پایان نامه با واژگان کلیدی عملکرد شرکت، ارزش سهام، حقوق صاحبان سهام

دانلود پایان نامه ارشد

کارانه يا صرفا تندرو استفاده نميکنند که باعث شود صورتهاي مالي در کل زياد از حد تندرو، يا بيش از حد محافظه کارانه شود)، لذا سهامداران مي توانند سودهاي آتي و ارزشهاي دفتري را بسيار دقيقتر پيش بيني کنند.
2-4-4-تئوري روشهاي با ثبات
ديدگاهی ديگر در مورد موضوع کيفيت سود اين است که مديران در شرکتهای با مجموعه روشهاي مختلط فرصت بيشتري براي دستکاري سود خواهند داشت. این کار يا به صورت عمدي و يا به خاطر تاثيرات تعادل ايجاد کننده روشهاي حسابداري متفاوتي که به کار رفته صورت ميگيرد( مثلاً سود بالاتر ايجاد شده ازطريق روش ارزشيابي موجودي کالا به وسيله سود پايين تر ايجاد شده از طريق روش استهلاك خنثي ميشوند) از طرف ديگر شرکتهايي که به طور مداوم از روشهاي محافظهکارانه (ياتندرو) استفاده مي کنند، معمولاً سود کمتر(بيشتر) را نشان ميدهند که در ميان روشهاي مختلف حسابداري تعديل نخواهند شد. سهامداران در شرکتهاي با مجموعه روشهاي مختلط ممکن است در برآورد سودهاي آتي (جريانهاي نقدي مرتبط با آن) به خاطر اثرات تعديل کننده روشهاي حسابداري احساس عدم اطمينان بيشتري ميکنند.شرکتهاي داراي روشهاي محافظهکارانه و تندرو به طور نظري در منتهياليه سطوح پايين و بالاي سود گزارش شده قرار گرفتهاند و بنابراين فرصت کمتري براي دستکاري سود در اختيار دارند.
اگر شرکتي از روشهاي موسوم به بيش از حد محافظهکارانه استفاده کند، سرمايهگذاران ممکن است مشکل کمتري براي برآورد سودهاي آتي و ارزشهاي دفتري داشته باشند. دليل اين موضوع اين است که سرمايهگذاران خواهند دانست که مديران فقط از يک سو (سمت اوليه) مي توانند سود را دستکاري کنند. رو به بالا و احتمال اينکه مبالغ سود در آينده به طور غير منتظرهاي کمتر از سود پايين گزارش شده کنوني باشد، وجود ندارد .در واقع انحراف آشکار فوق تقريباًَ به طور کامل يکي از ابعاد اختلال ذاتي در سيستم حسابداري را براي سهامداراني که سعي در پيش بيني متغيرهاي حسابداري مي کنند، از بين مي‌برد( حساس يگانه، کریمی ،1389).
2-5-عوامل تاثيرگذار بر کيفيت سود
براي عوامل تاثير گذار بر کيفيت سود متغيرهاي زيادي مورد بحث و بررسي قرار گرفته است که ازبين آنها موارد زير را که جزء مهمترين موارد مطرح شده در ادبيات رشته مي باشد مطرح مي گردد.

1)ويژگيهاي شرکت
2) شيوه‌هاي گزارشگري مالي
3) حاکميت و کنترل
4) حسابرسان
2-5-1- ويژگيهاي شرکت به عنوان عامل تاثيرگذار بر کيفيت سود
2-5-1-1-عملکرد شرکت
مهمترين ويژگي شرکت که مي‌تواند بر کيفيت سود تاثير بگذارد عملکرد شرکت مي باشد مطالعات گذشته اين فرضيه را پشتيباني مي کنند که عملکرد ضعيف شرکت انگيزههايي را براي مديريت سود فراهم مي کند.
ليوپون (1995) بيان مي دارد که اگر تحليل ها حاکي از بالا بودن کيفيت سود باشند و رشد سود آتي آن شرکت بالا خواهد بود (ايماني برندق ،1385).
