پایان نامه با واژگان کلیدی طلاق بائن، طلاق رجعی، رسول خدا (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

سازگاری کند، یا او را به نیکی و خیراندیشی رها کند ». زنی که در طلاق رجعی به سر می برد تا زمانی که در عده اش است همسر شوهرش به حساب میآید و در این مدت هرگاه مرد بخواهد میتواند او را برگرداند بدون اینکه نیازی به رضایت زن یا اجازه ولی او باشد.
3. سوره الطلاق، آیه2 « فَاِذَا بَلَغنَ أجَلَهُنَّ فَأمسِکُوهُنَّ بِمَعرُوفٍ أوفارِقُوهُنَّ بِمَعروُفٍ » یعنی: « آنگاه که مدت عده را به پایان رساندند، باز به نیکویی نگاهشان دارید، یا به خوش رفتاری رهایشان کنید ».

4. سوره البقره، آیه 231« وَ إذا طَلَّقتُمُ النّساء فَبَلَغنَ أجَلَهُنَّ فَأَمسِکُوهُنَّ بِمَعروُفٍ أوسَرِّحُوهُنَّ بِمَعروفٍ » یعنی: « هنگامی که زنان را طلاق دادید و به آخرین روزهای عدهّی خود رسیدند، یا به طرز صحیح و عادلانهای آنان را نگه دارید، یا آنان را به طرز پسندیدهای رها سازید ».
5. سوره البقره، آیه232 « إذاطَلَقتُم النِّساء فَبَلَغنَ أجَلَهُنَّ فَلَا تَعضُلُوهُنََّ أَن یَنکِحًنَ أزوَاجَهُنََّ إذَا تَرَاضَوا بَیًنَهُم بِالمَعروُف » یعنی: « هنگامی که زنان را طلاق دادید و مهلتشان سر آمد، مانع آنان مشوید که به نکاح مردان دیگر، هرگاه به یکدیگر راضی شدند درآیند ».
ب) سنت :
1. پیامبر(ص) فرمودند: « یا عبدالله بن عمر طلق زوجتک » یعنی: « ای عبد الله زنت را طلاق بده » و باز فرموده اند: « ما بال احدکم یزوج عبده امته ثم یریدان یفرق بینهما انما الطلاق لمن أخذ بالساق » یعنی: « چه شده است یکی از شما که کنیزش را برای عبدش تزویج میکند و میخواهد بین آن دو جدایی بیندازد در حالی که طلاق حق کسی است که از زن استلذاذ مینماید63».
2. ابوداود به نقل از ابن عمر روایت کرده است که پیامبر (ص) فرموده است: « أبغَضَ الأشیاء عِندِ اللهِ الطَلاق » و یا « لَیسَ شیءُ مِنَ الحَلَالِ أبغضَ إلی اللهِ مِن الطَلاق64» یعنی: « هیچ حلالی نیست که به اندازهی طلاق نزد خداوند مبغوض و ناپسند باشد» آلبانی در کتاب غایة المرام این حدیث را ضعیف دانسته است. همین حدیث را شیعه بدین گونه نقل کردهاند: «ما مَن شیءِ أبغض إلی اللِه عَزَوَجَل من بیتِ یَخرب فِی إلاسلام بِالفِرقَة65».
3. همچنین ابوداود روایت کرده که پیامبر (ص) در زمانی که حفصه را طلاق داد و سپس به او رجوع کرد، ایشان فرمودند: « أتاني جِبریلَ فَقالَ لي راجِع حَفصَة فَانَها صَوامَةُ قَوامَةُ وَ إنها زَوجَتُکَ فی الجَنَة 66» یعنی: « پیامبر فرمودند: جبرئیل نزد من آمد و به من گفت به حفصه رجوع کنید، به درستی حفصه همیشه مواظب روزه و نماز شب است و زن تو است در بهشت ».
