پایان نامه با واژگان کلیدی سبک زندگی، اوقات فراغت، جامعه پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

ايزدي به طيفي از رهيافت ها نسبت به سواد آموزي رسانه اي در بخش هاي مختلف جهان با تاكيد بر آمريكا پرداخته و به طور اجمالي الگوهاي عمده مطالعات رسانه هاي جمعي را در دهه هاي اخير شرح داده و به بنيان هاي نظري متفاوت و نيز رهيافت هاي مفهومي مشترك اشاره مي كند و در پايان نيز ملاحظاتي عملي درباره تدوين پروژه ها و برنامه هاي درسي براي آموزش سواد رسانه اي ارائه مي دهد.

1-7-2-2- ج- ابعاد ديداري سواد رسانه اي اثر پل مساريس ترجمه اسماعيل يزدان پور بيان مي دارد كه يكي از عناصر اصلي سواد رسانه اي را بايد بر فهمي از قواعد بازنمايي بنا نهاد, قواعدي كه كاربران رسانه ها بر اساس آن معني را توليد و توزيع مي كنند. اين مقاله قواعد بازنمايي در ارتباطات ديداري را تحليل كرده و ميان قواعد نحوي و معنايي تفكيك قائل مي شود و بر آن مشخصه هايي متمركز مي شود كه بيشترين تمايز ميان زبان ديداري از ديگر شيوه هاي ارتباط را آشكار مي كند. در اين مقاله اثر سواد ديداري بر رشد شناختي بينندگان و رشد آن ها در مقام مصرف كنندگان آگاه رسانه هاي ديداري بررسي مي شود.

فصل دوم:
چارچوب مفهومي تحقيق

مقدمه
فرايند پژوهش بي ترديد نقشي اساسي در توسعه مرزهاي دانش بر عهده دارد و اصولا هر گونه نظريه پردازي و نوآوري در عرصه علم بدون پژوهش امكان پذير نيست. از اين رو تحقيق حاضر سعي دارد تا ضمن پيروي از اصول علمي پژوهش و بهره گيري از دستاوردهاي صاحب نظران اين رشته به پروژه تحقيقاتي خود جامه عمل بپوشاند. بنابراين با هدف بررسي رابطه سواد رسانه اي با سبك زندگي نوجوانان 15تا 18 ساله دبيرستاني منطقه شش تهران مطالب را در چارچوب و تابع طبقه بندي زير گردآوري نموده و تلاش شده در اين فصل طي چهار بخش به ابعاد بحث توجه شود. در بخش اول ابتدا به مفهوم سبك زندگي و ضرورت آن پرداخته شده و ديدگاه هاي هاي وبر و وبلن مورد تدقيق واقع مي شوند. سپس مفهوم, رويكرد و اهداف سواد رسانه اي مورد مطالعه قرار گرفته به ديدگاه هاي پاتر, تامن و هابز اشاره مي شود. در بخش پاياني نيز رابطه سواد رسانه اي با سبك زندگي و مدل مفهومي آن مورد مداقه قرار مي گيرد.

2-1- سبك زندگي
2-1-1- مفهوم سبك زندگي
سبک زندگی یکی از پردامنه ترین مفاهیم حوزه علوم اجتماعی است که الگویی از اندیشه ها، احساسات, شناخت ها و کنش ها محسوب مي شود و در مجموع هویت اجتماعی و شخصی فرد را مي سازد كه به اين معنی, نحوه ساماندهي زندگي براي تحقق نيازها و خواسته ها با به کارگيري مجموعه اي از رفتارهاست. بروز و ظهور سبک زندگی از طريق نحوه صرف زمان، پول و چگونگی گذران اوقات فراغت، انتخاب اشيای مصرفي، انتخاب علائق و ترجيحات(سليقه) و نظایر خاص آن صورت مي گيرد.
