پایان نامه با واژگان کلیدی سطوح مهارت، توسعه مدل

دانلود پایان نامه ارشد

مورد، در جهان رقابتي امروز بويژه در شرکت هايي که خود را با تکنولوژيهاي نوين هماهنگ نموده اند، کليدي محسوب ميشوند.
بدين منظور يک مدل برنامهريزي رياضي چند هدفه تصادفي دو مرحله اي براي برنامهريزي کلي توليد-توزيع تحت شرايط عدم قطعيت در تقاضا و پارامترهاي هزينه اي ارائه ميگردد. موضوع بهرهوري کارکنان يکي از دغدغههاي اصلي محققين و شاغلين در صنعت در چند دهه اخير است. بسياري از کارفرمايان و نيز مطالعات تحقيقاتي راجع به نيروي کار بر اين موضوع متمرکز شده اند که چه راهکارهاي عملي و برنامههاي تشويقي ميتوان در نظر گرفت تا بهرهوري نيروي کار را بهبود بخشيد. در عمل، تعريف بهرهوري بسيار دشوار است. بنابراين ضروري به نظر ميرسد که با افزودن يک تابع هدف جديد، مفهوم بهرهوري را هرچند بصورت ضمني و جزئي در برنامهريزي کلي دخيل نمود. به اين ترتيب تابع هدف سوم مدل پيشنهادي، حداکثر نمودن بهرهوري از طريق بيشينه ساختن ميانگين وزني سطوح بهرهوري نيروي کار در بين همه شرکت ها و در طي همه دوره ها ميباشد. به اين ترتيب، مديران شرکت ها تلاش مينمايند تا بجاي افزايش کمّي نيروي کار، بهرهوري نيروي کار را از طريق برگزاري دورههاي فني-آموزشي افزايش دهند بويژه در شرکت هايي که خود را به تکنولوژيهاي جديد مجهز نمودهاند (بوث بي و همکاران199 2010). با اين حال اين دورههاي فني-آموزشي هزينه هايي را نيز به سيستم توليدي تحميل مينمايد بنابراين بين تابع هدف هزينه و بهرهوري يک تضاد وجود دارد و جواب بهينه در يک تعادل بين اهداف مختلف بدست خواهد آمد.
هرچند ايده افزايش بهرهوري در حوزه برنامهريزي منابع انساني در نظر گرفته شده است. تاکنون غير از مقالات منتج شده از اين رساله، هيچ کار تحقيقاتي ديگري اين مفهوم را در حوزه منابع انسانيِ برنامهريزي کلي توليد-توزيع، بکار نبرده است.
از آنجا که توابع اميد رياضي هزينه کل سيستم توليدي، تغيير پذيري هزينه ها و بهرهوري نيروي انساني در تضاد با يکديگر هستند مدلسازي در قالب برنامهريزي سه هدفه صورت گرفته است. عدم قطعيت مفروض در تقاضا، پارامترهاي توليد و توزيع بصورت برنامهريزي تصادفي دو مرحله اي مدل شده است. به اين ترتيب که متغيرهاي تصميم مربوط به توليد به عنوان متغيرهاي مرحله اول و متغيرهاي تصميم مربوط به توزيع به عنوان متغيرهاي مرحله دوم در نظر گرفته شده اند. بنابراين مدل پيشنهادي يک مدل برنامهريزي چند هدفه تصادفي دو مرحله اي است. براي حل مسئله چند هدفه از رويکرد اپسيلون-محدوديتِ ارتقاء يافته که در فصل مرور ادبيات به رويکرد کلاسيک آن اشاره شده، استفاده ميگردد. که در نهايت يک مجموعه جواب پارتويي را براي تصميم گيري بدست ميدهد. براي حل مسئله برنامهريزي تصادفي دو مرحله اي نيز از يک رويکرد ابتکاري مبتني بر تجزيه200 به نام ال-شکل201 بهره گرفته شده است. در اين روش از ساختار قابل تجزيه برنامهريزي تصادفي دو مرحله اي استفاده ميشود. در توليد سناريوها نيز تکنيک نمونه گيري توسعه يافته مونت کارلو202 بکار گرفته شده است.
