پایان نامه با واژگان کلیدی فقه سیاسی، امام زمان، امام خمینی، حکومت اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

جایز است.(میر احمدی،‌149:1384) وی در راستای ضرورت تحول و نظم جدید و فرار از استبداد: «مشروطه و عدالت و مساوات در کلیه امور حسبیه به شرع نزدیک تر است تا استبداد. بدیهی است که عقول عدیده جهات خفیه و کامنه اشیا را بهتر از یک عقل ادراک میکند و ظلم و جور و تعدی و اجهاف با فعالیت و حکمرانی مبعوثان ملت به درجات کمتر خواهد بود.» (کدیور ،‌214:1385) خراسانی: «به فتوای عقل و شرع و وجدان انسانیت، اجتماع عقول ناقصه، بهتر از یک عقل ناقص هواپرست بیرداع در سیاست است، این ایام سیاسیات و عرفیات ایران با جهات شرعیه اختلاط و ارتباط تام پیدا کرده است» وی در تکامل عقلگرایی و بعد از پیروزی اصولیون نقش اجتهاد در دین را برای پاسخ به مسائل مستحدثه میپذیرد و در شرایط نبود امام زمان(عج) و در جامعه ای فارغ از عقل معصوم و علم لایتناهی امام به اجتماع عقول ناقصه برتری میدهد که در صورت نبود آن باید به تبعیت از یک عقل ناقص هواپرست یعنی پادشاه درآمد. البته به نظر میرسد منظور او از عقول ناقصه همین خطاپذیری عقل اجتهادی باشد. اجتهاد شیعه در باب نظری توسعه یافته بود اما به نظر میرسد در دوران مواجهه با تجدد غربی اهمیت فراوانی یافت. مهمترین ویژگی اجتهاد خطاپذیری آن بر پایه ظن و عقل است که خود این ویژگی باعث باز بودن باب اجتهاد یا «انفتاح اجتهاد» است. هر چند که در احکام عقلی شیعه و سنی هردو بر خطاپذیری اعتقاد دارند اما در احکام شرعی تفاوت دیدگاه دارند چنانچه سنی ها به تصویب توسط مجتهدین معتقدند.
در مبحث مفاهیم گفتمان در عصر مشروطه دیدیم که اجتهاد چگونه جای خود را در فقه پس از دوره طولانی مطرود بودن در اندیشه سنتی فقه شیعه باز کرده است. اشاره به تصویب متمم قانون اساسی در مجلس مشروطه که حاصل فهم اجتهادی از شریعت و کاربست عملی اجتهاد در زندگی سیاسی است، به خوبی کاربرد این مفهوم را نشان میدهد. با برقراری دولت مطلقه رضاخان اجتهاد و نقش آن عملی نمیشود. دهه چهل از نظر تاریخ تحول فکر و اندیشه نوگرایی دینی در ایران نقطه عطفی پس از مشروطه است. ناکامی ایده مشروطیت و به بن بست رسیدن اندیشه تحدید قدرت با تکیه بر مشروطیت از سویی و قدرت یافتن حکومت سلطنتی محمد رضا شاه ازسویی دیگر در کنار ظهور قدرت استعماری آمریکا، اندیشمندان نوگرای مسلمان در ایران را به فکر یافتن راه حلی جدی و طرح نظریهای نو در انداخت، برخی از اندیشمندان بر اساس مبانی نظری و معرفت شناختی اجتهاد اصولی، ایده اجتهاد پویا را مطرح کردند.(میراحمدی، 170: 1384) مهمترین نظریه پرداز اجتهاد پویا امام خمینی (ره) است که با استناد به جامعیت دین اسلام، پاسخگویی به مسائل جدید را در بحث اجتهاد الزامی دانست. امام خمینی(ره) با وارد کردن مقتضیات زمان و مکان در اجتهاد شکل جدیدی به این مفهوم داد.
