پایان نامه با واژگان کلیدی صاحبان سهام، حقوق صاحبان سهام، جریان نقدی، ارزش دفتری

دانلود پایان نامه ارشد

1997).

2-3. سود باقيمانده
سود باقیمانده به‌عنوان «سود باقیمانده پس از کسر هزینه سرمایه» تعریف می‌شود. به عبارت دیگر، سود باقیمانده برابر است با سود خالص منهای هزینه بهره قابل انتساب به سرمایه‌گذاری. هزینه بهره قابل انتساب اغلب کمترین بازده قابل قبول سرمایه است. سود باقیمانده برای ارزیابی عملکرد واحدهای فرعی و‎یا دوایر شرکت به‌کار می‌رود. مفهوم زیربنایی سود باقیمانده همانند ارزش افزوده اقتصادی است با این تفاوت که نیازمند تعدیلهای اعمال شده در ارزش افزوده اقتصادی نیست. با اینکه سود باقیمانده معیاری بهتر نسبت به بازده حقوق صاحبان و بازده داراییها در ارزیابی عملکرد است، لیکن از آنجا که این معیار‎یک معیار مطلق پـولی بوده و تابعی از اندازه شرکت اسـت در سطحی وسیـع مورد قبـول واقع نشـده اسـت (Kang et al. 2002).

2-3-1. روشهاي ارزشيابي سهام بر مبناي سود باقميانده
مدل ارزش فزوده اقتصادي : ارزش افزوده اقتصادي نوعي نماد تجاري تلقي مي شـود كه بيانگر سود باقيمانده پس از پوشش هزينه‎هاي سرمايه توسط سودهاي عملياتي است. بر مبناي اين مدل، ارزش يك شركت برابر است با ارزش كل سرمايه ي بـه كـار گرفتـه شـده توسط شركت به علاوهي ارزش فعلي ارزش افزوده اقتصادي پيش بيني شدهي آن. البتـه در استفاده از اين مدل بايستي تعديلاتي در سود خالص عمليـاتي پـس از كـسر ماليـات و كـل سرمايه ي به كار گرفته شده صورت گيرد، كه اين تعديلات، اصل محافظه كاري و رعايـت يكنواختي در اجراي اصول پذيرفته شده ي حـسابداري را نقـض خواهـد كـرد و هـم چنـين قضاوتهاي شخصي را بالا برده و فرايند جمع آوري اطلاعات، براي محاسبه ي ارزش ذاتي شركت را نيز طولاني مي كند.
مدل ارزشيابي سود باقيمانده : در اصـل، ايـن مـدل برگرفتـه از مـدل سـود نقـدي تنزيل شده است ولي با كيفيت بالاتري، ارزش شركت را تعيين مي نمايد. اين مدل علاوه بر اين كه به عنوان مدل ارزشيابي به كار مي رود، ابزاري براي تعيين سطح رشد واحد تجـاري در آينده نيز ميباشد. در اين مدل، ارزش سهام يك شركت تابعي از مجموع ارزش دفتري حقوق صاحبان سهام، سودهاي حسابداري پيش بيني شده و سودهاي عادي اسـت. بـه طـور كلي سود باقيمانده به صورت سود حسابداري و در حدود سودهاي عادي تعيـين مـي شـود. پيش‎فرض مهم مدل ارزشيابي سود باقيمانده، حذف اطلاعات اضافي حسابداري است.
مدل ارزشيابي رشد غيرعادي سود : اين مدل نيـز يـك مـدل ارزشـيابي بـر مبنـاي ارقام حسابداري است. اين مدل به جاي ارزش دفتـري سـهام، از سـودهاي آتـي سـرمايه اي شده به عنوان مبناي ارزشيابي استفاده مي كند. رشد غيرعادي سود در واقـع رشـد سـودهاي حسابداري نسبت به هزينه سرمايه مي‎باشد (محمودآبادي و بايزيدي 1387).

