پایان نامه با واژگان کلیدی سلسله مراتب، استقلال عمل

دانلود پایان نامه ارشد

اجتماعي قرار دهند. ظاهرا مفهوم سبك زندگي چنين خصايصي را داراست. در ابتداي قرن بيستم تنها انديشمندي كه سبك زندگي را در كانون نظريه خود قرار داد آدلر بود كه او هم نه از زاويه جامعه شناسي بلكه روان شناسي به اين مفهوم نگريست(فاضلي,1382,صص 61 و 62).
در سال هاي پس از جنگ هاي جهاني پديده مصرف گرايي ظهور كرد كه اين امر بازاريابي محصولات, توليد انبوه, شناخت بازار و رفتار مصرف كننده را الزامي ساخته و در نتيجه رشد اقتصادي, ماشيني شدن كار, افزايش دست مزدها و گسترش وسايل تفريح و فراغت, جامعه اي در غرب صنعتي پديد آمد كه به مقوله تفريح و فراغت بسيار اهميت مي داد. پيامد اين امر ظهور جامعه اي بود كه تمايزات سنتي در آن تا اندازه اي زياد محو شدند. كلان شهرها موجد گمنامي آدم ها در شهر بودند و چون شناخت افراد بر مبناي شاخص هاي منزلتي گذشته ناممكن شد, مقوله هويت اهميت پيدا كرد و شواهدي در دست است كه نشان مي دهد ديگر افراد بر مبناي جايگاه خود در نظام توليد نمي انديشيدند و رفتار نمي كردند. ارزش ها و هنجارهاي سنتي كه راهنماي كنش بودند تا اندازه اي كارآمدي خود را از دست دادند و عمل افراد بيش از هر زماني ديگر به انتخاب هاي فردي وابسته شد. وفور اقتصادي شرايطي را پديد آورد كه تحليل كنش هاي افراد بر مبناي مفاهيمي چون طبقه اجتماعي بيش از حد ساختارگرايانه به نظر مي رسيد و ظاهرا بايد جايي براي تحليل خلاقانه تر كنش تحليلي كه آزادي بيشتر براي فرد قائل شود باز مي شد(فاضلي,1382,ص63).
اگر چه جامعه شناساني كلاسيك چون زيمل به ابعادي از مفهوم سبك زندگي توجه كرده اند با اين حال هيچ گاه به طور مستقل و مستقيم آن را مورد استفاده قرار نداده اند. مفهوم سبك زندگي با توجه به تحولات نظام سرمايه داري غربي در آثار انديشمندان علوم اجتماعي تغييراتي عمده يافت به طوري كه از الگوهاي منزلتي كه وابستگي تام و تمام به مولفه هاي اقتصادي و ارزش هاي مادي و ثروت دارند و سبك زندگي را در طبقاتي مشخص مورد مطالعه قرار مي دهند گرفته تا الگوهايي كه مبتني بر مولفه هاي مصرف كالاهاي فرهنگي هنري و نحوه گذران فراغت هستند و در قشرها و گروه هاي متفاوت اجتماعي گونه هايي متنوع را به خود مي گيرند; سبك هاي زندگي گوناگون خلق مي شوند كه گاه به تعبير چني فراتر از مرزهاي ملي حركت مي كنند. بنابراين سبك زندگي در اين تعبير از مشخصه هاي جوامع مدرن تلقي مي شود و كساني كه در اين جوامع زندگي مي كنند براي توصيف كنش و اعمال خود از اين مفهوم بهره مي گيرند. در واقع سبك زندگي الگويي براي رفتارهايي است كه مردم را از هم متمايز مي كند(چني,1378,ص19).
