پایان نامه با واژگان کلیدی عناصر داستان، آثار ادبی، نویسندگان، ادبیات داستانی

دانلود پایان نامه ارشد

ت کنندگان متن. به معنای دقیق کلمه، داستان، بخشی از یک برساخت بزرگتر است که برخی (از جمله:Hrusheveski 1976a. p. 7 ) آن را جهان یا «سطح» «بازسازی» «بازنمود شده» یعنی «واقعیت» داستانی مینامند. جهانی که اشخاص داستان در آن زندگی میکنند و رخــدادها نیز در آن به وقوع میپیوندند. در واقع، داستان، محوری یعنی محور سامان بندی زمانی در بطن بر ساخت بزرگتر یا همان جهان داستانی است. (کنان،1983: 16)
2-3 عناصر داستان
هر داستان از اجزا و یا عناصری تشکیل شده است که این اجزا ملاکی برای سنجش داستان محسوب میشوند. این عناصر هر کدام به گونهای به یکدیگر وابسته هستند و حذف یکی از آنها به نقص داستان میانجامد. در حقیقت عناصر داستان برای داستان مانند پی، برای ساختمان است.
امروزه تاکید بر جنبههای فنی داستان بیش از پیش مورد توجه است و رشتههایی چون نقد ادبی و فنون داستاننویسی پا به عرصهی داستان نهادهاند.
از آغاز قرن بیستم توجه به ساختمان اثر ادبی یک اصل مهم به حساب آمد و در حوزهی نقد ادبی مورد توجه واقع شد. اهمیت به ساختار آثار ادبی و علمی کردن این مقوله باعث ایجاد آثار ادبی فاخر و مطابق با اصول شد که در این میان داستاننویسی هم با این رویکرد پیش رفت و نویسندگان به نوشتن رمانها و داستانهایی با روابط نظاممند دست زدند و بدین ترتیب روش علمی در حوزهی ادبیات داستانی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت و در نهایت دلیل آثار ارزشمندی شد.
در بررسی ساختار اثر ادبی منتقد دید کلی نسبت به اثر را کنار میگذارد و به بررسی اجزا به صورت تک تک و جداگانه میپردازد. در میان نظریهپردازان، اینکه عناصر داستان را چگونه از هم تفکیک کرده و هر کدام را از داستان بیرون بکشند اختلاف نظر وجود دارد و هر یک تکنیک و روش خود را دارا میباشد. ارتباط مشترکی را که بین همهی نظریه پردازان ثابت است میتوان بررسی روابط بین اجزای یک اثر ادبی دانست.
پژوهشگران ایرانی در دههی اخیر به این مقوله یعنی بررسی ساختار ادبی کشیده شدهاند و آثاری بس پراکنده و اندک در این حیطه نگاشته شده است. بررسیهایی که در چند سال اخیر در این رابطه انجام شده با وجود رمانهای ارزشمند نویسندگان قدرتمند، پاسخ گو نمیباشد. مسلما آثار بسیاری در خور بررسی هستند که تا کنون به آنها پرداخته نشده است.
نگاه ساختاری به آثار ادبی به سبب عناصر درون متنی و کشف الگوی پیوند آنها، زمینههای دریافت شایستهتر از ماهیت ادبیات را فراهم میآورد، و با ارائهی شگردهای خلق آثار برتر ادبی میتواند به گسترش الگوهای پردازش اثر ادبی کمک کند. (مجرد و حسن لی، 1388 : 6 )
نقد ادبی در دورهی معاصر بسیار مورد توجه منتقدان قرار گرفته است. و چه بسا آثار ادبی بسیاری مورد بررسی ایشان واقع شده. برخی از نقدپردازان بیش از آنکه به دید علمی، آثار را مورد کند و کاو قرار دهند، سلیقه، ذوق و قریحه را پیش میاندازند و داوری آثار بر این اساس را عرضه میکنند و مسلما این مسئله از مشکلات نقد ادبی به شمار میرود. با چنین دیدگاهی برای بررسی آثار ادبی بجای بحث از کم و کیف اثر و بیان دیدگاهی برای بهتر شدن نگارش و بیان راهــکارهایی برای اصولیتر شدن آن، به مطرح کردن زیبایی یا زشتی آن میپردازند و ذوق و سلیقهی خود را در انتقاد از اثر دخیل میدهند.