ج) إجماع :
فقهای اهل سنت در مقام بیان ادلهی مشروعیت طلاق در اسلام، به اجماع نیز استناد کردهاند. به این صورت که میگویند؛ فقهای مسلمین در هر عصری اتفاق دارند که مرد هرگاه بخواهد میتواند زن خود را طلاق دهد. همچنین گفتهاند که، مردم بر جواز طلاق در مواردی که معقول به نظر برسد اجماع کردهاند.67
1-7-3- حکمت تشریع طلاق
حکمت از مشروع بودن طلاق، این است که طلاق، راه حل مشکلات سختی است که توسط زن، شوهر و اطرافیان آنها قابل حل و فصل نبوده و به خاطر عدم توافق اخلاقی و نفرت بیش از حد از یکدیگر یا عوامل خارجی غیر قابل تحمل برای آنها، به خاطر جلوگیری از زیان و نگرانی بیشتر چارهای به جز طلاق وجود ندارد؛ زیرا این اصل در شریعت اسلام اصل معتبری است که : « یختار أهون الشرین» یعنی: « از میان دو شر و بدی آنی را که زیانش کمتر است انتخاب میشود »، اما اسلام هر یک از زنان و مردان را بر ادامهی روابط همسری و وفاداری به حقوق و مسوولیتهای ناشی از آن که قرآن آن را (میثاق استوار) مینامد، فرا میخواند و آنها را به تحمل و بردباری در مقابل اخلاق و رفتار همسر، ترغیب میکند. خداوند متعال در این باره در سوره النساء، آیه 19 میفرماید : « وَ عاشِرُوهُنَّ بِالمَعرُوفِ فَإن کَرِهتُمُوُهُنَّ فَعَسَی أن تَکرَهُوا شَیئاً وَ یَجعَلَ اللهُ فِیهِ خَیراً کَثِیراً ».
علاء الدین کاسانی میگوید: « طلاق در اصل در جایگاه مصلحت تشریع گشته است، یعنی مشروعیت طلاق در اصل برای مصلحت آن است، چرا که زوجینی که قطعا اخلاقشان با هم متفاوت است، این اختلاف اخلاق، مصلحت نکاح را باقی نمیگذارد و این اختلاف، منجر میشود که هدف و مقصد نکاح را از بین برود68»
ابن قدامهی حنبلی هم گفته است که: « با در نظر گرفتن تجارب گذشته و حوادث پیش آمده در اجتماع به این نتیجه میرسیم که طلاق جایز است، چه بسا رابطهی حسنهی میان زن و شوهر به تیرگی می گراید و ادامهی زندگی مشترک فساد محض، و موجب ضرر و زیان مرد با الزام به دادن نفقه و مسکن، محبوس شدن زن همراه با بدرفتاری و دشمنی مداوم خواهد بود ».69
از این رو شرع، إقتضاء میکند تا عقد نکاح کنار رفته و فتنه و فساد برآمده از آن از بین برود.
از طرفی، شریعت قداست ازدواج و خانواده را از هر گونه عمل بیهوده و باطل محافظت نموده است به همین خاطر از بر زبان جاری کردن لفظ طلاق حتی با شوخی نیز نهی نکرده است. از ابوهریره روایت شده که پیامبر(ص) فرمودهاند: « ثَلَاثٌ جَدُّهُنَّ جَدٌّ، وَ هَزًلُهَنَّ جَدٌّ : النِّکاحُ، وَ الطلَاقُ، وَ الرَّجعَةُ70» یعنی: « در میان احکام اسلامی سه مساله هستند که، با جدیت یا شوخی بیان کردن آنها کاملا جدی است؛ این سه مساله عبارتند از: نکاح، طلاق و رجعت ».
شایسته است که برای زن و شوی راهی برای جدایی آنها از هم باشد چون بستن راه جدایی، به طور کلی زیان هایی به بار میآورد. برای مثال؛ بعضی ازدواج ها با هم سازگار نیستند و هر اندازه انسان بخواهد بین آنها الفت به وجود آورد، جدایی در میان آنها بیشتر میشود در این صورت چاره، طلاق است گاهی پیش میآید که شوهر به گونهای است که نیکو رفتار نیست و ماندن با وی سبب تمایل به دیگران میگردد، چون به هر حال شهوت یک امر طبیعی است. چه بسا این کار موجب فساد میشود. پس باید راهی برای جدایی باشد که همان طلاق است ولی باید در آن سخت گیری بوده و آخرین چاره باشد. این بحث را به طور مفصل قبلا بیان کردهایم.
