پایان نامه با واژگان کلیدی صائب تبریزی، دوره صفوی، دوره اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

از دوران اسلامی نیز با نگاره های خطی تزیین یافته است و حتی اگر با دقت به آثار هنری بازمانده، از روزگاران مختلف نگاه کنیم. در بسیاری از آنها به غلطهای املایی نیز بر میخوریم وهمین امر گواه آن است که حتی هنرمندان بی سواد نیز تمایل به استفاده از خط داشته و ارزشهای تزیینی آن را میشناختهاند. (فرد پور1390 : 107)
3-4-5-3 خط نستعلیق
به عقیده بسیاری از هنرمندان و هنرشناسان ایرانی و غیرایرانی زیباترین خطوط اسلامی که لقب عروس خطوط اسلامی به خود گرفته است خط نستعلیق است. در زمینه پیدایش خط نستعلیق دو خط تعلیق و نسخ نقش داشتهاند و چنانکه از نامش پیداست ابتدا نسختعلیق بوده و با حذف حرف «خ» به صورت نستعلیق در آمده است با اینکه زمینه پیدایش آن خطوط عربی بودهاست اما در فرهنگ غنی و پربار ایران که سرزمین دانشمندان، شاعران و عرفای مشهور است ساخته و پرداخته شده است. خط نستعلیق خط ساخته و پرداختهای است که میشود گفت تمام خصوصیات خطوط گذشته را در خود دارد. استواری و رموز کوفی، ثلابت ثلث، وضوح نسخ و روانی تعلیق، نستعلیق خطی است که به هنرنمایی بیشتری نیاز دارد. خط نستعلیق به خاطر نرمی، لطافت و ظرافتی که دارد از بدو پیدایش بیشتر برای نگارش اشعار و متون ادبی به کار رفته است هرچند گاه گاهی برای نوشتن قرآن و احادیث عربی نیز توسط خوشنویسان به کار برده شده است در تحقیق حاضر به خاطر اهمیتی که خط نستعلیق در فرهنگ و هنر ایران دارد در حد توان به صورت مفصل به آن پرداخته خواهد شد. (کریمی92 :122)
خط نستعلیق از نظر فنی و زیبایی شناسی و عملی، کاملترین، ساده ترین، شکیلترین و دقیقترین خط است. ذوق و رایحه فرهنگ ایرانی و نرمش و استواری و ترکیب منسجم، همه جا یکجا در این خط گرد آمده است. هر چند مشهور است که واضع خط نستعلیق میرعلی تبریزی است اما به عقیده پژوهندگانی چون دکتر مهدی بیانی، میرعلی نستعلیق را به نظم و قاعده در آورده است. چرا که خطوط به یکباره پیدا نشده‌اند. (سحاب، 1381: 44)

