پایان نامه با واژگان کلیدی شيب، زايي، بيابان

دانلود پایان نامه ارشد

بررسي نقش طبقات ارتفاعي در مدل سازي اکوژئومورفولوژي رفتار بيان حوضه آبي کوير حاج علي قلي، ابتدا مدل ارتفاع رقومي منطقه از مدل ارتفاع رقومي ايران خروجي گرفته شد و سپس با توجه به شکستهاي طبيعي موجود در منطقه به 8 کلاس ارتفاعي طبقهبندي شد. در نهايت لايه مزبور با لايه بيابان زايي منطقه تلفيق گرديد و مقدار بايابان زايي رخ داده در هر طبقه محاسبه شد. اشکال (2-23) و (2-24) در بر دارنده ويژگيها و مشخصات پارامتر طبقات ارتفاعي در منطقه مورد مطالعه ميباشد.

شکل (2-23) : نقشه طبقات ارتفاعي در منطقه مطالعاتي

شکل (2-24) : مساحت طبقات ارتفاعي و مقدار بيابان زايي رخداده در هر طبقه

2-9-1-3 شيب
شيب و جهت شيب از مهمترين فاکتورهاي مورفوژنز زمين و شکل دهنده فرم و فرايندهاي ژئومورفولوژي هستند که علاوه بر آن در اسکلت‌بندي فضايي مناطق و چيدمان پديده‌ها و عوارض جغرافيايي موثر مي‌باشند. فاکتور شيب نيز به عنوان يک عامل مهم ژئومورفيک در پاره اي موارد به عنوان يک عامل بازدارنده و در برخي موارد نيز به عنوان يک عامل مثبت در ايجاد اشکال ژئومورفيک به صورت طبيعي و انساني عمل مي کند. به گونه اي که شيب هاي تند يک عامل مهم در توسعه فرسايش طبيعي خاک محسوب شده و همچنين مي تواند يک مانعي دربرابر ايجاد تاسيسات انساني در جهت عمران و آبادي مناطق پر شيب قلمداد گردد. شيب عبارت است از تانژانت زاويه‌اي که سطح زمين با افق مي‌سازد و اثر بسيار زيادي بر واکنش هاي هيدرولوژيک و ژئومورفيک مناطق دارد (نجمايي، 1368). شيب نقش اساسي در ميزان رواناب، مقدار نفوذ، شدت سيلاب ها و ميزان فرسايش دارد. به بيان ديگر شيب از عوامل بسيار موثر در توان آبدهي منطقه است زيرا با افزايش شيب، سرعت حركت آب افزايش يافته و در نتيجه ميزان انرژي و فرسايش افزايش و نفوذ و زمان پيمايش آب كاهش مي يابد (عليزاده، 1382).
در اين پژوهش لايه شيب منطقه با استفاده از مدل ارتفاعي رقومي آن تهيه و با توجه به شکستهاي طبيعي موجود در منطقه به 8 کلاس طبقهبندي شد و مورد ارزيابي قرار گرفت. در نهايت لايه مزبور با لايه بيابان زايي منطقه تلفيق گرديد و مقدار بايابان زايي رخ داده در هر طبقه محاسبه شد. نتايج حاصل از آن به صورت اشکال (2-25) و (2-26) ميباشد.