1-7-4- حکم طلاق :
طلاق و جدایی، به خاطر مراعات مصالح طرفین و از روی ضرورت و ناچاری مباح و جایز است و این جواز را قرآن، سنت رسول خدا (ص)، إجماع علماء و عقل و تدبیر مورد تأیید قرار دادهاند :
الف) قرآن: خداوند متعال میفرماید :
سوره البقره، آیه 229«الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإمساکُ بِمَعرُوفٍ اَو تَسریحُ بإحسانِ » و سوره الطلاق، آیه1 «یَا أیُّهَا النَّبِیُّ إذَا طَلَّقتُمُ النِسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَتِّهِنَّ »
ب) سنت :
رسول خدا (ص) میفرماید: « أبغضُ الحلال إلی اللهِ الطَلاقُ71» یعنی: « ناپسندترین امور حلال در نزد خداوند طلاق دادن است» و عملا رسول خدا (ص)، ام المومنین حفصه را طلاق داد، اما دوباره او را بازگردانید.
ج) إجماع علماء :
هم چنین فقهای مسلمان، در این مورد اتفاق نظر دارند که براساس دو منبع قبلی ( قرآن و سنت ) طلاق و جدایی زن و شوهر جایز است.
عقل :
از نظر عقلی تردیدی وجود ندارد که گاهی روابط زن و شوهر به اندازهای تباه و خراب میشود و به حدی از یکدیگر یا طرفی از دیگری متنفر میشود که امکان آشتی و مصالحه میان آنها وجود ندارد و تنها راه چاره و رهایی آنها از بند یکدیگر، طلاق و جدایی است و این طلاق در جهت جلوگیری از نگرانی، سرگردانی، فساد و تباهی هر چه بیشتر صورت میگیرد.
بنابراین حکم اصلی طلاق، همچون نکاح، مباح و جایز بودن است، اما در شرایط خاصی مانند: در عادت ماهیانه قرار داشتن زن، یا در ایام پاک شدن که با هم دیگر همبستر شده باشند (طلاق بدعی) یا درشرایطی که اگر زن طلاق داده شود مرتکب فساد و فحشاء بشود، یا عدم امکان ازدواج مجدد، در این گونه موارد طلاق دادن زن حرام و نامشروع است.
اما طلاق بدون دلیل و سبب مکروه است و گاهی هم مانند إیلاء و سپری شدن چهار ماه از إیلاء وزمانیکه حکمین رأیشان بر جدایی میان آنها باشد، طلاق واجب است و زمانی که زن بد رفتار باشد و به وظایف دینی خود مانند: نماز، روزه و پرهیز از دروغ، فتنه گری، عمل ننماید طلاق دادن او مستحب است.72
1-8-اقسام و ارکان طلاق
1-8-1- اقسام طلاق :
طلاق دارای انواعی مختلف است که برحسب نظر و توجهی که بدان میشود فرق میکند؛ از لحاظ عدد به سه نوع تقسیم میشود: یک طلاق، دو طلاق و سه طلاق. از لحاظ صیغهای که در آن استعمال میشود، دو نوع است: صریح وکنایی. از حیث اثری که از آن منتج میشود، دو نوع است: رجعی و بائن. خود بائن دو نوع است: بائن بینونة صغری و بائن بینونة کبری .از لحاظ صفت بر دو نوع است: سنی و بدعی. از لحاظ زمانی که اثر از آن منتج میشود بر سه نوع است: منجز، معلق به شرط ومضاف به آینده. طلاق به اعتبار این که زوج آن را ایقاع میکند یا این که حق ایقاع به دیگری واگذار شود، به طلاق زوج و غیر زوج تقسیم میشود.
ولی در اینجا به دلیل عدم ارتباط با موضوع، از توضیح طلاق به اعتبار صریح و کنایه؛ منجز و معلق به شرط و مضاف، اجتناب میشود بلکه تنها طلاق از حیث اثر وایقاع کننده وتعداد آن مورد بررسی قرار میگیرد :
1-8-1-1- طلاق از حیث اثر :
همانطور که قبلا ذکر شد طلاق از حیث اثر، دو نوع است :طلاق رجعی و بائن.