زمان و مکان عنصر تعیین کننده در اجتهادند مسئلهای که در قدیم دارای حکمی بوده به ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکمی جدیدی پیدا کند،‌ بدین معنی با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکردهاست،‌ واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی میطلبد. مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد.(خمینی، ج 21، 289 : 1361)
ویژگی امام خمینی ناشی از توجهی است که به گسست میان منطق عمل و تفسیر سنتی و متصلب از اسلام دارد (میرموسوی، 337:1384) در نتیجه فهم شریعت از دیدگاه وی با عمل و زندگی گره میخورد. امام در این راستا میفرمایند:«حکومت فلسفه عملی برخورد با شرک و کفر و معضلات داخلی و خارجی را تعیین می کند و این بحثهای طلبگی مدارس که در چارچوب تئوری هاست نه تنها قابل حل نیست که ما را بیشتر به بن بست میرساند»(خمینی،‌ج 21، 34 :1361)‌
بنابراین فهم صحیح شریعت فهمی است که علاوه بر بکارگیری روش سنتی و قواعد اصول فقه، به مقتضیات زمان و مکان توجه کند. با توجه به همین موضوع ویژگی هایی را برای مجتهد عنوان میکنند که در رابطه با عمل سیاسی است:
«مجتهد باید به مسائل آگاهی داشته باشد. آشنایی با روش حیله ها و تزویرهای فرهنگ حاکم به جهان، داشتن بصیرت و دید اقتصادی، شناخت سیاست ها و سیاسیون و فرمولهای دیکته شده آنها، درک موقعیت و نقاط قوت و ضعف دو قطب سرمایه داری و کمونیسم که در واقع استراتژی های حکومت بر جامعه را ترسیم میکنند از ویژگی های مجتهد جامع الشرایط است. یک مجتهد باید زیرکی و فراست و هوش اداره یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیر اسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوی و زهدی که در خور شان مجتهد است واقعا مدیر و مدبر باشد»(همان، ج21،‌98)
به نظر میرسد علاوه براینکه اجتهاد در این دوره تحول مفهومی داشته است اما همین خوانش جدید باعث شد که به صورت دستگاه و گفتمانی باشد که ناگزیر از ارائه تعابیری از سنت بر اساس مفاهیم جدید وارد شده در اثر برخورد تمدن اسلام با غرب است.
اجتهاد در مفهوم جدید ویژگی هایی دارد که بر فقه و تمام مفاهیم فقهی تاثیر مستقیم دارد.اجتهاد فهم شریعت در باب عمل است. در مورد تأثیر اجتهاد بر فقه و سیاست میر احمدی این گونه تحلیل کرده است:
1.اجتهاد به مثابه فهم از دو خصلت «زبانی»و «عملی» برخوردار بوده، ‌سرشتی دوگانه پیدا میکند.
2. بکارگیری اجتهاد به عنوان الگوی روش شناسی فقه سیاسی، این دو خصلت مذکور را به فقه سیاسی سرایت میدهد و فقه سیاسی را دانشی نصگرا و عملی می گرداند.
3. تعاریف موجود از فقه سیاسی، اکثراً در غیاب التفات به اجتهاد ارائه گردیده.
