پایان نامه با واژگان کلیدی علامه طباطبایی، تعدد زوجات، قانون اساسی، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

کشور بیقانون که خانواده هیچ معنای نداشته و همه زنان و مردان بدون هیچ قیدی در هم میلولند را به خواننده میدهد:
«از عهد شارلمان به بعد ، اروپای مسیحی با نظر استنکاف و تنفر به تعدد زوجات نگریسته، مرتکب را قابل تعقیب و مجازات دانست و در مقابل، از عمل فحشاء و مترس بازی تجاهل نمود و بی بندوباری در تماس جنسی را عملاً تجویز کرده و به دلخواه طرفین بلامانع شمرد و در نتیجه کار رسوائی به جایی کشیده شد که امروز از هر صد هزار نفر مرد اروپائی و امریکایی یک نفر نمیتوان یافت که در معاشرت جنسی به همسر قانونی خود اکتفا کرده و با زنان دیگر اعم از شوهر دار و بی شوهر سروسری نداشته باشد».(موسوی زنجانی، 1341: 33)
4-5-4 افزایش فرزندان نامشروع
نویسندگان مکتب تشیع پیامد اختلاط زن و مرد و تک همسری در مردان را ازدیاد فرزندان نامشروع دانسته و به خواننده هشدار میدهند که اگر این وضع ادامه یابد و زنان در بیرون از خانه با مردان به صورت مختلط به کار بپردازند و جلوی تعدد زوجات نیز برای مردان گرفته شود، شاهد افزایش فحشاء و فرزندان نامشروع خواهیم بود و ضربه اصلی را نیز زنان خواهند خورد زیرا مردها پس از برطرف شدن نیاز جنسی خود زن را رها کرده و به دنبال زندگی خود میروند.
«(اینکه مردها از داشتن بیشتر از یک زن منع شدهاند موجب شده است که)؛ عدهی مردها که با داشتن همسر؛ فرزندان غیر شرعی ببار میآورندبیرون از حد احصا است و زنها هم جهت کسب معاش بکوی و برزن افتاده و در معرض تجاوز قرار میگیرند و اگر همچنان دوش به دوش مرد بکار بیرون از خانه بپردازند؛ جامعه ما را به سقوط خواهند کشانید اصلاً چرا اجازه میدهید زن با مرد رقابت کند؟ آیا به خلقت و فطرت زن و مرد توجه ندارید و نمیبینید که طبیعت آنها را از همدیگر ممتاز ساخته و وظیفهی هر کدام از آنها را معین کرده است».(موسوی زنجانی،1341: 38)
نویسندگان مکتب تشیع به رغم اینکه نفوذ فرهنگ غرب را از عوامل اصلی بیبندوباری در زنان میدانند و همچنین زنان را به دلیل احساساتی بودن و برتری عقلی مردان، از بسیاری از حقوق برابر با مردان و حتی شرکت در رای گیری منع میکنند به کررات برای ادعای اثبات گفتههای خود از نوشتهها و گفتههای زنان غربی سند میآورند.