كريسمن سبک زندگی را طیف فعالیت‌هایی که فرد یا گروه در آن مشارکت می‌کنند معرفی می‌کند(فاضلی،۱۳۸۲،صص 68 و ۶۹). به‌ نظر آسابرگر براي‌ تعريف‌ واژه سبک زندگی با واژه‌ اي ذی شمول روبرو هستيم‌ كه‌ از سليقه‌ فرد در زمينه‌ آرايش‌ مو و لباس، تا سرگرمي‌ و تفريح‌ و ادبيات‌ و موضوعات‌ مربوط ديگر را شامل‌ مي‌شود. كلمه‌ سبك، مد را تداعي‌ مي‌كند پس‌ سبك‌ زندگي‌ در واقع‌ مد يا حالت‌ زندگي‌ يك ‌فرد است‌. سبك‌ زندگي‌ معمولا با طبقه‌ اقتصادي – اجتماعي‌ پيوند دارد و در تصويري‌ كه‌ فرد از خود مي سازد‌ بازتاب‌ مي‌يابد(آسابرگر،1379,ص141). به هرحال چه سبک زندگی را شیوه متفاوت زندگی در نظر بگیریم و چه معیاری برای تمایز افراد از یکدیگر، در واقع روش الگومند مصرف و درک و ارزش گذاری فرهنگ مادی و غیرمادی است که در نحوه ارتباط فرد با محیط و علایق و سلیقه ها و نیز مصرف فرهنگی و چگونگی استفاده از اوقات فراغت قابل مشاهده است(چاوشیان،1384,ص45).
بدیهی است که ایجاد تغییرات اساسی در سبک‌های زندگی در سطوح فردی و خانوادگی مستلزم تغییر در ارزش‌ها و مشروعیت‌های فرهنگی و اجتماعی است. با این تعریف از سبک زندگی می‌توان از تقابل و جدال میان دو سبک زندگی سخن گفت؛ یک سبک زندگی که قدرت حاكميت را در ابعاد مختلف آن مشروع دانسته و سعی در تبلیغ، ترویج و تحمیل آن دارد و در مقابل سبک زندگی بخشي وسیع از جامعه به ويژه طبقه متوسط که بیشتر در فضاهای خصوصی قابل مشاهده است و از ارزش‌ها و مشروعیت‌های خود پیروی می‌کند. این سبک زندگی را تا حدي زیاد می‌توان محصول دمکراتیزاسیون آموزش، تکنولوژی‌های ارتباطی، رسانه‌های جدید، نقش اجتماعی زنان، جوان شدن جامعه و غيره دانست.
چندین دهه است که الزام از طرق مختلف برای ترویج و در مواردی تحمیل نوعي مشخص از سبک زندگی برگرفته از قرائتی خاص از باورها به وضوح قابل مشاهده است. به این ترتیب نوعی سبک آرمانی برای فرد یا خانواده در جزئی‌ترین ابعاد آن، از نوع پوشش، آرایش و پیرایش چهره، نوع خوراک، تفریحات و سرگرمی‌ها و روابط اجتماعی تا محتوای آموزشی و علمی(در سطوح مختلف)، آثار هنری و محصولات فرهنگی قابل استفاده، و باورها تعریف, تبلیغ و ترویج شده در دوره‌های مختلف و به شیوه‌های گوناگون با هر آن چه جز آن بود مقابله شد. اما حاصل الزام در یک سبک زندگی به جامعه‌ای بزرگ و گسترده و با ارزش‌ها و فرهنگ‌های متفاوت، ایجاد گسستي آشکار و شکافی عمیق و روزافزون بین سبک زندگی در فضای عمومی زیر سلطه و سبک زندگی در فضای خصوصی نسبتا آزاد، در میان قشري وسیع از جامعه شد. با گذر زمان، هر چند این گسست روز به روز بیشتر و بزرگ‌تر ‌شد و ابعاد مخفی و زیرزمینی زندگی اجتماعی افزایش یافت اما از سویي دیگر، به تدریج با تنگ‌تر شدن حلقه الزام ها در فضای عمومی و به واسطه آن عادی شدن هر چه بیشتر آن چه در فضاهای خصوصی و در عین حال بزرگ‌تر شدن حلقه افرادی که در این فضاها وارد ‌شده و الزام ها را زیر پا می‌گذاشتند، برخی ابعاد زندگی ناپیدا آن‌قدر مشروعیت پیدا کرد که افراد خواهان بروز و به تعبیری پرده‌برداری از آن در فضاهای عمومی و در واقع مشروعیت‌زدایی از سبک‌های تحمیل شده شدند.
