پایان نامه با واژگان کلیدی قرآن کریم، فقهای امامیه، شورهای اسلامی، کشورهای اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

کشف شد که دروغ می‌گوئید کیفر آن دزد چیست؟
« قَالُوا جَزَاؤُهُ مَن وُجِدَ فِي رَ‌حْلِهِ فَهُوَ جَزَاؤُهُ ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ » يوسف/75
[برادران یوسف ) گفتند جزاء آن کس که این جام در رحل او یافت شود آن است که هم او را به بندگی برگیرند که ما دزد و ستمکار را این چنین به کیفر می‌رسانیم.
نكته‌ي جالب اين است كه اين حكم توسط خداوند متعال تأييد شده است. زيرا در ادامه مي‌فرمايد كه ما اين شيوه را به يوسف براي بازداشت برادرش آموختيم.
« فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعَاءِ أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَ‌جَهَا مِن وِعَاءِ أَخِيهِ ۚ كَذَٰلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَۖ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّـهُ ۚ نَرْ‌فَعُ دَرَ‌جَاتٍ مَّن نَّشَاءُ ۗ وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ» يوسف/76
پس [يوسف‌] به [بازرسى‌] بارهاى آنان، پيش از بار برادرش، پرداخت. آنگاه آن را از بار برادرش [بنيامين‌] در آورد. اين گونه به يوسف شيوه آموختيم[چرا كه‌] او در آيين پادشاه نمى‌توانست برادرش را بازداشت كند، مگر اين كه خدا بخواهد [و چنين راهى بدو بنمايد]. درجات كسانى را كه بخواهيم بالا مى‌بريم و فوق هر صاحب دانشى دانشورى است.
دین مبین اسلام همچنان که برای جان انسان ها ارزش قايل است؛ برای اموال آنان نیز حرمت قايل شده است تا آن جا که دفاع از اموال را حتّی به قیمت از دست دادن جان، دفاع مشروع دانسته است و چنان چه شخص به خاطر دفاع از مال خویش مرتکب قتل گردد؛ قصاص نفس از او ساقط و خون فرد متجاوز هدر می‌باشد. بر همین اساس در زمان حضرت خاتم صل الله عليه و آله و سلّم قطع ید سارق به عنوان عقوبت سارق معرفی شده است چنان که می‌فرماید:
« وَالسَّارِ‌قُ وَالسَّارِ‌قَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالاً مِّنَ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ » مائده/38
دست مرد دزد و زن دزد را به کیفر عملشان ببرید این عقوبتی است که خدا بر آنان مقرّر داشته و خدا [بر هرکار] مقتدر و [به مصالح خلق] داناست.
در جای دیگر از آيات قرآن کریم، خداوند از پیامبر (ص)می خواهد؛ به شرطی با زنان مؤمن، بیعت نماید که انجام دادن سرقت را به صورت ابدی ترک نمایند. در غیر این صورت اجازه پذیرش بیعت آنان را نخواهد داشت.
« يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَىٰ أَن لا يُشْرِ‌كْنَ بِاللَّـهِ شَيْئًا وَلا يَسْرِ‌قْنَ وَلا يَزْنِينَ وَلا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَلا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِ‌ينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْ‌جُلِهِنَّ وَلا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُ‌وفٍ ۙ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ‌ لَهُنَّ اللَّـهَ ۖ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ‌ رَّ‌حِيمٌ ». ممتحنه/12
اى پيامبر، چون زنان باايمان نزد تو آيند كه با تو بيعت كنند [با اين شرط] كه چيزى را با خدا شريك نسازند، و دزدى نكنند، و زنا نكنند، و فرزندان خود را نكشند، و بچه‌هاى حرامزاده پيش دست و پاى خود را با بهتان [و حيله‌] به شوهر نبندند، و در [كار] نيك از تو نافرمانى نكنند، با آنان بيعت كن و از خدا براى آنان آمرزش بخواه، زيرا خداوند آمرزنده مهربان است.
در حقیقت اجرای حدود الهی یکی از امتیازات والا و با ارزش نظام قضایی اسلام است. می‌توان گفت؛ یکی از اهداف اساسی نظام اسلامی اجرای احکام و حدود الهی است. شارع مقدّس که خالق مایشاء و عالم به مکنونات عالم است، بیش از هر موجودی به آثار مجازات هایی که صراحتاً در قرآن کریم ذکر کرده، آگاه بوده است. بدیهی است که اولین آثار تمرد از دستور خداوند بر زندگی خود انسان پدیدار می‌گردد.
« وَ تِلکَ حدوُدُاللهِ وَ مَن یَتَعَدَّاللهِ فَقَد ظَلَمَ نَفسَهٌ » طلاق /1
این (احکام) حدود خداست و هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده است.
متأسّفانه وارونگی و تغییر جایگاه ارزش ها به ضدّ ارزش که ارمغان تهاجم فرهنگ غربي و استکباری در کشورهای اسلامی است، گاهی در نوع نگرش افراد به احکام مسلّم اسلامی نیز مشاهده می‌شود، تا جایی که اجرای برخی مسلّمات قرآنی در نظام اسلامی از جمله اجرای حدود و قصاص برای بعضی از افراد دور از ذهن و گاهی تعجّب برانگیز به نظر می‌رسد. درحالی که حکمت و مصلحت الهی نهفته در احکام الهی در این کتاب آسمانی، به خوبی تبیین گردیده است.
با عنایت به اینکه کیفر سرقت در قرآن کریم به عنوان یک جرم یا بزه معیّن گردیده است،بهتر است قبل از ورود به بحث اصلی، ابتدا بزه های کیفر دار را که خداوند متعال در قرآن برای آن ها حدّ معیّن نموده است به صورت اجمال ومختصر مرور نماییم.

