پایان نامه با واژگان کلیدی سازمان ملل، حقوق بشر، حقوق زنان، کشورهای اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

اذهان ما این منطق را کاشته که : جائی که میتوان اسم جهان به رویش گذاشت، همان محیط مغرب زمین است و کسی که انسان نامیده میشود همان انسان غربی است، و زندگی که سعادت انسانی مرهون اوست همان زندگی اروپائی است».(علامه طباطبایی،1338: 16)
متن از نفوذ یا همان تهاجم فرهنگی غرب اظهار نگرانی میکند. نویسندگان مکتب تشیع علل بیبندوباریها و اختلاط زن و مرد که در کشور و جوامع اسلامی به وجود آمده را نشأت گرفته از تمدن غلط و مخرب غرب میدانند. نویسنده متن زیر بر آن است که اختلاط زن و مرد سرچشمه انواع پلیدیهای جنسیست که غرب این روابط را به اقتضای طبیعیت انسان آزاد دانسته و همین سیاست غلط باعث خواهد شد که جوانع بشری به انقراض بینجامد.
«اختلاط نامحدود زن و مرد: بدانسان که از مدتها پیش جزء تمدن رسوا، در دنیای مغرب زمین متداول گشته و اختلاط نامحدود و انواع آلایش و پلیدیهای جنسی را تحت عنوان (مقتضیات طبیعی) مباح و مجاز شمرده و عواقب مخرب آنرا از نظر دور داشتهاند و نزدیک است جوامع بشری را به ورطهی سقوط و انقراض بکشاند.».(موسوی زنجانی،1341: 21 )
متن پس از آنکه غرب را خطری برای سقوط جوامع بشر دانست و عامل موثر اختلاط زن و مرد در کشور را انتقال تمدن غرب معرفی کرد. عنوان میکند دلیل ازدیاد فرزندان نامشروع در اروپا نفوذ تمدن رسوای غرب به ممالک اسلامی است.
«تا زمانی که تمدن رسوای اروپا در ممالک اسلامی نفوذ نکرده بود، حتی یک هزارم اطفال بدون سرپرست و اولاد نامشروع که در کشورهای اروپا اردوگاهها تشکیل دادهاند پیدا نمیشد.».(موسوی زنجانی،1341: 46 )
متن ممالک اسلامی را دارای تقدس دانسته است. و کشورهای اروپای را به دلیل نفوذ به فرهنگ و خاک کشورهای اسلامی نفرین شده میداند و نشانه آن را ازدیاد فرزندان نامشروع و بیسرپرست میخواند.
4-4-1-2- تحت استعمار بودن کشورهای اسلامی
نویسنده مکتب تشیع کشورهای مسلمانی که رای به آزادی حقوق سیاسی و اجتماعی زنان دادهاند را فریب خورده و ساده میداند. او علت اصلی این تغییر و تحول را به دلیل مستعمره بودن این کشورها دانسته و این تغییرات را نه از روی آگاهی و دانایی مردم آن کشورها بلکه از روی تقلید کورکورانه و جاهلانه و بدون تحقیق و تفحص از دین خود دانسته و تغییرات صورت گرفته در دنیای اسلام را پیروی و تقلید از مفاسد غرب میخواند.
