پایان نامه با واژگان کلیدی علامه طباطبایی، تعدد زوجات، جامعه بشری، انسان کامل

دانلود پایان نامه ارشد

اهلی بودند که در میهمانیها خورده و از گوشت آنها تغذیه میشد. نویسنده نشریه مکتب تشیع اینچنین به وضعیت اسفبار زنان میپردازد:
«در جامعه های باستانی مرد در گرفتن زن هیچگونه محدودیت عددی نداشت، برخلاف زن و طلاق دست مرد بود نه زن و زن برای همیشه تحت ولایت مرد زندگی کرده و بطور اطلاق فدای تمایلات مرد بود و حتی در قحطیهای عمومی و در مهمانیهای مخصوصی از گوشت زن تغذیه میشد و طعامهای رنگارنگ برای برای مهمانها تهیه و تقدیم می گردید.خلاصه اینکه زن در جامعههای بشر اولی شکل انسان را داشت وآثار وجودی حیوان اهلی را».(علامه طباطبایی،1338: 11)
متن از یک زندگی حیوانی برای زنان سخن میگوید. وضعیتی که رابطه زن و مرد کاملاً یک جانبه بود. شوهر مثل اربابی بود که جان و مال و زندگی زن در دست وی بود و زنان به وسیله مردان خرید و فروش میشدند، به عنوان سوژه جنسی دست به دست میچرخیدند و فاقد هر گونه شخصیت مستقلی بودند، زن از هیچگونه حقوق انسانی برخوردار نبود و این وضعیت او در مرحله اول زندگی بشر میباشد. در متن مشابهای در جدول شماره 2 ستون الف آمده است:
«زن در اجتماعات بدوی بشر جزء جامعه انسانی محسوب نمیشده و هیچگونه وزن اجتماعی نداشته و معامله ای که با زن میشده همان معامله ای بوده که بشر با یک حیوان زبان بسته می نماید.( علامه طباطبایی،1338: 8)
زن تا در خانه با یکی از اولیای خود بود ملک خالص مرد بوده و مالک چیزی نبود حتی لباس و زیور اختصاصی وی تعلق به ریس منزل داشت و هرگونه سیاست و مواخذهای حتی قتل در موردش بی هیچ مانعی مباح بود و به عنوان بخشش و قرض و عاریه و نوازش بدست دیگران سپرده میشد و همینکه به خانه شوهر منتقل میشد و البته انتقالش بطور خرید و فروش بود( که یکی از بقایای این سیرت شیر بها است که هنوز هم در برخی جاها دائر است)علاوه بر استفادهای بیکران که در خانه پدر از وی میشد میدان شهوت رانی مرد بود که نیازمندیهای شهوت جنسی با وی رفع می شد». (علامه طباطبایی،1338: 10)
متن از یک وضعیت غیر انسانی خبر میدهد. زن نه تنها از هیچگونه حقوقی برخوردار نبوده بلکه به عنوان انسان نیز شناخته نمیشد. رفتاری توام با تحقیر و کاملا شی انگارانه به جنس زن میشد و صرفاً برای تمایلات جنسی مردان و نیروی کار مورد استفاده قرار میگرفت. این دیدگاه در مقابل دیدگاهی قرار دارد که وضعیت زن را در دوره باستان کاملا مخالف نظر نویسنده بیان میدارد و حتی از آن به دوره مادرسالاری یاد میشود. طبق این نظردر جامعه باستانی ایران زنان به پادشاهی میرسیدند و حتی قبلتر از آن نقش زنان در جامعهی قدیم عیلام برتر از مردان بود، زیرا که رسیدن به پادشاهی از طریق مادر انتقال و مشروعیت مییافت. در رابطه با فرمانروایان خاندان شاهی در عیلام مشروعیت از طریق شاخهی زن تداوم مییافت و پس از در گذشت پادشاه معمولاً برادر او تاج و تخت را همراه با بیوهی پادشاه که شاید خواهر آنان بود به ارث میبرد.( قاسمی،بیتا:2).

