پایان نامه با واژگان کلیدی ضرب المثل، شعر فارسی، صائب تبریزی، تصویرسازی

دانلود پایان نامه ارشد

س رضوی شتافت و در مدح و منقبت حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) پرداخته و در مقطع غزلی سرود.
شکر الله کــه بعد از سفر حج صائب عمــر خود تازه بسلطان خراسان کردم
صائب در سال ۱۰۳۴ یا ۱۰۳۶ هجری به مناسباتی از اوضاع و احوال اصفهان دلگیر شد و بنا بر روش رایج شاعران آن زمان بقصد تجارت به عزم دیار هند به هرات و کابل رفت در کابل به دیدار میرزا حسن الله متخلص به احسن و مشهور به ظفرخان فرزند خواجه ابوالحسن تربتی یا سبزواری که به نیابت پدر از جانب جهانگیر پادشاه هند حکمران آن مرز و بوم نائل شد»(صفا،1379 : 154).
ظفرخان مردی شاعر و ادب پرور بود و صائب را سخت گرامی می داشت.چیزی نگذشت که به شاگردی او دل خوش کرده گفت :و طرز یاران پیش احسن بعد از این مقبول نیست.
تازه گوئی های او از فیض طبع صائب است » صائب نیز در نتیجه اکرام و نوازش مستدام ظفرخان به مدح او پرداخت و او را در کرامت و شجاعت برنامورترین سرداران هند ترجیح می نهاد : «خان خانان را به بزم و رزم صائب دیده ام در سخا و در شجاعت چون ظفرخان تو نیست»سرانجام صائب به پایمردی ظفرخان در هنگام جلوس شاه جهان ( ۱۰۳۷ هجری ) به نزد این شهریار رفت و به پاس قطعه ای که در تهنیت و ماده تاریخ جلوس شاه جهان ساخته بود از طرف وی ملقب به «مستعدخان» شد و جایزتی کلان و منصبی بلند یافت . ولی هیچگاه از مصاحبت ظفرخان غافل نمی ماند.به طوری که نوشته اند پس از ۶ سال توقف در هندوستان پدرش که پیری هفتاد ساله بود از پی پسر روان شد تا وی را یافته و به ایران بازگرداند .صائب نیز از نظر اجرای دستور پدر از ممدوح خود ظفرخان به طریق زیر رخصت مراجعت به ایران را خواست پس از آن مدتی گذشت،تا در آن هنگام که ظفرخان به نیابت پدر حکمران کشمیر شد ،در آنجا صائب با قول و قرارهائی که گذاشت موفق گردید به همراه پدر به ایران بازگردد(۱۰۴۲ هجری) صائب پس از ورود به ایران در زاد و بوم خود شهرتی عظیم کسب کرد و به مقام ملک الشعرایی در دربارشاه عباس دوم (۱۰۵۲ –  ۱۰۷۷ هجری) نائل شد و در سفر و حضر از ملازمان شاه گردید  تا جایی که نوشته اند رتبه ای نزدیک به وزارت داشته است . صائب زمان پادشاهی سلیمان صفوی را نیز دیده و در روز جلوس او به سلطنت چکامه ای سروده است (۱۰۷۷ هجری)این شاعر توانا و استاد برای دیدن عالمان و شاعران و انتخاب شعر از دیوان آنان در شهرهای قم و قزوین و اردبیل و یزد ودیگر نقاط به گردش پرداخته و ره آورد این سفرها را سفینه ای به عنوان ( بیاض ) فراهم داشته است که در آن ذکری از محل ملاقات و نخبه ای از آثار نزدیک به ۸۰۰ تن از نامبرداران را گردآورده ، مرحوم تربیت عدد ابیاتی که در آن مجموعه آمده بیست و پنج هزار یاد آور شده و گنجینه ای معتبر است . صائب در سالهای آخر عمر خویش در اصفهان خوش زیسته و از سیر و سیاحت پای کشیده و در باغ تکیه ی خود لنگر انداخته است.آرزومندان دیدار وی از هر دیار به ملاقاتش می شتافته اند و از آثارش منتخباتی فراهم می کرده اند.چنانکه عاملای بلخی که مردی شاعر و عارف بود و میرمعزالدین موسوی متخلص به« فطرت»از دانشمندان و مشاهیر رجال ایرانی هندوستان بود ، از این طبقه شمارند . وفات وی در ۱۰۸۱ در اصفهان اتفاق افتاده و جمله ی «صائب وفات یافت»ماده تاریخ مرگ اوست.
