچنین استنباط آنها از کارکرد اقتصاد شکل می‎گیرد.
براي مثال اگر معتقد به نظریه پولیون (پول گرا) باشید و بخواهید نرخ تورم را در سال آینده پیش بینی کنید، رشد عرضه پول را در سال قبل مورد توجه قرار میدهید و آنهایی که قیمت را تابع هزینه‎ها میدانند اطلاعات مربوط به دستمزدها، مواد اولیه و این قبیل را مورد توجه قرار داده و انتظارات خود را از نرخ تورم در سال آینده شکل می‎دهند.
خی از منتقدین این نظریه به عدم امکان جمعآوري و تحلیل اطلاعات مختلف از سوي تک تک افراد از میان انبوه اطلاعات اشاره می‎کنند. در پاسخ گفته میشود که اولاً پیش بینی اقتصادي و تکنیک و روشهاي آن امروزه به صورت‎یک امر جهانی درآمده و حتی روزنامه‎ها و تحلیلگران مختلف نیز به تحلیل اوراق بهادار و سایر دارائیها میپردازند. ثانیاً علیرغم اینکه هر‎یک از پیشبینیکنندگان داراي طرز تلقی و‎یک نحوه فکري مشخص هستند، ولی زمانی که همه انتظارات افراد با همدیگر جمع شده و در مورد‎یک نوع دارایی مالی به قضاوت بنشیند، اشتباهات آنها همدیگر را خنثی مینماید و‎یک تصور کلی از آینده به وجود میآید که برآیند کلیه اطلاعات موجود است و این همان انتظارات عقلایی است (یعقوب نژاد و همکاران 1389).
از طرف دیگر نظریه انتظارات عقلایی بر این باور نیست که افراد مرتکب اشتباه نمیشوند، بلکه براین اعتقاد است که وقتی اطلاعات لازم براي تصحیح اشتباهات فراهم باشد مردم همان اشتباه را سال به سال تکرار نخواهند کرد. بر اساس این نظریه قیمتهاي سهام تجلی اطلاعات حال و انتظارات مربوط به آینده است و عامل مهمی‎که موجب تغییر قیمتها می‎شود، اطلاعات جدید است.
بطورکلی اطلاعاتی که بازار سهام را به حرکت در میآورد و تکان میدهد اطلاعات کاملاً جدید است نه از آن دسته اطلاعاتی که مردم انتظار آن را دارند.
از نظر این تئوري در صورتی که افراد و‎یا مؤسساتی به چنین اطلاعات داخلی و مهم دسترسی داشته باشند میتوانند به سهولت براي سوددهی از آن بهرهمند شوند. همچنین این نظریه نوسانات بازار سهام را به واکنش افراد نسبت میدهد و مهمترین موضوعی را که براي صاحبان سهام مطرح میداند سوددهی سهام است، آن هم سوددهی در آینده.
اگر این انتظارات منفی باشد قیمت سهام شروع به کاهش کرده و اگر انتظارات افراد نسبت به سوددهی مثبت باشد قیمت سهام رو به ترقی خواهد گذاشت. طرز برخورد و تلقی افراد و‎یا اطلاعات جدیدي که به بازار میرسد نوسانات قیمتها را تشکیل داده و نوسانات قیمت سهام نیز نوسانات شاخص بازار را تشکیل می‎دهد.
بدین ترتیب که مثلاً اگر سرمایهگذاران تغییر در سود سهام را زودگذر بدانند‎یک نوع عکسالعمل نسبت به آن نشان خواهند داد و اگر تغییر را دائمی‎بدانند برخورد دیگري خواهند کرد. بعبارت دیگر در حالت اول‎یک نوسان ایجاد می‎شود و در حالت دوم قیمتها در سطح جدیدي قرار خواهند گرفت (اکبري 1390).