2-3-2. مدل سود باقي مانده
مدل سود باقميانده‎یکی از معمولترین اصطلاحاتی است که برای ارزشیابی عملکرد استفاده می‎شود. این مفهوم در سالهای 1950 توسط شرکت جنرال الکتریک مطرح شد و از4 دهه قبل در متون حسابداری مدیریت قرار داده شد. علی رغم اینکه مدل سود باقميانده قابلیت‎ها وکارایی لازم جهت استفاده را دارد اما در عمل تا سالها، کمتر مورد استفاده قرار گرفت. اما در چند سال اخیر توجه انجمن‎های علمی‎را بیشتر به خود جلب نمود. مدل ارزشیابی سود باقميانده رویکردی سودمبنا می‎باشد.
این مدل چارچوبی را در اختیار حسابداران قرار می‎دهد تا عملکرد شرکت را در شرایط حسابداری تعهدی تجزیه و تحلیل کند. همچنین چارچوب مدل سود باقميانده مجموعه ای غنی برای مربیان (اساتید) حسابداری به منظور پرداختن به بحث در مورد عوامل اقتصادی تعیین کننده ارزش کل حقوق صاحبان سهام عادی فراهم آورد. این مدل جهت تحقیق در مورد عوامل تجاری که بر توان سود دهی آتی اثرمی‎گذارند، آموزنده و مفید است.
مدل سود باقميانده ارزش کل حقوق صاحبان سهام عادی را در اصطلاحاتی همچون ارزش دفتری حقوق صاحبان عادی و سود خالص که براساس 1GAAP بدست آمده، تعریف می‎کند و بنابراین پشتوانه محکمی‎برای تجزیه وتحلیل نسبتها می‎باشد.

یعنی ارزش کل حقوق صاحبان سهام عادی شرکت برابر است با ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام عادی بعلاوه ارزش فعلی سود مازاد مورد انتظار آتی.
ارزش کل حقوق صاحبان سهام عادی
ارزش دفتری در ابتدای دوره
هزینه سرمایه
n تعداد سال
سود باقمياندهt= I-(هزینه سرمایه*BVt-1)

It: سود خالص پس از کسرمالیات
t: دوره زمانی جاری
r: هزینه سرمایه
BV: ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام در اول دوره
حاصلضرب هزینه سرمایه و ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام سطحی از سود است که برای شرکتی که ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام آن داده شده وبا توجه به ریسک زیان صنعت، انتظار می‎رود.
سود باقميانده هم می‎تواند مثبت و هم منفی باشد. اگر انتظار داشته باشیم که شرکت سود غیر عادی مثبتی گزارش نمایدآنگاه ارزش کل حقوق صاحبان سهام عادی باید بیشتر از ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام باشد واگر انتظار سود غیر عادی پایینی راداشته باشیم برعکس می‎شود. از نظر تئوریک مدل سود باقميانده معادل مدل جریان نقدی تنزیل شده می‎باشد و هر دو مدل سود باقميانده ومدل جریان نقدی تنزیل شده از مدل سود سهام اصلی 2ODD (بیان می‎دارد که ارزش کل حقوق صاحبان سهام عادی برابر با ارزش فعلی سود سهام مورد انتظار آتی است) نشأت می‎گیرند. مقدارقابل توجهی ازتحقیقات درسالهای اخیرکه به مقایسه قابلیت ارزیابی و پیش بینی روشهایسود باقميانده ومدل جریان نقدی تنزیل شده پرداخته اند، در شرایط مساوی نشان داده شده که مدل سود باقميانده از مدلمدل جریان نقدی تنزیل شده‎یا حتی از مدل ODD دقیق تراست.
مدل ODD :

d: سود تقسیمی(قابل انتساب به سهام عادی)
مدل مدل جریان نقدی تنزیل شده :