فصل چهارم
ادبیات قندیلها و شمعدانهای دوران صفویه

4-1 تاریخچه رواج‌، ساخت‌ و استفاده‌ از چراغ‌ در جهان‌ اسلام‌
در اوایل‌ دوره اسلامی‌ شكل‌ بدنه چراغها بیشتر به‌ صورت‌ اشكال‌ هندسی‌ بود و معمولاً از طرحهای‌ حیوانی‌ یا انسانی‌ در قالب‌بندی بدنه چراغها استفاده‌ نمی‌شد، ولی‌ در ادوار بعد، از جمله‌ از عصر عباسی‌، اَشكالِ تعدیل‌ شده‌ای‌ از این‌ طرحها در ساخت‌ چراغها به‌ كار رفت. به‌تدریج‌، استفاده‌ از نوشته‌ نیز برای‌ تزیین‌ چراغها معمول‌ گردید؛ برای‌ تفصیل‌ در جزئیات‌ شكل‌، طرح‌ و تزییناتِ شماری‌ از چراغهای‌ به‌ جامانده‌ از ادوار گوناگون‌ اسلامی‌ در ایران‌ و عراق‌ در ساخت‌ پایه‌ و ناودانكِ خروج‌ فتیله‌ و دسته چراغها نیز این‌ تزیینات‌ به‌ كار می‌رفت. فتیله چراغها از پشم‌، الیاف‌ گیاهی‌ و حتی‌ لباسهای‌ كهنه‌ بود. مقدسی‌ در سده چهارم‌ از نوعی‌ مادّه كانی‌ در بدخشان‌ به‌ نام‌ )حجرالفتیله‌( نام‌ برده‌ كه‌ برای‌ فتیله چراغ‌ به‌ كار می‌رفته‌ است‌ و برای‌ تمیز كردن‌ آن‌، آن‌ را ساعتی‌ در آتش‌ می‌گذاشته‌اند که آن‌ را آسبست‌ یا پنبه كوهی‌ دانسته‌ است‌. سوخت‌ چراغهای‌ قدیمی‌، روغنهای‌ گیاهی‌ (نظیر روغن‌ كنجد، زیتون‌ و كتان‌) یا روغنهای‌ حیوانی‌ بود. سمهودی‌ در سده نهم‌ به‌ چراغ‌ نفتی ساخت‌ شام‌ در مسجدالنبی‌ اشاره‌ كرده‌ است‌: ((تأمین‌ روشنایی‌ مساجد در دوره اسلامی‌، بر اهمیت‌ و كاربرد چراغها افزود. افروختن‌ چراغ‌ در اماكن‌ عمومی‌ چون‌ مساجد، خانقاهها و زیارتگاهها به‌تدریج‌ شغل‌ و سپس‌ منصبی‌ را ایجاب‌ كرد كه‌ چراغچی‌/ جراجی‌ خوانده‌ می‌شد. این‌ منصب‌ به‌ویژه‌ در دوره صفوی‌ اهمیت‌ یافت‌. در این‌ دوره‌، لوازم‌ روشنایی‌ دربار و ابزارهای‌ آن‌ (مانند چراغهای‌ نفتی‌، شمع‌، شمعدان‌، و قیچی‌ تمیز كردن‌ فتیله‌) در محلی‌ به‌ نام‌ چراغ‌ خانه‌ و زیر نظر چراغچی ‌باشی‌ نگهداری‌ می‌شد كه‌ در شمار تابعان‌ و تابینان‌ فراش‌ باشیان‌ بودند و در كنار مشعلدار باشی‌ و شمّاع‌، تأمین‌ روشنایی‌ دربار را برعهده‌ داشتند. (موسسه دایره المعارف الفقه الاسلامی:5413)

4-2 افسانه‌ هایی درمورد چراغ
در رسائل‌ قلندران‌ عهد صفوی‌، چراغ‌ افروختن‌، جزء آداب‌ آنان‌ ذكر شده‌ است‌. دراین‌ رسائل، قلندان عهد صفوی، چراغ افروختن، جزء آداب آنان ذکر شده است و چراغچی‌گری‌، جزو وظایف‌ قلندران ‌محسوب‌ شده‌ و با تعبیری‌ كنایی‌ آمده‌ است‌ كه‌ چراغ‌ چهار لوله‌ دارد: اول‌ شریعت‌، دوم‌ طریقت‌، سوم‌ حقیقت‌ و چهارم‌ معرفت‌ بود. از گذشته‌، چراغ‌ در مراسم‌ عقد نكاح‌ و جشن‌ عروسی‌ كاربرد بسیار داشته‌ است‌. در دوره صفویه‌ وحتی‌ بعدتر، هنگام‌ عقد نكاح‌ تشتی‌ را سرنگون‌ می‌كردند و زیر آن‌ چراغی‌ از روغن‌ طعام‌ با شعله كم‌ روشن‌ می‌كردند و عروس‌ بر روی‌ تشت‌ می‌نشست‌. ایرانیان‌ باستان‌ چند روز پیش‌ از نوروز به‌ قبرستان‌ می‌رفتند و چراغ‌ می‌بردند تا مسیر ارواح‌ درگذشتگان‌ را، كه‌ معتقد بودند در آن‌ ایام‌ به‌ زمین‌ بازمی‌گردند، روشن‌ و گشوده‌ و آسان‌ كنند. امروزه‌ نیز مردم‌، بیشتر در شبهای‌ جمعه‌ و به‌ ویژه‌ در شب‌ جمعه آخر سال‌، بر گور مردگان‌ خود شمع‌ یا چراغ‌ روشن‌ می‌كنند. (همان 5413)