در بین شاعرانی ایرانی کمتر شاعری در حیات خود به اندازه صائب مقام و محبوبیت داشته و مورد توجه پادشاهان و رجال زمان بدین پایه که او راست بوده است . زیرا در ایران و هندوستان و ممالک عثمانی او را مکرم می داشتند و حتی دیوانش را برسم ارمغان از دربار ایران به حضور خواندگار روم می فرستادند. همچنین شاعران و گویندگان که معاصر وی بودند خود را با او برابر نمی دانستند و همگان به جلالت قدرتش معترف بودند.البته تواضع و فروتنی و مردم داری و حسن سلوک وی مزید بر این علت بود .
3-2- ویژگی اشعارصائب
3-2-1-گرایش از زبان رسمی به زبان صمیمی و مردمی
گرایش کلی زبان شعرازشیوه فخیم عراقی (زبان خواص) به سمت زبانی صمیمی ومردمی است(زبان عوام) معیارهای زیبایی شناختی به طور کلی با دوره پیشین متفاوت است و شاعران در نسبتی متوازن با پسند مردم شعر می سرایند. فخامت و استواری زبان چندان جایگاه مهمی در شعر این عصر ندارد. اصطلاحات و تعبیرات عامیانه در بی پیرایه ترین شکل زبانی خود، بی تکلف و رها در شعر حضور می یابند(صائب،1389: 156).
ظهور شاعرانی از بطن جامعه همچون صاحبان حرفه ها و پیشه ها و رهایی شعر از سیطره دربارها به معنایی که در دوره های پیشین وجود داشت و همچنین دوری از روش اهل فضل و مدرسه را می توان از مهمترین محرکها و انگیزه های ایجاد چنین حرکتی در زبان شعر این دوره دانست.
بــلبل رنگــــین نوایی بـر سـر کـار آمده است آب و رنــگ تـــازه ای بر روی گلزار آمده است
وقت گلشن خوش که گلریزان ابـر رحمت است چشم پل روشن! که آب امسال سرشار آمده است گوش تـا گوش زمین از گفتگوی مـــا پـر است تـــا خــــط بغداد این جام از سبوی ما پر است
3-2-2- عنصر خیال
عنصر خیال در شعر صائب و شاعران سبک هندی از مهمترین عناصر سبکی است و حضوری گسترده و متنوع در شعر این شاعران دارد. صورتهای گوناگون بیانی تخیل، همچون تشبیه، استعاره، کنایه و تمثیل در بسامدی بالا در آثار صائب و… به چشم می خورد. حضور تخیل در شعر این شاعران گاه عناصر دیگری همچون عاطفه شاعرانه را تحت الشعاع خود قرار می دهد و از فروغ آن می کاهد. تصویرسازیهای درخشان، بهره گیری مفرط از نوعی استعاره که جاندار انگاری اشیا و شخصیت بخشیدن به آنها مهمترین هدف آن به شمار می رود و امروز تشخیص نامیده می شود و گشودن پنجره های خیال به سمت آفاق تازه و شعر شاعران طرز نو را سرشار از چشم اندازهای بدیع و رنگین و لحظات خیال انگیز کرده است(شمیسا،384ا:33).
منم آن سلسله جنبــــان نــواهای غریب که رنگ مرغ چمــن گوش برآواز من است
در بیت میان واژه های غربت،زندان،بیرون،وطن و چاه ایهام تناسب وجود دارد .
