پایان نامه با واژگان کلیدی سلسله مراتب، رفتار انسان، وجدان کاری

دانلود پایان نامه ارشد

ر نهايت آن مشكل است، زيرا كه نشانه‌هاي وجدان كار ضعيف و قوي را مي‌توان بر روي يك پيوستار از ضعيف‌ترين حالت تا قويترين حالت به عبارت ديگر نمي‌توان براي پركاري، كيفيت كار بهتر، كنترل دروني، حداكثر استفاده از حداقل منابع و يا مسئوليت‌پذيري افراد حد معين قائل شد زيرا اين نشانه‌ها مي‌توانند هر چه غني‌تر، عالي‌تر و عميق‌تر باشند. براي مثال كسي كه احساس مسئوليت بيشتري نسبت به كار خود داشته باشد نه تنها در انجام كار خود دقت بيشتري خواهد داشت بلكه سعي خواهد كرد كه كار خود را با ابتكار و خلاقيت بيشتري همراه كند و حتي در مقابل انجام وظيفة ديگران نيز احساس مسووليت نمايد و همچنان كه از خود مفاهيم ابتكار، خلاقيت و مسئوليت‌پذيري پيداست، تصور نقطة پايان مشخص، دشوار است يا حتي خود پركاري-كه در مقابل كم كاري بوده و نهايت آن با «كار نكردن» قابل تصور است- پاياني ندارد و فرد مي‌تواند كار بيشتر و بيشتري انجام داده و همراه با نشانه‌هاي ديگر وجدان كار قوي و تحت تأثير جهات مثبت آنها مثل افزودن عنصر نوآوري در كار خود، كميت كار خود را پيوسته فزوني بخشد.
جدول 2-1 : مقایسه مشخصات وجدان کاری قوی و ضعیف
وجدان كار قوي (+) مختصات كار (-) وجدان كار ضعيف
پركاري كيفيت كار كم كاري
بهتر كيفيت كار بدتر
كنترل دروني نظارت كنترل بيروني
حداكثر استفاده استفاده از منابع حداقل استفاده
مسئوليت‌پذيري احساس مسئوليت مسئوليت گريزي
نكته آخر اينكه نشانه‌هاي وجدان كار قوي و ضعيف بعضاً ممكن است دلايل توجيهي ديگري به همراه داشته باشد با اين حال بايد دانست كه اولاً موارد فوق در شرايط مساوي يا يكسان مطرح بوده و جنبه مطلق و تماميت ندارند، ثانياً اصل مختصاتي كه با وجدان كار قرابت دارد همواره پا برجاست و تنها جهت مثبت و يا منفي آن و نيز ميزان اين جهت در شرايط مشخص، به كنكاش بيشتر براي مطابقت آنها با موارد و يا كاركنان معين نياز دارد.
