پایان نامه با واژگان کلیدی سارا سالار، نویسندگان، اگزیستانسیال، ادبیات معاصر

دانلود پایان نامه ارشد

کنندهاش رسیده است. و به تحصیل در رشتهی مترجمی زبان انگلیسی میپردازد. او تا کنون دو رمان «احتمالا گم شدهام» و «هست یا نیست» را از خود منتشر کرده است. سارا سالار از شــــركت كنندگان كارگاه داستاننويسي «حسن شهسواري» و «جمال میرصادقی» اســــــــت و رمان تحسین شدهی «احتمالا گم شدهام» اولين حاصل كارگاه داستاننويسي «حسن شهسواري» و اولين اثر اين نويسنده است. او با این اثر برندهی جایزهی گلشیری در بخش رمان اول است. سارا خلیلی مترجم انگلیسی ایــــن اثر نیز بابت این ترجمه، جایزهی سایت ادبی ادبیات امروز ایران را از آن خود کرده است.
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی موسسهی شهر کتاب: «بیانکا ماریا فلیپینی21، استاد زبان پارسی دانشگاه Viterbo ایتالیا و نمایندهی انتشارات سیوسهپل (Ponte33)؛ ناشر ایتالیایی رمان «احتمالا گم شده‌ام»، دارای انتشاراتی به عنوان تنها انتشارات ایتالیایی که اختصاصا به چاپ و نشر برگردان‌های ایتالیایی ادبیات معاصر پارسی اشتغال دارد، در معرفی سارا سالار نویسندهی این رمان، وی را یکی از برجسته‌ترین رماننویسان زن معاصر ایران مینامد و بیان میدارد که رمان «احتمالاً گم شده‌ام» نخستین رمان این نویسنده است که به دفعات تجدید چاپ شده و هماینک ترجمه‌هایی به زبان‌های انگلیسی، آلمانی و ایتالیایی نیز از این رمان موجود است.»
همچنین این خبر گذاری اظهار داشت: «سارا سالار نیز با اشاره به اینکه بن مایهی آثار وی همواره یک دغدغهی شخصی و واقعی است که به لحاظ تخیلی بسط می‌یابد، به تجربهی شخصی خود از دوران زندگی‌اش در زادبوم‌اش زاهدان و خواسته‌اش برای ادامه زندگی در شهری بزرگ مانند تهران اشاره نمود که منجر به بحران هویت برای وی نیز بوده است؛ دغدغهی شخصی‌ای که در عین حال، یکی از بنمایه‌های رمان «احتمالاً گم شده‌ام» را نیز تشکیل می‌دهد و در این رمان با تخیل بسط یافته است. سارا سالار بیان میکند: «به باور من، رمان، عرصهی بیان شکها و تردیدهاست؛ شک‌هایی که شاید حتی در کیفیت نقش‌های اجتماعیای که بر عهده می‌گیریم؛ مانند نقش همسر و مادر، در خصوص خودمان نیز داشته باشیم.» وی افزود: «به عنوان نمونه خود من زمانی که فرزندم ساعات طولانی می‌خوابد؛ به طور متناقضی از خوابیدن طولانی وی که مجال استراحت من است، خرسندم و از این خرسندی احساس عذاب وجدان نیز دارم؛» این تجربه‌ای است که در رمان من نیز در قالب صفحات مربوط به تلاش قهرمان داستان برای خودشناسی‌اش در قالب پرسش‌هایی که از روان‌شناس خود می‌نماید؛ تجسم یافته است؛ جایی که وی در ناخرسندی از پاسخ‌های نابسنده و کلی گویانه این روانشناس، اقــدام به ربودن پروندهی پزشــکی خود و معدوم ساختن آن می‌نماید و از این عمل احساس آزادی و آرامش می‌کند. به گفتهی خود سارا سالار «بنمایه و محتوای اصلی رمان‌های من یک دغدغهی شخصی است که ساختار ادبی من را با خود