با روی کار آمدن علم عناصر داستان و روایتشناسی، پژوهشگران، آثار ادبی از جمله رمان و داستان را با تکنیکهای منطبق با همان علم روایتشناسی بررسی میکنند و منتقدی که بر این اساس اثری را مورد بحث قرار میدهد چه بسا در نقد، کمتر به ذوق و سلیقهی خود متکی میباشد.
بررسی داستان به رغم میراثی که از ارسطو تا به امروز به جا مانده است، تقریبا از کاری که ولادیمیر پراپ4 در مورد حکایت پریان روسی انجام داد شروع شده است. در این کتاب، پراپ نشان میدهد که چطور صد قصهی متفاوت، بیان یا به عبارت دیگر، پیرنگهای متفاوت یک داستان بنیادی واحد است. (مجرد و حسن لی ، 1389 : 3 )
ساختار داستانی ماهیتی است که با تاثیر از عناصر خود، شکلی کنشی و روایی میپذیرد. نویسنده در پرتو این خصوصیات و عناصر ساختاری، عناصر داستانی را پیریزی میکند. (همتی و عبیدی نیا، 1391 : 4)
بحث روایت از نکات کلیدی در مبحث داستان است. شناخت روایت هم به ما کمک میکند داستان را بهتر بشناسیم و هم کمک می‌کند بهتر داستان بنویسیم. بنابراین جنبههای ضعف و قوت هر نویسنده آشکار میشود و بررسی عناصر داستان در حقیقت نوعی نقد ادبی به شمار میرود.
هر داستاني براي شكلگيري خود از «ساختار» و «عناصري» تشكيل ميشود كه با هنرمندي و خلاقيت داستاننويس به صورت يك داستان كامل، ظهور و نمود مييابد و داستاننويس با كمك اين عناصر به آفرينش پيكرهي داستان ميپردازد.
هر داستان متشکل از اجزایی است که به آن عناصر داستان می گویند و در واقع این عناصر داستان است که پیکرهی اصلی داستان را میسازد و تکنیکهای نویسنده را به نمایش میگذارد. امروزه داستان بر این اساس برآورد میشود.
برای شناخت هر متنی میبایست شناختی کلی از عناصر تشکیل دهندهی آن داشته باشیم و این مستلزم درک روابط میان عناصر تشکیل دهندهاش میباشد. طبعا با شناخت و آگاهی از ساختار و عناصر یک متن است که مشخص میکنیم اثر مورد نظر از چه نوع ادبی و یا زیر شاخهی چه نوع ادبی میباشد.
هر نویسنده با آگاهی از عناصر داستان است که داستان خود را شکل میدهد و بدون اطلاع از آن و یا به کار نگرفتن از این عناصر منجر به ناهماهنگی در داستان و اختلال در رویهی آن میشود. به طور حتم نویســندگان بزرگ داســتانهایشان را با این عناصر عجین کرده و آن را جزء لاینفک داســتان میدانند و از قواعد داستان پردازی پیروی میکنند.
همانگونه که در چکیده بیان کردم عناصر داستان در آثار ادبی با تعداد و انواع مختلفی بیان شدهاند؛ که در این پژوهش، عناصر داستان جمال میرصادقی مبنای کار قرار گرفته است بنابر دیدگاه ایشان عناصر داستان عبارت است از:
1- ادبیات داستانی 2- داستان یا روایت خلاقانه 3- پیرنگ یا الگوی حادثه 4- شخصـیت و شخصیتپردازی 5- حقیقت مانندی یا معیار سنجش داستان 6- درونمایه یا مضمون 7- موضوع یا قلمرو خلاقیت 8- زاویهی دید یا زاویهی روایت 9- صحنه و صحنهپردازی 10- گفتگو در داستان 11- سبک یا شیوهی نگارش 12- لحن و لحنپردازی 13- فضا و رنگ یا فضا سازی در داستان. (میرصادقی، 1392: 1)
عناصر داستان به صورت منسجم، به هم پیوسته و تلفیق شده با یکدیگر در اثر به کار میروند اما اهل فن، آنها را مانند مواد در آزمایشگاه تفکیک کرده و مورد بررسی قرار میدهند.
