پایان نامه با واژگان کلیدی زنان و دختران، اشتغال زنان، بازار کار، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

به دانشگاه شجاعت خود را به نمایش گذاشته و باعث ندامت و حتی اعتراف به اشتباه نویسندهای شده بودند که از عمد با روایت دروغ(به گفته نویسنده) در پی تخریب چهره دختران چادری بود.
«در روزنامه کیهان شماره9003مقاله کوتاهی تحت عنوان« دختر چادری به من تلفن کرد» به قلم دکتر رحمت مصطفوی بود که در آن سخت به دخترانی که چادر میپوشند با لحن زننده، دور از ادب و نزاکت و کاملا غیر منطقی و نامعقول حمله شده بود که از مطالعه آن نه من بلکه بسیاری از افراد دیگر ناراحت شدند
نویسنده مزبور چند روز پس از آن از شهامت و شجاعت دختران چادری که در کنکور شرکت کرده بودند، و دانش را برای دانش ، و نه برای شرکت در ادارهای و تحصیل نانی میجویند تمجید نموده بود.
بعد از چند تلفن که به او میشود که چرا چنین نوشتی، او برای تبرئه خود از این حقگوئی که نمیبایست بر آنچنان قلمها جاری شود. داستان«یک دختر چادری به من تلفن کرد»( که شاید اصلاً ساختگی باشد) برای بدگویی وقیحانه به این دختران شجاع و پاک عنوان کرده و بطور غیر مستقیم سخنان خود را پس گرفته بود.(راستگو، 1352: 13).»
در خلال روایت نویسنده تاکید دارد که دختران چادری فقط و فقط برای کسب علم در جلسه کنکور شرکت کرده و قصد رفتن به دانشگاه را دارند و به هیچ عنوان این دختران قصد شاغل شدن ندارند. متن با این عبارت که این دختران« دانش را برای دانش ، و نه برای شرکت در ادارهای و تحصیل نانی میجویند» عدم موافق بودن با شاغل شدن زنان را میرساند. همچنین در این روایت و متون دختران چادری سمبل زنان شجاع اجتماع معرفی شدند.
این اتفاق یا ماجرا بازنمایی از محیطیست که دختران چادری در آن جایگاه برحق خودشان را ندارند و حتی به آنان توهین میشود و سعی میکنند چهره این دختران را تخریب کنند.
4-4-2-2-6اکثریت زنان موفق چادری هستند
نویسندگان مکتب اسلام زنان چادری و غیر چادری را در دوجبهه جدا قرار میدهند. آنان برآنند جامعه دختران چادری را نمیپذیرد و این در حالی است که این قشر موثرترین و موفقترین زنان جامعه میباشند و اکثریت جامعه را تشکیل میدهند.
«اکثریت قاطع زنان کشور ما را همین زنان و دختران چادری تشکیل میدهند(آمارگیری نمونه از این موضوع خیلی ساده است) و اگر شما اطلاع ندارید ما اطلاع داریم در میان آنها افرادی هستند که حتی با حجاب اسلامی در لندن تحصیل کرده و در نهایت با کسی به مملکت خود برگشته و الان یک سلسله موسسات فرهنگی و درمانی، و تبلیغی را اداره میکنند و به راستی در محیط وسیعی خدمات آنها منعکس است؛ اگر بخواهید نمونهای از آنها را به شما معرفی میکنیم. در حالی که بسیاری از آنها که شما سنگ آنها را به سینه میزنید غرق لذات آلوده خود در کنار دریا و کابارها و کافه تریاها و دانسینگها بودهاند».(راستگو، 1352: 14)
متن با عنوان اینکه زنان محجبه حتی در لندن با حجاب به تحصیل پرداختهاند فاصله بین مدرن شدن، به روز شدن زنان و حجاب را برمیدارد و به زنان با حفظ حجاب مشروعیت حضور در اجتماع را میدهد. همچنین به زنان محجبه اعتماد به نفس برای حضور در جامعه را داده است.
6-2-3 . شاغل شدن زنان
نویسندگان مکتب اسلام حضور زن در اجتماع و حتی شاغل شدن وی را به صورت کامل میپذیرند و در برخی از متون حتی شاهدیم که خواستار حضور زن در جامعه هستند و حضور وی در تمام ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و اداری را به وی تبریک میگویند. اما شاهد نظرات دیگری نیز هستیم که مادران شاغل به دلیل دوری چند ساعته از خانواده و فرزندان خیانتکار خطاب میشوند. همچنین سویه اصلی نویسندگان این نشریه به عدم اشتغال مادران است. در زیر اتفاقات رخ داده در رابطه با اشتغال زنان شرح داده شده است.
6-2-3-1- تبریک به زنان برای شاغل شدن
نویسندگان مکتب اسلام وظیفه زن را خطیرتر و مهمتر از قبل میدانند زیرا زن با حضور در اجتماع هم وظیفه مادری و هم وظایف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را به عهده گرفته است.
«زنان امروز به مقتضای طبیعت زنانهی خود وظیفهی مادری را بر عهده دارند، کارها و مشاغل اداری و سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را هم بر عهده گرفتهاند، در نتیجه مسئولیت آنها خطیرتر و عظیم تر از سابق شده است.
