پایان نامه با واژگان کلیدی سازمان ملل، استان هرمزگان، مشارکت مردم

دانلود پایان نامه ارشد

نقشه جهاني تخريب خاک، اقدام به جمعآوري نظرات کارشناسي بسياري از دانشمندان علوم خاک نموده و بدين ترتيب يک نقشه جهاني تخريب خاک ناشي از فعاليتهاي انسان را در مقياس 1:10000000 تهيه و ارائه داده است (Sonneveld & Dent, 2009: 274; Bai, Dent, 2006; Snakin et al., 1996). مدل گلاسود نيز خالي از عيب و نقص نيست، مهمترين نواقص اين مدل به شرح موارد زير است (Symeonakis, 2004: 579):
– انطباق و سازگاري اين مدل با مناطق مختلف مورد بررسي قرار نگرفته است.
– واحدهاي ارائه شده براي نقشه جهت اهداف سياستهاي ملي نامناسب و ناهماهنگ است.
– رابطه بين تخريب اراضي و سياستهاي مديريتي مناسب مانند توليد محصول نامشخص ميباشد.
– اثرات اجتماعي و اقتصادي که از تخريب اراضي به جاي ميماند واضح نيست.
1-3-7-2-5 مدل 20ESAs
مدل ESAs تاحدودي با مدل مدالوس يکي است، به عبارتي صورت اصلاح شده مدل مدالوس در سال 1999 تحت عنوان مدل ESAs ارائه شد (شهرياري، 1388: 14). اين مدل توسط كميسيون اروپا ارائه شده و در اكثر كشورهاي اروپايي و بعضي كشورهاي خاورميانه نيز مورد ارزيابي قرار گرفته است. از مزاياي اين مدل ميتوان به دقت بيشتر آن در تهيه نقشه بيابان زايي، روش خاص وزن دادن به لايهها، استفاده از سامانه اطلاعات جغرافيايي در تلفيق لايهها، استفاده از ميانگين هندسي به جاي جمع و يا ميانگين حسابي در محاسبه شاخصها، افزايش دقت و سرعت و نهايتاً عدم وجود خطاي كارشناسي در اين مدل اشاره نمود (زهتابيان و رفيعي امام، 1382: 120).
رابطه (1-7): ESAs = (SQI* CQI*VQI* MQI) 1/4
بر اساس اين روش سه تيپ کلي حساسيت مناطق به بيابان زايي(ESAs) با توجه به کاهش بازده و توانايي اراضي تعريف شده است.
تيپ A : بحراني(Critical) نواحي داري اين تيپ هستند که قبلاً به علت کاربري نامناسب، شدت تخريب در آنها بالا بوده و در حال حاضر مناطق اطراف آنها نيز در تهديد خطر بيابان زايي قرار دارند.
تيپ B: شکننده (Fragile) مناطقي جزء اين تيپ هستند که در اثر ايجاد تغييري نامحسوس، تعادل بين طبيعت و فعاليت هاي انساني ، به هم خورده و در نتيجه اين تغيير، بيابان زايي و تخريب اراضي صورت مي گيرد.
تيپ c : بالقوه (Potential) شامل مناطقي است که تغييرات آب و هوايي ، نحوه استفاده خاص از اراضي و تاثيرات برون منطقه اي موجب تهديد اين مناطق به بيابان زايي مي شود. اين تيپ حا لت جزئي تر تيپ B است که برنامه ريزي براي آن الزامي مي باشد (شهرياري، 1388: 14).
روش مذکور داراي مزايايي به شرح زير مي باشد.
– در اين مدل از پارامتر هايي استفاده مي شود که به دست آوردن اطلاعات آنها به سادگي امکان پذير است.
– امکان وزن دهي به لايه ها با استفاده از GIS.
– در نظر گرفتن اثرات متقابل عوامل و پارامتر هاي موثر در بيابان زايي (شهرياري، 1388: 20).
– استفاده از ميانگين هندسي به جاي ميانگين حسابي در تلفيق شاخص ها (زهتابيان ،1382: 125).
