پایان نامه با واژگان کلیدی عقد ازدواج، مقاصد شریعت، حمایت خانواده

دانلود پایان نامه ارشد

نظام خانواده و دیگر آثار و نتایجی که از عقد ازدواج نشأت میگیرد و زن و مرد را نسبت به آن مسئول میگرداند.
دوم: در نظر داشتن تعداد و دفعات طلاقها به هدف آگاهی از اینکه چه زمان مرد میتواند به زن رجوع کند و چه زمانی زن بر او حرام میشود.
سوم: واجب شدن عده برای زن طلاق داده شده از ابتدای زمان شروع طلاق.
چهارم: نگاه داشتن حساب عده، برای دانستن زمانی که مرد میتواند در آن به زن رجوع کند، در صورتی که طلاق رجعی باشد.
پنجم: حقوق مادی که مرد نسبت به زن طلاق داده شده بر عهده دارد. بدین خاطر مصلحت حکم میکند که شاهدی بر وقوع طلاق حضور داشته باشد و طلاق در حضور دو نفر شاهد عادل ثبت گردد تا بتوان هر زمان بر سر وقت و مکان وقوع آن میان زن و مرد، درگیری اتفاق افتاد آن را إثبات نمود.212
4. شیخ علی ابوالحسن، رئیس کمیسیون فتوی در دانشگاه الازهر، فتوایی را مبنی بر اینکه، طلاق بدون شاهد واقع نمیشود را صادر کرد. شیخ أبوالحسن در این فتوی تأکید میکند، نظری که شهادت برطلاق را شرط میداند نظری محکم و قوی است که دلایل معتبر و قابل إعتماد به ویژه، آیهی « وَ أشهَدوا ذوی عَدلٍ مِنکُم» آن را تأیید میکند و منظور از شهادت در این آیه، شهادت بر طلاق است.213
2-2-5- فتوای دکتر احمد السایح و بررسی ادله ایشان
2-2-5-1- فتوا به عدم وقوع طلاق لفظی :
دکتر أحمد السایح، استاد عقیده در دانشگاه الأزهر مصر فتوی داده است که: « طلاق لفظی واقع نمیشود، حتی اگر مرد هزاران بار به زنش بگوید؛ «أنتِ طالِقٌ».
از آنجا که شرط اساسی وقوع طلاق، داشتن مدرک و دلیل است یعنی اینکه، زن و شوهر؛ همراه با دو نفر شاهد مرد، نزد قاضی بروند تا در حضور شاهدان به طور رسمی طلاق تمام شده، ثبت شود. در غیر این صورت، طلاق واقع نمیشود، و زن و شوهر میتوانند به زندگی مشترک خود ادامه دهند، و فکر کنند اتفاقی نیفتاده است».214دلایل شرعی هست که این فتوی را تأیید میکند، این دلایل عبارتند از:
1. اسلام، همواره بر حفظ نظام خانواده و بقای آن تا آخرین توان ممکن تأکید میکند، تا غایت و هدفی را خداوند برای ازدواج در نظر گرفته است، تحقق بخشد.
2. اسلام، برپایی ازدواج را بر اساس قواعد محکم و استواری چون؛ خواستگاری و عقد نکاح قرار داده است، و معقول نیست تنها، با تلفظ یک کلمه به هنگام عصبانیت، إضطراب ومشاجره، فرو بریزد و فرمودهی خداوند را درسوره النساء، آیه21 « وَ کَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أفْضى‏ بَعْضُکُمْ إِلى‏ بَعْضٍ وَأخَذْنَ مِنْکُمْ ميثاقاً غَليظا » یعنی: « و چگونه آن را بازپس میگیرید در حالی که شما ( با تماسّ جسمی و روحی ) به یکدیگر رسیدهاید و آنان از شما پیمانی محکم ( به وسیله عقد ازدواج ) گرفتهاند» را به فراموشی بسپاریم و از آن چشم پوشی کنیم.
