پایان نامه با واژگان کلیدی زبان فرانسه، مدارس جدید، ناصرالدین شاه، جلفای اصفهان

دانلود پایان نامه ارشد

لازاریستها، با تکیه بر آموزش علوم جدید، زبان و ادبیات فرانسه همچنان استمرار یافت، اما در آستانهی جنگ، به علت رقابتهای شدید زبان انگلیسی و مهاجرت مسیحیان بومی به روسیه و آمریکا، اندکی از تعداد شاگردان مدارس لازاریستها کاسته شد.

3-2-3- آلیانس فرانسه
آلیانس فرانسه با عنوان «کانون ملی برای ترویج زبان فرانسه در مستعمرات و خارج» در سال 1301ق/ 1263ش در پاریس تأسیس شد. هدف آن همانطور که از نامش پیدا است، گسترش زبان و فرهنگ فرانسه در سراسر جهان بود. و هچنین نوشت است:« هدف ما همپیوندی است با فرانسویان برون مرزی، زنده نگهداشتن زبان ملی در میان آنان و در میان دوستداران زبان و فرهنگ فرانسه از هر نژاد و هر ملیت» (ناطق، 1380: 91). این کانون درنظر داشت که عمدتاً از طریق مدارس فرانسوی خارج از کشور و حمایت از مدارسی که پیش از آن که به آموزش زبان فرانسه مشغول باشند به این هدف نایل آید. تشکیلات آلیانس فرانسه در هر شهر عبارت بود از یک کمیته یا انجمن، یک کتابخانه و یک مدرسه. در آغاز قرن بیستم، آلیانس دارای 26 کمیتهی برون مرزی در جهان، از جمله در آمریکا، استرالیا، بلژیک، ایتالیا، مصر، ترکیه و ایران بود (همان: 92). آلیانس فرانسه ادعا میکرد که بیطرف و با هرگونه آموزش سیاسی- مذهبی مخالف است. و همچنین امیدوار بود با نفوذ فراگیر سیاسی انگلیس و روسها در ایران مقابله کند. انجمن به مبارزهای سازمان یافته و دارای بودجهی کافی برای ترویج آموزش زبان فرانسه در ایران دست زد. این امر با مخالفت شدید دیپلماتهای انگلیسی و روسی در ایران روبرو شد، اما در ایران نخستینبار در سال 1307ق بود که بولتن آلیانس شعبهای در تهران و شیراز دایر کرد. مدیریت شعبه تهران با ژوزف ریشار (مودب الملک) بود که در دارالفنون درس فرانسه را آموزش میداد. مدیریت شیراز نیز به عهدهی «دکوآ» بود (همانجا ). آلیانس نخستین مدرسهی خود را در یک اتاق اجارهای در خانه وزیر مختار فرانسه دایر کرد و دکتر فوریه پزشک مخصوص ناصرالدین شاه به ریاست این مدرسه برگزیده شد. در آغاز کار دولت ایران با برپایی این کمیته مخالفتی نکرد و بسیاری از دیپلماتها و معلمان فرانسوی در ایران عضو فعال آلیانس شدند. اعضای موسس ایرانی آلیانس فرانسه شامل: علیاصغرخان امینالسلطان، امینالدوله، کامرانمیرزا نایبالسلطنه، جعفرقلیخان نیرالملوک میشد. ناصرالدینشاه با تأسیس شعبهی آلیانس فرانسه یا مدرسه آلیانس مخالفتی نداشت، اما از امکان گسترش عقاید انقلابی مربوط به انقلاب 1789 فرانسه نگران بود. وی بیم داشت که آلیانس فرانسه یک انجمن سری خطرناک شبیه فراماسونری باشد لذا در سال 1308ق/1269ش دستور تعطیل تمام مدارس خارجی را صادر کرد. وزیر مختار فرانسه به شاه قول داد که آلیانس دشمن دین و دولت نیست و با مذهب و سیاست کاری ندارد. تنها هدف آن ترویج زبان فرانسه است. با این اطمینان دادنها، ناصرالدین شاه دستور بستن مدارس را لغو کرد و با انتشار فرمانی به آنها اجازه بازگشایی داد (همان: : 101-99). برای آگاهی از این فرمان به پیوست شمارهی یک مراجعه کنید.
آلیانس فرانسه، افزون بر مدرسهی تهران، به برپایی شعبههای دیگری در شهرهای ایران پرداخت. شعبهی بروجرد در سال 1319ق تأسیس شد و بزرگان شهر در کمیتهی آن شرکت کردند. در رشت نیز شعبهی آلیانس در همین سال به یاری محمدولیخان تنکابنی(نصرالسلطنه و سپهدار بعدی) که به زبان فرانسه علاقه خاصی داشت، به راه افتاد، اما شعبه آلیانس تبریز که در سال ق1320 تأسیس شد، از اهمیت ویژهای برخوردار بود. آذربایجان از دیرباز محل زندگی عیسویان ارمنی و نصرانی و مسلمان بود. در این دوره به دلیل حضور همین اقوام، مدارس فرنگی و مذهبی بسیاری در این خطه به وجود آمد و تبریز فرنگی مآبترین شهر ایران به شمار میرفت. در تبریز آلیانس مدرسهی خود را با لقمانیه ادغام کرد. آلیانس با بسیاری از مدارس میسیونری و ایرانی که فرانسه یاد میدادند، ارتباط کاری نزدیکی برقرار کرد و برای آنها یارانهی مالی و ملزومات آموزشی فراهم آورد. آلیانس همچنین به مدرسهی رشدیه در تبریز، مدرسهی لازاریستهای تبریز، مدرسهی دخترانهی لازاری در خسروآباد، مدرسهی سوزانیان ارامنهی تبریز دو مدرسه جدید التأسیس ارمنی در منطقه کمک میکرد. آلیانس شعبههای دیگری نیز در بوشهر و صحنهی کردستان داشت (همان: 119-114).