«خانم نویسنده مشهور(لادی کوک) در روزنامهی (آلایکو) نوشت: مردها علاقهی فراوانی باختلاط و معاشرت با زنها دارند و زنان نیز خلاف بر فطرتشان بکار بیرون از خانه هوس کردهاند و بسوی آنها کشانده میشوند و به هر اندازه که دامنه اختلاط کشیدهتر میشود بر عدهی فرزندان غیر شرعی و سر راهی افزوده میگردد، مردها پس از ارتکاب جنایت، بدنبال کار خود رفته و بیچاره زن را در میان سیل بلا تنها گذاشته و بدست فقر و سرگردانی و خواری و سپس مرگ میسپارند».(موسوی زنجانی،1341: 39)
4-5-5 . هرج و مرج و سقوط کشور
نویسندگان این نشریه پیامد تغییر قوانین فقهی را که معتقدند بر اساس فطرت و ذات بشر پایه ریزی شده برابر با خطر سقوط همه افراد اجتماع میدانند. تاکید بیشتر این نویسندگان بر روی قوانین طلاق و ازدواج از جمله صیغه و تعد زوجات بود. نویسنده در رابطه با دادن حق طلاق به زنان اظهار میکند:
«تصور اینکه اگر اختیارات متقابل به زنان داده شود؛ و به تقلید از بعضی ممالک غربی طلاق دو جانبه در کشور ما نیز معمول گردد؛ این دردها درمان خواهد شد، تصور بسیار غلطی است زیرا وقتی مردان که استعداد تجزیه و تحلیل عقل و منطقشان قویتر است رشد استفاده از قانون را نداشته باشند؛ زنها که به حکم طبیعت ، تحت تاثیر عواطف بچه گانه و زود گذر قرار گرفته اند؛ چه طرفی از آن خواهند بست جز آنکه هرج و مرج و بی بند و باری مضاعف گشته و چارهی کار را از دست همه برباید و کشور ما را به سقوط قطعی بکشاند».(بی نام،1339: 73)
متن کاملا با دادن اختیار طلاق به دست زنان مخالف است. و زنان را موجوداتی عاطفی و احساساتی و دارای درکی پایین دانسته و با عبارت عواطف بچهگانه نهایت بیخردی زنان را نمایش داده است. در واقع با برتر دانستن مردان به خواننده نهیب میزند که وقتی مردان با منطق قوی خود در پیروی و درک قانون اشتباه میکنند چگونه یک عقل بچگانه و حس زودگذر(زن) قادر به درک قانون خواهد بود. نویسنده به صراحت زن را موجودی منفعل و فاقد شعور اجتماعی معرفی میکند. و خطر دادن اختیار زندگی این فرد به خودش را برابر با هرج و مرج، بیبندوباری، و سقوط قطعی جامعه دانسته است. گویی خطر زن کمتر از خطر دادن اختیار یک زندگی به کودک خردسال یا یک مهجور و دیوانه نیست.
من خوانندگان را به تقسیم بندی که علامه طباطبایی در مقاله حقوق زن دراسلام در همین نشریه داشته و در مرحله مدنیت نیز زن را اسیر دست مرد و همچون کودکی دانسته که استقلالی نداشته و بقول علامه طباطبائی ظهور اسلام زن را از این وضعیت نجات داده و به وی استقلال داده؛ یکبار دیگر ارجاع میدهم:
« بحسب تمثیل حال زن در میان این ملل و اقوام حال بچه خردسالی بوده که قدرت و توانایی اداره زندگی خود را نداشته و با تبعیت و تحت ولایت و قیمومت اولیای خود زندگی نماید زیرا بچه خردسال انسانی اگر چه انسان است ولی بواسطهی ضعف تعقل و فتور اراده اگر استقلال در ارده یا عمل پیدا کند سازمان اجتماعی را مختل ساخته و اعضاء جامعه را دچار فلج می کند، از این روی باید در سایهی تبعیت اولیای خود زندگی کرده و طبق دستور بزرگان رفتار کند تا تدریجاً ورزیده شده و لیاقت عضویت جامعه را پیدا نماید«.(علامه طباطبایی،1338: 13)
همچنین در متن دیگری خطر و پیامد حذف صیغه را رواج فساد و عمل منافی عفت، میدانند:
«(کسانی که شرایط ازدواج دائم ندارند) به عصیان و آلودگی و عمل منافی عفت و اخلاق کشیده شوند و مفاسدی که ذکر شد برآن مرتبت گردد».(موسوی زنجانی،1341: 46)
4-6 راه حل ها کدامند
پس از بیان اتفاقات ، عوامل موثر و پیامدهای که اتفاقات و عوامل آنها میتواند داشته باشد نویسندگان مکتب تشیع برای جلوگیری از پیامدهای پیش رو یا پیش آمده راه حل ارائه میدهند. در جدول شماره (5) ستون ج راه حلهای نویسندگان مکتب تشیع آورده شده است. که در ادامه به صورت فهرست وار به شرح هر کدام پرداخته میشود.