3. منابع شرعی، شرط وقوع طلاق با حضور شاهد را در خود جای دادهاند، با این اعتبار که، شهود در وقت وقوع طلاق و آگاه شدن از مسائل شرعی، بر طلاق شهادت دهند، همچنانکه، خداوند در ابتدای سورهی طلاق فرمودهاند.
4. دلایل شرع اشاره به این دارد که، إحضار شاهد در طلاق به دلیل حمایت خانواده از فروپاشی در اثر برخی هوی وهوسها و تمایلات شخصی و غیر معقول، ضروری و لازم است.215
2-2-5-2- بررسی دلایل دکتر أحمد السایح از دیدگاه قائلان به مستحب بودن شهادت در طلاق:
1. اینکه، اسلام همواره، برای محافظت از نظام خانواده و دوام آن تلاش میکند حق است، ولی این مسأله مانع طلاقی که شریعت اسلام آن را تعیین نموده و وقوع بدون دلیل و شاهد آن نمیشود. زن و شوهر بدون داشتن هیچ گونه رابطهی قبلی و یا نسبتی فامیلی، به یکدیگر علاقهمند شده، پیمان ازدواج میبندند.
اما گاهی در این میان، تعارض و تضاد اخلاقی پیش میآید و آن دو را از یکدیگر دور میکند، طوری که هیچ کدام، علاقه ایی به یکدیگر ندارند، در این وقت است که نیاز به طلاق احساس میشود، تا همراهی این دو نفر تمام شده به دشمنی و عداوت منجر نشود، پس، خلاص شدن از عقد ازدواج به نفع هر دو نفر است. طلاق، مباح، و برای برخی از زوج ها نیازی ضروری است.216
زن و شوهر دو نفرند که، در اثر معاشرت و بدون داشتن ارتباط یا نسبت قبلی با همدیگر آشنا میشوند، در حالیکه ممکن است، خلق و خوی شبیه به هم یا نزدیک نداشته باشند. پس، در بسیاری از اوقات، امکان دارد بعد از ازدواج، در برخی از جوانب معاشرت و رفتار میان زن و شوهر اختلاف روی بدهد، تا آنجا که شدت یافته، کنترل کردنش سخت شود. در این هنگام، یکی از طرفین خسته میشود و راهی جز جدایی و رها شدن از آن ناراحتی نمییابد. پس، خداوند، طلاق را تنها به خاطر دفع ضرر حلال گردانیده و لازم نیست در آن اجازه گرفته شود و این کسب اجازه وسیلهای شود
برای ضربه زدن یکی از زن و شوهر، به دیگری و یا یکی از نزدیکان آنها و یا به قصد آزمایش و تجربهی صبر و تحمل دیگری. به همین خاطراست که پیامبر(ص) فرمودند: « زشت ترین و ناپسند ترین حلال ها نزد خداوند، طلاق است217 ».
2. در خصوص اینکه، اسلام، خانواده و ازدواج را بر قواعد مستحکمی استوار ساخته است، طلاق و شهادت در آن به حضور شاهد در نکاح قیاس شده، که حضور شاهد در آن یک عمل مشهور و علنی است، در حالیکه، این قیاس صحیح نیست، چون در رابطهی با آن اختلاف وجود دارد و مخالف إجماع بر سر وقوع طلاق بدون حضور شهود است. اما در جواب این سوال که آیا معقول است نظام خانواده، تنها با یک لفظ، و آن هم در وقت عصبانیت و إضطراب، فرو بپاشد؟ باید بگوییم که، عقل صحیح یا نقل صحیح، مخالفتی نمیکند و در این مسأله إجماع وجود دارد. قول دکتر السایح، در این مساله به ثوابت شرعی ستم میکند، تا حال و وضع کسی را رعایت کند که، قدر منزلت حدود شرعی را نمیشناسد و آن ها را رعایت نمیکند. شرع مقدس اسلام، راههای شایسته و کاربردی را برای درمان مشکلات ناشی از عصبانیت قرار داده است. کسی که عقد ازدواج را محترم می شمرد و ارزش آن را میشناسد با عصبانیت خود این گوهر با ارزش را در تنگنا قرار نمیدهد، بلکه از احکام طلاق باخبر است و میداند به مجرد تلفظ آن واقع میشود و باید زنش را در حالت پاک بودن از حیض و بدون تماس جنسی با او طلاق دهد. اینگونه احکام است که، از ساختار خانواده محافظت میکند و احکام دیگری غیر از این ها که نیازی به ذکر آن ها نیست.