به همراه می‌آورد و از این حیث، رمان من به واسطهی اینکه به مسأله شخصی من راجع است؛ مسأله‌ای که سبک نیز با آن پیوسته است، سبک شخصی من را نیز می‌سازد که در جریان آن، من و قهرمانان داستانم با راوی شروع به حرکت می‌کنیم.» او می گوید: «اینکه نویسندگان مرد،‌ بیشتر از نویسندگان زن به مسائل کلان می‌پردازند و دغدغههای گوناگون را می‌نویسند، به این دلیل است که ما در یک جامعهی مرد سالار زندگی می‌کنیم و در صورتی که زنان از این مرحله گذار عبور کنند، از دایرهی مشکلاتشان فراتر خواهند رفت.» «نویسندگان زن و مرد، به خوبی می‌توانند به درک یکدیگر از دنیا و هستی کمک کنند. اگر از سطح داستانها به عمق برویم، متوجهی این تفاوت دیدگاه در نویسندگان زن و مرد و همچنین درکی که به مخاطب می‌دهد، می‌شویم و این به نظر من اتفاق خوبی است چون این تفاوت‌ها باعث تکامل نویسنده و مخاطب، هر دو می‌شود.» سارا سالار دربارهی دو رمان خود میگوید: «من اصولاً کارهایم را کمتر ویرایش می‌کنم ولی تناقض‌های داستانی را بسیار دوست دارم چون فکر می‌کنم این تناقض‌ها مثل زندگی زیباست و غم و شادی را در کنار هم نشان می‌دهد.» این نویسنده همچنین در این باره که رمان «هست یا نیست» به رمان «احتمالا گم شده‌ام» شباهت دارد، میگوید: «به نظر من کارهای هنری، محدودیت برنمی‌تابند و نویسنده نباید این چارچوب را برای خودش در نظر بگیرد که چون در کتاب قبلی‌اش از یک راوی خاص استفاده کرده است، نباید تا پایان عمر فعالیتش از آن نوع راوی در نوشتن داستان‌های دیگر خود، کمک بگیرد به هر حال، شاید راوی دو کتاب شبیه یکدیگر باشند اما داستان‌ها، دو قصه جداگانه دارند.»
مطالعهی آثار داستانی ایران، در فهرست مطالعاتی او بوده و تا جایی که می‌تواند آثار داستانی نویسندگان زن و مرد را می‌خواند اما بیشتر کارهای فریبا وفی، بلقیس سلیمانی، زویا پیرزاد، فرخنده آقایی، لادن طباطبایی، فرشته احمدی و همچنین ترجمه‌های خانم دقیقی، امامی و گلستان را خوانده‌ است.
سارا سالار از جملهی نویسندگانی است که در اواخر دههی 80 کار خود را آغاز کرد و در زمرهی رماننویسان پستمدرنیسم قرار گرفت. او زبان شیرین و روانی برای قصه گویی دارد. دو اثر او لحن واژگانی صمیمی و باورپذیری دارند و روایتی ساده و بیتــکلف هر دو اثر را پیش میبرد. او نویسندهای است که از شکل زندگی زنان شهری سود برده و روایاتی را بوجود آورده که در آنها هویت اجتماعی و زندگی در دنیای شهر اهمیت دو چندان دارد.
اما دربارهی محتوای آثارش بايد گفت ابتكار سارا سالار در «نويسندگي زنانه» است. در ميان آثاري كه از نويسندگان زن مانند زويا پيرزاد، شهرنوش پارسي پور، منيرو رواني پور و غزاله عليزاده به جا مانده است اصولا رگههايي از فمنيسم غربي ديده ميشود و همواره «زن بودن» شخصيت اصلي داستان كه نمودي از زنانگي نويسنده است، خواننده را به خود جلب مي كند؛ اما سارا سالار به دنبال پديد آوردن يك اثر زنانه نيست بلكه او از دردهاي انساني ميگويد بي توجه به جنسيت انسان.