4-3 نگاهی به مفهوم نور در فرهنگ اسلامی
در قرآن کریم سورهی نور که به آیه نور معروف است کلمه نور در 64 سوره است که در آیه 35، خداوند نور آسمان ها و زمین دانسته شده است.
اللهُ نورُ السَمواتِ و الاَرضِ
خداوند نور آسمان ها و زمین است .
مَثَلُ نورِهِ کَمِشکوهٍ
مَثلِ نور اومانند قندیلی ( چراغدانی ) است .
فیها مِصباحُ الَمصباحُ
که در آن چراغی باشد .
فی زُجاجهٍ اَلزَجاجَهُ
و آن چراغ در میان شیشه ای ( بلوری )
کاَنَها کَوکَبٌ دُرِیٌ
مانند ستاره ای است روشن و درخشان
یوقَدُ مِن شجرهٍ مبارَکَهٍ زِیتونَهٍ زیتها یُضیُ
زیتون که جهان بر آن فروزان است
وَلولم تَمسَسهُ نارٌ نورٌ
بدون آن که آتشی زَیت آن را برافروزد جهانی را روشنی می بخشد
عَلی نورٍ یَهدِی اللهُ لِنورِه
که پرتو آن نور حقیقت بر روی معرفت قرار گرفته و خواهد به نور خود هدایت کند

4-4 بررسی لغوی مشکات
مکانی که با قندیل در ارتباط باشد؛ مشکات است. مشکات را به معنی طاقی فراخ که در آن چراغ نهند و قندیل گذرانده آورده اند رسم الخط صحیح این کلمه در عربی (مشکاه) در فرهنگ ناظم الاطباء مشکات ضبط شده و آن را آلتی ( وسیلهای ) که در آن چراغ و قندیل گذرانده آورده است. (http://farhang1404.com )

4-5 مفهوم چراغ و قندیل
قندیل در اینگلیسی (qaleindil) درعربی قندیل است که از کلمه یونانی گرفته شده است و جمع آن قنادیل میباشد. مشعلی که از سقف آویزان میکنند. (فرهنگ عمید1390: 1402) این کلمه در یونانی kandhêla و در ایتالیایی candela است. (لغت نامه دهخدا 1349: 495).
واژه چراغ‌ در پهلوی‌ و پارتی‌ رواج‌ داشته‌ است‌ و چون‌ در زبان‌ اوستایی‌ نشانی‌ از آن‌ نیست‌ و همچنین‌ در زبانهای‌ آرامی‌ و سریانی‌ وسیله روشنایی‌ را )شراگا (گفته‌اند، احتمالاً واژه چراغ‌ از این‌ زبانها به‌ پهلوی‌ راه‌ یافته‌ است‌. در تركی‌ واژه )كندیل(‌ در معنای‌ چراغ‌ كاربرد دارد. سراج‌ (جمع‌ آن‌: سروج‌) را معرّب‌ چراغ‌ فارسی‌ دانسته‌، حال‌ آنكه‌ آن‌ نیز احتمالاً مأخذ از شراگای‌ آرامی‌ است‌. در قرآن‌ واژه‌های‌ )سراج‌ و مصباح( به‌ معنای‌ چراغ‌ آمده‌ است‌. به‌ نوعی‌ چراغ‌ آویخته‌ از سقف‌ یا ستون‌ نیز در هر سه‌ زبان‌ قندیل‌ می‌گویند، ضمن‌ آنكه‌ در دوره‌های‌ متأخر، به‌ ویژه‌ در سده سیزدهم‌ و اوایل‌ سده چهاردهم‌، واژه لامپ‌ و لامپا در فارسی‌ و لَمْبَه‌ در عربی‌ و لامبا در تركی‌ نیز رایج‌ گردید كه‌ از لمپس‌” kandhela” یونانی‌ است‌. ( موسسه دایره المعارف الفقه الاسلامی، صفحه 5413)

4-6 قندیل در ادبیات فارسی
همچنان واژه قندیل که در اشعاری فارسی زبان نیز اشاراتی شده است:
« چو ز زلف شب باز شد تابها

فرو مرد قندیل محراب ها» (منوچهری)

این شعر گویای این نکته است که قندیلهای پر از آتش در قرون ششم هجری در داخل طاق نمای محرابها برای روشنایی نصب میشدهاند.
« که ایمن بود مرد بیدارهش
«به من این نکته چون قندیل از محراب روشن کند

زغوغای این بار قندل کش» (نظامی)
که از خود هر که خالی می شود مسجود میگردد»

(صائب تبریزی)

نه در بت خانهها ناقوس بیتاب است از آن کافر

دل قندیل هم در شیشه محراب میلرزد».