لاله مــــا بـــه جگر داغ پلنــگان دارد پنجـــه در پنجــه شیـــران فکند ریشه ما
غم و غصه دنیا را به غم لاله تشبیه کرده و مفهوم نوستالوژیکی دارند.
3-2-3- ایجاز
اشتیاق به آوردن مضامین نو و معانی بیگانه و پرداخت آن در یک بیت در لفافه ای از هنرهای بیانی (به ویژه استعاره) منجر به ایجازی فوق العاده (و گاه مخل) در اشعار نوپردازانی نظیر صائب، کلیم، غنی، بیدل و… شده است(شمیسا،384ا:33).
ایجازیعنی معانی را در کمترین وکوتاه ترین لفظ بیان کردن و این یکی از خرده هایی است که مخالفان برگفتار او می گیرند.
زیــــادتی نکنــــد هیـــچ لفظ برمعنی زراست خـــانگی خـــانه عـــدالت مـــا
لفظ ومعنی باید چنان آورده شودکه از یکدیگر قابل تفکیک نباشد.
لفظ ومعنی رابه تیغ ازیکدیگرنتوان بـرید کیست صائب تاکند جانان وجان از هم جدا
3-2-4- ارسال المثل و تمثیل
ارسال المثل،آوردن ضرب المثلی در شعر به عنوان شاهد مثال است. این صنعت مورد توجه صائب و شاعران سبک هندی بود. اما نکته جالب این است که بسیاری از مصرعهای برجسته این گروه از شاعران و به ویژه صائب به خاطر دلنشینی و مقبولیت خاصش در بین مردم در زمان شاعر و پس از او به صورت ضرب المثلهای رایج زبانزد اهل کوی و برزن می شد…اما تمثیل که از ویژگیهای عمده این سبک به شمار می رود، چنان است که شاعر در یک مصرع، مطلب و مضمونی اخلاقی یا عرفانی که معمولا انتزاعی است، بیان می کند و در مصرع دوم با ذکر مثالی از طبیعت، اشیا و یا آوردن تصویری محسوس، دلیلی برای اثبات آن می آورد. در برخی از این تمثیلها، گاه دو مصراع به لحاظ نحوی کاملا مستقلند و هیچ حرف ربط یا شرطی آن دو را با یکدیگر پیوند نمی دهد(شمیسا،384ا:33). تمثیلات شعر صائب کلیم و بیدل از معروفترین تمثیلات شعر فارسی است:
من از بی قدری خار سـر دیوار دانســـتم که نـاکس کس نمی گردد از این بالانشینیها
ظالم به ظلــــم خویش گــرفتار می شود از پیچ و تـــاب نیســــت رهایی کمند را
ما زنـده به آنیـــــم که آرام نگـــــیریم موجیم کــــه آسودگی ما عدم ماســــت
جسم خاکی مانع عمـر سبک رفتار نیست پیش ایـن سیلاب کی دیوار می ماند به جا
3-2- 5- تأکید بر استقلال واحد بیت در غزل
غزل سبک هندی مبتنی بر واحد بیت است. شاعران این سبک به ابیات یک غزل، به لحاظ محتوا و مضمون چنان استقلالی می بخشند که غزل به صورت مجموعه ای از مضامین متنوع و متفاوت درمی آمد. ابیاتی که فقط با ضرب آهنگ قافیه ها و تکرار ردیفها، از نظر موسیقیایی صورت نظمی پریشان به خود می گرفت. اگر چه ساختار شعر فارسی از آغاز بر بنیاد ساختار شرقی وحدت در عین کثرت بود، اما در سبک هندی این ساختار به صورتی افراطی به تفرد ابیات گرایش یافت و وحدت درونی به سرحد صورت قالب و پیوند قافیه و ردیف تقلیل پیدا کرد. ریشه های استقلال ابیات در غزل فارسی را به صورت متشخص در غزل حافظ و شیوه مضمون پردازانه وی می توان بازجست.