«استناد به عمل دویست و پنجاه ملیون مسلمین و تحولی که نسبت به آزادی بانوان گفته میشود در آن کشورها صورت گرفته است، در این مورد صریحاً خاطر نشان میسازد، تا چند سال پیش بدبختانه قرنها مستعمرهی ملل مسیحی و شرقی و غربی بوده و همهی مواهبشان، اعم از مادی و عقلی، تحت اختیار استعمارگران ضد قرآن و مخالف با تعلیم و تربیت اسلامی قرار داشت و در همه جا استثمار عقلی مقدم بر استثمار مادی بکار افتاده، آنگاه در یک مسیر با هم جلو میروند، فلذا این فکر در اذهان تجددخواهان این قبیل کشورها در طی قرون نفوز داده شده است که دین اسلام مایهی عقب افتادگی و قوانین اجتماعی آن منافی با ترقی و تمدن میباشد و عملاً آن را باید ترک گفت این مردم غافل نیز در اثر عدم آشنایی بحقیقت دین و عدم قدرت بر تجزیه و تحلیل و تفکیک آن از پیرایهها که بر او وابسته شده و همین پیراهههاست که مایهی گمراهی در دین و عقب ماندگی در دنیا گردیده است، تحت تاثیر آن تبلیغات مداوم قرار گرفته و بتقلید کورکورانه از مفاسد تمدن غرب پیروی میکنند.( و تازه معلوم نیست آزادی کامل و تساوی حقوق در آنکشورها از حدود گفتار چند نفر رجال سیاسی و نوشته چند روزنامه تجاوز کرده و عقیده توده مسلمان باشد».( بی نام، 1338: 143)
4-4-1-3- صلاحیت نداشتن سازمان ملل
نویسندگان مکتب تشیع سازمان ملل را در رابطه با اظهار عقیده در رابطه با حقوق زنان و مخصوصاً حقوق زن در اسلام به دلایلی که در زیر عنوان شده فاقد صلاحیت دانستهاند:
4-4-1-4- منشور آن لفافهای برای اعمال زور است
«سازمان ملل و شورای آن و مضاف آن در عین حال که ممکن است در بعضی از قضایای سیاسی و بین المللی مفید بوده باشد ولی میتوان گفت که به منظور برقرار ساختن عدل و تساوی و شناسایی حقوق بشر ساخته نشده است و منشور آن جز لفافهی جدید بر اعمال زور و تجاوز به ملل ضعیف بیش نیست و هر جا که یکی از دولتهای بزرگ استعماری در تقسیم منابع دیگران سهم خود را کمتر از سهم حریف ببیند و یا سیاست استعماریش در گوشهای از جهان مواجه با شکست گردد نغمه حقوق بشر را ساز میکند.»( بی نام،1338: 144)
نویسنده با یک نگاه دوجانبه سازمان ملل را دارای بعد مثبت و منفی دانسته و با اذعان به برخی عملکردهای مثبت؛ اظهار نظر در حوزه حقوق بشر را از حوزه سازمان ملل خارج دانسته و به تخریب واقعیت وجودی سازمان ملل پرداخته و آن را وسیلهای برای غرایض شوم دولتهای استعماری دانسته است.
متن از تغییر ادبیات اسلامگرایان سنتی خبر میدهد. ادبیات سیاسی این نویسندگان با عبارتهای؛ تجاوز به ملل ضعیف، دولتهای بزرگ استعماری یادآور ادبیات سیاسی چپهاست که در سالهای که مقاله نوشته شده از گروهای مخالف رژیم پهلوی و از رقبای اسلامگرایان به حساب میآمدند.

4-4-1-5- وجود بیعدالتیهای فراوان
نویسنده مکتب تشیع در ادامه، نیت سازمان ملل از طرح برابری و تساوی حقوق زن و مرد را خیرخواهانه ندانسته و دلیل آن را وجود بیعدالتیهای زیادی میداند که مهمتر از بررسی حقوق زنان است و همه جا دیده میشود و هیچ یک از این بیعدالتیها از سوی سازمان ملل حل نشدهاند:
«آیا در همین کشور با این همه فاصلهی طبقاتی و پایمال بودن حقوق ضعفا و امتیازات خیره کنندهی یک اقلیت کوچک در مقابل محرومی مرگ بار اکثریت ملت، موردی برای اعمال عدل و اجرا مساوات جز رساندن بانوان بکرسی انتخابات وجود ندارد؟! و شرایط ابتدایی زندگی این همه افراد بشر از غذا و لباس و مسکن و بهداشت و فرهنگ بحداقل فراهم گردیده است؟!