3. دربارهی این قول که، دلایل شرعی به شرط وقوع طلاق در حضور شهود اشاره دارند و خداوند در سوره طلاق بدان صحه میگذارد، باید بگوییم که، قیاس شهادت در طلاق، به شهادت در نکاح صحیح نیست، چون بر سر آن اختلاف وجود دارد. باید برای اجرای یک حکم، اتفاق نظر وجود داشته باشد.218 درحالیکه این قول مخالف اجماع بر سر وقوع طلاق بدون حضور شاهد است. از طرفی، قول و فتوی مذکور حاکی از آن است که، عدهی طلاق باید از زمان اثبات طلاق و شهادت بر آن محاسبه شود. در حالیکه کسی تاکنون چنین رأی را صادر نکرده است و نسب و نسل به خطر میافتد.
4. دربارهی این قول که، حاضر کردن شاهد در طلاق، به خاطر جلوگیری از فروپاشی خانواده امری است ضروری، باید جواب دهیم که، مراعات مقاصد شریعت موضوعی مهم و با ارزشی است اما شرایط و ضوابط مخصوص به خود را دارد. از آنجا که هر مصلحتی مقاصد فهم شده در کتاب، سنت و إجماع را برآورد نمیکند و برخی از مصالح ناشناسی که با مقاصد شریعت هماهنگ نباشد، باطل بوده و دور انداخته میشود و هرکس به دنبال چنین مصالحی برود، مرتکب تعیین و تصویب قانون و بنیان شرع جدید شده است، همان طور که امام شافعی میگوید: « هرکس خود، چیزی را نیک و خوب پندارد و آن را به یک دلیل شرعی تبدیل نماید، خود شرع جدیدی بنیان نهاده است ».219
2-2-6- حکم حضور شهود در ملحقات طلاق :
نوعی از حقوق هستند که نیاز به شهادت فقط دو مرد دارد و این نوع از حقوق، نه مال است و نه به قصد منفعت مالی اعمال میشود و از اموری است که مردان بر آن آگاهی و إطلاع دارند، این نوع از حقوق شامل؛ نسب، نکاح، طلاق، عتاق، ولاء( تعیین ولی و سرپرست برای برده)، إنقضای عده، إیلاء، ظهار و خلع، است. که حضور شهود در برخی از این موارد مانند طلاق، ظهار و خلع، نزد مذاهب اهل سنت مستحب است، اما نزد مذهب إمامیه، حضور شهود در ظهار و إیلاء وخلع همانند طلاق واجب است.220
در کتاب المهذب در فقه شافعی آمده است که، اگر زن إدعای خلع کند و زوج إنکار کند جز با شهادت دو مرد ثابت نمیشود اما اگر زوج إدعای خلع کند و زن إنکار کند، خلع با شهادت دو مرد و یا یک مرد و دو زن ثابت میشود، زیرا بینهی زن برای إثبات طلاق است و بینهی مرد برای إثبات مال است.221
2-2-7- نظر مفسران دربارهی آیات 1و2 سورهی طلاق :
به دو دلیل باید به تفسیر این دو آیه و آرای مفسران دربارهی آن توجه کنیم؛ اول اینکه: چون دو آیهی مذکور محل استدلال هردو گروه است، اگرچه هدف و مقصد هرگروه در تفسیر آیه با دیگری تفاوت دارد. دوم اینکه: در این مساله، تنها با در نظر گرفتن آرای فقهاء و کنار نهادن آرای مفسران، نمیتوان به نتیجهی کاملی رسید، به همین خاطر دیدگاه تعدادی از مفسران در خصوص این دو آیه را بررسی میکنیم.