2-3 فطرت انسان و كار
حال كه تعاريف وجدان، كار و وجدان كار مطرح شد بهتر است كه بر فطرت انسان از نقطه نظر كار نيز، نظري بيفكنيم. پيشتر گفته شد كه همة انسانها «نيازمند» آفريده شده‌اند، تنها «او»ست كه بي‌نياز است و ما انسانها نيازمند، پس در طلب رفع نياز هستيم از اين جهت كه «بايد» چنين باشيم و اين چنين بودن و رفع نياز كردن مستلزم فعاليت، تلاش و كوشش، يعني «كار» است. ما انسانها «جز حاصل كوشش خويش چيزي نداريم »(سورة مباركة نجم آية 39)
چيزي گرانبها كه حتي «برخي از گناهان فقط در اثر كار و تلاش و رنج كشيدن در بدست آوردن معاش پاك مي‌گردد»،(رسول اكرم (ص)، المهجه البيضاء جلد 3، 139)، چيزي كه اگر «بر دوش ديگري بياندازيم ما را از رحمت خداوندي دور مي‌كندو چيزي كه ما را «همرديف جنگجويان در راه خدا قرار مي‌دهد»(رسول اكرم (ص)،المهجه البيضاء جلد 3، 163و143)
بدين ترتيب، فطرت انسان موافق كار و كوشش و تلاش است، نه تنها نمي‌تواند غير از اين باشد بلكه همين بهتر كه نمي‌تواند جز اين باشد، زيرا هم مميز انسان از حيوان است و هم مبّرز «انسان» انسان بي «كار» همان موجود محصور غارها و جنگلها و همان انسان دور از رحمت باري تعالي است. اين «كار» است كه را از بدويت به مدنيت كشانده و از مدنيت به آدميت و حتي به ابديت رهنمون مي‌سازد. به راستي آيا «كار» وسيله قدرتمندي نيست كه دست «جانشين خدا» را بگيرد و او را در خدمت «او» بگمارد؟
2-4 منشاء وجدان كار
انسان در هر مرحله از زندگي خود در تقاطع تجارب دروني و بيروني خود قرار دارد يعني متاثر از تعامل مختلفي است كه در درون و بيرون وي قرار دارند به اين صورت كه ابتدا نيازها و انگيزه‌هاي انسان وي را در جهت رفتار معيني سوق مي‌دهد و سپس جهت‌گيري علائق فرد رفتار او را به طرف هدفي هدايت مي‌كند و سرانجام نيروها و عوامل دروني و بيروني فرد در عمل متقابل با يكديگر بر شدت، جهت و تداوم رفتار فوق مي‌افزايد يا در صورت نامناسب بودن نيروها و عوامل فوق، آنها را تضعيف مي‌كند.
انسان براي ارضاي نيازهاي خود مانند غذا، پوشاك، تأمين و امنيت، حرمت و احترام كه در شرايط مشخص يكي از آنها مسلط‌تر از بقيه است، رفتار خاصي از خود بروز مي‌دهد (تئوري سلسله مراتب نياط «مازلو1») شدت رفتار انسان و نيروي صرف شده در اين رابطه، نه تنها به عوامل دروني يعني احساس نياز او بستگي دارد، بلكه تحت تأثير تعداد بسياري از محركهاي بيروني نيز قرار مي‌گيرد (تئوري فعاليت «اسكات2») با توجه به اينكه آدمي براي ارضاي نياز خود با راه‌حلهاي بسياري مواجه است، راه‌حلي را انتخاب مي‌كند كه به نظر وي احتمال توفيق بيشتري در رسيدن به اهداف و ارضاي نيازهاي خود را دارد (تئوري انتظار «تالمن3» و «ورم4»). اهداف فرد نيز كه خود منتج از ارزشها، احساسات، علايق و آرزوهاي وي مي‌باشد، در صورت اميد رسيدن به آنها توسط رفتار معيني از فرد، عملكرد وي را به طرف خود سوق مي‌دهد يعني تعيين هدف، علت عملكرد افراد تحت در سازمانها مي‌باشد (تئوري تعيين هدف «لاك5») گفته فوق به اين معني نيست كه فرد تحت هر شرايطي و به هر قيمتي نيازها و اهداف خود را بدون توجه به عوامل ديگر، پيگيري مي‌كند و به رفتار انتخاب شده تداوم مي‌دهد، بلكه تصميمات وي براي ادامه و يا ترك راه حل انتخاب شده