پایان نامه با واژگان کلیدی سارا سالار، ادبیات داستانی، عناصر داستان، نویسندگان

دانلود پایان نامه ارشد

میباشد به طوری که آثــارش دارای ویژگیهای خاص این سبک است.
2-در آثار سارا سالار عنصر زمان دارای بیشترین کاربرد است به گونهای که در هر دو اثرش رفت و برگشتهای زمانی به وفور دیده میشود که باعث کند شدن روند روایت نیز میشود.
1-3-2 فرضیههای فرعی
1- ابـعاد مختلف آدمها، مطلـقگـرایی و نسبیگـرایی، تقدیر، انتخاب و هویـت و بی هویـتی و هستیشناسی بخصوص در رابطه با زنان جامعه دغدغهی اصلی سارا سالار در رمانهایش میباشد.
2-رمانهای سارا سالار دارای خصوصیتی مرکز گریز میباشند و ذهن مخاطب را در ابتدا دچار آشفتگی کرده و در قسمتهای پایانی مخاطب را رها میکند تا خود او به دنبال پایانی در ذهن خود باشد.
1-4 ضرورت انجام تحقيق
تا اینجا که اینجانب بررسی نمودهام و با استناد به سایت ایرانداک و نورمگز تا کنون هیچ تحقیق جامع، کامل و مستقلی پیرامون موضوع عناصر داستان در آثار سالار در سطح پایاننامه صورت نگرفته و در سطح مقاله تنها دو مورد به صورت جزئی بوده است ولی علیرغم این با مراجــعه به مقالات میتوان مطالبی پیرامون عناصر داستان در آثار دیگر نویسندگان دستیافت که هم به صورت پراکنده و بعضا جامع به آن پرداخته شده است؛ بنابراین با مراجعه به این دو مقاله و دو پایاننامه نمیتوان به تمامی جوانب و مباحـث عناصر داستان در آثار سالار به صورت کلی دست یافت و در نهایــت نمیتوان برای پاسخ دادن به سوال و ابهام موجود در رابطه با عناصر داستان در آثار سارا سالار به مقاله و یا پایاننامهای خاص مراجعه نمود.
1-4-1 موارد تحقیق انجام شده
1- سهیلا اكبرپور 15 / 12 / 91 مقالهی زمان روایی احتمالا گم شدهام بر اساس نظریهی ژرار ژنت.
در این پژوهش به طور خاص به مقولهی زمان در روایت بر اساس نظریهی ژرار ژنت، پرداخته شده. وی نظریهی خود را در باب زمان روایت در سه محور نظم، تداوم، بسامد ارائه میدهد. از آنجا که زمان روایت یکی از مولفههای بارز در داستان «احتمالا گم شده ام»، است در ادامه به تطبیق این شگرد روایی در گزارههای داستان یاد شده پرداختهاند. همچنین نشان می دهند که عامل زمانپریشی، آن هم از نوع گذشتهنگری، در این داستان دارای بیشترین کاربرد است که باعث کند شدن زمان روایت نیز شده است.
2- کرم نائب پور، زمستان 1392، مقالهی تصویر راوی اعتمادناپذیر در روایت «احتمالا گم شدهام».
دلیل اعتمادناپذیر بودن راوی داستان بلند «احتمالا گم شدهام» نوشتهی سارا سالار، بر اساس نظریهی شلومیت ریمون کنان3 بررسی میشود. بر طبق این نظریه دانش محدود راوی، درگیری شخصی وی در داستان و معیارهای ارزشی متناقــض او در طول روایت را مــیتوان از جمله دلایل اصــلی اعتمادناپذیر بودن راوی یک روایـــت دانست. از ایـنرو در خوانش این مقالــه نخست نشان داده میشود که روایت راوی «احتمالا گم شدهام» با رویدادهای دنیای داستانی آن در تناقـض است به گونهای که نمیتوان گفتههای او را به عنوان واقعیت داستانی باور کرد؛ همچنین راوی این اثر به خاطر ترس و ضعف حافظه؛ دانش کافی برای گزارش رویدادهای داستانی ندارد. آن گاه نشان داده می شود که راوی «احتمالا گم شده ام» به دلیل درگیری شـخصی خود در داستانهایی که روایــت میکند از یــک سو و داشتن معیارهای ارزشی پیچیده و گاه متناقـتض از سوی دیگر، از گــزارش بیطرفانهی حقایق داستانی ناتوان به نظر میرسد، و هم از این رو است که سعی دارد با گزینش و روایت جانبدارانهی رویدادهای داستانی یا به منظور وارونه جلوه دادن آنها، روایت را به زاویه دید خود محدود کند تا رویدادها را آن گونه که خود میخواهد گزارش کند نه آنگونه که واقعا اتفاق افتاده است.