4-6-1 . رد منشور حقوق بشر
نویسندگان مکتب تشیع به رغم تلاش برای حل تناقضات موجود با هر نوع نظریهای که در رفع ظلم به زنان از سوی غربیها عنوان شود با نظر سوء مینگرند زیرا آنان نه تنها غربیها را منشاء فساد زنان کشور خود میدانند بلکه به دلایل سیاسی با کشورهای غربی از جمله آمریکا رابطه خصمانهای داشته و آن را استکبار بزرگ میخواندند که بعد از پیروزی انقلاب در ایران، آمریکا با نام شیطان بزرگ خوانده شد.
«بهتر آنست سفسطههای اشتر گاو پلنگی را به کنار گذارده و به صراحت گرائید. اگر واقعاً قبول دارید( باید هم قبول داشته باشید) که عنوان اولی و رسمی این کشور مسلمانی است و مذهب تشیع به موجب قانون اساسی که صیانت آن از طرف مقامات عالیه و ملت ایران و مجلسین تضمین شده است رسمیت دارد، قهراً میباید عناوین و اصول لاحقه را با آن مطابقت بدهید و مواد منشور ملل را آنجا که مخالف با اصول اسلام و قانون اساسی میباشد، تخصاصاً خارج بدانید؛ زیرا مجلس شوری حق نسخ قانون اساسی را نداشته و ندارد و نمیتوانسته منشور ملل متفق را به طور دربست قبول و تعهد کند.(بی نام،1338: 151)
بهتر است حواشی تمدن را کنار گذارده و به اصول آن بپردازید و در رفع محرومیتهایی که ذکر شد و همه افراد اصلاح طلب در این قسمت هم فکر و هم گام با شما خواهد بود و افکار عمومی هم از آن پشتیبانی خواهند نمود بکوشید و بقول خودتان با مشاجره بیهوده وقت خود و دیگران را تلف نکرده و ایجاد تشنج ننمائید.« (بی نام،1338: 151 )
متن به دلیل مخالف بودن قوانین فقهی با قوانین منشور حقوق بشر از مسئولین میخواهد قسمتی از منشور را بپذیرند که متناقض با قوانین مدنی کشور در رابطه با زنان (که از قوانین فقهی گرفته شده) نباشد و از قبول کامل آن سرباز زنند. نویسندگان مکتب تشیع از حکومت وقت میخواهند صراحتاً اعلام کند که آیا حکومت، کشور ایران را یک کشور مسلمان با مذهب تشیع همانگونه که در قوانین مجلسین آمده میداند یا خیر؟!
در واقع متن با قرار دادن منشور حقوق بشر و ارائه بندهای آن در رابطه با زنان در مقابل حکومت پهلوی، حکومت را به چالش کشیده و اینگونه مشروعیت دینی آن را زیر سوال برده است. و در ظاهر راه حل مشکلات موجود را در رد این منشور که ضد قوانین دینی است بیان میکند. اسلامگرایان همانطور که با فاسد شدن زن در حکومت پهلوی مشروعیت گفتمان غالب را زیر سوال بردند با دادن تقدس به سوژه به حکومت دینی خود مشروعیت دادند.
4-6-2 تحقیق و تعقل
نویسندگان مکتب تشیع برای آنکه افراد تحت تاثیر تبلیغات غرب قرار نگرفته و به تقلید از قوانین آنها نپردازند؛ تحقیق و تفحص در متون دینی اسلام را پیشنهاد کرده تا به وسیله تعقل و تدبر و بدون کمک غربیها به تحلیل متون اسلامی بپردازیم.
«باید با تعقل آزاد و منطق خدادای خود به متن بیانات دینی مراجعه کرده و روابط این حقوق را با همدیگر و پایهی اساسی آنها را تا حدی که میسر است بدست آوریم.