در اینجا قابل ذکر است که غیر از عناصر نام برده عناصر دیگری هم هستند و هر نویسنده یا پژوهشگر ممکن است از عناصر دیگری هم استفاده کند، در بین پژوهشگران، در این باره توافق وجود نداد و هر یک به نوعی از عناصر داستان معتقدند. مهمترین این عناصر، زاویهی دید و شخصیت است که دیگر عناصر را تحت الشعاع خود قرار میدهند و در نظریات پژوهشگران جایگاه خاصی دارند.
در این پایاننامه به شرح عناصر به صورت تک تک و آوردن شاهدمثال از آثار سارا سالار خواهیم پرداخت.
2-4 رمان
از عواملی که به پیدایش رمان در ایران کمک کردند میتوان به صنعت چاپ و همچنین ترجمه اشاره کرد. مطبوعات و نظام آموزشی جدید نیز این رویه را جلو انداختند. بطور کلی ترجمه نقش به سزایی نسبت به دیگر عوامل ایفا کرد. مترجمانی که داستانهای اروپایی را از زبان اصلی به فارسی ترجمه میکردند در حقیقت به معرفی داستانهایی با شکل جدید به مردم پرداختند و رمانهای غربی را به آنان معرفی کردند. نویسندگان با دیدن استقبال مردم از رمانهای ترجمه شده به تدریج به فکر نوشتن اینگونه رمانها با چنین ساختارهایی افتادند و اینگونه بود که داستان با شکل جدیدش وارد ایران شد.
تعاریف مختلفی از رمان داده شده است، اما باید به‌ خاطر داشـت که رمان، نوع ادبی فـراری اسـت بدین معنی‌ که تعریف بسیار دقیقی از آن نمی‌توان ارائه داد، در صورتی که در مورد نمایشنامه و شعر‌ انجام این کار به مراتب‌ آسان‌تر است. تمامی رمان را نمی‌توان در یک قالب جای‌ داد. مثلا در بعضی از فرهنگ‌های اصطلاحات ادبی‌ نوشته شده است که رمان نثری است داسـتانی با تعداد معینی لغت که محور اصلی‌ آن‌ ماجراست. اما مسلما چنین‌ تعریفی، معنای مشخصی از رمان به دست نمی‌دهد. شاید بتوان تعریف رمان را از طریق یک سؤال مشخص ‌تر کرد:
چه چیز باعث تازگی رمان است و آن را از سایر انواع‌ روایت متفاوت‌ مـی‌کند، چرا‌ مـثلا در ادبیات فارسی نیز گنجینه‌ای غنی از انواع روایتهای منثور و منظوم وجود دارد، ولی هیچکدام در مقولهی رمان نمی‌گنجد؟ در پاسخ‌ این سؤال می‌توان گفت که دو مشخصه موجب تمایز رمان‌ است‌ و ساختار رمان و عناصر ساختاری آن بر حول ایـن دو مـشخصه حرکت می‌کند. مشخصهی اول که در واقع برگرفته‌ از بحث ایان وات5 در کتاب طلوع رمان است، شاید با برداشتی جدید، عبارت است از‌ اینکه که‌ رمان‌ در خدمت‌ واقعیت است. وات معتقد است‌ که‌ در‌ گذشته قصه یا در خدمت ایده‌آل یا آرمانی بـود، یا در خـدمت اخلاقیات‌ اجتماعی خاصی یا آرمان خاصی که قهرمان قصه به دنبال‌ آن بود. اما‌ در‌ رمان، داستان‌ به دنبال ایده‌آل نیست، گر چه آرمانی وجود دارد‌ و بخصوص در رمان قرن‌ هجدهم، به اخلاقیات پرداخته می‌شود. بنابراین در رمان‌ روایت به سمت نـزدیک شـدن بـه واقعیت و علی الخصوص‌ واقعیت صوری‌ اسـت‌ و از حـالت انـتزاعی که در شعر و تمثیل‌ مستتر است فاصله‌ می‌گیرد. بدین ترتیب کیفیت کلی‌ای‌ که در رمانس و تمثیلها وجود دارد، از طریق شخصیت‌های‌ تمثیلی و قهرمانی ارائه می‌شود. حال آنکه در‌ رمان، برای‌ واقعی‌ شدن‌ شخصیت‌ها لازم اسـت کـه کـار از جزئیات‌ ملموس آغاز شود. (نفیسی، 1368 : 9)
هر چند رمان در ایران ابتدا به تقلید از ادبیات غرب میپردازد اما رفته رفته با آن متمایز شده و محتوا و ساختاری خاص خود را میگیرد و با روی کار آمدن انقلاب اســلامی این روند سرعت بیشتری میگیرد و به شکلی کاملا ایرانی دست پیدا میکند.