3- مانی جواد درجی، پایاننامه کارشناسیارشد، رشتهی علوم سیاسی ( علوم انسانی )، استاد راهنما: بابک نادرپور، استاد مشاور: رویا منتظمی، تاثیر فمینیسم در ادبیات داستانی ایران در دهه هشتاد (مطالعه موردی محسا محبعلی، سارا سالار، مرجان شیر محمدی، آذر دخت بهرامی )، دانشگاه آزاد اسلامی – دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی – دانشکده حقوق و علوم سیاسی، 1390.
پایان نامه حاضر نیز درصدد پیگیری همین تاثیر در ادبیات داستانی در ایران میباشد. امروز یکی از عناصر شناخت تحولات سیاسی اجتماعی زندگی روزمره انسان طبقه متوسط جدید، توجه به ادبیات و مشخصاً رمان و داستان کوتاه میباشد. کارایی دوگانه ادبیات در بیان اوضاع و احوال انسان در بستر سیاسیـاجتماعی معاصر از یک طرف، و مقبولیت آن نزد عوام (کمیت/ تعداد فروش) و خواص (کیفیت/کسب جوایز ادبی) از طرف دیگر آن را در جایگاهی ویژه قرار میدهد. در این پایاننامه با قرار دادن نظریات زنمحور به عنوان متغیر مستقل و همچنین با قرار دادن ادبیات داستانی به عنوان متغیر وابسته به این سئوال جواب داده شده است که آیا نظریات فمینیستی تاثیری بر شکلگیری ادبیات داستانی زنان در دهه هشتاد در ایران داشتهاند؟ که البته برای محدود کردن دامنه تحقیق با توجه به دو مولفه کمیت و کیفیت چهار داستان زیر را برگزیده اند الف) نگران نباش نوشته ی مهسا محبعلی ب) «احتمالا گم شدهام» نوشتهی سارا سالار ج) شبهای چهارشنبه نوشتهی آذردخت بهرامی د) بعد از آن شب نوشتهی مرجان شیرمحمدی.
4- اکرم محمدی تلخاب، موضوع: نهاد خانواده از دیدگاه هشت رمان‌ نویس زن در دهه‌ی هشتاد پایاننامه، دانشگاه آزاد اسلامی-دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز-دانشکده ادبیات و علوم انسانی.1392کارشناسیارشد، علوم انسانی، استاد راهنما: شروین خمسه، استاد مشاور: سعید معدنی.
در این پژوهش، نگارنده به مطالعه‌ی هشت رمان «احتمالا گم شدهام»، پرنده‌ی من، پری فراموشی، رویای تبت، چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم، سنج و صنوبر، شب عروسی من و نگران نباش پرداخته است که همه‌ی آثار، منتخب بهترین رمان سالهای دههی هشتاد میباشند و نیز بررسی شش فرآیند ازدواج، فرآیند اجتماعی شدن، فرآیند روابط اعضای خانواده، فرآیند نقش‌ها و کارکردها، فرآیند نقش ‌پذیری جنسیتی و فرآیند طلاق، بر پایه‌ی مطالعات نظری حاصل از منابعی چون «درآمدی به جامعه‌شناسی خانواده» اثر محمدباقر ساروخانی و نیز «جامعه‌شناسی خانواد با تأکید بر نقش، ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر» اثر شهلا اعزازی و دیگر منابع، کوشش کرده است تا جایگاه و فضای خانواده و نیز روابط اعضای خانواده را در رمانهای مذکور تبیین نماید.
تاثیر فمینیسم در ادبیات داستانی ایران در دهه ی هشتاد. (مطالعهی موردی مهسا محبعلی، سارا سالار، مرجان شیر محمدی، آذردخت بهرامی)
نهاد خانواده از دیدگاه هشت رمان نویس زن در دهه ی هشتاد.
1-5 هدف‌ها
هدف نویسنده از بیان این موضوع شناساندن هر چه بیشتر شاخصههای عناصر داستان در رمانهای مدرن و پستمدرن میباشد به طور کلی سعی بر این است در این پایاننامه به برجستگی مولفههای عناصر داستان در آثار سارا سالار که بر اساس نظریات جمال میرصادقی مطرح میشود، پرداخته شود. دخول هر چه بیشتر در این حوزه برای نویسندگان و حتــی خوانندگان رمانهای پستمدرن با روایتهای پستمدرن میتواند به درک هر چه بیشتر عناصر داستان در این رمانها بیانجامد.