ويژگيهاي بارز اين مدل عبارتند از:
* برنامه تاکتيکي-عملياتي (ميان مدت)/ زنجيره تأمين دو سطحي (کارخانههاي توليدي، نقاط تقاضا)/ سه هدفه/ چند کالايي/چند دورهاي/چند سايتي/
* عدم قطعيت: تقاضا و پارامترهاي توليد و توزيع غير قطعي فرض شده و بر اساس سناريوهاي مبتني بر تابع توزيع بيان ميشوند
* تصميمات: برنامهريزي مقدار و زمان سفارشات، برنامهريزي نيروي انساني، برنامهريزي آموزشي، برنامهريزي توليد در وقت عادي، اضافه کاري و برونسپاري، تنظيم مقادير موجودي و سفارشات عقب افتاده
* روش مدل سازي: برنامهريزي سه هدفه تصادفي دو مرحله اي
* اهداف:
1- کمينه سازي اميد رياضي هزينه کل سيستم توليد-توزيع
2- کمينه سازي تغييرپذيري هزينه کل سيستم توليد-توزيع
3- بيشينه سازي بهرهوري نيروي کار از طريق برگزاري دورههاي فني-آموزشي
* روش حل: يک رويکرد جديد ابتکاري مبتني بر روش اپسيلون-محدوديت ارتقاء يافته، روش ال-شکل و نمونه گيري مونت کارلوي توسعه يافته
* مثال عددي: توليد مثال با استفاده از توابع توزيع نرمال و يکنواخت
3-3-1- تشريح مسئله و فرضيات
يک زنجيره تأمين دو سطحي با J کارخانه توليدي و C ناحيه مشتري مفروض است. هر کارخانه چندين محصول مختلف توليد مينمايد و هر محصول نماينده چندين مدل مختلف است. هر کارخانه داراي ظرفيت محدود و مشخصي براي توليد (عادي/اضافه کاري) و انبارش دارد. نرخ توليد با تعداد پرسنل کاري و نيز ميزان مجاز کار در اوقات عادي و اضافه کاري محدود ميگردد. هر کارخانه ميتواند نسبت مشخصي از سفارشات خود را به پيمانکار خارج از شرکت برونسپاري نمايد. هزينه حمل و نقل بين کارخانجات و نقاط مشتري بسته به مسافت متغير است. بنابراين مسئله اصلي تعيين؛
1- ميزان توليد محصول نوع i در کارخانه j براي پاسخگويي به تقاضاي نقطه مشتري c
2- تعداد نيروي انساني که در هر دوره و هر کارخانه استخدام، اخراج شده و يا آموزش داده ميشوند
3- ميزان موجودي و سفارشات عقب افتاده در کارخانجات و نقاط مشتري
با توجه به فرضيات اصلي زير ميباشد؛
* امکان نگهداري موجودي هم در نقاط تقاضا و هم در کارخانجات وجود دارد.
* هر محصول در واقع نماينده خانوادهاي از محصولات يا مدلهاي شبيه به هم است، بنابراين يک واحد ادغامي محسوب ميشود، به اين معنا که هزينه واحد توليد و يا حمل و نقل و غيره براي اين واحدهاي ادغامي در واقع ميانگين آن هزينه ها براي تک تک محصولات/مدلهاي آن خانواده ميباشد.
* ميزان تقاضا و تمامي پارامترهاي هزينه اي سيستم توليد- توزيع غيرقطعي فرض ميشوند.
* عدم قطعيت پارامترها با استفاده از يک سري سناريوهاي گسسته مبتني بر توزيع احتمال، قابل بيان است.
* سطوح مهارتي کارکنان داراي يک طبقه بندي استاندارد و از پيش تعريف شده است.
* دورههاي آموزشيِ استاندارد و از پيش تعريف شده براي ارتقاء مهارت ها و بهرهوري کارکنان وجود دارد.
* کمبود به صورت سفارشات عقب افتاده برنامهريزي ميشود و فروش از دست رفته وجود ندارد.
3-3-2- پارامترها و متغيرهاي مسئله