4-2-1-2- تمدن و قوانین مدنی به زن استقلال ندادند
نویسنده ادامه میدهد که در مرحله دوم زندگی بشر تمدن و قوانین مدنی نیز وضع زنان را آنچنان تغییر نداد. زن در این مرحله هیچگاه طعم استقلال را نچشیده است و همیشه تحت ولایت مرد زندگی کرده. و پدر و شوهر حق هرگونه تصرفی را درمورد زن داشتهاند. در متن آمده:
«مرحله دوم در مسیر زندگی زن در جامعه، مرحله ایست که در وی شرایع و قوانین مدنی در میان ملل متمدنه پیدا شده است.(11).زن دراین جامعه ها همیشه و در همه حال تحت قیمومیت و ولایت مرد باید زندگی کند و پیوسته در حال تبعیت زندگی گذارنیده و بهرهای از استقلال ندارد.( علامه طباطبایی،1338: 12)
در این جامعه ها زن چندی که در خانه پدر است تبعیت پدر را داشته و مخصوصاً باید از وی اطاعت کند پدر هر تصرفی را در مورد وی نمود نافذ است، به هر شوهری داد یا به کسی بخشید یا سیاستی نمود.».( علامه طباطبایی،1338: 12)
نویسنده اذعان میکند که تمدن و جامعه مدنی نتوانست وضعیت زنان را بهبود بخشد و زن همچنان یک موجود پلید است که به خاطر جنسش مورد ظلم و ستم قرار میگیرد. نکته جالب این است که نویسنده وقتی از ناتوانی قوانین مدنی برای کسب استقلال زنان از شوهران و پدران خود سخن میگوید ادامه میدهد که زنان در این ملل اگر با مرد بیگانه روابط ناپسند داشته باشند به شدت تنبیه خواهند شد. این در حالیست که چنین وضعیتی برای زنان در اسلام سنتی نیز صادق است. چنان که اگر زنی مجرد با مرد بیگانه زنا( رابطه جنسی بدون عقد دائم یا موقت) داشته باشد محکوم به تازیانه و زن شوهر دار اگر با مرد بیگانه وارد رابطه جنسی شود سنگسار خواهد شد. البته اگر مرد زن خود را در حین زنا ببیند اجازه کشتن همسر خود را دارد که پدیده قتلهای ناموسی یا قتلهای شرافتمندانه نشأت گرفته از همین قانون است.
«زندگی زن با کفایت ولی و تحت قیمومت و ولایت وی اداره میشده است و از این راه بوده که پدر یا شوهر حق هرگونه تنبیه و مجازاتی درباره زن داشته است. و سخت ترین اوقات برای زن وقتی بوده است که روابط ناپسندیده با یک مرد بیگانه پیدا میکرده و یا گرفتار عادت زنانه میشده که در این حالت مانند یک موجود پلیدی از وی اجتناب میکردند و یا وضع حمل مینموده و خاصه وقتی که دختر میزاییده است».( علامه طباطبایی،1338: 13 )
4-2-1-3- زن هیچ مسئولیت اجتماعی نداشت
در رابطه با ضعف عقل زنان و اینکه باید در همه دوران زندگی؛ یک مرد از آنان مواظبت کند و همردیفی آنان با کودکان خردسال اینگونه سخن رانده میشود:
«به حسب تمثیل حال زن در میان این ملل و اقوام حال بچه خردسالی بوده که قدرت و توانایی اداره زندگی خود را نداشته و با تبعیت و تحت ولایت و قیمومت اولیای خود زندگی نماید زیرا بچه خردسال انسانی اگر چه انسان است ولی به واسطهی ضعف تعقل و فتور اراده اگر استقلال در اراده یا عمل پیدا کند سازمان اجتماعی را مختل ساخته و اعضاء جامعه را دچار فلج می کند، از این روی باید در سایهی تبعیت اولیای خود زندگی کرده و طبق دستور بزرگان رفتار کند تا تدریجاً ورزیده شده و لیاقت عضویت جامعه را پیدا نماید».( علامه طباطبایی،1338 :13)
نویسنده بر آن است که زن در جامعه و ملل متمدن در گذشته موجودی ضعیف و قابل ترحم پنداشته میشد. لایههای پنهان متن بر آن است تمدن و قوانین مدنی نتوانست زن را به عنوان شهروند قبول کرده و به وی مسولیتهای اجتماعی را بسپارد، زیرا زن مانند کودک خردسالی بود که فقط انسان پنداشته میشد اما انسانی فاقد تواناییهای یک انسان کامل، عاقل و بالغ؛ تا بشود به عقل او اعتماد کرده و به او مسئولیت سپرد. و به دلیل ضعف تعقل ممکن است دست به اشتباهات بزرگی بزند که جامعه را به نابودی بکشاند. پس همانند یک کودک باید تحت نظر و استیلای یک مرد باشد تا آن مرد از وی مواظبت کرده و به او آموزش دهد تا کمتر دچار اشتباه شود.