بحث اصلي اين موضوع، آن است که شرکتها با عملکرد خوب چيزي براي پنهان کردن ندارند و بنابراين به افشاي اطلاعات واقعي مي پردازند و ازاعمالي چون هموار سازي سود ، مديريت سود، وسايراعمالي که به پايين امدن کيفت سود مي انجامد دست نمي زنند.
2-5-1-2- رشد و سرمايه‌گذاري درشرکت
بحث هاي متفاوتي درباره اينکه چطور رشد شرکت مي‌تواند بر کيفيت سود تاثير بگذارد مطرح شده است که واضح ترين دليل آن است که شرکت رشد داشته باشد ثبات درآمدي کمتري خواهد داشت. سود نتيجه يک فرايند عملکردي در طول دوره گزارشگري مالي است اگر فرايندهاي اساسي يک شرکت تغيير کنند (به عنوان مثال رشد نمايد) به تبع آن درآمد و خواص درآمد از جمله پايداري و تدوام درآمد متاثر خواهند شد.
بارث 31و ديگران (1992) به اين نتيجه رسيدند سهام شرکت هايي که از رشد مداوم سود طي چند سالي متوالي برخوردار هستند، به مبلغي بيش از سهام شرکت هايي که داراي چنين رشدي نيستند، ارزش گذاري مي شوند. هنگامي که اين رشد متوقف ميشود، ارزش سهام شرکت هاي مزبور به شدت سقوط ميکند. اين موضوع انگيزهي زيادي براي انجام مديريت سود ايجاد ميکند. در اين حالت، هدف مديريت سود جلوگيري از کاهش سود و ارزش سهام اينگونه شرکت ها است.
2-5-1-3-بدهي شر کت
زيمرمن و اتسن (1986)32 نشان مي دهند شرکتهابا بدهي زياد که نزديک به شرايط فسخ قرادادهاي بدهي هستند با انتخاب روش هاي حسابداري خاص سعي در افزايش در آمد براي اجتناب از فسخ قرار داد مي نمايند در پژوهش های اخير از نسبت بدهي حقوق صاحبان سهام و يا ساير نماينده هاي آن استفاده مي کنند.
2-5-1-4-اندازه شرکت
برخي صاحب نظران همچون واتس زيميرمن معتقدند شرکتهاي برزگ در مقايسه با شرکتهاي کوچکتر هزينه‌هاي سياسي بيشتري مي‌پردازند. باور آنها اين است که اين شرکتها به دليل تاثيرگذاري بيشتر بر بازار سرمايه مورد بررسي و موشکافي هاي بيشتر سرمايه‌گذاران و تحليل گران مالي قرار دارند،در اين صورت، اين گونه شرکتها انگيزه بيشتري براي ارايه سود کمتر خواهند داشت.
برخي افراد همچون ژو(2006) در پژوهش خود بيان کرده اند که شرکتهاي برزگ به دليل پيچيدگي در فعاليت هاي و عمليات و همچنين عدم امکان رسيدگي از سوي استفاده کنندگان اطلاعات فرصت هاي بيشتر براي ارايه بيش ازواقع سود دارند. ( صالحي، 1389)
2-5-2- شيوه‌هاي گزارشگري مالي و کيفيت سود
طبق منابع متعدد( توکر1974)) ريچارد2002) کيفيت سود متأثر از روشهاي حسابداري است که نتايج عمليات شرکت را به طور روشن و صريح نشان مي دهد . روشهاي محافظه کارانه حسابداري با کيفيت سود مرتبط بوده و بر آن تاثير مي گذارد. اين بدين معني است که سودي که براساس روشهاي حسابداري محافظه کارانه محاسبه شده باشد در مقايسه با سودي که براساس روشهاي حسابداري غير محافظه‌کارانه بدست آمده باشد،از کيفيت سود بالاتري برخوردار است . تحليل‌گران مالي نيز با اين ديدگاه موافقند و به ساختار سود خالصي که طبق روشهاي محافظه کارانه بدست آمده باشد ، به عنوان راهنمايي براي پيش بيني درآمدهاي آتي اتکا مي کنند. علي رغم مبحث فوق ، نياز به ذکراست که استفاده از روشهاي محافظه‌کارانه افراطي نيز سبب خواهد شد که سود گزارش شده گمراه کننده باشد و قابليت استفاده براي پيش بيني درآمدهاي آتي را نداشته باشد (ديچو،2002)33.