تا زمانی که رسانه های جمعی در جامعه حضور نداشتند، سنت ها و هنجارهای قومی و قبیله ای تعیین کننده چارچوب سبک زندگی بودند. در چنین فضایی، سبک زندگی از یکنواختی و ثباتي زیاد برخوردار و تغییرات در سبک زندگی به کندی انجام می گرفت زیرا ارتباطات اجتماعی در یک محدوده جغرافیایی مشخص و دسترسی به منابع اطلاعاتی محدود بود. در این شرایط ارزش ها, هنجارها و علائق فردی از طریق ساختارهای قبیله ای و قومی به طور مداوم بازتولید و آموخته شده به هر عامل متغیر و عنصري بیگانه اجازه ورود داده نمی شد مگر این که با ساختارهای قبلی هم خوانی مي داشت اما با فراگیر شدن رسانه ها وضع تغییر کرد. رسانه غريبه ای است آشنا كه عضوی از خانواده شده, برای همه داستان می گوید، اطلاع رسانی و آگاهی بخشی می کند, چیزهایی را که تاکنون نخوانده، نشنیده و ندیده اند حتی چیزهایی مغایر با ارزش های پذیرفته شده را برایشان بیان كرده به آن ها نشان مي دهد. ارزش ها و نوآوری های جدید به ویژه در تقابل با ارزش های سنتی را به افراد خانواده ارائه می کند بدون آن که کسی به این بیگانه ایرادی بگیرد و چنین کاری تنها از او برمی آید. ارزش های سنتی را به چالش می کشد، افراد را دچار تضاد ارزشی می کند, اوقات فراغت آن ها را پر و آن ها را سرگرم می کند.
حقیقت این است که وجود جذابیت بسیار زیاد و ارائه بسیار گسترده و پر زرق و برق اطلاعات در رسانه هر شخصی را که بدون هدف وارد آن شود ساعتها میخ کوب مي نمايد. در واقع ذهن فرد به مانند یک جاروبرقی انواع و اقسام اطلاعات را در این فضا جذب میکند؛ اطلاعاتی که معلوم نیست هر کدام چه تأثیری در تفکر، رفتار و سبک زندگی وی میگذارد. این در حالی است که برخی از بزرگان آشنا با فضای رسانه معتقدند که در جامعه دینی، باید فرهنگ دینی رسانههای کارآمد و جدید مانند اینترنت را به خدمت درآورد و از آن جهت نشر معارف و فرهنگ خویش استفاده نمود و حال این که انجام بررسی مختصر بر روی جامعه اینترنتی ایران شرایط را به گونهای دیگر نشان میدهد؛ چنان‌که روز به روز شاهد غالب شدن سبک زندگی اینترنتی بر كاربر شهروندان هستیم تا جايي که برخی کارشناسان آن را به گارد باز جامعه ایرانی در مقابل اینترنت تعبیر میکنند.14
تا زمانی که رسانه هايی مانند مطبوعات, رادیو, و تلویزیون، نخبه‌گرا و تولیدکنندۀ محتواهای فکری, عقیدتی و سیاسی بودند نمی‌توانستند آن چنان بر سبک زندگی عامه تاثیر بگذارند چون مخاطباني محدود داشتند اما با زوال رسانه ها نخبه گرا و ظهور رسانه های عامه پسند پرتیراژ، مسئله تغییر علائق و سبک زندگی مورد توجه قرار گرفت. محتوای رسانه های عامه پسند علاوه بر خبر رسانی به تبلیغات، ترویج مصرف گرایی و پاسخ گویی به سلایق متنوع مخاطبان روی آوردند تا جایی که مکاتب مطالعات انتقادی ارتباطات به ویژه فرانکفورت و بیرمنگنام, محصولات رسانه ای و فرهنگی را عامل اساسی برون رفت جامعه غرب از وضع طبیعی و از خود بیگانگی و نظایر آن می دانند. به نظر می رسد که مفهوم رسانه با تغییر گره خورده است. مواجهه زیاد با رسانه های جمعی در تغییر فکر، ارزش، هویت و علایق فردی و جمعی تاثیرگذار است. در مواردي بسیار محدود کار رسانه تثبیت عقاید موجود است ليكن کار اصلی رسانه معرفی نوآوری ها, ایده ها و ارزش های نو به جامعه است. این کارکرد جدید, نیاز و خواسته اي تازه در سبک زندگی مردم بوجود ‌آورد و فرهنگ‌های زورمند, فرهنگ‌های بومی را تحت تاثیر قرار دادند. این موضوع در داخل مرزهای کشور هم قابل رويت بوده و آن زمانی است که اصحاب رسانه ایده‌های مرکز را برای حواشی و پیرامون آن بازنمایی می‌کنند و با پخش محتواهای سرگرم کننده مانند فیلم و سریال هاي متعدد, سبک زندگی روستانشینی را تحت تاثیر سبک زندگی شهرنشيني قرار می‌دهند.