پایه های عمومی قوانین اسلامیجای تردید نیست که خاصهی ممیز انسانی که انسان را از هر حیوان دیگری تمیز میدهد، همانا خاصیت تعقل است».(علامه طباطبایی،1338: 18)
نویسنده سپس پایه قوانین اسلامی را پیروی از عقل و خرد معرفی کرده و عقل را ملاک تشخیص خوب از بد و رسیدن به سعادت دانسته است.
«(اسلام ) احکام و قوانینی را در جامعه لازم الاجراء میداند که عقل آنها را حق تشخیص دهد، اگر چه خلاف تمایلات اکثریت افراد جامعه بوده باشد، زیرا انسان در مسیر سعادت خود هدفی را باید در نظر بگیرد که ضمیر نوعیت وی (عقل و خرد) او را نقطه سعادت تشخیص میدهد، نه چیزی را که عواطف حیوانی میپسندد».(علامه طباطبایی،1338: 19)
4-6-3 . پیروی از فطرت
نویسندگان نشریه معتقدند پایه قوانین در منطق قرآن کریم روی فطرت استوار است و تمام قوانین بر حسب فطرت انسانی ساخته و پرداخته شده است.
«اساساً منطق قرآن شریف که آخرین و کاملترین کتاب آسمانی و راهنمای همیشگی بشر به سوی سعادت دنیا و آخرت است؛ اینست که پایه قانون باید روی فطرت استوار باشد.» (مصباح،1341: 164)
آنان ذاتگرایی را پایه استدلالهای خود در رابطه با حقوق زن در اسلام و تفاوت حقوق زن و مرد قرار دادهاند. آنان بر حسب همین استدلال زنان را موجوداتی احساساتی میدانند که احساسشان بر عقلشان غلبه دارد و مردان را موجوداتی منطقی و دارای برتری عقلی نسبت به زنان میدانند، همچنین مردان را داری قوه جنسی قویتری نسبت به زنان دانسته و به همین دلیل قانون تعدد زوجات را برای رفع این غریزه مردان مجاز میشمارند. این مبحث به صورت مکرر در مجله مکتب اسلام، تشیع و نشریه مسجداعظم مطرح و بحث شده است.
«همهی این گرافتاریها بخاطر آنست که مردها از داشتن بیشتر از یک زن ممنوع شدهاند».(موسوی زنجانی،1341: 38)
به دلیل غریزه شهوانی زیاد مردان قانون تعدد زوجات برای جلوگیری از گناه مردان و فساد زنان تجویز شده است. به قول فاطمه صادقی در کتاب زنان، قدرت و مقاومت در ایران پس از انقلاب؛ اگر صفاتی که به زنان نسبت میدهند صفاتی طبیعیاند، پس نقش آموزهای دینی و اخلاقی در این میان چیست. به تعبیر دیگر آیا دین صرفاً برای آن است که بر آنچه از پیش در طبیعت آدمی وجود دارد، صحه بگذارد یا اینکه کارکرد دیگری دارد که عبارتست از هدایت آدمیان از طریق آموختن تسلط بر نفس و غرایز.(صادقی،1393: 40)
«آیا بخلقت و فطرت زن و مرد توجه ندارید و نمیبینید که طبیعت آنها را از همدیگر ممتاز ساخته و وظیفه هر کدام از آنها را معین کرده است.(موسوی زنجانی،1341: 38)
آیا پشت پا زدن به موازین فطری و جنگ و مبارزه با تجهیزات طبیعی میتواند وسیله سعادت جامعه انسانی شود؟»(مصباح،1388: 188)
نویسندگان این نشریه حضور زن در بیرون از خانه را بالاخره میپذیرند اما برای این حضور شرط و شروطی میگذراند و مهمترین شرط قبول صفت جدیدیست که برای زنان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سازمان ملل، حقوق بشر، حقوق زنان، کشورهای اسلامی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تعدد زوجات، زنان و دختران، عدل و انصاف، جنگ جهانی دوم