الگوهاي مختلف اجتماعي غالبا در اصطلاح فرهنگ جمع مي شود و فرهنگ را نيز اين گونه مي توان توضيح داد كه مجموعه اي از سبك هاي زندگي مردم شامل آداب, نگرش ها, ارزش ها و دركي مشترك است كه آن ها را به منزله جامعه اي به جامعه ديگر پيوند مي دهد. با توجه به اين دسته از ديدگاه هاي نظري, سبك زندگي مجموعه اي از اعمال و نگرش هايي است كه به جنبه هاي فرهنگي وابستگي دارد و به شيوه مصرف كالا و خدمات وابسته است لذا اين مفهوم در سال هاي دهه1980 تداوم يافت. رايمر چهار دليل عمده زير را در تجديد حيات اين مفهوم شناسايي مي كند:
الف) فرايندهاي فردي شدن كه آزادي و حق انتخاب بيشتر را به خصوص براي نوجوانان در شرايط به سرعت رو به تغيير جهان روا داشته است;
ب) رشد طبقه متوسطي جديد كه جهت گيري آن ها به طور آشكار به سوي سرگرمي و مصرف است و به طور عمده نوجوانان شهري داراي مهارت هاي حرفه اي را در برمي گيرد;
ج) افزايش روزافزون مباحثات آكادميك در خصوص پست مدرنيسم كه در آن ظهور ارزش ها و سبك هاي زندگي جديد نقشي كليدي ايفا مي كند;
د) سهم موثر آثار بورديو در موضوع سبك هاي زندگي و به خصوص كتاب او در موضوع تمايز.
آن چه توضيح دهنده رواج سبك زندگي در ادبيات جديد جامعه شناسي است تغييرات ساختي حادث شده از جمله رواج مصرف گرايي و اهميت استقلال عمل فردي و آزادي هاي افراد براي انتخاب است. اين ويژگي ها تفاوتي آشكار با زمينه هاي رواج خرده فرهنگ دارند كه نوجوانان و گروه هاي ديگر از آن براي رفع تعارضات اجتماعي و هويت يابي جمعي استفاده مي كردند به اين ترتيب سبك زندگي را بايد پاسخي كاركردي به نوگرايي دانست(ذكايي,1381,ص4). سبك زندگي, امكان تعامل نوجوانان با شرايط ساختاري اجتماعي را فراهم مي سازد و انطباق با ساختار يا دگرگوني آن نتيجه اين سبك هاي زندگي است. نوجوانان محدوديت هاي اجتماعي را تجربه مي كنند و در همان حال از آزادي عمل نيز برخوردارند كه اين واقعيت در مفهوم سبك زندگي به خوبي متجلي شده است(ذكايي,1381,ص23).

 2-1-3- ديدگاه هاي انديشمندان در حوزه سبك زندگي
2-1-3-1- ديدگاه وبر
وبر در ميان جامعه شناسان كلاسيك تنها كسي است كه بدون هيچ گونه انديشه اي مبسوط درباره مصرف و نقش آن در دنياي مدرن از مفهوم سبك زندگي استفاده كرده است. وي براي بررسي و قشربندي اجتماعي سه مفهوم طبقه, گروه منزلت و حزب را معرفي مي كند. مفهوم سبك زندگي حاصل بسط تاملات وبر درباره گروه منزلت است. به اعتقاد برخي, وبر واژه سبك زندگي را براي اشاره به شيوه هاي رفتار, لباس پوشيدن, سخن گفتن, انديشيدن و نگرش هايي كه مشخص كننده گروه هاي منزلت متفاوت بودند و در ضمن الگويي براي كساني كه مي خواستند جزيي از اين گروه هاي منزلتي متفاوت باشند به كار گرفت(فاضلي,1382,ص28).
رانگ در مقاله اي درمورد انديشه هاي وبر مي گويد: منظور وبر از سبك زندگي ارزش ها و رسم هاي مشتركي است كه به گروه احساس هويت جمعي مي بخشد. مك كي در مورد ديدگاه وبر مي گويد: آن چه وبر سبك زندگي مي نامد به روش هايي بازمي گردد كه طبقات و گروه هاي هم رتبه از نوعي از زندگي پديد مي آورند. بنابراين وبر سبك زندگي را معادل قشر اجتماعي نمي داند بلكه معرف آن مي شناسد. به بيان ديگر آن را چيزي معرفي مي كند كه مرزهاي نامشخص موقعيت و قشر اجتماعي را تعيين مي كند. وبر سبك زندگي را از جنس رفتار مي داند كه تمايلات آن را هدايت مي كند و فرصت هاي زندگي بستر بروز آن را فراهم مي نمايد(مهدوي كني,1386,ص206).