بسياري از استفاده کنندگان صورتهاي مالي معتقدند که روشهاي حسابداري مورد استفاده بايد به نحوي محافظه کارانه اعمال شوند که روندي به سوي جريان نقدي داشته باشد .
به طور خلاصه در رابطه با روشهاي حسابداري محافظه کارانه يا غيرمحافظه کارانه ، مي توان چنان ادعا کرد که سودي که واقعيت اقتصادي را منعکس مي نمايد از کيفيت سود بالاتري برخوردار است. واقعيت اقتصادي بدين معناست که فراز و نشيب هاي موقعيت تجاري شرکت بدون هموارسازي مصنوعي مورد شناسايي قرار گيرد .
ديگر عامل تأثيرگذار بر کيفيت سود ، عدم ثبات رويه در کاربرد روشهاي حسابداري است که سبب تأثير منفي بر کيفيت سود ميگردد. تغيير در روشهاي حسابداري اغلب موجب افزايش در سود گزارش شده گرديده و در نتيجه رشد واهي سود را نشان خواهد داد. علاوه بر اين اگر يک شرکت تغييرات وسيعي در روشهاي حسابداري داشته باشد ، براي تحليل گران مالي مشکل تر خواهد بود که سود سال جاري براي پيش بيني سودهاي آتي استفاده کنند .
از ديگر عوامل تأثير گذار بر کيفيت سود ، توان مديريت در دستکاري و هموارسازي سود مي باشد . بايد توجه داشت که اگر چه دستکاري و هموارسازي سود با موضوع کيفيت سود مرتبط هستند اما اينها مقوله يکساني نيستند. در تعريف واژه “کيفيت سود” براي اينکه يک مفهوم سودمند باشد و با معني ارائه شود، بايد دامنه آن را محدود نمود. نميتوان ادعا نمود که هر آنچه که در حسابداري مطلوب نيست ، در نظريه کيفيت سود آمده است. در مجموع مي توان ادعا نمود که مديريت سود در شرايطي که منجر به عدم واقعي نشان دادن سود گردد، بر کيفيت سود تأثير منفي خواهد گذاشت . در ديگر شرايط مديريت سود که منجر به غير واقعي نشان دادن سود نگردد، الزاماً پديده اي منفي تلقي نمي گردد .
اشاره به اين نکته ضروري است که علي رغم تلاش در واقعي نشان دادن سود، پاره‌اي از محدوديت‌ها که نشأت گرفته از عوامل سياسي، اجتماعي و اقتصادي مي باشند موجب گرديده‌اند که روشهاي متفاوتي براي اندازه‌گيري رويدادهاي اقتصادي تدوين گردد. (به عنوان مثال روشهاي متفاوت اندازه گيري موجودي کالا و يا روشهاي متفاوت اندازه گيري استهلاک). تنوع در اين روشها زمينه مناسبي براي مديران بنگاه‌هاي اقتصادي فراهم ساخته که بتواند اهداف خاص خود را با انتخاب روشهاي حسابداري تحقق باشند. تحقق اهداف خاص مديران نوعاً با روشهاي حسابداري ميسر مي شوند که استفاده از آنها سود واقعي را نشان نخواهد داد.
باتوجه به مطالب فوق، به منظور دستيابي به سودواقعي، سود حسابداري مي بايستي مورد تعديل قرار گيرد. بديهي است تعديلات مي بايستي بر مبناي اطلاعات مربوط به روشهاي حسابداري انجام گيرند. سود تعديل شده که در اينجا سود واقعي خواهد بود، مناسب ترين مبنا براي پيش بيني سودهاي آتي و جريانات نقدي آتي خواهد بود.