2-2-7. تئوري سنتی قیمت سهام
براساس این تئوري عامل اصلی نوسانات، مربوط به تغییر عایدي (درآمد) شرکت میباشد. این تئوري در واقع بر این عقیده است که قیمت‎یک سهم تابعی از ارزش فعلی سود تقسیمی‎آتی می‎باشد.
در هر وضعیتی که‎یک تغییر در درآمد (عایدي)‎یک شرکت بخصوص،‎یک صنعت،‎یا کل اقتصاد کشور نشان داده میشود، معمولاً قیمت سهام زودتر از درآمد واقعی و سود تقسیمی‎واقعی تغییر میکند. این تئوري، سود تقسیمی‎را بعنوان‎یک عامل مهم در قیمت میشناسد اما آنرا عامل دومی‎میداند. بر طبق تئوري فوق، سود تقسیمی‎باید از عایدي هر سهم (EPS) تبعیت کند و از آنجائیکه در محاسبه شاخص قیمت سهام در بازار بورس اوراق بهادار تهران ارزش جاري سهام منتظره را بر ارزش پایه سهم منتشره تقسیم مینماید لذا مهمترین عامل تغییر شاخص، قیمت سهام میباشد و در تئوري فوق قیمت سهام تابع عایدي هر سهم میباشد لذا عایدي هر سهم عامل مهمی‎در تغییر شاخص بازار میباشد. این تئوري در تحقیق حاضر بدان جهت مورد اهمیت قرار گرفته که افزایش قیمت سهام بخشی از بازدهی کل را تشکیل می‎دهد (Fernandez 2002).

2-2-8. تئوري اعتماد
بر اساس این تئوري عامل اصلی در تغییرات (نوسانات) قیمت سهام، افزایش‎یا کاهش اعتماد سرمایه‎گذاران و دلالان به آینده قیمت سهام، عایدي هر سهم و سود تقسیمی ‎می‎باشد.
براساس این تئوري جو روانی بازار در توجیه قیمت سهام نسبت به تجزیه و تحلیلهاي مبتنی بر آمار و ارقام از ارجحیت بیشتري برخوردار می‎باشد.
عوامل سیاسی و اقتصادي بر روي روند بازار تاثیر میگذارد، که این عوامل ممکن است برروي سهام‎یک شرکت‎یا‎یک دسته از سهام شرکتهاي مختلف،‎ یک صنعت‎ یا کل بازار تاثیرگذارند. اغلب اوقات در بازار هزاران سرمایه گذار و دلال هستند که هر‎یک از اینها سعی در پیش بینی روند قیمتها دارند. این پیشبینیها قیمت سهام را در بازار تحت تاثیر قرار خواهند داد.
اگر‎یک اکثریتی عقیده بر این داشته باشند که وضعیت بازار‎یک وضعیت در حال رشد می‎باشد در این حالت باید خریدار سهام بود براي اینکه قیمت سهام افزایش خواهد‎یافت و اگر اعتقاد اکثریت بر این باشد که بازار در حال افول است 2 در چنین حالتی باید فروشنده بود زیرا قیمت سهام کاهش مییابد. در هر حال نظر غالب بر بازار بر روي روند بازار تاثیر می‎گذارد (Harding 2002).

2-2-9. تئوري بازار کارا
بازار کارا به بازاري اطلاق میگردد که در آن قیمتهاي اوراق بهادار بسرعت نسبت به اطلاعات جدید تعدیل می‎گردند. بعبارت دیگر اطلاعات جهت تعیین قیمت مورد استفاده قرار گرفته و به سرمایه گذار اطمینان می‎دهند که اوراق بهادار مورد نظر به اندازه قیمت بازاري خود داراي ارزش است.‎یا بعبارتی دیگر در‎یک بازارکارا، اطلاعات مالی به سرعت در بازارهاي مالی انتشار مییابد و فوراً بر قیمت اوراق بهادار تاثیر می‎کند.
بنابراین در صورتی‎یک بازار، کارا محسوب میشود که قیمت اوراق بهادار، اطلاعات مربوطه را بسرعت منعکس نماید. به این ترتیب، سرمایهگذاران بالقوه نمی‎توانند در بازار کارا از اطلاعاتی که در سطح گستردهاي منتشر شده است، بهرهمند شوند، زیرا قیمتها فوراً براساس اطلاعات مزبور تعدیل می‎گردد.
بازارها میتوانند در ارتباط با برخی اطلاعات، کارآمد محسوب شوند در حالی که در قبال سایر اطلاعات کارآمد نباشند. مثلاً قیمتهاي اوراق بهادار ممکن است اطلاعات بیشتر در سطح جامعه را بطور کلی منعکس کنند. اما اطلاعاتی که اشخاص بسیار نزدیک به شرکت (نظیر مدیران‎یا اعضاي هیات مدیره) در اختیار دارند در قیمتهاي مزبور انعکاس نیافته باشد.
براساس قوانین برخی از کشورهاي صنعتی، استفاده از این قبیل اطلاعات به منظور داد و ستد در بورس غیر قانونی می‎باشد. بازارکارا باید نسبت به اطلاعات جدید حساس باشد. اگر اطلاعات تازهاي در دسترس عموم قرار گیرد، قیمت سهام عادي شرکت باید متناسب با جهت اطلاعات داده شده تغییر نماید. اگر بازاري نسبت به اطلاعات جدید بیتفاوت باشد و عکسالعمل لازم را نشان ندهد،‎یعنی تحلیلکنندهاي در بازار براي ارزیابی و بررسی اثر اطلاعات جدید بر قیمتها نباشد، طبعاً آن بازار، کارایی نخواهد داشت (Richardson & Sloan 2003).