شکل (2-25) : نقشه شيب منطقه مطالعاتي

شکل (2-26) : مساحت طبقات شيب و مقدار بيابان زايي رخداده در هر طبقه

2-9-1-4 جهت شيب
جهت شيب نيز مانند عامل شيب از عوامل مهم در تعيين فرم زمين محسوب مي‌شود. تاثير جهت شيب در شکل زمين ناشي از اثرات آن در بيلان انرژي خورشيد است. بدين ترتيب که زاويه تابش به عنوان يکي از مهمترين فاکتورهاي موثر دريافت ميزان انرژي متاثر از جهت شيب است. در نيمکره شمالي خورشيد در دامنه‌هاي جنوبي به صورت عمودي‌تر نسبت به دامنه‌هاي شمالي تابيده و از اين طريق انرژي بيشتري توسط دامنه‌هاي جنوبي جذب مي‌شود. اين تفاضل انرژي دريافتي تاثيرات شگرفي را در ساختار فضايي دامنه‌ها ايجاد نموده و پيامدهاي آن را مي‌توان در تفاوت حاکميت سيستم فرسايش، تراکم پوشش گياهي، نوع اقليم، فرايند خاکسازي (خاکهاي تکامل يافته و نيافته)، عمق خاک، تبخير و تعرق، فرم هاي ژئومورفولوژي، هيدرولوژي و منابع آب زير‌زميني، معيشت، اقتصاد و … بين دو دامنه مشاهده نمود. در واقع تاثير جهت شيب در شکل زمين به صورت سيستمي از عوامل و پارامترها مي باشد.
در اين پژوهش نقشه جهت شيب منظقه با استفاده از مدل ارتفاعي رقومي آن تهيه و بر اساس جهات اصلي و فرعي به 9 کلاس طبقهبندي گرديد و مورد ارزيابي قرار گرفت. در نهايت لايه مزبور با لايه بيابان زايي منطقه تلفيق گرديد و مقدار بيابان زايي رخ داده در هر طبقه محاسبه شد. اشکال (2-27) و (2-28) در بر دارنده ويژگيها و مشخصات پارامتر جهت شيب در منطقه مورد مطالعه ميباشد.

شکل (2-27) : نقشه جهت شيب در منطقه مطالعاتي

شکل (2-28) : مساحت طبقات جهت شيب و مقدار بيابان زايي رخداده در هر طبقه

2-9-1-5 واحدهاي ژئومورفيک
واحدهاي ژئومورفولوژيک دربردارنده مناطقي هستند که از منظر سنگ شناسي داراي يک نوع سنگ رسوبي، دگرگوني و آتشفشاني باشد. اين زمينها براساس سرشت سنگ، ويژگي هاي فيزيکي و شيميايي سنگ، و مقاوت آنها دربرابر فرسايش، ويژگي هاي توپوگرافيک، شکل ظاهر و اشکال فرسايشي و تخريبي به تيپها و رخساره هايي تفکيک مي شوند (احمدي، 1387). سطوح ارضي فصل مشترک مناطقي هستند که در آنها تغيير شيب و تغيير فرم وجود دارد که به سه دسته محدب، مقعر و مستوي تقسيم مي شوند. به طور کلي تمام ناهمواريهاي بالاتر از سطح زمين و کوهستانها به عنوان سطوح محدب در نظر گرفته مي شوند. سطح مقعر ناشي از فرسايش ورقه اي و سفره اي آب ايجاد مي شوند. مهمترين عامل شناسايي آنها الگوي آبرهه اي موازي است و در کل نيمرخ آنها به شکل کاو مي باشد. سطح مستوي ناشي از رسوبگذاري آب در حالت راکد ايجاد مي شوند. مهمترين عامل شناسايي آنها نقاط ارتفاعي منفرد، تپه شاهدها، خطوط منحني ميزان سينوسي در حاشيه و الگوي آبراهه اي دوشاخه اي در حاشيه و آبراهه هاي عنکبوتي و سرگردان در مرکز سطح مي باشند (رامشت، 1385: 59 تا 61). مهمترين ويژگي سطوح براي تفکيک و نمادين کردن آنها يکي شيب (مقدار و جهت شيب) و ديگري نوع سطح (محدب، مقعر، مستوي) مي باشد. ميزان و جهت شيب از طريق تراکم خطوط منحني ميزان و نوع سطح هم از طريق الگوي آرايشي شبکه آبراهه ها تعيين مي گردد. در ژئومورفولوژي واحدهاي کوهستاني و محدب در بردارنده شيب بالا و دامنه هاي مرتفع، مقدار بارش بيشتر، دماي و تبخير کمتر بوده که مانعي در برابر توسعه فعاليتهاي انساني مي باشد و به تبع آن با تخريب اراضي کمتري مواجح هستند. در مقابل واحدهاي دشت سر که سطوح مقعري هستند و همچنين واحد پلايا که سطح مستوي دارند با بارش کمتر، دما و تبخير بيشتر، رسوبات مستعد فرسايش، شيب کمتر، حوضه انتهايي رسوبات تبخيري و تخريبي براي توسعه فعاليت هاي انساني و تخريب اراضي متناسب هستند.
در اين پژوهش مبناي تهيه لايه واحدهاي ژئومورفيک در منطقه مطالعاتي نقشه هاي توپوگرافي با مقياس 1:50000، نقشه هاي زمين شناسي با مقياس 1:100000 و مدل ارتفاعي رقومي منطقه است. جهت تفکيک واحدها، ويژگي هاي مربوط به واحدهاي ژئومورفولوژي مناطق خشک نظير پلايا، دشت سر و کوهستان ملاک عمل قرار گرفت. در نهايت لايه مزبور با لايه بيابان زايي منطقه تلفيق گرديد و مقدار بيابان زايي رخ داده در هر طبقه محاسبه گرديد. نتايج حاصل از آن به صورت اشکال (2-29) و (2-30) مي باشد.

