پایان نامه با واژگان کلیدی عبدالفتاح، استان گیلان، دوره صفوی، دوره قاجار

دانلود پایان نامه ارشد

شامل کوهستان های شرقی‌ترین نقطه ی استان گیلان کنونی تا رود کورا در جمهوری آذربایجان را در بر می گیرد.
3-1-3-تالشستان بیه پیش و بیه پس
گیلان بیه پس و گیلان بیه پیش تقسیم بندی های طبیعی و سیاسی دارای اشتهاری است که خصوصا در دوره ی صفویه رواج داشت و بر اساس رود سپید رود انجام گشته و سرزمین های شرق سپید رود را بیه پیش و سرزمین های غرب آن را بیه پس نامیده اند در همین دوره از استعمال نام واژه توپونومیک تالشستان نیز آگاهیم.کلمه تالشستان دست کم از دوره صفویه رواج داشته(از حدود پانصد سال قبل)این کلمه عموما برای مناطق کوهستانی مشرف بر جلگه گیلان به کار می رفته است که خارج از حکومت تالش بوده اند، و در منطقه تاریخی بیه پس و بیه پیش قرار داشته است منطقه ای که طبق منابع دوره صفوی بین تنکابن تا فومنات است ما در کتب تاریخی با ترکیب های تالشستان فومن، تالشستان لاهیجان، تالشستان بیه پیش ، تالشستان خرگام و دیلمان و گرجیان و گلیجان و سمام ؛ طالشستان کهدم،طالشستان رانکوه و…. برخورد می کنیم.

عبدالفتاح فومنی می نویسد:
«شیرزاد ماکلوانی در طالشستان فومن خروج کرده،پسری را از طالش فومن به هم رسانیده سلطان محمود خان لقب داده به پسری جمشید خان برداشته، از گیل و طالش فومن موازی ده هزار آدم یرقدار، تفنگچی و کماندار در ظل رایت فتح آیت او از روی ارادت و حمایت جمع شدند»(فومني، 1349، 79).
با توجه به اینکه فومن منطقه ای وسیع بوده در آن زمان مرکز حکومت بیه پس بوده و از شرق به ناحیه کهدم و سپید رود متصل بوده و از کاربرد ترکیب تالشستان کهدم هم آگاهیم بنابراین کل منطقه کوهستانی بیه پس را تالشستان می نامیدند.
جای دیگر می خوانیم:
«و صباح روز دیگر شاه عباس امر نمود قورچی باشی و قنبر سلطان کوزبنو کلو و شیخ احمد آقای میرغضب به اتفاق حسین خان حاکم کهدم و اغورلو سلطان چگینی و نعمات الله سلطان صوفی و شرف خان حاکم تنکابن به طالشستان بیه پیش در آمده تالش کولی و جماعت یاغی را به دست آورده بیاورند حسب الفرمان عساکر به جهت تنبیه و تعذیب مخالفان روانه ی مملکت بیه پیش شدند و قورچی باشی به اتفاق سرداران سپاه به لاهیجان نزول نموده مقرر فرمود که تمامی عساکر پیاده در جنگل ها و جبلها ترددات کرده مادام که طالش کولی و مخالفان به دست درنیایند آرام و خورد برخود حرام دانند و سعی موفور درباره تسخیر یاغیان به تقدیم رسانند. حسب الفرمان عساکر تا یک ماه که تفحص و تجسس می نمودند و در پیروی مخالفان ساعی بودند و به هیچ نوع راه به منزل مقصود نبردند و اثری ظاهر نمی شد تا آنکه قورچی از لاهیجان به دیلمان رفته در مرداد ماه قدیم و شهر رجب المرجب سنه ثلث و الف شیخ احمد میرغضب را طلبیده و مقرر نمود قتل عام را شعار خود کند آن مظهر قهر الهی که در بی رحمی و سفاکی دلیر و مشهور بود در طالشستان خرگام و دیلمان و گرجیان و گلیجان و سمام شمشیر خون آشام از نیام کشیده و قتل به افراط نموده بر اناث و ذکور آن به ظاهر بنیاد و باطن ابقا نفرمود و چندین مومن و مسلمان و عجزه و بیچارگان به فرموده آن مطرودان درگاه ایزدی شربت شهادت چشیدند و الاخر طالش کولی در جنگل سمام پشت به دست سهراب بیک ملازم حسین خان کهدم گرفتار شده و کیا جلال الدین محمد به دست سهراب بیگ به ضرب شمشیر ملازمان نعمت الله صوفی به قتل رسید»(همان، 165).