– استفاده از GIS در ارزيابي بيابان زايي (بخشنده مهر ،1387: 26).
مدل ESAs توسط زهتابيان و رفيعي امام (1382: 120) براي ارزيابي و تهيه نقشه حساسيت مناطق به بيابان زايي در منطقه ورامين مورد استفاده قرار گرفت. نتايج اين پژوهش نشان ميدهد که اين مدل از دقت بيشتري نسبت به ديگر روشهاي مورد استفاده در ايران برخوردار بوده و با توجه به روش خاص وزندهي به لايهها، استفاده از سامانه اطلاعات جغرافيايي، استفاده از ميانگين هندسي به جاي جمع و يا ميانگين حسابي و نقشه نهايي بيابان زايي، علاوه بر افزايش دقت و سرعت انجام آن در ارزيابي و تهيه نقشه بيابان زايي، خطاي کارشناسي نيز وجود ندارد.

1-3-7-2-6 مدل 21LADA
اين مدل پروژه‌اي است كه جهت بررسي و ارزيابي تخريب اراضي در مناطق خشک توسط سازمان ملل ارائه شده است. اين سازمان در سال 2001 با تشكيل کنفرانس مبارزه با بيابان زايي بيان داشت که تاكنون اطلاعات کافي در مورد عوامل اصلي ايجاد تخريب اراضي، طبيعت، وسعت، شدت و اثر تخريب در تمامي نواحي خشک جهان وجود ندارد. در پي اين گزارش و هشدار مجدد در مورد تخريب اراضي، بخش تسهيلات محيط زيست سازمان ملل (با مشارکت سازمان خوار و بار و کشاورزي) و کنفرانس مبارزه با بيابان زايي، منابعي را براي تسريع در انجام و پشتيباني پروژه لادا فراهم نمودند. اولين مرحله اجرايي اين پروژه در 2002 آغاز گرديد و دو سال طول کشيد (Nachtergaele and Licona-Manzur, 2009: 327). مهمترين اهداف پروژه لادا عبارتند از:
– ارتقا روشي براي ارزيابي و کمي کردن وسعت و شدت عوامل تخريب اراضي در مناطق خشک و ارائه راه حل موثر جهت اين مهم.
– تلفيق عوامل اجتماعي- اقتصادي و فاکتورهاي بيوفيزيکي در ارزيابي بيابان زايي.
– ايجاد ظرفيت ارزيابي در سطوح جهاني، منطقهاي و ملي با مشارکت مردم و ايجاد محرک براي افزايش کاربري پايدار و فعاليتهاي مديريتي (بخشنده مهر، 1387: 33).
1-3-7-2-7 پروژه ارزيابي بيابان زاييDesert links
Desert links پروژه اي تحقيقاتي در سطح اروپا و نيز مقياسي بين المللي دارد که توسط کميسيون اروپا در بازه زماني 2005-2001 اجرا گرديد. اين پروژه اول دسامبر 2001 آغاز شده و تا 31 مارس 2005 به انجام رسيده است. هدف آن ياري رساندن به عملکرد کنوانسيون مبارزه با بيابان زايي از طريق ايجاد و توسعه معيارهاي بيابان زايي در اروپاي مديترانه اي بود. اين پروژه نتايج مطالعات قبلي را در مقياس هاي گوناگون جمع آوري نموده سپس آنها را به صورت معيار هاي بيابان زايي تعريف و به کار برده است (Kirkby, 2006).
1-3-7-2-8 پروژه برآورد و ارزيابي بيابان زايي (DESURVEY)22
اين پروژه نيز توسط کميسيون اروپا و در تکميل و اجراي برنامه مطالعاتي پيش آگاهي بيابان زايي و ارزيابي حساسيت به بيابان زايي در سالهاي 2010- 2005 انجام شده است. هدف DESURVEY ارائه گزارش کاملي از روش يکپارچه ارزيابي و پيش بيني بيابان زايي با ساختار و نمونه هاي آموزشي در مقياس اروپايي و ملي است (بخشنده مهر، 1387: 30).