2-2-10. نظریه Wave
هر رویدادي ممکن است در نوع خود بر روي بازار تاثیر بگذارد. در این بین، رویدادهاي اقتصادي و سیاسی تاثیرات بیشتري بر روي روند فعالیتهاي اقتصادي بنگاهها میگذارند. در واقع رویدادهاي اقتصادي و سیاسی محور جهتگیري فعالیتهاي موسسات و شرکتها می‎باشند.
نوسانات امروز بازار ممکن است تحت تاثیر جریانات اقتصادي و سیاسی گذشته دور و نزدیک باشد که بر روي شرایط تجاري تاثیر گذاشته است،‎یا نوسانات امروز ممکن است تحت تاثیر انتظارات بازار سرمایه از تحولات اقتصادي و سیاسی آتی پیامدهاي آن باشد.
“نظریهاي بر این اساس پایهگذاري شده است که در تمامی‎اوقات سه نوسان در بازار سهام وجود دارد”
حرکت اولیه (اصلی)
حرکت ثانویه (فرعی)
نوسانات روزانه (عادي)
اولین‎یا اصلی ترین حرکت در بازار سهام را روند اصلی‎یا عمده میگویند و در واقع روند بلند مدت است که در آن فراز و نشیبهاي عمده و اصلی بازار مشاهده می‎گردد (Ohlson 1995).
مصادف با آن حرکت، حرکت فرعی‎یا عکسالعمل ثانوي آغاز میشود. این حرکت معمولاً در‎یک بازار رو به افول‎یا‎یک بازار با رشد فوقالعاده، خیلی سریع و تند صورت میپذیرد. سومین حرکت در بازار، نوسانات روزانه قیمت سهام میباشد. از بین این سه حرکت، حرکت اولی خیلی مهم و حساس میباشد، حرکت دومی‎به پیش بینی حرکت اولی کمک میکند و حرکت سومی‎از آنچنان اهمیتی برخوردار نیست (Easton & Ohlson 1992).
بسیاري از نوسانات بازار سهام به مانند جزر و مد دریاها میباشد. حرکت اولیه (اصلی) که اتفاق میافتد حرکتهاي بعدي موجها هستند که ناشی از جزر و مد میباشد و حرکتهاي روزانه نیز به مثابه موجهاي کوچک (موج سطحی و معمولی) می‎باشد.
با همه اینها تغییرات و حرکتهاي بازار سهام نظم خاصی ندارد و هر کوششی جهت پیش بینی بر اساس فرمولهاي اقتصادي و ریاضی با شکست مواجه شده است. لازم به ذکر است که تئوري DOW نیز همین مطلب را تایید می‎نماید و اعتقاد بر این دارد که سیکل و چرخه بازار سهام، عاقبت نامنظم خواهد بود. موقع صحبت از سرمایه گذاري ضروري است در مورد حرکتهاي بازار و مقایسه آن با متغیرهاي نظیر تولید صنعتی، تغییرات عرضه پول و غیره صحبت شود. در تئوريهاي مدرن پرتفوي، نیاز به اطلاعات در مورد ارتباط بین جهت‎هاي سهام منفرد و تغییرات بازار به منظور تخصیص عقلایی منابع بین سهام مختلف است. بنا به دلایل فوق و دلایل دیگر نیاز به‎یک معیار سنجش رفتار بازار وجود دارد و شاخصها این نیاز را برآورده می‎نمایند. سرمایه گذاري که پرتفوي تشکیل داده و در سهام مختلف سرمایه گذاري نموده است، با مشاهده روند بازار، از بازده مجموع سرمایه گذاري خود اطلاع حاصل نموده و اقدام به تکمیل رفتار خود می‎نماید (Morse & Zimmerman

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی افزایش سرمایه، قیمت سهام، ضریب همبستگی، صاحبان سهام Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی منابع مالی، نرخ بهره، سود سهام، مبنای تعهدی