c : خالص جریان نقدی عملیاتی منهای مخارج سرمایه ای بعلاوه خالص تغییرات در بدهی
علاوه بر نتایج احتمالی درارزیابی وپیش بینی به هرحال مدل سود باقميانده چارچوب مفیدی برای تجزیه و تحلیل نسبت‎ها فراهم می‎آورد. مدل سود باقميانده بینشی می‎دهد تا نتایجی از نسبت‎های قيمت به ارزش دفتري هر سهم و قيمت به سود هر سهم استنباط کنیم. Penman در سال 1996 اثبات کرد که قيمت به ارزش دفتري هر سهم به سود باقميانده آتی و نرخ رشد مورد انتظار ارزش دفتری مرتبط است. به منظور دستیابی به قيمت به ارزش دفتري هر سهم بالا مدیران نه تنها باید هزینه سرمایه OE غیر عادی بالایی بدست آورند بلکه باید این سودهای غیر مترقبه به صورت افزایش دائمی‎سرمایه گذاری پایه (BV) شناسایی شود. همچنین بیان کرد که نسبت نرمالقيمت به ارزش دفتري هر سهم=1تنها وقتی که شرکت انتظارسود باقميانده مثبت را نداشته باشد، شناسایی می‎شود و اگر شرکت انتظار نرخ بازده مورد نظر سهامداران را نداشته باشد، قيمت به ارزش دفتري هر سهم از‎یک کمتر است. Penman همچنین اثبات کرد که هم به توان سود دهی جاری و هم آتی بستگی دارد. اگر اینگونه برداشت شود که توان سوددهی جاری (هزینه سرمایه OE)رابطه کمی‎با توان سوددهی آتی داردقيمت به سود هر سهم زیاد خواهد شد و اگر رابطه بالایی دارد آنگاهقيمت به سود هر سهم کم می‎شود. بنابراین قيمت به سود هر سهم برداشت بازار را منعکس می‎کند تا حدی که کدام سودها گذرا و موقتی تلقی می‎شوند و احتمالابه سطح بالا‎یا پایین می‎رسند. اگر انتظار رود که سود باقميانده صفر می‎شود آنگاه P/E در حالت نرمال (1+r)/r خواهد بود (Dutta & Reichelstein 2002).