3-2 شباهت دو کتاب
اگر بخواهیم به شباهتهای دو کتاب اشاراتی داشته باشیم باید بگویم دو کتاب روایتگر زنی است سرگشته که خلأ درونی، او را آزار میدهد و بانی نا آرامیاش میشود؛ زنی گمــگشته که من وجودیاش را گم کرده. به همین دلیل در طی کل زندگیاش مدام مجبور به تظاهر کردن است.
از سوی دیگر در هر دو کتاب، خواننده با روایت لحظههای ملموس و عادی زندگی با رفت و برگشتهای بین عین و ذهن، بین حوادث درونی و بیرونی، بین گذشته و حال روبه‌رو است. رفت و برگشتهایی که میبایست هم ریتم خوانش را تند و کند و هم مراقب از دست رفتن یا لو دادن خط روایت نشود؛ همچنین هر دو کتاب به تصادف اتومبیل ختم میشوند.
همچنین راویان اول شخص در هر دو کتاب مدام درگیر و نگران نظریات دیگری نسبت به خود هستند چه در کتاب «احتمالا گم شدهام» که زن مدام خود را در آیینهی نگاه پدر بعد از مرگ مادرش میبیند و چه در کتاب «هست یا نیست» که مرتب مراقب است به گفتهی نقره زنی موقر، متین و خوش برخورد جلوه کند حتی برای رانندهی تاکسی و یا پرستار غریبهی بخش بیمارستان. در هر دو کتاب سارا سالار از دغدغههای مشترک زیستی زنان معاصر یاد میکند؛ گرههایی که گرچه به نظر خیلی حاد و بزرگ نمیآید ولی کم کم باعث تزلزل پایههای عاطفی خانواده میشود.
3-2-1 خلاصهی احتمالا گم شدهام
«احتمالا گم شدهام» یک روز از زندگی یک زن است. زنی که در رفت و برگشتهای ذهنی خود با شخصیتی گندم نام و فرید رهدار کلنجار میرود. در این میان مرزهای خیال و واقعیت کاملا شکسته میشوند و از میان آن ابهامی که خواننده دچار آن است حقایقی روشن میشود که در قطعیت یا عدم قطعیت هیچ اطمینانی وجود ندارد. سير اصلي داستان در زمان حال و با زباني ساده و به گونهاي زنانه ميگذرد اين در حــالي است که راوي داستان مدام به زمان گذشته برميگردد و خــاطرات را مرور ميکند. اگر بخــواهيم با بيان بهتر بگوييم، او به گذشتهی خود چــسبيده است. راوي از اين فکر کردنهاي بيش از اندازه به رويدادهاي زندگي خود در گذشته بسيار رنجور است، دچار خستگي شده است، او نميخواهد ديگر به گذشتهی خود فکر کند ولي قادر به اين کار نيست و نميداند چطور بايد از اين مهلکه نجات پيدا کند.
آغاز داستان، با شروع يک روز است. روزي که در آن راوي داستان دچار پريشاني و خستگياي بي حد و حصر شده است. او روانه سطح شهر ميشود. شهري که سراسر شلوغي و آشفتگي است همراه با اتفاقات و حوادثي که ممکن است گهگاهي براي آدم اتفاق بيفتد. اين جملهاي است که راوي داستان چندين بار از زبانهاي مختلف تکرار ميکند. «انگار که بايد اين اتفاقات گهگاهي براي آدم بيفتد.»
در هر حال شخصيت داستان زني بينام است که به محیط شهر میرود در اتوبانها و خیابانهای تهران؛ و در طول داستان با رفت و برگشتهايي به گذشتهی خود و با کشمکشهايي که در ذهن و خاطرات او ايجاد ميشود دچار تغيير و تحولاتي ميشود که سالها به دنبالش بود و به خاطر اين تغيير و تحول سالها آشفتگي را تحمل کرده است. در نهایت از آشفتگی و بی هویتی که از یک طرف سنت و از طرف دیگر مدرنیته برای او ایجاد کرده رهایی مییابد و به زندگی عادی باز میگردد.