1-6 كاربردهاي متصور از تحقيق
شناخت هر چه بیشتر رمانهای پستمدرنیسم.
شناساندن نویسندگان برجستهی زن به اهل تحقیق.
1-7 مراجع استفاده كننده از نتيجه پایان نامه
دانشکدههای ادبیات
محققان، دانشجویان ادبیات، علاقه مندان به داستان به ویژه داستان پستمدرن
1-8 روش انجام تحقيق
1-8-1 روش و ابزار گردآوري اطلاعات
1- مراجعه به کتابخانهها و فیشبرداری
2- مصاحبه با سارا سالار
1-8-2 روش تجزیه و تحلیل داده‌ها
توصیفی و تحلیلی بر اساس تک تک فیشها
1-9 قلمرو تحقيق (زماني، مكاني، موضوعي)
1- قلمرو زماني: سه ماهه
2- قلمرو موضوعي: رمانهای سارا سالار
1-10 جامعهی آماری
1- کتاب «هست یا نیست»
2- کتاب «احتمالا گم شدهام»

فصل دوم
مبانی نظری

2-1 مقدمه
آنگاه که آثار ادبی به عرصهی ظهور رسید و بشر آن را پدید آورد، ذهن او به دنبال چگونگی خلق آن و ابعاد و وجوه آن کشیده شد. هر نسلی به اقتضای زمان و مکان خود به این مقوله پاسخ گفت به این علت که آثار ادبی در اعصار و نسلهای مختلف به گونهای متفاوت مورد بررسی قرار میگیرد.
داستان از قدیمیترین قالبهای هنری است که تعاریف و معانی خاصی از آن ارائه شده است و پیشینهی بسیار کهنی دارد. (موسوی سیرجانی و خوش چهره، 1392: 4)
داستان بوسیلهی نویسنده شکل میگیرد و بنابر نظر و خواست اوست که زاویهی دید انتخاب خواهد شد و شخصیتهای داستان به اعمال و کنشهایی دست میزنند. داستان در واقع میتواند به طور کامل برگردانی از واقعیت باشد و یا میتواند اساسی واقعی با شاخههایی گرفته از ذهن و تخیل نویسنده باشد و یا میتواند کاملا و اساسا از تخیل نویسنده شکل بگیرد. در داستانی که برگرفته از واقعیت است چه در اساس آن و چه در شاخ و برگهای آن، میبایست حوادث بر طبق رابطهی علت و معلولی رخ دهد و خواننده را متقاعد کند و در پایان به تحولی غیر قابل بازگشت بیانجامد.
فرهنگ ایرانیان با تمدن چند هزار ساله دارای سابقهای طولانی و بس غنی بوده است و همیشه سرشار از آثار ادبی و روایی. اما داستاننویسی به شکل امروزی به اواخر عهد قاجار بر میگردد.