به اين ترتيب وبر دايره مفاهيم تحليل قشربندي اجتماعي را وسعت بخشيد. به كمك مفاهيم وبر مي توان نابرابري ها و تفاوت ها را در سطح افقي و عمودي دنبال كرد. براي مثال مفهوم ماركسي طبقه فقط قادر است جامعه را عمودي و سلسله مراتبي طبقه بندي كند اما مفهوم منزلت قادر است تنوع منزلت ها را درون يك واحد طبقاتي بسنجد و مفهوم سبك زندگي قادر است تنوع رفتارها در درون يك واحد منزلتي و طبقاتي را بخش بندي نمايد(فاضلي,1382, ص29). بنابراين به گمان وبر سبك هاي زندگي علاوه بر آن كه موجد تفاوت بين گروه ها مي شوند به برتري هاي منزلتي نيز مشروعيت مي بخشند. گروه هاي منزلت از طريق سبك هاي زندگي به گروه هاي مرجع تبديل مي شوند و معيارهاي قضاوت اجتماعي و ارزيابي اخلاقي را تعريف مي كنند. دستاورد ديگر وبر تاكيد كردن بر كاركرد سبك زندگي در جهت انسجام بخشي به گروه هاي اجتماعي است. در نظر وبر افرادي كه سبك زندگي مشابه دارند نوعي انسجام گروهي را كه ناشي از شباهت در رفتار و الگوي مصرف است تجربه مي كنند. اين انسجام گروهي مي تواند به سرمايه اجتماعي نيز تبديل شود. وجه ديگر انسجام اجتماعي ناشي از سبك زندگي مشابه, ناظر بر تبديل سبك هاي زندگي به خرده فرهنگ است. به عقيده آنسباخر, وبر سبك زندگي را چنان به كار مي برد كه گويي از خرده فرهنگ سخن مي گويد(فاضلي,1382, ص30).

2-1-3-2- ديدگاه وبلن
آثار وبلن و بورديو را بايد نقطه آغاز هر گونه بحث درباره سبك زندگي دانست. وبلن مبناي افتخار را, منزلت و جايگاه اجتماعي ثروتي مي داند كه حاصل كار مستقيم فرد نيست. هر گونه ثروت براي آن كه بيشترين شان و منزلت را براي صاحبانش به ارمغان آورد بايد خودنمايانه يا متظاهرانه به نمايش گذارده شود. به نظر وبلن, طبقه مرفه يا تن آساي ابتدا از طريق كسب مال و ثروت تشكيل شد و ثروت بيشتر قدرتي بيشتر را براي اين طبقه به همراه آورد. داشتن ثروت اگر چه منبع منزلت بوده ليك نمايش اين ثروت, افتخارآميز است. به نظر وي فراغت خودنمايانه اي كه از طريق اشتغال فرد به كارهاي غير توليدي نمايش داده مي شد نشان دهنده ثروت فرد بود. كار غير توليدي نشان مي داد كه فرد براي فراغت و تفريح كار مي كند و اشتغال به كار مولد به طبقات پايين تر اختصاص دارد. فراغت خودنمايانه در اجتماعات كوچك كاربرد داشت ولي در جامعه شهري امكان نمايش ثروت از اين طريق ميسر نبود. در مرحله شهرنشيني اين مصرف خودنمايانه است كه در خدمت نشان دادن ثروت قرار مي گيرد. وبلن فكر مي كرد كه طبقات مرفه به اين وسيله به اقتدار هنجاري دست مي يابند و خود را به الگوي جامعه تبديل مي كنند(فاضلي,1382,صص20و21).
وبلن پديده مد را نيز به كمك انگيزش اجتماعي رفتار رقابت آميز تبيين مي كرد. مد مختص به طبقه بالايي است كه مي خواهد نشان دهد براي كسب درآمد مجبور به كاركردن نيست. مد در سطح جامعه توسعه مي يابد و از سوي طبقات پايين تر تقليد مي شود. طبقات بالاتر نيز همواره براي حفظ موقعيت اجتماعي خود شيوه اي جديدتر از الگوهاي مصرف مي آفرينند. به روز بودن معياري است كه طبقه مرفه براي بازتوليد جايگاه مرفه و مسلط خود تعريف مي كند(فاضلي,1382,ص22).
