پایان نامه با واژگان کلیدی زنان و دختران، حقوق سیاسی، عرصه خصوصی، حقوق زنان

دانلود پایان نامه ارشد

میباشیم. اعتراض، فریاد و حتی مقابله به مثل در برابر شوهران عیاش عکس العملهای جدیدیست که مردان سنتی به تازگی در خانوادها شاهد آنند. نویسندگان مکتب اسلام به زنانی که در مقابل شوهر عیاش خود مقابله به مثل میکنند هشدار میدهند رها کردن تربیت کودکان و خانهداری فقط شما را در دام بیبندو باری و آزادیهای مطلق خواهد انداخت.
« عکس العمل برخی از این زنان این است که تابع احساسات تند و حاد شده و از مردان منحرف خود انتقام میگیرند.. در تعقیب این فکر خطرناک مسائل خانه داری و تربیت کودک و پاکدامنی خردو ناچیز شمرده شده؛بی بیبندوباری و آزادی مطلق جانشین آن میگردد. و زن در همان راه شوهر میافتد.».(رشیدپور،1341، 14)
در متن مشابهای آمده:
« برخی از زنان با دادو بیداد و عربده جوی میخواهند از انحراف شوهر خود که گرفتار یک نوع بیمار روحی است میخواهند جلوگیری کنند.. مرد گمراه در برابر بداخلاقی همسرش شدیداً ایستادگی کرده و کار به مشاجره و کتک کاری و طلاق کشیده میشود ویا مرد از خانه فراری میشود و در انحراف جسورتر میشود.»(رشیدپور،1340:15)
در این متن به زنان هشدار میدهد، داد و بیداد و اعتراض در مقابل شوهر عیاش و هوسباز که نویسنده او را بیمار میداند و باید با او مانند یک بیمار رفتار شود، نتیجهای جز کتک زن یا فراری دادن شوهر ندارد. نکته جالب متن آن است زنی که خواستار فعالیت اجتماعی و حضور در سیاست و جامعه است و دختری که تلاش میکند مدارج عالی تحصیلی را طی کند زنانی فاسد خوانده میشوند و مردی که علناً عیاشی میکند و خانواده خود را به حال خود رها کرده را فرد بیماری میدانند که باید با او همانند یک بیمار رفتار شود. و در اخر متلاشی شدن خانواده را در گرو عکسالعمل زن در مقابل شوهر عیاش خود میداند.
« جای تاسف وضع دلخراش و ناگوار زنان اینگونه مردان گمراه است که نوع عکسلعمل انها باعث سعادت و شقاوت کانون خانوادگی میشود.».(رشیدپور،1341: 16)
3-5-2 . زنان وکیل، سربار اجتماع هستند
در نظر نویسندگان مکتب اسلام یک، جنس تعیین کننده اختیارات و وظایف زنان و مردان است. زنان به دلیل ضعف قوای عقلی، جسمی و همچنین سرشت و طبیعتشان؛ خانهدار، پرستار و مطیع امر شوهر و وظیفه اصلی آنان تولد فرزند و ازدیاد نسل مردان است. زن با حضور در اجتماع و ترک حریم خصوصی و رها کردن وظیفه اصلی خود که به خاطر آن آفریده شده و دخالت در حریم مردان، نظم جامعه و طبیعت را بر هم زده است. وظیفهای که مردان خود به خوبی از عهده آن برمیآیند و نیازی به حضور زنان نمیبینند. پس زنانی که خواستار حضور در اجتماع میباشند قادر به هیچ کار مفیدی نخواهند بود و همانند مردان در اجتماع کارایی نخواهند داشت و چون از وظیفه اصلی خود یعنی مادری سرباز زدهاند فقط سربار جامعه هستند.