در قوانین اسلامگرایان سنتی نیز زن به دلیل احساساتی بودن و ضعف عقل نمیتواند رهبر، قاضی و امام جماعت یا مرجع تقلید شود.
4-2-1-4- اسلام ظهور کرد
نویسنده پس از توضیح تاریخ زن در دو مرحله زندگی اولیه بشر و سپس بوجود آمدن تمدن و قوانین مدنی، دوره طلایی بشر را در مرحله سوم و ظهور اسلام معرفی میکند.
نویسنده حتی نقش ادیان دیگر را برای رهایی زن کمرنگ جلوه داده و دین را نیز برای تحقق حقوق زن ناتوان میداند. و دین مسیحیت و یهود را دین مردسالاری میداند که با وجود توصیههای برای مهربان بودن و مدارا کردن با زنان هرگز نتوانست جایگاه واقعی زنان را در مناسبات دینی و اجتماعی به آنان بدهد و زن را همچنان فرودستتر از مرد قرار داد:
«اگر چه تورات و انجیل توصیه های در رفق و مدارا با زنان ذکر می کنند، ولی قدر مسلم از بیانات این کتابهای مقدس اینست که زن هرگز به پایه مرد نخواهد رسید و وزن اجتماعی و دینی زن بسی پایینتر و سبکتر از وزن اجتماعی و دینی مرد است.( علامه طباطبایی،1338، 14)
نویسنده طبق متن بر آن است فرودست بودن زن از ابتدای پیدایش بشر وجود داشته تا وقتی اسلام ظهور کرد. اسلام زن را یک انسان کامل با تمام حقوق یک انسان و جزء کامل جامعه بشری شناخت. در این دوره زن همان موقعیتی را به دست آورد که یک انسان به اندازه اراده و عمل خود میتواند در جامعه نقش آفرین باشد. نویسنده میگوید:
« اسلام زن را یک فرد انسانی تشخیص داده و جزئی(بتمام معنی) از جامعه بشری شناخته و وزنی را که یک نفر انسان به حسب اندازهی تأثیر اراده و عمل خود میتواند در جامعه بشری پیدا کند بوی داده است».( علامه طباطبایی،1338: 15)
4-2-2 . بعد از ظهور اسلام
نویسندگان مکتب تشیع در حالی که ظهور اسلام را همرا با استقلال ، احترام و دادن حقوق کامل انسانی برای زن معرفی کردند، در تشریح قوانین اسلام با آزادی زنان و با داشتن حقوق سیاسی و اجتماعی مساوی زنان با مردان مخالفت میکنند و میگویند در طول تاریخ محدود بودن زنان مانعی برای سیادت و عظمت اسلام نبوده است. همچنین یکی از دلایل طبیعی و درست بودن قانون تعدد زوجات را به خاطر سابقه تاریخی آن میدانند.