در دورهی مشــروطه داستاننویسی به شــکل اروپایی رواج یافت. افراد فرنگ دیده داســتانها و رمانهایی با زبانهای بیگانه به زبان فارسی ترجمه میکردند از آن به بعد دید نویسندگان به اصول داستاننویسی و رمان در ایران تغییر کرد و به عناصر داستاننویسی نوین توجه شد.
در سال 1301 تحت تاثیر همین موج جدید داستاننویسی، مجموعه داستان «یکی بود یکی نبود» جمال زاده، پا به عرصهی وجود نهاد.
با تقلید از رمانهای ترجمه شدهی خارجی کم کم تاثیر سبک نویسندگان غــربی در رمــانها و داستانهای ایرانی مشاهده شد و با بهرهگیری از تکنیکهای داستاننویسی غربی اشکال داستاننویسی سنتی به حاشیه رفت.
در ادبیــات داستانی، ما با واقعیت رو به رو نیستیم. اما در خود داستان همه چــیز واقــعی به نظر میرسد. همهی داستان از ذهن و خلاقیت نویسنده شکل میگیرد و هر چند خواننده میداند که داستان واقعی نیست اما از آن لذت میبرد و با آن همزادپنداری میکند. داستان به طور کلی شامل قصه، رمانس، رمان و داستان کوتاه است. اما باید به این نکته توجه داشت که ادبیات داستانی در بین ملل مختلف متفاوت است.
2-2 ادبیات داستانی
ادبیات داستانی در ایران شامل حکایت، قصه، تمثیل و افسانه است که اکنون کمال یافتهترین نوع آن در بین همهی ملل رمان است و مورد توجهترین نوع آن از نگاه اکثریت میباشد.
در ایران ادبیات داستانی ابتدا به صورت شفاهی بین مردم رواج داشت و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد تا آنجا که افرادی بودند که شغل شان تعریف داستان و افسانههای کهن بود و مردم آنها را به عنوان نقال میشناختند. بعدها همین داستانها به صورت مکتوب در آمد تا با گذشت روزگار از فراموشی در امان بمانند. میتوان گفت که در کشور ما این نوع ادبی به صورت اشکال مختلف نمود پیدا کرد از جمله شعر، نثر، کتب تاریخی، کتب علمی و حتی مناجاتها که همگی جزو این مقولهاند.
ادبیات داستانی به شــکلی که امروزه رواج دارد مراحل زیادی را طی کرد. نویســـندگانی چون جمالزاده ، صادق هدایت، جلال آلاحمد و هوشنگ گلشیری، هر کدام در دورهی خود از آغاز کنندگان و مکملان این موج جدید بودند که به خوبی توانستند آن را در ایران تثبیت کرده و شاهکارهای ادبیات داستانی نوین ایران را خلق کنند.
با شروع این موج در ایران و به تبع نویسندگان آغازگر، آثار خوبی از دیگر نویسندگان به چشم خورد و با اینکه مردان آغازگر این دوره ی جدید در ایران بودند اما زنان هم به خوبی جایگاه خود را تثبیت کردند.
دو رمان «احتمالا گم شدهام» و «هست یا نیست» که در اواخر دههی 80 و اوایل دههی 90 انتشار یافتهاند از جمله آثاریاند که با خلاقیت نویسنده توانستهاند جایگاهی مناسب در بین مخاطبین کسب کرده و منقدان را به نقد وادارند.
پیشتر داستان را اینگونه تعریف میکردیم: چکیدهای از رخدادهای روایت شده و شرک

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سارا سالار، نویسندگان، عناصر داستان، ادبیات داستانی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نویسندگان، سارا سالار، سیمین دانشور، آثار ادبی