(صائب تبریزی)
آن گونه که از اشعار فوق مستفاد میشود محراب از جمله مکانهایی بود که در خلال قرن 4 تا 11 هجری از قندیل به عنوان وسیله روشنایی در آن روزگار استفاده میشده است. (http://farhang1404.com )
مَثَلهای‌‌ در مورد چراغ:

چراغی‌ كه‌ به‌ خانه‌ رواست
چراغی‌ را كه‌ ایزد برفروزد

به‌ مسجد حرام‌ است‌
هرآن‌كس‌ پُف‌ كند ریشش‌ بسوزد

كه‌ این‌ بیت‌ مقتبس‌ است‌ از آیه هشتم‌ سوره صف‌: یریدُونَ لِیطْفِؤا نُورَاللّهِ بِاَفْواهِهِمْ وَاللّهُ مُتِمُّ نُورِه‌ وَلَوْكَرِهَ الْكافِروُنَ. ( موسسه دایره المعارف الفقه الاسلامی، صفحه 5413)
4-7 ساختار و جنس قنديل ها
قنديل ها داراي ابعاد متفاوتي ميباشند و همچنين ميتوان گفت که بر دو نوع هستند، يا صرفاً جنبه تزئيني دارند يا کاربردي ميباشند. قنديلها بر اساس جنس به چهار دسته تقسيم مي شوند:
1- قندیلهای فلزی
2- قندیلهای شیشه ای
3- قندیلهای سفالی
4- قندیلهای پارچه ای
(www.artglass.blogfa.com)
که ما دراینجا به بررسی قندیلهای فلزی میپردازیم:

4-7-1 قنديل هاي فلزي
قندیل های فلزی مربوط به قرن 10 و 11 هجری قمری هستند و قبل از آن دیده نشده است. قندیلها ازوسایل روشنای جزء گروهی میباشند که ازطریق آویختن از سقف باعث روشن شدن محیط اطراف میشدند؛ قندیلها دارای فرم ساختاری متنوعی میباشند که رایجترین آنها فرم گلدانی بود ونمونههای بر جای مانده از آنها به مراتب بیشتر از فرمهای دیگر است. قندیلهای فلزی به طور معمول دارای بدنه ای مدوروگرد میباشند. که در قسمت بدنه باریکتر شده و دهانه اکثر آنها قیفی است. بعضی ازآن ها دارای قسمتی برای پایههای کوتاه و برخی دارای پایههای بلند وقیفی شکل دارند. و برخی هم فاقد آن میباشند؛ قنديلها داراي يک گردن  و بدنه اصلي ميباشندکه شمع يا فيتيله در داخل آن قرار ميگرفت. روي بدنه چند قلاب ویا بر روی بدنه چند دسته، یا حلقه در فواصل منظم دارند که معمولا این حلقه ها سه تا و برخی موارد بیشتر هم میباشد؛ اما در زمان به کار گیری قندیل که رشتههای زنجیر متصل به این حلقهها از سقف آویزان میشده از سه حلقه جهت آویزان کردن استفاده میکردند. قلابهايي که اکثراً دايره شکل هستند قرار داشت که زنجير به آن نقاط متصل ميشد و از سقف آويزان ميگشت. هرچند بعضی پیه سوزهای فلزی توسط زنجیر ازجایی آویزان میشدند، اما این روش درمیان پیه سوزها متداول نبوده، درصورتی که یکی از خصایص قندیلها داشتن زنجیر و آویزان شدن آنها بوده است. تعدادی ازقندیلهای فلزی به صورت مشبک ساخته شدند و پرتو نور آنها به صورت شبکهای فضا را روشن میکرد. درون قندیلهای فلزی معمولاً زایدهای برای قرار گیری شمع وجود دارد. از روی نگارگری ها میتوان دریافت که در قسمت بالایی قندیلهای فلزی صفحه یا محلّی برای نگهداری شمع وجود دارد؛ شمع میبایست در قسمت بالای قندیل قرار گیرد، چون فلز، نور را از خود عبور نمیدهد. شاید بتوان گفت که در قندیلهای فلزی مشبک، محل قرار گرفتنِ شمع در داخل و قندیلهایی که بدنه ی آن مشبک نیست، محل قرار گیری شمع در بالای آن وبر روی صفحه ای واقع است که بتوان نور را به اطراف خود پراکنده سازد. قندیلهای فلزی که غیر مشبک نیستند، به دلیل عدم نور رسانی از بدنه فقط از بالانور را به اطراف پراکنده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی دوره اسلامی، دوره سلجوقی، دوران اسلامی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی موزه ملی، نسخه های خطی، غرب ایران