طلاق رجعی آن است که همراه با آن طلاق، زوج میتواند همسرش را بدون رضایت او در زمان عده و بدون نیاز به عقد جدید پیش خود برگرداند طلاق رجعی در لغت یعنی، بازگشت به زن (رجوع به زن).73 رجعت در اصطلاح فقهاء به معانی زیر آمده است :
از دیدگاه حنفیه: « رجوع به تداوم زوجیت در زمان عده74»
از دیدگاه مالکیه: « رجعت را برگرداندن زن مطلقه به زوجیت بدون عقد نکاح جدید تعریف کردهاند75»
از دیدگاه شافعیه: « بازگشت زن به عقد نکاح از طلاق غیر بائن در زمان عده، بنابر وجه مخصوص76»
از دیدگاه حنابله: « رجوع برگرداندن زن مطلقه غیر بائنه به نکاح بدون عقد جدید است77»
از دیدگاه امامیه: « رجوع شوهر به همسر مطلقهی خود در عدهی رجعیه78 »
در طلاق رجعی باید اولا، زوجه مدخول بها باشد ثانیا، طلاق در مقابل بذل مال واقع نشود ثالثا، طلاق سوم نباشد، این امور مورد اتفاق مذاهب اسلامی است.
مبنای مشروعیت رجعت، قرآن و سنت است.
الف) قرآن: خداوند متعال میفرماید :
سوره البقره، آیه282 « و بُعُولَتُهُنَّ أحَقُّ بِرِدِّهِنَّ فِي ذَلِکَ إن أرَادوُا إصلَاحا » یعنی: « شوهرانشان برای برگردانیدنشان به زندگی زناشویی در این مدت عده، از دیگران سزاوارترند در صورتی که شوهران به راستی خواهان اصلاح و آشتی باشند »
ب) سنت :
رسول خدا (ص) فرموده اند: « جبرئیل نزد من آمد و گفت: حفصه را بازگردان، زیرا بسیار نماز خوان، روزه دار و همسر تو در بهشت است » و همچنین از ابن عمر روایت شده که، ایشان وقتی زنش را طلاق دادند، پیامبر(ص) به او فرمودند: دوباره به او رجوع کن.79
هدف و حکمت از رجعت، فرصت و مجال پیدا کردن مرد و زن برای حل اختلاف و تجدید نظر در مورد طلاق وجدایی است و در آن مدت هر دو فرصت دارند تا در مورد آخر و عاقبت جدایی و مشکلات پس از آن به خوبی بیندیشند و چناچه برای اصلاح و حل اختلاف به توافق رسیدند به زندگی زناشویی قبل از طلاق بازگردند. در مدت عده این مرد است که حق دارد همسرش را هرچند به ادامهی زندگی با شوهر ناراضی باشد بازگرداند. و مبنای این حکم، آیهای است که پیش تر ذکر شد و این حق را شریعت اسلام به مرد داده است و هر چند بخواهد خود را از آن محروم نماید، باز از آن حق برخوردار خواهد بود.
طلاق بائن، طلاقی است که فورا قید نکاح را بر میدارد وخود دو نوع است: بائن بینونهی صغری وبائن بینونهی کبری؛ طلاق بائن بینونهی صغری با یک طلاق بائن و دو طلاق بائن رخ میدهد واگر تبدیل به سه طلاق شد به طور مطلق بینونهی کبری میشود وبه اتفاق فقها فرقی نمیکند که اصل هریک از این سه طلاق بائن بوده باشد یا رجعی .پس اگر زوج زنش را به صورت رجعی طلاق داد، برای او حلال است که در زمان عده از طریق رجعت وبدون عقد جدید اورا پیش خود برگرداند، اما اگر عده سپری شد باید با یک عقد جدید او را نزد خود برگرداند، واگر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی عقد نکاح، عقد ازدواج، فسخ نکاح Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره بیماری مزمن، نارسایی مزمن کلیه، عملکرد جنسی