4-2-2-1- محدود بودن بانوان در دوره سیادت اسلام
نویسندگان مکتب تشیع خواننده را به دوران سیادت و عظمت یازده قرنی مسلمین ارجاع داده و برآنند در تمام این دوران زن طبق قوانین اسلام محدود بوده است؛ آنان به روشنفکرانی که خواستار آزادی زنان ایران میباشند و کشورهای اسلامی دیگر را مثال میزنند که با دادن حقوق برابر به مردان و زنان باعث پیشرفت کشور خود شدهاند؛ اینگونه پاسخ این افراد و ادعاهایشان را میدهند که؛
«بیتناسب نیست اگر ما درتایید مدعای خودمان به دوران سیادت و عظمت یازده قرنی مسلمین(شامل میلیاردها فرد مسلمان) که از مبدأ پیدایش اسلام تا سه قرن پیش در شرق و غرب عالم حکمفرما و در عین حال توأم با محدودیت بانوان بود و(بااصطلاح آقایان) این نقیصهی اجتماعی مانع گسترش خیره کننده آن تا دیوار چین و صحرای مرکزی آفریقا و امریکا و اوقیانوس هند و قلب فرانسه نگردید استناد جوئیم».( بی نام،1338: 144)
در متن نویسنده ادعا میکند اسلام یازده قرن با عظمت به همه دنیا سیادت داشته و در تمام این مدت زنان محدودیت داشتهاند، این محدودیت هیچ آسیبی به گسترش اسلام وارد نکرده است و میلیاردها مسلمان نیز با اعتراض نداشتن بر این محدودیت صحه گذاشتهاند.
4-2-2-2- تعدد زوجات مورد قبول همه بود
اسلامگرایان سنتی قانون تعدد زوجات را به دلیل سرشت طبیعی مرد و زیادی شهوت جنسی وی از قوانینی میدانند که نباید به آن خللی وارد شود. چرا که موجب افزایش فساد خواهد شد و ظلم به مردان محسوب میشود. و برای صحه گذاشتن بر این عمل قدمتی به بلندای تاریخ برای آن قائلند:
«تعدد زوجات از مبتکرات دین اسلام نبوده، در تاریخ بشریت سابقه ممتدی دارد، در میان ملل مصر و ایران و روم قدیم کم و بیش رایج بود؛ و در قبایل عرب نیز به رسمیت شناخته شده بود، و تاریخ حالات جمعی از پیغمبران مانند حضرت ابراهیم خلیل(ع) و حضرت داود(ع) و حضرت سلیمان(ع) بدان گواهی میدهد».( موسوی زنجانی،1338: 31)
در متن مشابهای قانون تعدد زوجات را از قوانین طبیعی دانسته که از صدر اسلام به بعد حتی مورد قبول خانوادهای دیندار نیز بوده. و هر چه افراد متدینتر باشند به این قانون احترام بیشتری میگذارند؛ چنان که؛
«از صدر اسلام به بعد در خانوادهای که با تربیت دینی به بار آمدهاند همسران متعدد و فرزندان آنها در حدود عدل و احترام به حقوق متقابل، با هم سازگار بوده و شرافتمندانه زندگی کردهاند».( موسوی زنجانی،1341: 44)
نویسندگان مکتب تشیع یک خانواده دینی و مقید را خانوادهای میدانند که همسران متعدد یک مرد و فرزندانشان بدون هیچ تشنجی (در رابطه با ناسازگاری زنان متعدد یک مرد) به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی میکنند. آوردن عبارت صدر اسلام اشاره به دوران طلایی مسلمین دارد. دورهای که به عنوان یک الگو، برای رفع مشکلات در دنیای کنونی باید به آن رجوع کرد. یکی از مشکلات که از طرف اسلامگرایان سنتی جنگ با فطرت و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی زنان و دختران، حقوق سیاسی، عرصه خصوصی، حقوق زنان Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی خانواده گسترده، علامه طباطبایی، تعدد زوجات، اجتماعی و سیاسی