در رمان نویسنده تخیلات خود را با عالم واقعیت پیوند میزند تا یک دنیا شبیه به دنیای خارج را برای خواننده ترسیم کند و او را با افکار خود آشنا سازد.
امروزه رمان گونهی گستردهای است و مهمترین دستاورد ادبی معرف فرهنگ اروپایی و آمریکایی از دوران رمانتک تا کنون به شما میرود. (مارتین، 1986 :5)
به بیانی دیگر رمان مهمترین و معروفترین شکل تبلور یافتهی ادبی روزگار ماست. رمان با دن کیشوت اثر سروانتس6 (نویسنده و شاعر اسپانیایی، 1617-1547) در خلال سال های 1605 تا 1615 تولد یافته است و با رمان شاهزاده خانوم کلو نوشتهی مادام دولافایت7 (نویسنده ی فرانسوی، 1693-1634) و رمانهای آلن رنه لوساژ8 (نویسندهی فرانسوی، 1747-1668) بخصوص با اثر مشهورش ژیل بلاس بنیاد آن ریخته شد. (میرصادقی، 1392: 23)
منتقدان انگلیسی و آمریکایی گرایش دارند که رابینسون کروزو را نخستین رمان بدانند ولی منتقدان قارهی اروپا – بجز انگلستان – دون کیشوت را شایستهی این مقام میدانند. (مارتین، 1986 :5)
2-5 رمان مدرن و پسامدرن
بسیاری از صاحب نظران‌ ادبی، هنری‌ و فلسفی «مدرنیسم» را نوعی جـنبش و رویـداد تـندرو و اصلاحی می‌دانند که در زمینه‌های فرهنگی، زیباشناختی، تربیتی، ادبی و… به‌ منصهی ظهور رسید.
در همین ارتباط «رمان نو» نیز به یک جنبش عـظیم ادبی در فرانسه‌ اطلاق می‌شود که در‌ اواســط‌ دههی 50 و اوایل دههی 60 توسعه یافت و به‌طور کـلی تمامی آثار کلاسیک ادبـی را کـه بر پایهی اصول رئالیسم محض بنا شده بودند مورد تهاجم قرار داد. این حرکت بزرگ‌ ادبی بعدها توسط مفسران ادبی که در حد میان مدرنیـسم و جریان پست‌مدرن قرار گرفتند شناسایی و بطور رســمی نـامـــگذاری شد. آنان نویســندگان صاحب‌نام و مطرحی چون ویرجینیا وولف9، کافکا10 و جیمز‌جویس11‌ را پایه‌گذار این جنبش ادبی در وادی ادبیات داستانی می‌دانند. در عین حال نویسندگانی چون مارگرت دوراس12، آلن روب گریه13، میشل بوتو14، کلود سیمون15، فیلیپ‌ سولرز16 و ناتالی ساروت17بـه عـنوان پیروان رمان نو که سعی در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سارا سالار، نویسندگان، عناصر داستان، ادبیات داستانی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نویسندگان، سارا سالار، سیمین دانشور، آثار ادبی