در این متن عبدالفتاح ابتدا صراحتا و به طور کلی از تالشستان بیه پیش سخن می گوید و بعد به صورتجزئی از نواحی تالشستان خرگام و دیلمان و گرجیان و گلیجان نام می برد که با توجه به پراکندگی و وسعت این نقاط و همچنین کاربرد ترکیبات تالشستان رانکوه و تالشستان لاهیجان به ما نشان می دهد کل منطقه کوهستانی بیه پیش نیز به تالشستان مشهور بوده است.از آنچه در مورد تالشستان بیه پس و بیه پیش آمد نتیجه می گیریم کل کوهستان های استان گیلان فعلی روزگاری با نام تالش اشتهار داشته است.
شاهد دیگر این مدعا این جمله است:
«معصوم بیگ تمام ولایت بیه پیش از گیل و تالش را به سلاطین و امرا قسمت نموده به تخت لاهجان رحل اقامت انداخته و…»(فومني، 1347، 27) یعنی تمام ولایت بیه پیش بر دو قسم بوده گیل یا جلگه گیلان و کوهستان که با نام تالش شناخته می شده است.
صفحه 284 و 285 در مورد رسیدگی نواب ساروخان طالش (حاکم حکومت طالش در آستارا)به دهکده های طالش بیه پیش توضیح می دهد که در زمان فتنه غریب شاه ،بهرام قلی سلطان صوفی قلعه لاهجان را خالی کرده و و گروهی از تجار فرنگ و مسکو که از دریا به لنگرود آمده و اموال خود در قلعه نهاده بودند را غارت کرده و در دیلمان و رانکوه و توابع کدخدایان را غارت کرده و خدمتکارانشان را کشته است. نواب ساروخان« به احضار بهرام قلی سلطان کس فرستاده و ملکان و کدخدایان طالش و مظلومان آن ولایت را طلبیده ..» و دادخواهی کرده است.همچنین برای یافتن شخصی به نام میرفرخ و سزا دادنش«مقرر فرمود موازی یک صد نفر پیاده طالش آستارا به کوهات و مغارات لیل و توابع رفته بی آرام و قرار پیروی میر فرخ مذکور نمایند و به ملکان و کد خدایان طالش آن ولایت سفارشات نوشته ،تهدیدات نمود که به هر طریق آن مخالف شوم را به دست آرند»
همچنین تصریح می کند:
«لیل دهی است در طالشستان لاهجان محکم و مضبوط و راهها ناهموار و شوارع صعب المسالک و طرق دشوار دارد»موارد فوق حاکی از وفور استعمال واژه تالش در بیه پیش دارد.
رابینو نیز در ولایات دارالمرز به این موارد می پردازد:

ص 21«مناطق مسکونی طالش ها در گیلان با نام طالشستان شناخته می شد»در تاریخ قدیم این منطقه از طالش فومن با طالشستان فومن،طالشستان لاهیجان،طالشستان کهدم، و در اطراف مناطق گیلک نیز از نقاطی مانند گیل فومن ،گیل گسکر و… که اسامی آن ها از گیل مشتق است نام برده اند»(رابينو، 1366، 21)
کمی پس از کشته شدن جمشیدخان شیرزاد ماکلوانی در تالشستان فومن که طالش نشین است طغیان کرد و بچه ای را که مدعی بود فرزند جمشید شاه است شاه اعلام نمود (رابينو، 1366، 508)
«شاه عباس به شیخ آقا احمد حاکم قزوین فرمان داد تا به شورشیان گیلان بتازد و بالاخره پس از قتل عامی بزرگ از مردم طالشستان خرگام و دیلمان و کرجیان و گولیجان و سمام بوسعید به دست ولی سلطان حاکم رانکوه افتاد و طالش قلی(طالش کولی) و عده ای از برادرزاده هایش اسیر امیرحسین خان کهدمی گردیدند»مارسل بازن نیز به حضور تالشان و نواحی و اسامی تالش در کوههای شرق سپید رود اشاراتی دارد که از نظر می گذرد:
«بنا به گفته رابینو همراه طالشستان فومن و طالشستان کهدم که انتهای جنوبی محدوده ی طالش نشین به شمار می رود او می نویسد «حکایات قدیمی از طالشستان لاهیجان نام می برند» ما نتوانستیم بفهمیم که وی دقیقا به کدام نوشته استناد می کند.»(بازن، 1367، 407).