و تعيين ميزان فعاليت خود در اين رابطه، مبتني بر جرياني است كه وي طي آن، ميزان داده و بازده خود را با داده و بازده ديگران مقايسه مي‌كند. (تئوري مقايسه اجتماعي6 «فستينگر‌7» و تئوري برابري8 «ادامز9»). اگر به نظر او پاداشها و نتايج حاصل از تلاش و فعاليت وي در مقايسه با پاداش‌ها و نتايج حاصل از تلاش و فعاليت ديگران كمتر باشد، به كاهش عملكرد خود يا حتي ترك آن و بالعكس اقدام خواد كرد. ممكن است كه فرد نتايج حاصل از كار خود را «حق» خود بداند و نتايج حاصل از كار ديگران را نه، بنابراين مقايسه فوق به قضاوت او از پاداش عملكرد خود ارتباط دارد. هر قدر پاداش مشروط بيشتر باشد يعني ارتباط آن با فعاليت فرد روشن‌تر باشد ميزان انگيزش و در نتيجه رضايت او بيشتر خواهد بود. البته چنين نيست كه رضايت و عدم رضايت دو انتهاي يك پيوستار باشند بلكه مي‌توانند در طول پيوستارهاي متفاوتي رفتار فرد را تحت تاثير قرار دهند. عواملي كه از عدم رضايت افراد جلوگيري مي‌كند لزوماً چنين نيست كه در صورت ارائه بيشتر آنها به افراد، رضايت آنان و در نتيجه كار بيشتر افراد را سبب مي‌شود بلكه اين امر به يك سلسله عوامل ديگري وابستگي دارد (تئوري دو عاملي10 «هرزبرگ11 »). عواملي نظير حقوق، زندگي شخصي، شرايط كار، امنيت شغلي، روابط با همكاران، يعني عوامل بيروني، با عدم رضايت شغلي در ارتباط است و همچنين عواملي مانند ماهيت كار، كسب موفقيت، احتمال پيشرفت شغل يعني عوامل دروني با رضايت در ارتباط مي‌باشد. به اين ترتيب نيازها، علايق‌ و انگيزه‌هاي انساني مستقيماً با عملكرد او پيوند دارد.

2-5 نیازمنديهاي انسان، در تعامل با عوامل ↓
بيروني، كه او را در جهت اهداف خود كه متأثر عوامل دروني و بيروني فرد
ارزشها، ادراكات، فرهنگ و غيره مي‌باشند سوق ↓
مي‌دهد و موجب مي‌شود كه وي «كار» كند يعني انتخاب راه‌حل مناسب
فعاليتهائي را براي رسيدن به اهداف، از خود نشان ↓
دهد وي با انتخاب يك راه از ميان راه‌حلهاي كارو
مختلف چنين مي‌كند هنگامي كه به هدف رسيد ↓
نتايج كار خود را با نتايج كار ديگران مقايسه مي‌كند هدف،
و البته به همراه قضاوتهاي ديگر، نظير قضاوت در متأثر از ارزشها، اداركات فرهنگ و…
مورد نتايج كار خود نسبت به ميزان تلاش، زحمت ↓
و وقتي كه براي آن صرف كرده است. به رضايت مقايسه نتايج كار خود با ديگران
مي‌رسد يعني نياز او ارضاء مي‌شود. هر جا كه اين و قضاوتهاي ديگر
چرخه متوقف شود وي با كمي تعديل و ترميم ↓
عمل مي‌كند يا دوباره از نو شروع مي‌نمايد. و رضايت يا عدم رضايت
بالاخره اگر نياز او ارضاء شد، پس نياز ديگري ↓
بيدار مي‌شود و اين چرخه ادامه پيدا مي‌كند. و نيازهاي ديگر
نيازها، مادي و رواني

2-6 عوامل مؤثر بر وجدان كار افراد
عواملي كه وجدان كار افراد از دوران كودكي تا ورود به سازمانها تحت تاثير آنها شكل مي‌گيرد عبارتند از: ارزشها: فرهنگ، اداركات، نگرش، نيازها و علائق و انگيزه‌ها ، و شخصيت
بديهي است كه همه عوامل فوق در يكديگر تداخل داشته و داراي مرز افتراق بارزي از يكديگر نمي‌باشند و روي هم رفته تراكمي بر انسانها دارند. با اين حال تقسيم‌بندي فوق صرفاً از جهت امكان بررسي آنها به طور جداگانه و شناخت نقش هر يك صورت گرفته است. در زير به توضيح مختصر هر يك مي‌پردازيم.