4.با توجه به سرشت دوگانه اجتهاد و تاثیر آن بر فقه سیاسی تعریف جدید فقه سیاسی: « فقه سیاسی دانشی عملی است که با اجتهاد در نصوص دینی، احکام شرعی اعمال سیاسی مکلفین را استنباط نموده و اصول و قواعد تدبیر و تنظیم زندگی سیاسی آنان را در اختیار قرار میدهد.(میر احمدی، 348 :1387) مفهوم اجتهاد در چارچوب پژوهش ما اهمیت بسزایی دارد و قطعاً یکی از عوامل مهم در شکل گرفتن تعبیر جدید مفهوم اجماع است. مفهوم اجتهاد و مجتهد رابطه بسیار نزدیک و هم پیوندی با اجماع دارد. علاوه بر اینکه تحول مفهوم اجتهاد به عنوان جزئی از مفهوم اجماع تأثیر مسلمی بر اجماع خواهد داشت،‌ اجتهاد خود به عنوان یک گفتمان با قواعد خاصی که برآن حاکم است تعبیر کاربردی و جدیدی از مفهوم اجماع بدست میدهد. اصولی مانند مصلحت، اصل اباحه، احکام حکومتی که در بسط ید مجتهدان و در تصمیمگیری آنها در امور اجتماعی و سیاسی نقش مهمی داشته است، از فرایند اجتهاد به بار مینشیند و در شکل گرفتن اتفاق نظر مجتهدین در امور اجتماعی ـ‌ سیاسی و عملی کردن اجماع در مسائل مستحدثه هر عصر نقش بارزی دارد، چنانکه در تحول مفهومی اجتهاد در زمانمند و مکانمند شدن آن مفهوم اجماع نیز به تبع آن متحول میشود، ضمن اینکه امری خطاپذیر شناخته میشود و از تقدس و به نوعی تصلب خود پایین میآید، در پویا شدن فقه نقش بسیار مهمی ایفا میکند. به عبارت دیگر اجماع در کاربرد جدید خود امری کارآمد و نوآورانه است که از استبداد یک رأی در تصمیمگیریها میکاهد و به تبعیت از زمانمند و مکانمند شدن اجتهاد، زمانمند و مکانمند میشود، در همین راستا دیگر برای کاویدن در مسائل عقلی ـ اعتقادی تمسک به اتفاق نظر پیشینیان کارآمد نیست،‌ بلکه با توجه به گسترش حیطه عقل بشری برای فهم اجتهادی شریعت، اجتهاد و اتفاق نظر حاصل از آرای چند مجتهد هر زمانه راهگشای مسائل است. بنابراین تحول مفهوم اجتهاد و گسترش حیطه اختیارات مجتهد در حکومت اسلامی کاربرد عملی اجماع را امکان پذیر میسازد.
3ـ4.کاربرد اجماع (رواج اجماع عملی)
در فصل پیش برداشت سنتی از مفهوم اجماع را در سایه روابط قدرت حاصل از سلطنت و مبانی اعتقادی شیعه را بررسی کردیم. در این بررسی شاهد شدت گرفتن نقل اجماعهای پیشینیان در همه موضوعات عقلی و اعتقادی و دینی بودیم که حاصل آن ساخته شدن قوانین آهنینی از اجماعهای منقول گذشته بود که سرباز زدن از آنها امکان پذیر نبود. این موضوع از دوران شیخ طوسی که به عنوان عالم شناخته شده و مورد قبول بود، تحت تأثیر گفتمان نخبهگرایی غالب، گسترش و شدت بیشتری یافت چنانچه وی با تساهل در نقل اجماع،‌ اجماعهای بسیاری را معتبر میدانست، که مخالف در آن بخاطر شناس بودن خود اشکالی در اجماع بوجود نمیآورد. در تلقی جدید و عملگرایانه و واقعگرایانه از مفاهیم اسلامی و به خصوص مفهوم اجماع تحول مفهوم انتظار بسیار مفید و موثر افتاده است. در اویل دوران غیبت امام(عج) مفهوم انتظار به انتظاری منفعلانه برای تشکیل حکومت توسط خود امام (عج) تعبیر شده بود اما این مفهوم ثابت در اندیشه شیعی در بعد از مشروطه در قالب جدیدی سامان یافت که برداشت عملگرایانه از مفهوم اجماع را نیز ممکن میسازد و به نوعی به فعالیت شیعیان در اداره امور جامعه خود منتهی میشود.