«(منتظرت الوکالهها) نه وظیفه مادری را انجام میدهند نه کار مثبتی در اجتماع دارند و سربار به تمام معنی اجتماع؛ انها هستند.».( بی نام،1339: 13)
3-5-3 . از دست دادن شادابی و زیبای زنان
در نظر اسلامگرایان سنتی زن ایدهآل زنی زیبا و با ایمان است که فرزندان سالم و زیادی برای شوهرش به دنیا آورد. و زن با ایمان زنیست که جهاد او خوب شوهرداری و اطاعت امر شوهر باشد البته تا جایی که اطاعت از شوهر منافاتی با اوامرالهی نداشته باشد. بیرون رفتن زنان از خانه و کارهای پرمشقت بیرون از خانه که به نظر نویسندگان این نشریه مغایر با سرشت طبیعی زن است وی را ضعیفتر و فرتوط میکند. زن افسرده میشود و شروع به پرخاشگری میکند چون به کاری میپردازد که هیچ منافاتی با طبیعت او ندارد. زن موجود قابل تکریم، ظریف و زیبای است که باید در خانه بنشیند و از او توسط مرد مواظبت شود.
به نظر نویسندگان مکتب اسلام دختران فریب عناوین دورغ و کذبی را میخورند که گمان میکنند رمز خوشبختیشان در آن است. آنان سالیان دراز به دنبال تحصیلات عالیه رنج میکشند و زیبایی خود را در این مسیر از دست میدهند به خیال اینکه با رسیدن به مقامهای سیاسی و اجتماعی و طی کردن مدارج عالی تحصیلی خوشبخت میشوند. بیخبر از آنکه خوشبختی در چیزیست که از آن غفلت کردهاند و آن وظیفه اصلی و اولیه یک زن یعنی شوهرداری و فرزندآوری است.
برای یک مرد انتخابهای متعددی برای خوشبختی وجود دارد. او میتواند یک مبلغ دینی بزرگ یا یک رهبرانقلابی یا رییس جمهور و غیره شود. اما راز خوشبختی یک زن شوهر کردن است. شوهری که در بیرون از خانه به کار میپردازد و زن در خانه میماند تا شوهر مخارج او را تامین کند و زن به حفظ زیبای خود برای شوهرش میپردازد.
« دختران دنبال رشته های تخصصی میروند و در راه رسیدن به مقامی از جمله دیپلمه؛لیسانسه و دکتری سالیانی رنج میبرند .به گمان اینکه رمز خوشبختی و سعادت در میان این قبیل عناوین و مناصب وجود دارد بهترین فصول عمر یعنی دوران شادابی و خرمی را از دست میدهند. روی این توهمات و تخیلات اهمیت و توجهی به شوهرداری و یا زندگی خانوادگی ننموده به فعالیتهای اجتماعی عشق و علاقه میورزند.».(رشیدپور، 1340: 38)
3-5-4 . کوتاهی در پرورش کودکان
به عقیده نویسندگان نشریه مکتب اسلام زنی که به فعالیتهای بیرون از خانه میپردازد و کار میکند زن افسردهایست که زیبای خود را به دلیل رنج تحصیلات و کار بیرون از خانه از دست داده است. این زن نمیتواند به وظایف اصلی خود پرداخته و در پرورش کودکان خود کوتاهی میکند و مارد خوبی نمیتواند باشد، کودکان و شوهر این زن فقط در ساعات معینی او را میبینند آن هم در حالتی که زن موجود عصبی و افسردهای است. کار بیرون از خانه زن موجب میشود کانون خانواده به محیطی سرد و بدون عاطفه تبدیل شود.