در حال حاضر، نیمی دیگر از پیکر اجتماع بشری نیز به تکاپو افتاده است. خوشبختانه باید گفت: گوش شیطان کر و چشم حاسدان و بداندیشان کور که ظرف مدت کوتاهی به پیروزیهای درخشانی نایل شده است و با حریف کهنه کار و باسابقهی خود یعنی مرد، برابری میکند.
کیست که این پیروزیهای درخشان و چشمگیر را نادیده بگیرد و تبریکها و تهنیتهای قلبی خود را نثار قدوم زن ننماید؟!»(بهشتی، 1345: 45)
متن از تایید و مشروعیت کامل حضور زن در اجتماع از سوی نویسندگان مکتب اسلام خبر میدهد. شور حماسی که متن از آن برخوردار است و بروز هیجان و احساس شادمانی از حضور زن در اجتماع با تبریک و تهنیتهای قلبی دست دوستی و همراهی را به سوی زن دراز میکند. نویسندگان مکتب اسلام با این متن خود را طرفدار کامل حضور زنان در عرصههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی معرفی کرده و حتی این حضور را یک پیروزی بزرگ در مقابل مردان میدانند و مخالفان حضور زن در بیرون از خانه را حاسدان و بداندیشان کور خطاب میکنند.
6-2-3-2- خیانت مادران شاغل
نویسندگان این نشریه همچنان که به زن اجازه حضور در اجتماع را میدهند و حتی بر آنند که گستره مسئولیت زنان به دلیل حضور در اجتماع گستردهتر شده است اما وقتی صحبت از کار مادران در اجتماع میشود دچار پارادکس میشوند. زیرا وظیفه اصلی مادر را در تربیت فرزندان صالح و موفق برای اجتماع میدانند. این پارادکس در جاهای مانند متن زیر شدت مییابد.
«خبط بزرگ اجتماع امروزی در این است که از سنین کودکی، کودکستان و دبستان را جایگزین کانون خانواده و دامان مادر کرده است. این امر را باید معلول خیانت زنان دانست.(بهشتی، 1345: 45)
زن در دوران ما موقعیتی بسیار خطیر و مسئولیتی سخت عظیم پیدا کرده است.»(بهشتی، 1345: 45)
متن اشتباه جامعه را معلول خیانت زنان میداند. نویسنده معتقد است جای کودک جز دامان مادر نیست و زنان با داشتن شغل بیرون از خانه و سپردن فرزندان خود به کودکستان و حتی دبستان به فرزندان خود خیانت کردهاند. به نوعی اگر زن خواستار حضور و فعالیت در جامعه نمیشد دلیلی برای بوجود آمدن کودکان در دبستان و کودکستان نبود.
6-2-3-3- عدم کارائی زنان در اجتماع
نویسندگان مکتب اسلام با روایات دو اتفاق و ماجرا که یکی در غرب و دیگری در ایران رخ داده است عدم کارایی زنان در مسئولیتهای سیاسی و اجتماعی و شاغل شدن را بازنمایی میکنند. هر دو این اتفاقات اشاره به وظیفه مادری و مشکل بارداری میباشد. روایت این اتفاقات ما را به این نتیجه میرساند که طبیعت زن برای پرورش فرزند و خانهداری است و زن برای حضور در اجتماع آفریده نشده.

• «هر سال ما با مشکل وضع حمل خانمها روبرو هستیم، اینها یک ماه قبل از وضع حمل و یک ماه بعد از زایمان غایب میشوند و در سال، حداقل 20نفر از آموزگاران زن به این ترتیب وضع حمل میکنند که کارها به این ترتیب فلج میشود.
وی افزود: برای جلوگیری از وقفه کار مدرسههای تعطیل کلاس این بیست نفر، ما گاهی مدیران مدرسه یا معاونانشان را سر کلاس میفرستیم و یا آموزگار موقت به کلاسها میدهیم.
به این سبب پیشنهاد می کنم بیست نفر به جای این دسته از آموزگاران زنی که در طی سال تحصیلی وضع حمل دارند با ساعت اضافی تدریس کنند. و یکی از اعضای شوری گفت: وزارت آموزش و پرورش طی بخشنامهای از آموزگاران زن خواسته است که سعی کنند دوران بارداری و وضع حمل خود را با تابستان مطابقت دهند.»(حقانی زنجانی، 1350: 11)

• «شبی در کاخ سلطنتی، جلسه کابینه دولت به درازا کشید، پادشاه ریاست جلسه را به عهده داشت و یک مساله بسیار مهم سیاسی مورد بحث بود. وقتی نخست وزیر گزارش خود را تمام کرد، خانم لیزکروس وزیر بازرگانی که مادر نه فرزند است اجازه سخن خواست و گفت:«از شرکت کنندگان در جلسه عذر میخواهم؛ اما من باید بروم!».
سکوت کوتاهی حکمفرما شد و خانم وزیر ادامه داد:«حالا ساعت شیر خوردن پسر کوچکم فرا رسیده است!!».