(مثل همه ویژگیهای دیگر شعرش در عین اعتدال و ظرافت). ظهور مفرط این پدیده در سبک هندی را می توان در اصرار شاعران این سبک به آوردن مضامین نو و برجسته دانست؛ به گونه ای که هر مضمون در نهایت ایجاز در یک بیت گنجانده می شد و شاعر بناچار تمام کوشش خود را صرف پروراندن مضمون مورد نظر خویش در یک بیت می کرد و ابیاتی با مضامین مختلف و گاه متناقض اما با وزن و قافیه و ردیف مشترک در یک غزل می سرود(شمیسا،384ا:34). مصرع برجسته به گفته صائب چون تیر شهاب، جگر سوز و در یادها ماندنی بود و دیگر این که، شاعران طرز نو دوستدار آن بودند که اشعارشان در لایه های مختلف اجتماع نفوذ کند و زبانزد و ضرب المثل کلام خاص و عام باشد. صائب فرموده است:
برزبانها وصف قـد دلستان خواهـد دوید مصـــرع بـــرجسته بــرگرد جهان خواهد دوید
3-2-6-گستره وسیع واژگان
گستره وسیع واژگان و ترکیب الفاظی که گاه ره به سوی تکلف می برند، همراه بااستفاده از دایره بالای لغات عامیانه یکی دیگر از خصوصیات شاعران سبک هندی و بویژه صائب تبریزی است(شمیسا،384ا:34).
مجموعه کلماتی که درشعرصائب بکاررفته نسبت به شاعران پیش از اووسعت بیشتری دارد.«شیشه ساعت»و«قبله نما»و«بخیه کفش»وده هاازاین اشیاکه درشعرسعدی وحافظ هرگزدیده نمی شوددرغزل صائب مقامی دارندوازآنهابرای ساختن تمثیل استفاده می شود(صائب،53:1389).
غم عالم فراوان است ومن یک غنچه دل دارم چسان درشیشه سـاعت کنــــم ریــگ بیابان را
هـــرسـومروای دیده کـه چون ازحرکت ماند رو در حـــرم کعبـــه بـــــود قبلـــه نمــا را
بخیـــه کــفشم اگردندان نماشد عیب نیست خنـــده کفشم می کنــــد برهرزه گردیهای من
گاهی نیزبه وضع طبقات پایین اجتماع توجه می کند.
صائب نـــمی تـوان لب ما را زشکوه بست مـا بـــی دلان رعیـــت بیـــداد دیــــده ایم
غمی هردم به دل از سینه صدچاک می ریزد زسقف خـــانه درویش دایـــم خاک می ریزد
3-2-7- بسامد بالای ردیف های اسمی
بسامد بالای ردیف های اسمی در شعر صائب، از دیگر ممیزات شعر او و سبک موسوم به سبک هندی است. ردیف های اسمی از علل عمده توسع خیال در شعر است؛ چرا که شاعر ناچار می شود در هر بیت به تصویرسازیی که به نوعی با ردیف ارتباط دارد، بپردازد؛ ردیفهایی نظیر: رقص، خط، شمع، حرف، گل، صبح، رنگ و آفتاب مکرر مورد استفاده صائب است و یک ردیف مشترک، مضامین گوناگون و تصاویر متنوعی را به همراه خود یدک می کشد(شمیسا،384ا:34).
3-2- 8- اهتمام به معنیپردازی و مضمونسازی
در دوران سبک هندی، شاید هیچ شاعری به اندازهی صائب تبریزی نتوانسته است در شعر، شیوهای نو چه از جهت محتوا و چه از لحاظ ترکیب کلمات و شکل ظاهری شعر و تعبیرات و تشبیهات بیافریند و از همه مهمتر، مضمونآفرینی کند. از این رو صائب را میتوان نمایندهی واقعی شعر دورهی صفویه و سبک هندی دانست. او در قالبهای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی صائب تبریزی، مضمون سازی، واقع بینی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ناخودآگاه، تداعی معانی، شفیعی کدکنی، علوم انسانی