1-3-7-2-9 روش MEDACTION
بيابان زايي در منطقه مديترانه اي، مانند بسياري ديگر از مناطق نيمه خشک، عمدتا مشکلي است که فقط مي تواند به طور موثر از طريق درک کامل از مديريت زيست محيطي، اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي همراه با كاربري زمين و تغيير آب و هوا و تاثيرات آنها باشد. به همين دليل، MEDACTION داراي رويکرد جامع و بين رشته اي مي باشد كه شامل دانشمندان علوم اجتماعي و طبيعي و ساير ذينفعان در منطقه براي توسعه سياست هاي كاربري اراضي و مديريت پايدارمي باشد كه به کاهش اثرات و مشکلات ناشي از فرسايش زمين، بيابان زايي و توسعه پايدار در مقياسهاي مختلف مي پردازد.
MEDACTION سعي در توسعه پشتيباني پايگاه هاي اطلاعاتي و تصميم گيري در مورد مسائل بيابان زايي در مديترانه شمالي براي کمک به تصميم گيرندگان در تمامي سطوح (ازسطوح محلي تا سطح اتحاديه اروپا) به طور رسمي و غير رسمي در روند سياستگذاري ها دارد. عمده ترين اهداف MEDACTION عبارت است از:
– توسعه سناريوهاي تغيير كاربري زمين در منطقه مديترانه، در مقياس منطقه اي و محلي و تجزيه و تحليل هزينه ها و مزاياي اقدامات مربوط به کاهش تخريب زمين.
– تجزيه وتحليل اثرات سياست هاي گذشته در چهار منطقه شاخص النتيجو23 در پرتغال، گوادالنتاين24 در اسپانيا ، آگري25 در ايتاليا و لسووس26 در يونان.
– توسعه و به كارگيري سيستم هاي تصميم گيري براي بررسي اثرات سناريوهاي مختلف كاربري و مديريت زمين در اين مناطق
– توسعه يك ابزار شبكه اي براي برنامه ريزان، تصميم گيرندگان و شهروندان، به منظور روشن نمودن عواقب اجراي سياست هاي مختلف در اتحاديه اروپا (در سطح منطقه اي و محلي)
– توسعه يك چهارچوبه حمايتي از اقدامات مبارزه با بيابان زايي براي کمک به سياستگذاران با رعايت اقدامات مورد توافق (در منطقه مديترانه و اتحاديه اروپا)
– در نهايت خروجي MEDACTION به صورت يك بحث در ميان فعالان اجتماعي خواهد بود. اين بدان معني است که فرآيند طراحي سناريوهاي تغيير كاربري زمين، نگرش هاي مديريتي و ابزار مشارکتي، که شامل مشارکت طيف وسيعي از ذينفعان مي شود در خواهد آمد.
1-3-7-3 مدلهاي ارائه شده در سطح ملي
1-3-7-3-1 مدل 27ICD
روش که براي ارزيابي شديد پديده بيانزايي در ايران ارائه شده است، روش طبقه بندي نوع و شدت بيابان زايي اراضي در ايران (ICD) ميباشد که به علت منطقهاي بودن به بيومهاي ايران توجه خاصي شده است و مسائل تخريب منابع آب از جمله افت سفره‌هاي آب زيرزميني را در نظر گرفته است. اين مدل در سال 1374 توسط اختصاصي و مهاجري براي ارزيابي پديده بيابان زايي در ايران ارائه شد. در مدل ICD چهار عامل تفکيک و تعيين نوع محيط بياباني، تعيين عوامل اصلي و فرعي موثر در بيابان زايي و نهايتا تهيه نقشه بيابان زايي مورد بررسي قرار ميگيرد. در اين روش شدت بيابان زايي تابعي از عوامل انساني (نظير تخريب منابع گياهي، تخريب منابع آب، تخريب منابع اراضي و خاک)، محيطي (نظير آبوهوا، پيکرشناسي زمين و کيفيت و کميت منابع آب و خاک)، و شاخص‌هاي بيابان زايي (نظير