تقاضاي محصول i ( 1, 2, …, I)در نقطه تقاضاي ( 1, 2, …, C) c در دوره t ( 1, 2, …, T) تحت سناريوي n (1, 2, …, N)

هزينه توليد در ساعت براي اوقات عادي(q=1) اضافه کاري(q=2) و برونسپاري(q=3) در کارخانه j تحت سناريوي n

هزينه نيروي انساني با سطح تخصص k (k =1, 2,…, K) در کارخانه j در دوره t تحت سناريوي n
aij
زمان توليد محصول i در کارخانه j

هزينه اخراج نيروي انساني با سطح تخصص k در کارخانه j در دوره t تحت سناريوي n

هزينه استخدام نيروي انساني با سطح تخصص k در کارخانه j در دوره t تحت سناريوي n

هزينه آموزش نيروي انساني با تخصص k براي ارتقاء به سطح تخصص k’ در کارخانه j در دوره t و تحت سناريوي n

هزينه نگهداري موجودي براي محصول i در کارخانه j در دوره t تحت سناريوي n

هزينه نگهداري موجودي محصول نهائي در نقطه مشتري c در دوره t تحت سناريوي n

هزينه حمل و نقل از کارخانه j به نقطه تقاضاي c در دوره t تحت سناريوي n
?t
ضريب مجاز تغييرپذيري سطح نيروي انساني در دوره t
?k
ضريب بهرهوري نيروي انساني با سطح تخصص (0 ? ?k ?1) k
TIqjt
زمان در دسترس عادي(q=1) ، اضافه کاري(q=2) ، و ظرفيت برونسپاري(q=3) بر حسب واحد زماني در کارخانه j در دوره t
P1j
ظرفيت انبارش در کارخانه j
P2c
ظرفيت انبارش در نقطه مشتري c
LTjc
زمان تدارک مورد نياز براي ارسال کالا از کارخانه j به نقطه مشتري c
UPkk’
برابر يک است چنانچه آموزش از سطح تخصص k به سطح تخصص k’ امکان پذير باشد و در غير اينصورت برابر صفر است

هزينه کمبود محصول i در نقطه مشتري c در دوره t تحت سناريوي n
?n
احتمال وقوع سناريوي n
Xijqt
تعداد محصولات نوع i که در کارخانه j به روش q در دوره t توليد ميشود
XLkjt
تعداد کارکنان توليدي موجود با سطح تخصص k در کارخانه j در دوره t
XFkjt
تعداد کارکنان توليدي با سطح تخصص k که از کارخانه j و در دوره t اخراج ميشوند
XHkjt
تعداد کارکنان توليدي با سطح تخصص k که در کارخانه j و در دوره t استخدام ميشوند
XUkk’jt
تعداد کارکنان توليدي با سطح تخصص k که در کارخانه j و در دوره t براي ارتقاء به سطح تخصص k’ آموزش ميبينند
XPijt
سطح موجودي محصول i در کارخانهj در دوره t
XInict
سطح موجودي محصول i در نقطه مشتري c در دوره t تحت سناريوي n
YSnijct
تعداد اقلام نوع i که توسط کارخانه j براي نقطه مشتري c در دوره t ارسال ميگردد

تعداد کمبود محصول i در نقطه مشتري c در دوره t تحت سناريوي n
TCn
هزينه کل سيستم توليد-توزيع تحت سناريوي n

(‏3-36)

(‏3-37)

(‏3-38)

subject to
(‏3-39)

(‏3-40)

(‏3-41)

(‏3-42)

(‏3-43)

(‏3-44)

(‏3-45)

(‏3-46)

(‏3-47)

(‏3-48)

(‏3-49)