یقینا یکی از منابعِ رابینو که بازن پی می جوید تاریخ عبدالفتاح فومنی است، ناگفته نماندواژه تالشستان در کتاب ابن کربلایی نیز آمده است« در آغاز قرن دهم بسیاری از صوفیان صفوی در «طالشستان »به سرمی بردند (ابن کربلائی ، 1376،204) » که البته نمی دانیم منظورش طالشستان بیه پس یا بیه پیش است یا در مورد کل منطقه طالش به کار برده است.
حمدالله مستوفی در( قرن 8 هجری قمری) در تاریخ گیلان و دیلمستان از هرزویل و رودبار از ناحیه جشیجان کوهستان طوالش یاد می کند.
مارسل بازن می نویسد:
« در حدود رودبار در سمت پایین رود سه محدوده ی تات زبان،طالش زبان و گیلک زبان در دره سیاه رود که شعبه کوچک کناره ی جنوبی سفید رود محسوب می گردد با یکدیگر در تماس هستند»(بازن، 1367، 438)
«در جنوب در دو خرده ناحیه ب رودبار و رستم آباد ….چوپانان (تکلیم و گنجه) اغلب از تالش های سیاهورود و کشته رود هستند» مارسال بازن همچنین از دهکده های ییلاقی«لاکه، دو گاهه،دارستان، و سرشمام» محل کوچ تالش ها نام می برد.(همان، 488)
برخی از روستاهایی که بازن به نقل از فرهنگ جغرافیایی ایران در نقشه (ص459) از تالش زبان بودن و اصل و نصب تالشی آن ها یاد می کند عبارتند از«لیل،شهران،پارودبار،شبخوسلات،کله دان،توشی،کشل،توتکی،سیاه بیجار، کله گاور و..» او به اسامی نقاطی که اسم تالش را بر خود دارند ذکر می کند که کماکان این اسامی حفظ شده است.
اسامی نقاطی که شامل کلمه طالش هستند:
«طالش محله،طالش سرا،طالش کوه،طالش خل،طالشان،کلش طالشان»
« سه دهکده دورافتاده در شرق سپید رود در سال های 1339 طالش زبان بوده اند»
بازن همچنین می نویسد:
چند دهکده در حاشیه دشت ساحلی گیلان شرقی و مازندران غربی ،نامشان به طالش ها مربوط می شود.آیا از یکی از این محله ها بود که «قبایل طالش مازندران» که دالمانی دو عکس از آن ها در اوایل قرن بیستم میلادی گرفته است برای ییلاق البرز می رفتند؟»«دو طالش محله یکی بین لاهیجان و لنگرود دیگری در غرب شهسوار وجود دارد»که این ها هنوز هم موجودند.بازن در سال 1354 از نقاط نسبتا جدیدتر تالش نشین در سیاهکل یاد می کند و به حدود ده دهکده در دره شمرود نیز اشاره می کند که گویی در دوره قاجار از طالشدولاب به آنجا کوچانده شده اند.و زبان تالشی که اکنون در میانشان منسوخ شده است اما از هویت تالش بودن خود آگاهند.30 سال پیش از آن تاریخ یعنی دهه هزار و سیصد و بیست فرهنگ جغرافیایی ایران وجود زبان تالشی را در آن ناحیه گزارش کرده است.«آن ها هنوز هم احشام خود را به ییلاق های نزدیک دیلمان می برند دهکده تالش کوه در شرق دهکده مزبور بایستی یکی از ییلاق های قدیمی این گروه باشد» کمی به طرف شرق در سرحد شهرستان لاهیجان و لنگرود ساکنان روستاهای زیادی در حوالی سال 1330 تالش زبان بوه اند» بازن حضور این افراد را به مهاجرت های کاری درحوزه باغات چای نسبت می دهد.