و آیا برای مردان تحصیل کرده و آماده بکار شغل مناسبی تهیه شده و مشاغل بر شاغل فزونی یافته است، تا آنکه شما بانوان را بحکم ضرورت از وظیفهی طبیعی و اجتماعی حقیقیشان بازداشته و بکارهای دولتی و خدمات اداری بگمارید؟ و آیا هنوز بمردان این مملکت در تعیین سرنوشت خود اختیار و آزادی داده شده و مثلاً شخص شما در نتیجهی آزادی مردم به آن مقام رسیدهاید، تا نوبت بزنان برسد و سنگ محرومی آنها را به سینه بزنید؟( بی نام،1338: 145)
متن بررسی مشکلات مردان را محقتر از بررسی به حقوق زنان میداند زیرا برآن است که زنان مشغول انجام وظایف طبیعی خود یعنی مادری و خانهداری میباشند و این مردان هستند که مشکل شغل دولتی و درآمد دارند که باید به آن رسیدگی شود. در حالی که هنوز مردان آزاد نیستند چگونه دم از آزادی زنان زده و میخواهید آنان را با با نام آزادی از وظیفه طبیعی خود بازدارید؟!!
4-4-1-6- تبعیض نژادی در آمریکا
علت سیاسی دیگر برای بیاعتباری منشور حقوق بشر از نظر نویسندگان مکتب تشیع به خاطر، کشور نماینده سازمان ملل متحد یعنی آمریکا است. آنان به دولت آمریکا نهیب زده که با وجود تبعیض نژادی و اجرای قانون آپارتاید در کشور خودشان چگونه فریاد برابری میدهند و نماینده صلح و برابری در دنیا میتوانند باشند.البته شاید کسی در آنزمان فکر نمیکرد که پنجاه سال بعد(2008؛م) مردم آمریکا یک سیاه پوست را به کرسی ریاست جمهوری خود بنشانند.
«در همان مقر سازمان ملل متفق ( که افتخار نمایندگی آنرا دارند) در عین حال که کشوری مترقی و آزاد محسوب میشود آیا هنوز هم تبعیضات نژادی برقرار نمیباشد؟»( بی نام،1338: 145)
4-4-1-7- عمله استعمار
نویسندگان مکتب تشیع مردانی را که به زنان ظلم کرده و حقوق آنان را رعایت نمیکنند ناهنجار و بیدین دانسته و میگویند رفتار چندنفر انسان بیقانون و ناهنجار را میخواهند به نام دین تمام کنند. آنان اینگونه دین را از اتهام تحجر مبرا ساخته و قوانین فقهی را برگرفته از فطرت و طبیعت انسان میدانند. نویسنده در مقابل رفتار افرادی که به قوانین فقهی و دینی درست عمل نکرده و چهره دین را خراب کرده و باعث اتهام به دین شدهاند ، کسانی را قرار داده که دم از حقوق زنان زده و به دفاع از منشور حقوق بشر پرداخته، آنان را عیاش و بالهوس و عملهی استعمار خوانده است. در واقع فرق آنچنانی بین این دو گروه قائل نشده و اینگونه به نوعی به خواننده برحق بودن سخن خود را میخواهد برساند.
« در مقابل منطق فطرت و طبیعت به مغالطه و هوو جنجال نپردازند و رفتار ظالمانه و ناهنجار چند نفر بی خبر از هر دین و آئین مسلماننما را نسبت به زنان که جز سوء استفاده از قانون چیزی دیگر نمیتواند بود برخ قوانین و دستورات آسمانی اسلام نکشند و به وسوسه و افسون یک مشت مردم عیاش و بوالهوس و یا عملهی استعمار که در این قبیل افکار و احساسات ریاکارانه با آنها هم آواز میشوند فریفته نگردند».( موسوی زنجانی،1341: 43)
در این متن نیز سیاسی شدن ادبیات اسلامگرایان دیده میشود. برچسب یا صفت جدید افرادی که به آزادی زنان و تساوی حقوق زن و مرد معتقدند و از حق زنان دفاع میکنند؛ عبارت «عمله استعمار» است. عبارت عمله خود دارای بار منفی میباشد و به نوعی به زبان عامیانه همان نوکر گوش به فرمان و چشم و گوش بسته است.