دو پديده ديگر كه وبلن آن ها را به كمك نظريه خود تبيين مي كند عبارتند از تجمل گرايي زنان و برخي فعاليت هاي ثروتمندان. در نظر وبلن مردان آمريكايي قدرت و ثروت خود را از طريق زنان شان نمايش مي دادند. اين ايده وبلن بازتوليد پدرسالاري در قالب هاي زيركانه تر است. زنان هم از طريق اقتباس الگوي مصرفي و ترتيب دادن منزل و خانه اي كه احترام ديگران براي قدرت و ثروت شوهر را برانگيزد, پدرسالاري موروثي را بازتوليد مي كردند. وبلن سبك زندگي را پديده اي گروهي مي داند, چيزي كه محصول تعلق طبقاتي بوده و ماهيتي مستقل ندارد و نمودي از وجود طبقاتي است(فاضلي,1382,ص22).
به هر حال وبلن تنها جامعه شناسي كلاسيك است كه به تحليل پديده مصرف پرداخته و به همين دليل در مباحث مربوط به مصرف و سبك زندگي جايگاهي خاص را داراست. وبلن در جايي سبك زندگي فرد را الگوي رفتار جمعي مي داند. اين رفتارها از جنس رسوم, عادات اجتماعي و روش هاي فكري اند و در جايي ديگر سبك زندگي فرد را تجلي رفتاري مكانيسم روحي, عادات فكري و معرفت او قلمداد مي كند(مهدوي كني,1386,ص205).

2-2- سواد رسانه اي
2-2-1- مفهوم سواد رسانه اي
از اوايل دهه 1370 و به خصوص اواخر دهه 1380 به موازات افزايش بهره گيري از دستاوردهاي مدرنيته در كشور سريال هاي ماهواره اي از طريق قاب تلويزيون تا پاسي از شب انيس و جليس خانواده هاي ايراني شدند. تلويريون هاي ماهواره اي به ويژه از نوع فارسي زبان آن در چارچوب نظريه هژموني با ايجاد سونامي پخش سريال هاي عامه پسند به بازمهندسي كيان خانواده پرداخته, به تغيير سبك زندگي در مسيري مغاير با باورهاي مذهبي و ملي مبادرت ورزيده اند تا آن جا كه به گواه اكثر صاحب نظران, روح غالب سپهر گفتماني خانواده ها را بازگويي روايت هاي نازل سريال هاي سطحي تلويزيون هاي ماهواره اي و بازنمايي زواياي شخصيت هاي بي هويت آن سريال ها تشكيل مي دهد. در چنين فضايي سواد رسانه اي كمك مي كند تا چگونگي استفاده از رسانه ها و منابع اطلاعاتي آن ها ياد گرفته شود. اين كه از بين اطلاعات ارائه شده توسط رسانه ها چه چيزهايي انتخاب و چه چيزهايي كنار گذاشته شود, به دانش رسانه اي فرد برمي گردد. به بيان ديگر سواد رسانه اي را مي توان قدرت مخاطب در تجزيه و تحليل پيام هاي رسانه اي مختلف همراه با نگاهي انتقادي به محتواي آن ها دانست.
بر اساس نظر پاتر بسياري از افراد واژه سواد را با رسانه هاي چاپي مرتبط دانسته و آن را معادل توانايي خواندن قلمداد مي كنند. برخي نيز در رويارويي با رسانه هاي ديگر هم چون فيلم و تلويزيون, اين اصطلاح را به سواد ديداري بسط مي دهند. نويسندگاني ديگر نيز از اصطلاحاتي نظير سواد رايانه اي و سواد خواندن استفاده مي كنند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سبک زندگی، اوقات فراغت، جامعه پذیری Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سواد رسانه ای، پیام های رسانه ای، انتقال اطلاعات