شکل (2-29) : نقشه واحدهاي ژئومورفيک منطقه مطالعاتي

شکل (2-30) : مساحت طبقات واحدهاي ژئومورفيک و مقدار بيابان زايي رخداده در هر طبقه

2-9-1-6 جنس مواد
يکي از ويژگي هاي مهم ژئومورفيک يک منطقه جنس مواد و ليتولوژي آن هستند که در قالب مادري و رخساره هاي ارضي در سطح ارضي زمين نمود پيدا مي کنند. جنس سازندها و ويژگي هاي فيزيکي و شيميايي آنها اهميت بالايي در نوع خاک، ساختار و بافت خاک، تخلخل خاک و نفوذپذيري آن، ظرفيت نفوذپذيري و توان هيدروليک خاک، مواد آلي خاک، هوموس و ويژگي هاي حاصلخيزي خاک دارند. بنابراين شناخت نوع ساندزها و جنس آنها در کوير حاج علي قلي و تاثير آنها در تخريب اراضي منطقه، کمک موثري در رسيدن به هدف پژوهش خواهد بود. ملاک تفکيک جداسازي رخساره ارضي است که به علت حساسيت و مقاومت آنها در برابر عوامل شکلزا موجب ايجاد ناهمورايهاي گوناگون مي گردد. مهمترين عواملي که از طريق آنها مي توان رخساره ارضي يک منطقه را تشخيص داد نقشه هاي زمين شناسي، عکس هاي هوايي، مشاهده ميداني مستقيم و تحليل فرم و تراکم خطوط منحني ميزان و آرايش قلل ارتفاعي در نقشه هاي توپوگرافي مي باشد (رامشت، 1385).
در اين پژوهش لايه رقومي جنس سازندهاي حوضه آبي کوير حاج علي قلي بر اساس نقشههاي زمينشناسي 1:100000 منطقه تهيه و با توجه به نوع سازندهاي موجود در منطقه به 12 کلاس طبقهبندي شد. جهت محاسبه مقدار بيابان زايي رخ داده در هر طبقه لايه ليتولوژي با لايه بيابان زايي منطقه تلفيق گرديد و مورد ارزيابي قرار گرفت. اشکال (2-31) و (2-32) در بر دارنده ويژگيها و مشخصات پارامتر جنس سازند در منطقه مورد مطالعه ميباشند.