2-3-3. سود خالص
سود خالص‎یا درآمد خالص، در تجارت و کسب و کار به آورده‎یا سود‎یک نهاد، در طول‎یک دوره حسابداری اطلاق می‌گردد، که از طریق کسر نمودن هزینه‌های عملیاتی و مالیات از درآمد آن نهاد، محاسبه شده باشد.
به بیان ساده‌تر، اگر هزینه‌های عملیاتی و مالیات‎یک شرکت را در طول‎یک دوره زمانی مشخص؛ مثلا‎یک سال مالی، از درآمدهای آن شرکت کسر نماییم، عدد بدست آمده، نشانگر سود خالص آن شرکت می‌باشد. مثبت‎یا منفی بودن این عدد، نسبت مستقیم با عملکرد شرکت مورد نظر دارد. همچنین مثبت بودن سود خالص، به افزایش ارزش سهام و در نهایت افزایش حقوق صاحبان سهام می‌انجامد. در حوزه ارائه صورت‌های مالی، بنیاد استانداردهای گزارشگری مالی بین‌المللی سود خالص را مترادف با سود و زیان، تعریف می‌کند. سود خالص در حسابداری‎یک مفهوم کاملا مجزا از سود می‌باشد. سود خالص همچنین می‌تواند از مجموع درآمدهای غیرعملیاتی و درآمدهای عملیاتی‎یک شرکت، سپس کم کردن مالیات، محاسبه شود.
پابلو فرناندز (2002) اعتقاد دارد‎یک اصل حسابداری و مالی وجود دارد که اگر چه نمی‌توان آن را به‌طور مطلق صحیح دانست، اما می‌توان آن را به‌عنوان دیدگاهی خوب به شمار آورد. آن اصل، این است ‌که «سود خالص فقط‎یک عقیده، اما جریان وجوه نقد‎یک واقعیت است.
امروزه تجزیه‌وتحلیل‌های زیادی درباره سود خالص به‌عنوان عامل اصلی و تنها عامل معتبر برای تشریح عملکرد شرکتها وجود دارد. براساس این رویکرد ساده، شرکت با افزایش سود خالص، بهتر و با کاهش آن، بدتر کار می‌کند. به‌طور ‌کلی، چنین گفته می‌شود شرکتی که در سال قبل سود خالص بیشتری داشته، نسبت به شر‌کتهای دارای سود خالص ‌کمتر، ثروت و رفاه بیشتری را برای سهامداران خود خلق ‌کرده است. همچنین، براساس همین منطق، شرکتهای دارای سود خالص مثبت، موجب افزایش و شرکتهای دارای زیان، باعث کاهش ارزش (سهامداران) شر‌کتها می‌شوند. البته، همه این نظریه‌ها ممکن است اشتباه باشد. در بسیاری از تجزیه‌ و تحلیل‌ها با افزودن استهلا‌ک به سود خالص، اغلب رقمی‎ به‌ دست می‌آید ‌که جریان نقدی‌ حسابداری‎ یا جریان نقد حاصل از عملیات نامیده می‌شود. اما نکته مهم در این است که بسیاری از افراد، با این ‌که از این مسائل آگاهند، اما جریان وجوه نقد را به‌جای سود خالص در نظر می‌گیرند.
تعریف کلاسیک سود خالص، درامد دوره منهای هزینه‌های تحصیل درامد در طول دوره است و این مفهوم ساده، بر اساس این نظر است که در مواقع تحصیل درامد باید به شناسایی هزینه‌های ضروری برای تحصیل این درامدها پرداخت. این ‌کار همیشه ساده نیست و اغلب مفروضات پذیرفته‌شده زیادی برای محاسبه آن به‌کار می‌رود.
محاسبه و ارائه هزینه‌های واقعی، روش استهلاک، محاسبه بهای تمام‌شده محصول و ذخیره مطالبات مشکوک‌الوصول، نمونه تلاشهایی است برای شناسایی بهترین روشهای ممکن برای شناخت میزان اتلاف منابع برای کسب درامد. اگر چه این شاخص مورد قبول ماست و به‌کارگیری آن می‌تواند اطلاعات کافی درباره نحوه عملکرد شرکت ارائه دهد، اما اغلب کاربرد رقم سود خالص به‌دست آمده، بدون داشتن دانش کافی از فرضیات استفاده شده در محاسبه آن، موجب سردرگمی‎استفاده‌کنندگان اطلاعات مالی می‌شود.
از سوی دیگر، امکان دارد که سود خالص به‌عنوان معیار عینی به‌کار رود که محدود به معیارهای خاصی نیست. بین جریان وجوه نقد ورودی و جریان وجوه نقد خروجی، تفاوتی وجود دارد. معنای دقیق این تفاوت، آن است ‌که پول وارد شده به درون شرکت، کمتر از پولی است که از آن خارج می‌شود. در مورد جریان وجوه نقد، دو مفهوم اساسی دیگر شامل جریان نقدی حقوق صاحبان سهام و جریان نقدی آزاد وجود دارد. همچنین، جریان نقدی سرمایه‌ای نیزاز واژه‌هایی است که مورد استفاده قرار می‌گیرد. همواره گفته می‌شود با بهبود جریان وجوه نقد، شرکت بهتر ‌کار می‌‌کند و ثروت سهامداران آن افزایش می‌یابد (آزاد 1386).

2-3-3-1. توجه به حسابداری و مدیریت سود خالص
 در زمان تجزیه‌وتحلیل صورتهای مالی، این موضوع اهمیت دارد ‌که رعایت استانداردهای حسابداری در مورد روشهای حسابداری به‌کار رفته در شرکت مورد توجه قرار گیرد. مهمترین روشهای حسابداری مطرح شده دراستانداردها، عبارتند از
شناخت درآمد: بعضی از شرکتها، درامد را زودتر و بعضی دیرتر شناسایی می‌کنند. شرکتها درجه آزادی متفاوتی برای شناسایی درامد دارند.
هزینه‌های سرمایه‌ای: پرداختهای انجام شده از طرف شر‌کتها ممکن است در صورت سودوزیان انعکاس نیابد و مستقیماً به‌عنوان افزایش در داراییها (اقلام سرمایه‌ای) ثبت شوند؛ برای نمونه، شرکتهای نفتی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی افزایش سرمایه، قیمت سهام، ضریب همبستگی، صاحبان سهام Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی منابع مالی، نرخ بهره، سود سهام، مبنای تعهدی