در دوره رسانه سالاری کنونی، نوعی جا به جایی در گروه های مرجع رخ داده كه در جامعه پذیری و تعیین الگوهای زندگی بسیار تاثیر گذار است. اگر تا قبل از این والدین, نهادهای آموزشی, همسالان و نهادهاي ديني گروه مرجعي پراهمیت در جامعه پذیری افراد بودند، اکنون رسانه پراهمیت ترين گروه مرجع است كه نقش گروه های دیگر را کم اثر نموده و یا جاي آن ها را گرفته است. در دوران کنونی علاوه بر فراملی شدن رسانه ها که مهم ترین نمونه بارز آن ها تلویزیون های ماهواره ای است، رسانه های اجتماعی رايانه مبنا نیز ظهور و توسعه پیدا کرده اند. میزان نفوذ و ارتباط افراد با اين رسانه های نوین به حدی اهمیت دارد که عده از آن با عنوان “زندگی دوم” یاد می کنند. اكنون فراغت نسل نوجوان و علائق آن ها در تالارهای گفتگوی تعاملی و شبکه های اجتماعی مجازی صرف مي شود یعنی نوع زندگی تغییر کرده و نظام ارزشی و هنجاری افراد تحت تاثیر رسانه هاست.15

2-1-2- ضرورت پديد آمدن سبك زندگي
مفهوم سبك زندگي در ادبيات نظري جامعه شناختي از گذشته اي چندان شفاف برخوردار نيست گرچه به گمان مك كوايل اساس عدم شفافيت به نحوه اختلافات ناشي از طبقه اجتماعي بر سلايق, عادات, شيوه لباس پوشيدن و رفتارها مبتني شده است اما گذشته سبك زندگي با منزلت اجتماعي پيوندي محكم دارد. بر اين منوال كوئن سبك زندگي را شيوه زندگي طبقات گوناگون جامعه مي داند به گونه اي كه هر طبقه, سبك زندگي ويژه و رويكردها و باورداشت هاي خاص و قابل قبول خود را دارد. اين مستند تا آن جا ادامه مي يابد كه ماركس مرزهاي مشخص طبقاتي را با تكيه بر عامل اقتصادي بين طبقات پرولتار و بورژوا با اشاره به شيوه زندگي آنان تعيين مي كند. دنياي اواسط قرن نوزدهم كه ماركس بر تحليل آن همت گمارد, درگير فرايند توليد بود و بر حول ارزش ها و فرايندهاي مرتبط با آن سامان گرفته بود. در اين دنيا مفهوم طبقه اجتماعي مفهومي بود كه تحليل جايگاه آدميان در نظام سرمايه داري را ممكن مي ساخت.
در تحليل ماركسيستي جامعه نوظهور موقعيتي مسلط يافت حال كه مهم ترين تحول پديد آمده در قرن اخير گسترش تاريخي مصرف بوده به نظر مي رسد به مفاهيمي جديد براي تحليل جامعه نيازمنديم كه بتوانند تحول پديد آمده را بروز داده و برنامه پژوهشي جديد را نيز پيش روي علوم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سواد رسانه ای، پردازش اطلاعات، علوم ارتباطات Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سلسله مراتب، استقلال عمل