2-7 ارزشها
انسان در زندگي خود برخي از اشياء را به برخي ديگر ترجيح داده و يا به بعضي از آنها نسبت به بقيه؛ اهميت بيشتري قائل مي‌شود. به عبارت ديگر قدر و قيمت و اهميت امور براي انسان متفاوت است. طبيعي است كه بدون اين ترجيحات، همه چيز براي همه كس يكسان مي‌بود و صحبت از جنبه‌ها و ابعادمختلف امور در مقايسه با يكديگر بي‌مورد مي‌نمود. در حالي كه ما در زندگي خود عملاً به نوعي سلسله مراتب يا اولويت‌بندي قائل هستيم، ملاك اين اولويت‌بندي همان ارزش‌هاست كه به ما امكان مي‌دهد چيزي را بر چيز ديگر ارجحيت داده يا براي چيزي ارزش كمتر يا بيشتري قائل شويم. به طرف چيزهائي كه براي ما با ارزش هستند جلب شده و آنها را بستائيم و از چيزهائي كه در مقايسه با امور ديگر ارزش بيشتري دارد توجه بيشتر و در نتيجه تلاش بيشتري از خود نشان دهيم و نسبت به چيزهائي كه داراي ارزش كمتري براي ماست توجه كمتر و در نتيجه تلاش كمتري داشته باشيم. بدين ترتيب يكي از عوامل مهمي كه در تعيين جهت و شدت رفتار ما- به طور اخص، فعاليتهاي معطوف به هدف ارضاي نيازهاي ما-مؤثر بوده و به همين دليل حائز اهميت مي‌باشد، ارزش‌ها هستند. ارزش‌ها از نظر منبع، ماهيت، نوع و غيره داراي انواع متعددي بوده و نيازمند مباحث عميق‌تري است در اين جا تا حد نياز اين نوشته و ارتباط آن با وجدان كار، به طور خلاصه به خاستگاههاي ارزش يا منابع ارزشها مي‌پردازيم.
الف-ارزشهاي ديني
ارزشهاي ديني آنهائي هستند كه از سرچشمة وحي الهي ناشي مي‌شوند و انسانها به واسطه اعتقاد به ديني مشخص، به ارزشهاي مربوطه پايبند مي‌شوند. بدين ترتيب طبعاً ما مسلمانان با دستورات آسماني و يا استنباطات فقهي در خصوص كار و كوشش آشنا مي‌شويم. در قرآن كريم بيش از سيصد آيه در مورد كار وجود دارد كه مسلمانان را به كار و كوشش دعوت كرده و آنها را جداً بدان تشويق كرده و بر بشر لازم فرموده تا جنبه‌هاي مثبت زندگي را گرفته و با كمال جديت از مزاياي آن بهره‌برداري نمايند و به ديگران استفاده برسانند و از جنبه منفي زندگي-يعني از گوشه‌گيري و تنبلي و سستي-جلوگيري كرده و مي‌فرمايد: «و در اطراف زمين راه برويد و از روزي او بخورين و بازگشت همه به سوي اوست» (اديب لاري، يزدي، 1352،113و116).
علاوه بر دستورات آسماني قرآن كريم دربارة كار، احاديث و روايات متعددي كه از پيغمبر(ص) و امامان نقل شده-كه متجاوز از شصت روايت در كتابهاي مختلف در خصوص ارزش كار، مقام كارگر و حتي نكوهش بيكاران آورده شده است (محودي،بهاري،1385، 41تا61)، همگي مسلمانان را به كار و كوشش و تلاش فرا خوانده و آنان را از «ترك دنيا» و خوار و حقير شمردن يك جانبة دنيا و عدم برخورداري از نعمات آنراحتي به دليل زهد و عبادت، بر حذر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی وجدان کاری، مدیران و کارکنان، جامعه آماری، نقش برجسته Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی وجدان کاری، تمدن اسلامی، فرهنگ اسلامی، نظام اقتصادی