«زنی که به کارهای اجتماعی میپردازد در تربیت و پروزش کودکان کوتاهی میکند. (کار کردن زن در بیرون از خانه)اختلال کانون خانوادگی و به هم خوردن اساس زناشوئی است.خانه مهرو صفای خود را ازدست میدهد.میان کودکان و والدین ایشان جدای میافتد.کودکان جز در ساعت معینی روی مادر را نمیبینند. وقتی شوهر به خانه میآید هنوز همسرش از کار باز نیامده اگر هم امده روحش افسرده اثری از نشاط در چهره او دیده نخواهد شد.»(رشیدپور،1340: 36)
اگر بنا باشد دستورات اسلام پیاده شود چنان که؛ در مقابل کار کردن زن در خانه به او مزد داده شود، یا برای او خدمتکار گرفته شود، یا وقتی با توافق طرفین زن در بیرون از خانه کار میکند مزدش فقط برای او باشد و شوهر حق هیچگونه تصرفی در آن نداشته باشد و حتی زن موظف به شیر دادن فرزند خود نیز نباشد، دیگر وضعیت چند شغلی برای زن که موجودی انسانی با تواناییهای یک انسان است به وجود نمیآمد. اما در اخلاق اسلامگرایان سنتی یا نویسندگان این نشریه زن خوب زنیست که در خانه بنشیند و پاسداشت غیرت مردانگی باشد.
3-5-5 . دختران و زنان خود را در ابراز عشق علنی محق میدانند
آزادیهای که به دختران و زنان داده شده است و ورود وسایل ارتباطی و پیشرفته باعث شده زنان پا را از گلیم خود درازتر کنند و علاوه بر درخواست حق و حقوق سیاسی و اجتماعی، خود را در ابراز عشق علنی نیز دارای حق بدانند. حق انتخاب کردن چه در عرصه خصوصی و چه در عرصه عمومی از آن مردان بوده و زن باید خود را مطابق با تعاریف مردانه منطبق میکرد تا از سوی آنان پذیرفته میشد.
سینما و تلوزیون با نشان دادن فیلمهای عاشقانه احساسات و جرات و جسارت زنان را برای ابراز عشق زیاد کردند. زنان دیگر نه تنها در عرصه سیاسی بلکه در عرصه خصوصی نیز خود میخواهند دست به انتخاب بزنند و شریک زندگی خود را انتخاب کنند.
مفهومی به نام آزادی این حق را برای زنان نیز همچون مردان قائل است و به همین دلیل باید با چنین مفهومی که باعث مرگ عفت و حیای زنان و دختران شده مبارزه کرد.
« دختران پیش از ازدواج از آزادی مطلقی برخوردار میباشند واین بهره برداری از ازادی پس از ازدواج هم ادامه دارد. این ازدواجها به جدای میانجامد. از همه بدتر دختران و زنان خود را در ابراز عشق علنی محق دانسته بسیاری از جوانان نامه های متعددی از جانب دختران دریافت میکنند که در ان جوانان را به میعادگاه عشق دعوت کرده اند.»( رشیدپور،1340: 14)
«از خطاهای دختران ما اینست که دروس زندگی خود را از سینما شروع میکنند. در اصول اخلاقی از هنرپیشگان تقلید میکنند»( رشیدپور،1340: 14)
در این متن از پیش آمدن وضعیت بسیار بدی صحبت میشود که بدتر از آزادی دختران و ادامه آن پس از ازدواجشان است که نتیجهای جز طلاق و جدایی برای آنها ندارد؛ زنان و دختران گستاخانه خود را در ابرزا عشق علنی محق دانسته و جوانان را به قرارهای حضوری فرا میخوانند. و این وضعیت اسفبار که لایههای پنهان متن در صدد بیان آن است از بین رفتن عفت و حیای زنان و دختران میباشد؛ و آزادی دختران چنین وضعیت و پیامدی برای مردان داشته است.