4-4-1-8- . اطلاعات غلط غربیها از اسلام
نویسنده مکتب تشیع عامل اصلی سیاه نمایی حقوق زن در اسلام نزد غربیها را معلومات و تحقیقات غلط مستشرقین غربی میداند. نویسنده تحقیقات غربیها از اسلام را فاقد اعتبار دانسته و اذعان کرده که تمام اطلاعات آنان از تاریخ اسلام اشتباه است. متن با ذکر چند نمونه از اطلاعات غلطی که غربیها از واضحات تاریخ صدر اسلام ارائه کردهاند به خواننده نهیب میزند؛ چگونه از افرادی تقلید میکنید که هیچ اطلاعات درستی از دین شما ندارند، غربیها همانگونه که در رابطه با تاریخ اسلام دچار اشتباه هستند در رابطه با حقوق زن در اسلام نیز این جهل را دارند.
«معلومات غربیها از حقایق اسلام ما همان سابقه ذهنی و خاطرهای زشت قرون وسطی و یا تحقیقات عجیب و غریب مستشرقین است که با بررسی نوشتههای این دانشمندان باید صد رحمت به کشیشان و نویسندگان عهد جنگهای صلیبی فرستاد، روی همین منطق و سلیقه موقعیت اجتماعی زن در اسلام را معرفی کردهاند. مستشرقین که مینویسند: محمد در هفت سالگی با خدیجه ازدواج نمود . پس از عمر علی به خلافت نشست . در شهر کاظمیه امام یازدهم شیعه مدفون است و و و .».(علامه طباطبایی،1338: 18)
4-4-1-9- تعالیم غلط کلیسا
نویسنده مکتب تشیع به دنبال علت اعتراض غربیها از حقوق زن در اسلام ریشه این مشکل را در خود غرب میبیند. تعالیم غلط و سختگیرانهای که کلیسا قرنها داشته ذهنیت غربیها را از دین مخدوش کرده است و به زعم نویسنده آنان هر دینی را دیگر محکوم به ظلم به انسانها میبینند. به همین دلیل نسبت به حقایق اسلام که توأم با آزادی و استقلال برای زن است نمیتوانند قضاوت صحیحی داشته باشند. عامل موثر دیگر را نویسنده غرضورزی کلیسا نسبت به اسلام میداند. و میگوید؛ کلیسا به دلیل پایههای سست خود اسلام را خطرناک-ترین دشمن خود دانسته و تعالیم زیبای آن را به بدترین صورت ممکن انعکاس داده است.
«تعالیم بی منطق و زورگویی و روش دیکتاتورانه و بیرویه کلیسا در قرون وسطی که قرنهای متوالی ادامه داشته و انبوه فکرهای صحیح را زنده در گور کرده و میلیونها نفوس را بی هیچ استحقاقی زیر شکنجه کشته و برای حفظ وضع و موقعیت سازمان سست و بی پایه خود اسلام را که خطرناکترین حریف سرسخت خود تشخیص میداد با هر تهمتی متهم و با هر رویه و عقیده ناشایستهای به متابعین خود معرفی کرده و هر حقیقت زیبایی از حقایق این دین پاک را با زشتترین سیمائی جلوه داده است تا کار زیاده روی و گزافه گویی کلیسا به جایی رسید که در قرون اخیره اروپاییان بواسطه استقلال فکری که توام با نهضت صنعتی در خود یافتند قدرت جهانگیر کلیسا را از همه جا جمع کرده و در میان چهار دیوار کلیسای رم محصور و متحصن ساختند و عکس العمل چندین قرن گزاف گویی و زورفرمائی و تحمیلات عقیده کلیسا، در افکارشان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تعدد زوجات، حقوق زنان، حقوق اجتماعی، مدرنیزاسیون Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی علامه طباطبایی، تعدد زوجات، قانون اساسی، حقوق بشر