2-5-3- حاکميت و کنترل شرکت و تاثير آن بر کيفيت سود
مکانيسم هاي حاکميتي که دراين بخش مورد بحث قرار خواهد گرفت عبارت ست از:
1)هيت مديره شرکتها
2)فرايندها و روش هاي کنترل داخلي
3) مالکيت سهام توسط مديران
4)پاداش مديران، تغيير مديران
در مطالعات مرتبط با هيت مديره و کنترل داخلي با کيفيت سود، اعتقاد براين است که کنترلهاي داخلي به عنوان ناظر در سيستم گزارشگري مالي عمل مي کند و فرصتها و توانايي مديريت سود را محدود مي سازد.در حالي که در مطالعات انجام شده در حوزه مالکيت مديريتي و پاداش مديران اعتقاد بر اين است که کيفيت سودتحت تاثير قرار مي گيرد زيرا در اين موارد براي مديريت سود انگيزه هايي بوجود مي ايد(باتاچاریا و دیگران،2008).
2-5-3-1-هئيت مديره و کيفيت سود
در رابطه با هئيت مديره و رابطه آن با کيفيت سود عوامل متعدي ازجمله اندازه هئيت مديره، استقلال هيت مديره، کيفيت مديران و مديران غير موظف قابل طرح است.
يکي از مهم‌ترين عوامل تأثيرگذار بر سلامت فرآيند حسابداري و گزارشگري مالي، ترکيب اعضاء هيئت مديره است. مسئوليت هيئت مديره، فراهم کردن نظارت مستقل بر عملکرد مديران اجرائي و الزام مديران به پاسخگوئي در قبال سهامداران است. باور عمومي بر اين است که هيئت مديره زماني ‌که از استقلال بيشتري برخوردار است، نظارت مؤثرتري بر مديران اجرائي اعمال مي‌کند.
به‌عنوان مثال، بيزلي (۱۹۹۶) در پژوهش تجربي دريافت که حضور اعضاء غيرموظف هيئت مديره، احتمال تقلب در ارائه صورت‌هاي مالي را کاهش داده است. همچنين کلين (۲۰۰۲) شواهدي را در رابطه با استقلال اعضاء هيئت مديره و دستکاري سود فراهم آورد که نشان مي‌داد شرکت‌هائي که داراي اعضاء هيئت مديره مستقل از مديران اجرائي بودند، اقلام تعهدي غيرعادي کمتري گزارش کرده‌اند.زي و ديگران (۲۰۰۳) نيز به نتايجي مشابه دررابطه با ارتباط ميان مديريت سود و استقلال هيئت مديره يافتند(خوشطينت و خاني،1382)
فاما و جنس (1983) بحث مي کند که وظيفه هيت مديره مينيمم سازي هزينههاي نمايندگي است که با جداسازي مالکيت و از کنترل (مديريت) در شرکتها افزايش يافته است انها در برابر سهامدارن در ارتباط با نظارت بي نقص بر اعمال مديريت مسئول مي باشند(وين‌اسماعيل و ديگران،2010)
2-5-3-2- فرايندها و روش هاي کنترل داخلي
دويل 34و همکاران (2007) دريافتند شرکتهايي که در کنترلهاي داخلي در طول گزارشگري مالي، ضعف دارند داراي کيفيت اقلام تعهدي پايين تري هستند و اقلام تعهدي محافظه کارانه از ثبات درآمدي مي کاهد.
تصور وجود رابطه بين کنترل داخلي و کيفيت اقلام تعهدي از اين تئوري پيروي مي کند که کنترل داخلي قوي از اشتباهات عمدي و غير عمدي جلوگيري مي کند. بنابراين اين نظر شرکت هايي که کنترل داخلي قوي دارند با حذف اثر اشتباهات عمدي و غير عمدي منجر به ارايه اطلاعات مالي بدون اشتباه يا حداقل بدون اشتباه با اهميت خواهد شد واين موضوع به ارايه درست اطلاعات منجر مي گردد که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی بازده سهام، حسابداران، حسابداری تعهدی Next Entries حسابرس مستقل، وجوه نقد، حقوق صاحبان سهام