3ـ4ـ1. تحول مفهوم انتظار: انتظار در لغت به معنای ترقب و نظر انداختن و چشم دوختن به وقوع امری در آینده است. این مفهوم به صورت رویکردی آرمانگرایانه در ذهن شیعیان جای گرفته بود. عنایت انتظار در عقیده سنتی شیعه را را یک عقیده تقدیس کننده در ازای پذیرفتن منفعلانه وضع موجود می داند. عملاً این دیدگاه حکومت عادل را به همان معنای دقیق کلمه آرمانی میداند که رسیدن به آن تا زمان ظهور و بازگشت حضرت حجت غیر ممکن است.( عنایت ، 53:1372)پذیرفتن این برداشت از انتظار شیعه را دچار نوعی بیتفاوتی و بیاعتنایی به شرایط و اوضاع و احوال زمانه خود میکند. اندیشمندان این دیدگاه به حدیثی از امام صادق(ع) مبنی بر اینکه:«هر پرچمی پیش از قیام قائم برپا شود، صاحبان آن طاغوت است که پیروانش به عبودیت او میپردازند.»(عاملی، ، ج 11 :37)تکیه میکنند و حکومتهای موجود را غاصب حق امام معصوم(ع) میدانند و در واقع انفعال سیاسی را در پیش میگیرند. انجمن حجتیه که فعالیت خود را از سال 1320 آغاز کردند داعیه داران همین تفکر هستند که باید منتظر بود خود مهدی(عج) بیاید و حکومت تشکیل دهد. تشکیل هر نوع حکومت اسلامی در دوران غیبت به معنای قائل شدن اتمام رسالت برای حضرت مهدی(عج) است.(عاملی،ج 11، 140)
این دیدگاه سلبی از انتظار در دوران قبل از انقلاب مشروطه در ایران وجود داشت، حتی در دوره صفویه که به نسبت حضور علما در نهادهای دینی و اجتماعی دیده میشد باز هم بحث و محور اصلی تفکرات چگونگی همکاری با حاکم غاصب برای حفظ مصالح مسلمین بوده است. اما در تحولات مربوط به انقلاب مشروطه فکر تحدید حکومت سلطان و ورود عالمان دینی در عرصه فعالیت سیاسی و نظریه پردازی سیاسی در جهت تاسیس حکومت مطلوب نشان از تحول تفکر در باب انتظار را دارد. علاو بر تفکر انفعال تا ظهور و غاصب شمردن حاکم زمان، نوع دیگری از تفکر در باره انتظار شکل گرفته بود که بانیان آن معتقد بودند که برای فراهم آوردن شرایط ظهور حجت باید به بستر سازی و رواج معاصی پرداخت . امام خمینی (ره) ضمن رد نگرش مبتنی بر انفعال سیاسی به مقوله انتظار، ساز و کار جدیدی را برای آن طرح کرد.
ما موظف هستیم اسلام را حفظ کنیم…شما در صورتی که خلفای مردم هستید اسلام را به مردم بیاموزید. نگویید بگذار امام زمان(عج) بیاید. شما نماز را هیچ وقت می گذارید تا امام زمان بیاید؟حفظ اسلام واجبتر از نماز است، منطق حاکم خمین را نداشته باشید که می گفت باید معاصی را رواج داد تا امام زمان (عج) بیاید.(عاملی، ج 11، 124و 125)
بعضی ها انتظار فرج را در این میدانند که در گوشه مسجد یا حسینیه بنشینند و دعا و فرج امام زمان را از خدا بخواهند، اینها مردمی صالح هستند که چنین اعتقادی دارند، بلکه یکی از آنها که من سابقا می شناختم مرد صالحی بود که شمشیر و اسب داشت و منتظر حضرت بود. دسته دیگر این است که ما کاری نداشته باشیم که در جهان بر ملتها و ملت ما چه میگذرد. انشالله حضرت میآیند و درست میکنند، تکلیف ما همین است که دعا بکنیم ایشان بیایند. یک دسته هم میگویند عالم باید پر از معصیت شود تا امام بیاید و نباید امربه معروف و نهی از منکر بکنیم تا امام بیاید تا گناه زیاد شود و فرج

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی امام خمینی، نظریه سیاسی، عقل گرایی، احکام شرعی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی قوانین موضوعه، امام خمینی، قانون اساسی، مجلس شورای ملی