شدت فرسايش خاک و توان بازگشت‌پذيري و بازسازي زيست بوم) است. علاوهبراين به تخريب منابع آب، ميزان پمپاژ، افت سفرهآبي، آبياري اشتباه و افزايش سطح ايستآبي نيز ميتوان اشاره کرد (اختصاصي و همكاران، 1386: 7). اين مدل طي چهار مرحله: 1- تفکيک و نوع محيط بياباني، 2- تعيين عوامل اصلي و فرعي موثر در بيابان زايي، 3- برآورد شدت بيابان زايي، 4- تهيه نقشه بيابان زايي مورد بررسي قرار مي گيرد. در اين روش شدت بيابان زايي از جمع عوامل انساني، محيطي و شاخص هاي بيابان زايي نتيجه گرفته شده است (زهتابيان، 1381: 20). اين روش در سطح ?? ميليون هکتار از عرصه‌هاي ايران مرکزي از جنوب اصفهان تا سيرجان و بخشهايي از استان هرمزگان مورد آزمون قرار گرفته و در نهايت پس از بازبيني، نقشه‌ي شدت بيابان زايي اراضي ترسيم شده است. مطابق يکي از مهمترين نتايج حاصل از اين تحقيق، تنها ?? درصد از منطقه‌ي تحت مطالعه داراي بيابان با منشأ محيطي بوده که امکان بيابان‌زدايي در آنها بسيار محدود و از نظر اقتصادي، غيرقابل توجيه است. بر ?? درصد باقيمانده، شرايط بياباني با منشأ انساني حاکم بوده، که شدت بيابان زايي، فقط در ? درصد از اين مناطق، آرام تا کم ارزيابي شده و در ?? درصد ديگر، متوسط تا شديد است. و ديگر اينکه بهره‌برداري شديد از منابع آب با حفر چاه، به عنوان يکي از مهمترين عوامل بيابان‌زا در منطقه معرفي شده‌ است (اختصاصي، 1375). ازجمله مزايا ي روش ICD مي توان موارد زير را بيان نمود.
– سهولت در ارزيابي و افزايش دقت مطالعات در تعين اولويت عوامل موثر بر بيابان زايي اراضي به روش ترازوي وزني
– امکان تهيه نقشه انواع محيط هاي بياباني و شدت بيابان زايي از ديگر ويژگي هاي آن مي باشد (طهماسبي بيرگاني، 1385: 25)
– در نظر گرفتن معيارهاي تخريب منابع آب از جمله ميزان پمپاژ، افت سفره آبي، آبياري غلط و افزايش سطح ايستابي است و از اين لحاظ برروش FAO-UNEP برتري دارد. (زهتابيان، 1381: 20)
– توجه و اشاره به واحد هاي کاربري اراضي
– تنوع نسبتاً گسترده در انتخاب معيا رها
– در اين روش به علت منطقه اي بودن به شرايط خاص بيومها منطقه توجه زيادي شده است (اختصاصي، 1386، 7).
از معايب مدل ICD مي توان به موارد زير اشاره نمود:
– ارزيابي و ارزش دهي به برخي از عوامل به صورت کاملاً کيفي بوده که دقت امتياز دهي را کاهش ميدهد.
– دامنه امتيازات عوامل موجود در اين روش بسيار است و سبب اختلاف نظر کارشناسان ميشود.
– دوبرابر کردن امتياز عوامل محيطي در مناطق عاري از پوشش گياهي، جايي که امتياز عوامل انساني صفر است.
– کوچک مقياس بودن که در نتيجه معيارهاي ارزيابي، پديده بيابان زايي بيشتر به صورت کيفي و کلي ارائه مي‌شود (زهتابيان و جعفري، 1381: 19).
– تکيه بر شناسه‌هاي درون زيست ‌بوم‌هاي بياباني، به عنوان شاخص‌هايي براي ارزيابي جريان بيابان زايي (جرياني که مطابق تعريف در قلمرويي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سازمان ملل، سنجش از دور، توسعه شهر Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی استان خراسان