1. طبری در تفسیر خود به نقل از ابن عباس روایت میکند که، ( اگر مردی بخواهد قبل از پایان عده به زنش رجوع کند باید دو شاهد مرد حاضر نماید همانگونه که خداوند میفرماید « وَ أشهدوا ذَوی عدل منکم » و حکم این آیه به هنگام طلاق و رجعت بر میگردد. السدی نیز همین رأی را دارد.222 ابن جریر طبری قول ابن عباس را در تفسیرش به نقل از أبی صالح و او از معاویه بن صالح و او هم از علی بن أبی طلحه آورده. علی بن أبی طلحه این قول را از ابن عباس نشنیده است، بلکه آن را از مجاهد و سعید بن جبیر که هر دو مورد اعتماد هستند، گرفته است. بنابراین اعتماد با واسطه در روایت مذکور ضرری به اصل موضوع وارد نمیکند، همانند کسی که در کاری خدعه و نیرنگ به کار میبرد و آن را با احتیاط و اعتماد کامل انجام میدهد. و بخاری در کتابش (الصحیح) با اطمینان و اعتماد آن را شرح میدهد و این به معنی صحت حدیث نزد اوست، جز اینکه آن را حجت قرار نمیدهد، چون شرط ظاهر در آن (صحت شنیدن حدیث) منقطع یا ناقص است.223
2. آلوسی، عالم و مفسر بزرگ اهل سنت میگوید که، عبارت « وَأشهَدوا ذَوی عَدلٍ مِنکُم » اگر برای رجعت یا طلاق انتخاب شود، برای إجتناب و جلوگیری از شک و تردید است. باید گفت که، امام شافعی در نظریهی نخستین خود گفته است که؛ هنگام رجوع کردن از طلاق حضور دو شاهد عادل واجب است.224
3. در تفسیر جامع البیان آمده است که، عبارت« وَأشهَدوا ذَوی عَدلٍ مِنکُم » به هنگام رجعت یا طلاق، حاکی از مستحب بودن حضور شاهد است، همچون عبارت « وَ أشهدوا إذا تبایَعتُم225 ».
4. در تفسیر بغوی آمده است که خداوند در عبارت « وَأشهَدوا ذَوی عَدلٍ مِنکُم » به آوردن شاهد در زمان طلاق و رجعت امر میکند.
5. ابن کثیر در تفسیرش به نقل از ابن جریح میگوید؛ عطاء دربارهی قول « وَأشهَدوا ذَوی عَدلٍ مِنکُم » رأیش این است که، خداوند متعال، نکاح، طلاق و رجعت را جز با حضور شاهد عادل جایز نمی شمرد، مگر اینکه کسی عذری داشته باشد.226
6. سیوطی در کتاب الدر المنثور، به نقل از عبدالرزاق و عبد بن حمید و آن دو از عطاء روایت میکنند که نکاح، طلاق و رجعت با حضور دو شاهد به إثبات میرسد.227

7. در تفسر المحیط آمده است که، ظاهر عبارت « وَ أشهدوا » بر واجب بودن حضور شاهد در وقت طلاق و رجعت دلالت میکند.228
8. قرطبی میگوید؛ در عبارت« وَأشهَدوا ذَوی عَدلٍ مِنکُم » خداوند امر نموده است که برای طلاق، شاهد حاضر شود، گفته شده که به رجعت نیز بر میگردد، و ظاهر آیه این را نشان میدهد.229
9. جصاص میگوید؛ جدایی زن ومرد بدون حضور شاهد نیز صحیح است، بعد از وقوع طلاق نیز می شود شاهد گرفت، چون شهادت شرط صحت طلاق نیست. در رجعت نیز چنین است. در این میان ممکن است طلاق تثبیت شده باشد.230
10. در تفسیر رازی آمده است که، « وَأشهَدوا ذَوی عَدلٍ مِنکُم » یعنی اینکه؛ بدان ها فرمان داده شده که به هنگام طلاق و رجعت شاهد بگیرند.231
11. طبری در تفسیرش از طریق ( أسباط بن نصر ) نقل میکند که السدی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره بیماران همودیالیزی، بیماران مبتلا، آنتروپومتریک Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی عقد نکاح، مذهب شافعی، حکم طلاق