بعد از جا برخواست و از تالار جلسه بیرون رفت. حاضران با تعجب همدیگر را نگاه می-کردند.
جالبتر اینکه این نخستین بار نبود که خانم وزیر بازرگانی یک جلسه مهم کابینه را بخاطر یک مساله خانوادگی ترک میکرد بلکه جلسات کابینه و کارهای دولتی در موارد متعدد تحت تاثیر ساعت شیر خوردن تعطیل شده است».(حقانی زنجانی، 1350: 12)
هر دو متن زنان را به دلیل جنسشان مخل روند فعالیتهای اجتماع میدانند و چارهای نیز برای آن نمیبییند. زن به محیطی قدم گذاشته است که برخلاف مسیری است که طبیعت برای او رقم زده است. بنابراین هر چه سعی کند نه تنها در آن موفق نخواهد شد بلکه بیشتر برای افراد دیگر ایجاد اختلال میکند و دیگران را به زحمت اضافه میاندازد. و نظم اجتماع را بر هم میریزد.
6-2-3-4- زنان بازار کار را اشباع کردهاند
مشکل دیگری که به زعم نویسندگان مکتب اسلام بعد از شاغل شدن زنان بوجود آمده مساله بیکار شدن جوانان و مردان است. با حضور زن در ادارات و موسسات گویی جای برحق مردان از آنان به صورت ناعادلانهای گرفته شده است. قانونی که مرد را مسئول دادن نفقه و سرپرست و ریس خانواده میکند مطماناً با حضور زن در ادارات و شاغل شدن آنان از در دوستی نمیتواند درآید. زیرا موجب برهم خوردن تعادل بین واقعیت جامعه و قانون گذاشته شده خواهد شد. نیروی جدید و تازه نفسی که وارد بازار کار میشود یک رقیب جدی برای مردانیاست که شاغل بودن و درآمد اقتصادی حق بیچون و چرای وی محسوب میشده است.
«چندی قبل در مطبوعات نوشتند که در همین آبادان عده کثیری از جوانان از فرط بیکاری همواره در خیابانها و میدانها دنبال کار میگردند و حتی شکایت داشتند که اشتغال زنان و دختران در موسسات و ادارات سبب شده که کار کمتر پیدا شود و با وجود اینها اصولاً به ما مراجعه نمیکنند.».(حقانی زنجانی، 1350: 13)
6-2-4 گمراه کردن زنان
اتفاقی که نویسندگان مکتب اسلام را نگران و ناراحت کرده تخریب مفهوم زن سنتی به وسیله عبارات تحقیرکننده «نباید زن ماشین جوجه کشی باشد» است.
«افرادی که بدون فهم و تشخیص برای به فساد کشیدن و بیزار ساختن زن از وظیفه اصلی میگویند:«نباید زن ماشین جوجه کشی باشد» بعالم انسانیت خیانت میکنند، آنها هدفی جز ارضای غرایز جنسی خود ندارند، احساس میکنند که اگر زن به وظیفه اصیل خود توجهی کند، دیگر محیط رسوای اختلاط و بیبندو باری وجود ندارد تا از اندام نیمه عریان زن کامجویی کنند، زنی که بخواهد مادر و پرستار باشد، زنی که برای محیط گرم خانوادگی ارزش قائل باشد، دیگر نمیتواند جوانان و مردان هوسباز را بدنبال خود بکشاند.».(46)
متن کسانی که عبارت ماشین جوجهکشی را برای زنان سنتی به کار میبرند افرادی خیانتکار به عالم انسانیت مینامد. این افراد فقط در پی ارضای غرایز جنسی خود هستند زیرا به زعم نویسنده زنی که مشغول کار خانه و پرورش فرزندان باشد دیگر نمیتواند وسیله کامجویی مردان هوسباز شود و این افراد برای ارضای غرایز جنسی خود زنان را با این عبارت میخوانند تا آنان را از وظایف اصلی خود یعنی مادر و خانهدار شدن گمراه کنند.
6-2-5 . زنان به دنبال خودنمایی هستند
نویسندگان این نشریه به خواننده تصویری نمایشی از حضور زن در اجتماع میدهند. به این صورت که؛« یک نگاه سطحی به کوچه و بازار و خیابان و ادارات و مجامع عمومی محیط خودمان بیاندازید که چگونه زنان با قیافههای نقاشی شده و آرایش کرده و با دامنهای تنگ و کوتاه مهیج و اندامهای هوس انگیز در جلو مردان به تظاهر و دل ربائی مشغول هستند و گویا منظور اصلی آنان از آزادی و خروج از منزل و شرکت درجامعه تنها خودنمائی و دلربائی در مقابل مردان بیگانه میباشد».( حقانی زنجانی، 1351: 73)
نویسنده توجه اصلی خواننده را به سمت ظاهری که هر روز در کوچه و خیابان مشاهده میکند جلب کرده و اینگونه خواننده را به قضاوت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی زنان شاغل، حکومت اسلامی، حق مالکیت، خارج از خانه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ارتباط جمعی، بیگانگی اجتماعی، وسایل ارتباط جمعی، خارج از خانه