(‏3-50)

and integer
تابع هدف اول کمينه سازي ارزش انتظاري هزينه کل سيستم توليد-توزيع است. که در آن TCn هزينه کل سيستم توليد-توزيع تحت سناريوي n است و بصورت زير تعريف ميشود:

(‏3-51)
و به ترتيب شامل هزينه توليد، نيروي کار، هزينه پرسنل، استخدام، اخراج، برگزاري دورههاي آموزشي، نگهداري موجودي، هزينه حمل و نقل و هزينه کمبود ميباشد.
طبق برنامهريزي رياضي دو مرحله اي متغيرهاي تصميم به دودسته متغيرهاي مرحله اول و مرحله دوم تقسيم ميگردد. در اين مدل متغيرهاي مربوط به توليد به عنوان متغيرهاي مرحله اول و متغيرهاي مربوط به توزيع به عنوان متغيرهاي مرحله دوم تقسيم بندي ميشوند و تابع هدف اول بصورت زير نمايش داده ميشود:

تابع هدف دوم کمينه سازي تغيير پذيري هزينه کل سيستم توليد-توزيع است. اين تابع با استفاده از دو متغييرکمکي غيرمنفي بصورت خطي معادل زير بازنويسي ميشود:

(‏3-52)

(‏3-53)
تابع هدف سوم بيشينه سازي ميانگين وزني بهرهوري نيروي کار در بين کارخانجات توليدي در افق زماني است. محدوديت (3-39) يک معادله بالانس براي موجودي محصولات در کارخانهj است. محدوديت (3-40) نيز يک معادله بالانس سطح نيروي انساني است و تضمين ميکند که کارکنان موجود با سطح تخصص k برابر تعداد کارکنان با همين سطح تخصص در دوره قبل است بعلاوه تغييرات صورت گرفته در تعداد کارکنان در دوره جاري. محدوديت (3-41) زمان در دسترس توليد را با توجه به بهرهوري کارکنان توليدي به زمان عادي و اضافه کاري محدود ميکند. محدوديت (3-42) يک معادله بالانس موجودي و کمبود براي نقطه مشتري c است. محدوديت (3-43) سطح موجودي محصولات را به ظرفيت انبارش کارخانه مربوطه محدود مينمايد. محدوديت (3-44) سطح موجودي محصولات را در نقاط مشتري به ظرفيت انبارش آنها محدود مينمايد. محدوديت (3-45) تضمين ميکند که تغييرات در نيروي انساني نبايستي بيش از يک نسبت مجاز از تعداد کارکنان در دوره قبل باشد. محدوديت (3-46) تضمين ميکند تعداد کارکنان اخراجي يا آموزش ديده بيش از مجموع کارکنان موجود در دوره قبل نباشند. محدوديت (3-47) تضمين مينمايد که تعداد کارکنان با سطح تخصص k که در دوره فعلي اخراج شدهاند و يا براي ارتقاء به سطوح بالاتر آموزش ديدهاند نبايستي بيش از کارکنان موجود با آن سطح تخصص در دوره قبل باشند. محدوديت (3-48) تأکيد ميکند کارکناني که براي سطح بالاتر آموزش ميبينند نبايستي در همان دوره اخراج شوند. محدوديت (3-49) مشخص ميکند شرکت ها تنها مجاز به برگزاري دوره هايي هستند که از قبل تعريف شده باشد. محدوديت (3-50) نيز نوع متغيرهاي بکار رفته در مدلسازي را مشخص مينمايد.
3-4- مدل پيشنهادي سوم؛
مدل پيشنهادي سوم در واقع توسعه مدل دوم از يک زنجيره تأمين دو سطحي به حالت سه سطحي است و توابع هدف مدلهاي پيشنهادي اول و دوم با هم تلفيق شده اند. بنابراين ويژگيهاي مدل سوم عبارت خواهند بود از:
* برنامه تاکتيکي-عملياتي (ميان مدت)/ زنجيره تأمين سه سطحي (تأمين

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع قانون کار Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی آموزش کارکنان، مصرف مواد