3-6 راهحلها کدامند
در این قسمت به راهحلهای نویسندگان مکتب اسلام اشاره میشود. اینکه در مقابل زنان فاسدی که جوانان را به دنبال خود به فساد کشاندهاند چه باید کرد و چطور جلوی فساد بقیه زنان و مردان را گرفت. و چگونه دختران را از ادامه مسیری که انتخاب کردهاند بازداشت و به آنان تفهیم نمود که به تقلید از هنرپیشههای سینما به دنبال عشقهای که به دلیل تنوع طلبی مردان عاقبتی ندارد نروند. راه حلهای که پیش روی خوانندگان گذاشته میشود به شرح زیر است:
3-6-1 . آگاه کردن جوانان و زنان
همانگونه که ذکر شد نویسندگان این نشریه کار بیرون از خانه را مخالف با سرشت طبیعی زن دانسته و کار و وظیفه اصلی زن را خانهداری میدانند. اولین راه حلی که ارائه میکنند این است که هرکس به وظایف طبیعی خود که اخلاق اسلامگرایی توصیه میکند بپردازند و زنان در خانه و مردان به کار بیرون از خانه بپردازند؛
«هر کس بر حسب اختلافات جسمی و روحی و امادگی برای یک نوع وظیفه اجتماعی باید کاری انجام دهد.
بانوان مسلکان مخصوصا جوانان را بیدار کنیم مبادا گول این متتظرت الوکاله ها را که برای نیل بمقاصد شخصی خود؛ سنگ دفاع از حقوق انها را بسینه میزنند نخورند و الت اجرا مقاصد شوم آنها نشوند.»(بی نام،1339: 13)
در این متن از آگاهی دادن جوانان و زنان خبر میدهد و از خوانندگان میخواهد تا به دو قشر جوان و زن آگاهی دهند تا فریب زنانی که خواهان حقوق سیاسی و اجتماعی هستند را نخورند. زیرا آنان به دنبال مقاصد شوم خود میباشند. رویه پنهان متن بر آن است که زنان فاسدی که خواهان حق رای هستند دلشان برای احقاق حقوق زنان نسوخته است بلکه به دنبال آن هستند تا با وسیله قرار دادن زنان و جوانان آنان را قربانی اهداف شوم خود کنند (همانگونه که در جدول یک ستون ب آمده است ) تا به هرزگی و کثافتکاری پرداخته و صاحب شهرت و مقام و پول شوند و هیچ نیت خیری پشت این هیاهوی حق رای زنان نیست.
3-6-2 . بسیج کردن مردان
نویسندگان مکتب اسلام یک، فراخوانی به مردان مسلمان و سپس همه مسلمانان میدهند؛
«مردان مسلمان هم به هوش باشند که موقع گفتگوی اصلاح قانون انتخابات این حرفها از شوخی بر سر مقدار سن تجاوز نکند. ولی اگر معلوم شود چنین تصمیمی در کار است همه مسلمانان جداً با ان مبارزه خواهند کرد.»( بی نام،1339: 13)
متن جدیت و التیماتوم نویسنده را میرساند، یعنی تحمل اسلامگرایان برای وضعیت پیش آمده از این بیشتر نخواهد بود و مردان مسلمان دست به جهاد خواهند زد. بسیج و به نوعی جهاد علیه محاربهای که برخلاف قوانین اسلامی در حال صورت گرفتن است. راه حل دیگر اسلامگرایان سنتی بسیج مردان برای جلوگیری از اتفاقی که هویت مردانگی و غیرت و شرافت مرد مسلمان را لکه دار کرده است.
3-6-3 . مجازات قانونی مردانی که حامی حق رای زنان هستند
نویسندگان مکتب اسلام پس از دادن حکم جهاد و تهدید علیه تصویب قانونی برخلاف دین، به مردانی که آنان را به دلیل حمایت از زنان فاسدی که دست از خانه و کاشانه کشیده و فریاد سر داده و درخواست حقوق سیاسی و اجتماعی خود به عنوان شهروند را دارند، هشدار میدهند و آنان را هوسباز مینامند و تهدید میکنند که بر طبق قانون اسلامی به شدت با اینگونه مردان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حقوق اجتماعی، نیروی انسانی، شورهای اسلامی، کشورهای اسلامی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی علامه طباطبایی، تعدد زوجات، جامعه بشری، انسان کامل