3-2-2 خلاصهی هست یا نیست
«هست یا نیست» روایت زندگی زنی است در آستانهی 40 سالگی. راوی این رمان هم زن است زنی که ما، در 39 سالگیاش با او مواجه میشویم و همراه او چند مرحــله از زندگیاش را باز خوانی میکنیم گاهی از گذشته گاهی هم از حال و گاهی از روزهایی که به 40 سالگی نزدیک میشود.
در این کتــاب ما با ساز و کار زیستی، موروثی زنان مواجــهیم، نویسنــده به خوبی تربــیت فرهنگی_جنسیتی زنان را نشان داده است و همین باعث می‌شود نوعی همزادپنداری بین مخاطب و اثر ایجاد شود. از سوی دیگر روانشناسی زنانه اثر نیز قوی است. راوی نامی ندارد، او نشانی از تمامی زنان است. او به دنبال جاودانگی و هویت کنار عشق و همسر و بعد فرزند است. اما در نهایت متوجه میشود این گمگشته را هیچجا نمی‌یابد، چرا که پسر او نیز دنبالهی او نیست.
این اثر، داستانی ذهنی و عینی به شیوهی سیال ذهن است، داستانی مدرن که درگیری‌های هویتی جنسیتی، انسان در زندگی روزمره، عشق و هستی خویش را به نمایش می‌گذارد.
کتاب از چهار بخش تشکیل شده که ما را با یک پرسش مواجه میکند. دنیا جای امنی هست یا نیست؟ ما در این داستان با نقش تصادف، جبر و انتخاب برای انسان روبه رو هستیم و این پرسشها گاهی ما را به نگاهی اگزیستانسیالیستی22 میکشاند و گاه با توجه به تاثیر ذهنی واقعیت و شخصیتها و حالت ها به نگاهی کاملاً امپرسیونیستی23 در اثر میرسیم. در جای جای اثر با پرسش اصلی مرگ و رویارویی مرگ و زندگی برخورد میکنیم. کتاب مانند هر کتاب ذهنی دیگر ضرباهنگی کند دارد که بیشتر ما را درگیر فضا و جهان ذهنی شخصیت اثر میکند.
این اثر، اثری مدرن با تعارضات انسان مدرن است که گاه به نسبیتگرایی پستمدرن و نسل‌ها و گذشتهها پهلو میزند؛ کتابی پر از تعارض.
رامش، نقره، خاله توران و مهین همگی نمایندگان نسل پیشیناند و بعد به راوی میرسیم و سینا و بابک و امیر که همه وارد دنیای میانسالی شدهاند. در این میان «آبان و بردیا» نمایندگان نسل جدیدند نسل اول که دیده نمیشوند نسل دوم که دست و پا میزنند تا دیده شوند و بعد از دیده شدن از قضاوت هراس دارند و نسل سوم که تمام جهان در خدمت آنهاست. این کتــاب گفتمان همهی انسانهاست، گفتمان یک نسل است و می توان به کند و کاو عمیقتر زنان و هدفهای زیســتی جهانشان پرداخت.
3-3 پیرنگ، الگوی حادثه
«طرح» یـا «پیـ‌رنگ» «الگوی حوادث» داستان وابستگی موجود میان حوادث را به‌ طور عقلانی تنظیم می‌کند؛ از این‌ رو فقط‌ ترتیب‌ و توالی نیست بلکه مجموعهی سازمان یافتهی وقــایع است که با رابطهی علت و معلولی به هم پیوند خورده و بـا الگو و نقشه‌ای مرتب‌ شده است. در هر اثر، رشتهی حوادث را شخصیت‌ها‌ به‌ وجود می‌آورند‌ و از این نظر، «پیر‌نگ» و شخصیت با هم آمیختگی و نزدیکی دارند و یکی بر دیگری تأثیر می‌گذارد. (معینی، 1389 : 3)
«طرح» در داستان به مثابه شالودهای است که داستان بر روی آن شکل گرفته و گسترش پیدا میکند و پرورش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سارا سالار، ادبیات داستانی، عناصر داستان، نویسندگان Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی روانشناسی، بیمارستان