شکل (2-31) : نقشه ليتولوژي منطقه مطالعاتي

شکل (2-32) : مساحت طبقات ليتولوژي و مقدار بيابان زايي رخداده در هر طبقه

2-9-1-7 فرسايش
دربررسي‌هاي ژئومورفوژيكي و خاكشناسي اين امكان فراهم مي آيد تا مناطقي كه تحت تاثير فرسايش درحد خطرناك اند، شناسايي و از ارضي ديگر تميز گردند (رامشت، 1379). فرسايش عبارت است از فرسودگي و از بين رفتن مداوم خاك سطح زمين (انتقال با حركت آن ازنقطه اي به نقطه ديگر درسطح زمين) توسط آب يا باد (كردواني، 1381). ويژگي‌هاي خاک، شيب، شدت بارش، بهره‌برداري از زمين، پوشش گياهي و زمين‌شناسي تعيين‌کننده‌ي پتانسيل فرسايش يک منطقه هستند (ضيايي، 1380: 174). فرسايش يکي از اساسي ترين مباحث نابودي خاک به شمار مي آيد که شامل فرايندهاي تخريب، انحلال، حمل و … است. مفهوم اصلي فرسايش بيشتر متوجه تغييراتي است که چهره خارجي پوسته زمين در طي فرايندهاي کندوکاو، انتقال و رسوبگذاري، متحمل مي شود. بعبارتي فرسايش به عنوان يک فرايند اساسي و يک عامل مهم در ايجاد و تکوين ساختاري مناظر جغرافيايي، شکل گيري چهره پوسته خارجي زمين مطرح است. بنابراين فرسايش مي تواند به عنوان يک عامل مهم که تحت تاثير فعاليت هاي طبيعي و انساني رخ مي دهد، يک فاکتور تاثيرگذار در تخريب اراضي و بيابان زايي دخيل باشد، بنابراين در پژوهش حاضر به صورت يک فاکتور موثر در بيابان زايي مورد بررسي قرار گرفته است. جهت تخمين ميزان فرسايش منطقه از روش P.S.I.A.C (احمدي، 1386: 574) و داده هاي سازمان حفاظت خاک (1390) استفاده شده است. نتايج حاصل از آن به صورت اشکال (2-33) و (2-34) مي باشد.

شکل (2-33) : نقشه کلاس هاي فرسايشي منطقه مطالعاتي

شکل (2-34) : مساحت کلاس هاي فرسايشي و مقدار بيابان زايي رخداده در هر طبقه

2-9-2 شاخص هاي اقليمي
بيابان زايي حاصل فرآيندهاي مختلف از جمله تغييرات آبوهوا و فعاليتهاي انساني ميباشد (UNCCD, 2013: 24; Sun et al., 2005: 169; D’Odorico et al., 2012: 326). با توجه به تنوع آبوهوايي، کمبود رطوبت يا خشکي رايجترين معيار اقليمي مورد استفاده براي تعريف و طبقهبندي مناطق خشک است، و زماني که تلفات آب (تبخير و تعرق) فراتر از ورودي آب (بارش) است، اتفاق ميافتد. بارش کم و نامنظم، تبخير و تعرق بالا و خشکساليهاي ادواري به اين کمبود کمک ميکنند (Adamo and Crews-Meyer, 2006: 62). از مهمترين شاخصهاي اقليمي موثر در بيابان زايي ميتوان به تغييرپذيري، مدت، فراواني، شدت و مقدار بارش؛ سرعت باد؛ دما؛ تبخيروتعرق؛ خشکي و تغييرات اقليمي اشاره نمود (Rubio and Bochet, 1998: 118). بنابراين شناخت عوامل و فرآيندهاي اقليمي به وجود آورنده و تشديدکننده بيابان زايي، آگاهي از شدت و ضعف عملکرد آنها، و مدلسازي جهت پيشبيني روند آتي تخريب اراضي و مديريت آن امري مهم و ضروري است، که با ارائه راهکارهاي مناسب ميتوان تا حدودي از رفتار تخريبي اين پديده جلوگيري به عمل آورد. پارامترهاي اقليمي مورد استفاده عبارتند از: دما، بارش، تبخيروتعرق پتانسيل، رطوبت نسبي، ساعات آفتابي، وضعيت اقليمي، خشکسالي و حداکثر سرعت باد غالب. دادههاي لازم جهت مدلسازي و ترسيم لايههاي اطلاعاتي براساس آمار اقليمي ايستگاههاي هواشناسي حوضه و مناطق همجوار از سايت سازمان آب و هواشناسي کشور33 از بدو تاسيس تا 1391 استخراج گرديد (جدول 2-5).

جدول (2-5) : مشخصات و آمار اقليمي ايستگاههاي هواشناسي موجود در منطقه مطالعاتي و مناطق همجوار (سازمان هواشناسي کشور)
نام ايستگاه
طول جغرافيايي (شرقي)
عرض جغرافياي (شمالي)
ارتفاع از سطح دريا (m)
مجموع بارندگي سالانه (mm)
متوسط دماي سالانه (C?)
تبخيروتعرق پتانسيل سالانه (mm)
ميانگين سالانه رطوبت نسبي (%)
مقدار SPI
حداکثر سرعت بادغالب

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق مدیریت دانش، دانش ضمنی، درونی سازی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی افزايش، زايي، لايه