2 -2- بزه های کیفر دار در قرآن کریم.
به اعمالی که خداوند انجام آن ها را ممنوع اعلام کرده است، بزه گفته می‌شود و به افراد مرتکب این اعمال بزهکار گویند و برای این قبیل افراد مجازاتی از قبیل قصاص، حدّ و یا تعزیر در نظر گرفته می‌شود. برخی از این اعمال ممنوعه نظیر شرب خمر، ارتداد، قیادت، افترا و… و مجازات آن ها در قرآن نیامده است و بيان آن به پيامبر كه مي‌توان آن را وحي تبييني ناميد واگذار شده است (بطحايي، 1383، 54). لکن میزان و نحوه‌ي مجازات آنان در سنّت پیامبرصل الله عليه و آله و سلّم آمده است. هدف ما در این مقال بیان آن دسته اعمالی است که برای آن ها در قرآن کریم این چراغ هدایت بشر کیفر تعیین گردیده و به این کیفر‌ها اصطلاحا حدّ گفته می‌شود.

2- 2-1- قصاص.
در خصوص جرم هایی همچون قتل نفس و یا نقص عضو آیا ت متعدّدی در قرآن ذکر گردیده و در خود این کتاب آسمانی هدف اجرای حدّ قصاص، حفظ حیات انسان ها و پرهیز از قتل و جنایت علیه یکدیگر بیان گردیده است.
خداوند متعال در قرآن کریم راجع به قصاص نفس می‌فرماید:
« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى ۖ الْحُرُّ‌ بِالْحُرِّ‌ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَىٰ بِالأُنثَىٰ ۚ فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُ‌وفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ۗ ذَٰلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّ‌بِّكُمْ وَرَ‌حْمَةٌ ۗ فَمَنِ اعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ » بقره/178
ترجمه : ای اهل ایمان برای شما حکم قصاص کشتگان چنین معیّن گشت که مرد آزاد را در مقابل مرد آزاد و بنده را به جای بنده و زن را در مقابل زن قصاص توانید کرد و چون صاحب خون از قاتل که برادر دینی اوست در گذرد بدون دیه یا با گرفتن دیه کاری است نیکو. و با [رعايت‌] احسان، [خونبها را] به او بپردازد. اين [حكم‌] تخفيف و رحمتى از پروردگار شماست؛ پس هر كس، بعد از آن از اندازه درگذرد، وي را عذابي درد ناك است.
در آیه‌ي بعد قادر متعال فلسفه‌ي حکم قصاص را بیان میدارد و می‌فرماید:
« وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » بقره/179
ترجمه: ای خردمندان حکم قصاص برای حفظ حیات شماست تا مگر از قتل یکدیگر بپرهیزید.
آیات فوق الذکر در خصوص قصاص نفس بود. حال به بیان آیه ای دیگر از کلام وحی که در آن علاوه بر قصاص نفس، صریحاً در مورد قصاص عضو حکم صادر گردیده اشاره می‌گردد.
حضرت حق در سوره‌ي مائده می‌فرمایند:
« وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُ‌وحَ قِصَاصٌ ۚ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَ‌ةٌ لَّهُ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» مائده/45
« و [در تورات بر بنی اسرائیل ]حکم کردیم که نفس را در مقابل نفس قصاص کنند و چشم را به مقابل چشم و بینی را به بینی و گوش را به گوش و دندان را به دندان و هر زخمی را قصاص خواهد بود. هر گاه کسی به جای قصاص به صدقه راضی شود؛ کفاره‌ي گناه‌ او خواهد شد و هر کس خلاف آن چه خدا فرستاده حکم کند چنین کسی از ستمکاران خواهد بود.