حتی اگر دسته ای از اسامی طالش در شرق سپیدرود را مربوط به مهاجرت های اخیر در دوره قاجار بدانیم باز اطلاق تاریخی اسم تالش بر کوهستانهای شرق و غرب سپید رود که منابع با قدمت 4 و 5 قرن آن را گواهی می دهند به قوت خود باقی است. منطقه ای کوهستانی در دوره پیش از اسلام نیز کادوس(یونانی شده ی تالش یا گالش) نامیده می شد و در منابع بسیاری از آن یاد شده و در دوره پس از اسلام گاه به بخشی از آن دیلمان و به بخش دیگر طوالش می گفتند و همانطور که از نظر گذشت در چند قرن اخیر نیز هنوز نام تالش بر آن اطلاق می شده است. نام پر آوازه دیلمان نیز پس از اسلام گاهی کل این محدوده ی کوهستانی را در بر می گرفت گاهی بخشی از آن را بنابراین از دیرباز جلگه با نام گیلان و کوهستان با نام های تالش و کادوس و دیلم شناخته شده است و تالش ها یا گالش ها نوادگان دیلمیان و کادوسیان و قوم باشنده این دییار بوده اند.
3-1-4-جغرافیای طبیعی تالش
سرزمین تالش باریکه‌ای جنگلی و مرطوب است که از لحاظ ناهمواریها به دو ناحیۀ کاملاً متمایز جلگه‌ای در شرق و کوهستانی در غرب تقسیم می‌شود. پهنای ناحیۀ جلگه‌ای آن به تفاوت از ۱ تا۵۰ کم‌ است (آقاجانی، 1384، 15). بخش کوهستانی تالش به سبب همجواری با دریای مازندران پوشیده از جنگل و مراتع نسبتاً وسیع است (محمودی، ۱۷). آب و هوای تالش در ناحیۀ جلگه‌ای معتدل و مرطوب، و در ناحیۀ کوهستانی مرطوب و سرد است و بارندگی سالانۀ آن میان ۳۰۰،۱-۸۰۰،۱ میلی‌متر است (همان، 16).
رشته کوههای تالش به درازای ۲۷۰ کم‌ در جهت شمال غربی به جنوب شرقی امتداد دارد. این رشته کوه از جنوب شهرستان مغان شروع می‌شود و رو به سوی جنوب خاوری تا درۀ آستارا به صورت کوههای مرزی میان ایران و جمهوری آذربایجان ادامه می‌یابد و از گردنۀ حیران منحرف شده، تا باخترهشتپر تقریباً به صورت مستقیم کشیده می‌شود. سپس از باختر هشتپر دوباره به سوی جنوب خاوری امتداد دارد و در جنوب شهرستان رشت به درۀ سفید رود می‌رسد. این کوهستان از کوههای بسیاریتشکیل یافته است که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از آق‌داغ (۳۲۲، ۳ متر)، سبله خونی (۱۱۰، ۳ متر)،میریش یوردی (۹۴۸،۲ متر) و خیل‌گاه (۸۶۰،۲ متر) (جعفری، کوهها…، ۷۰؛ فرهنگ جغرافیایی کوهها…، ۱/۲۱۰، ۲۸۳، ۲۹۱، ۳۲۴).
رودهای چندی از بلندیهای کوههای تالش سرچشمه می‌گیرند که بیشتر از آب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی استان گیلان، جغرافیای سیاسی، متون تاریخی، دریای خزر Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی جغرافیای سیاسی، استان گیلان، دولت صفوی، محصولات کشاورزی