2-2-2- زنا.
زنا از دیگر مصادیق بزه می‌باشد که کیفر آن در قرآن بیان شده است.
قرآن این چراغ روشنی بخش هدایت و سرچشمه حکمت در خصوص عمل شنیع زنا می‌فرماید:
« الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ ۖ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَ‌أْفَةٌ فِي دِينِ اللَّـهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ‌ ۖ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ » نور/2
ترجمه: باید شما مؤمنان هر یک از زنان و مردان زناکار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید و هرگز در باره‌ي آنان در دین خدا رأفت و ترحّم روا ندارید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید و باید عذاب آن بدکاران را جمعی از مؤمنان مشاهده کنند (نور/2).
با دقت در این آیه چند نکته حائز اهمیت است.
1. اصل حکم و چگونگی اجرای حکم در متن آیه به وضوح بیان گردیده است.
2. در اجرای حدود الهی ترحّم، رأفت و عواطف و احساسات جایگاهی ندارند
3 . فلسفه‌ي اجرای حدود الهی، عبرت گرفتن مؤمنین و تنفر و بیزاری آنان از ارتکاب اعمال ممنوعه (بزهکارانه) می‌باشد. حضور جمعی از مؤمنین به عنوان شهود اجرای حکم الهی روشنگر این مطلب است.

2-2-3- قذف
یکی دیگر از بزه های کیفر دار در قرآن کریم قذف است و آن عبارت است از نسبت ناروا (زنا یا لواط) به مرد یا زن مسلمان. در آیه‌ي مربوط به قذف دو مطلب حائز اهمّیت است. اوّل اینکه زنان مؤمنه در دین اسلام از حرمت ویژه ای برخوردارند و دیگر اینکه شهادت در حدود الهی از مردم فاسق و نادرست پذیرفتنی نیست.
بر همین اساس در قرآن کریم آمده است که:
« وَالَّذِينَ يَرْ‌مُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْ‌بَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا ۚ وَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ »نور/4
« و آنان که به زنان با عفت مؤمنه نسبت زنا دهند آنگاه چهار شاهد[عادل] بر دعوی خود نیاورند آنان را به هشتاد تازیانه کیفر دهید و دیگر هرگز شهادت آنان را نپذیرید که مردمی فاسق و نادرست اند».

2- 2-4- محاربه و فساد فی الارض.
محاربه از دیگر جرایمی است که در قوانین جزایی اسلام برای آن مجازات تعیین شده است و یکی از آیات قرآن به آن اختصاص دارد.لازم به ذکر است که بعضی از فقهای امامیه و اهل سنت در تقسیم بندی سرقت، محاربه را نیر در زمره‌ي انواع سرقت، به نام سرقت کبری آورده اند. به نظر می‌رسد حدّ محاربه پس از قصاص از سنگین ترین حدود الهی به شمار میرود . با دقت در آراء فقهای امامیه که بعضاَ حدّ محاربه را ترکیبی از مجازات قید شده در آیه می‌دانند می‌توان گفت که کیفر محاربه از کیفر قصاص نیز سنگین تر است.
« إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِ‌بُونَ اللَّـهَ وَرَ‌سُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْ‌ضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْ‌جُلُهُم مِّنْ خِلَافٍ أَوْ يُنفَوْا مِنَ الْأَرْ‌ضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَ‌ةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ »مائده/33
« همانا کیفر کسانی که با خدا و رسول او به جنگ برخیزند و به فساد کوشند در زمین جز این نباشد که آن ها را به قتل رسانند یا به دار بکشند و یا دست و پایشان را به خلاف ببرند یا با نفی بلد و تبعید از سرزمین صالحان دور کنند . این ذلّت و خواری عذاب دنیوی آنان است امّا در آخرت باز به عذابی بزرگ معذّب خواهند بود».
با توجه به تعدد مجازات قید شده در آیه‌ي محاربه و لفظ «أو» که نشانگر تخییری بودن مجازات، و عدم تجمیع همه‌ي موارد مي‌باشد؛ حاكم شرع چگونه مي‌تواند يكي را برگزيند؟ آيا حاكم مخيّر است كسي را كه با انجام فجيع ترين جنايات، محارب محسوب مي‌شود تبعيد كند و ديگري را كه جنايات كم تري مرتكب شده است؛ به قتل برساند؟ برای روشن شدن مطلب بهتر است به تفسیر امام صادق عليه السّلام در این باره تمسّک جوييم.
«و سئل الصادق عليه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی قانون مجازات، حقوق جزا، هتک حرمت، هتک حرمت منازل Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی امام صادق، فقهای امامیه، مذهب مالکی، مذاهب خمسه