3-2-4- آلیانس جهانی یهود
سومین نهاد آموزشی فرانسه زبان، به نام آلیانس جهانی یهود بود که در دائر کردن مدارس در ایران در اواخر قرن نوزدهم فعال بود. آلیانس جهانی یهود نخستینبار در سال 1840م 1256 ق در پاریس توسط «آدلف کرمیو» و چند تن از روشنفکران یهود تأسیس شد. هدف این نهاد عبارت بود از: بهبود وضع فکری، اخلاقی، اجتماعی و حقوقی یهودیان در سراسر دنیا و گسترش تمدن غرب در ممالک توسعه نیافته. آلیانس یهود با وجود جایگاه خاصی که به زبان فرانسه اختصاص میداد، به لحاظ هدف و میدان عمل بسیار بینالمللیتر از آلیانس فرانسه بود. برای پیاده کردن چنین هدفهایی بود که به اندیشهی برپایی مدارس در سراسر جهان از جمله ایران افتاد، اما مقدمات تأسیس آلیانس جهانی یهود در ایران، هنگام نخستین مسافرت ناصرالدین شاه به پاریس در سال 1289ق فراهم شد. نمایندگان آلیانس یهودی تمایل خود را در مورد تأسیس یک مدرسه برای یهودیان در ایران با وساطت میرزا ملکمخان و میرزا سپهسالار با شاه در همین سال در میان گذاشتند و رئیس آلیانس پس از دریافت وعدهی حمایت از طرف شاه، نامهای به سپهسالار نوشت و درخواست حمایت رسمی دولت ایران را برای تأسیس مدرسه نمود، که با آن موافقت شد، اما اجرای این فرمان حدود بیست و هفت سال، یعنی تا سال 1316ق که مظفرالدینشاه آن را دوباره تصویب نمود به تعویق افتاد (همان: 129-126).
با به سلطنت رسیدن مظفرالدین شاه، هم آلیانس جهانی یهود و هم انجمن یهودیان انگلستان درخواست کردند که شاه جدید وضعیت یهودیان در ایران را بهبود بخشد. در سال 1316ق/1277ش بر اساس تضمین حمایت دولت شاهنشاهی از سوی صدر اعظم، نخستین مدرسهی آلیانس جهانی یهودی به نام مدرسهی”اتحاد” در تهران گشایش یافت. کمی پس از آن آلیانس جهانی یهودی یک مدرسهی دخترانه نیز دایر کرد. پس از آن آلیانس جهانی یهودی مدارسی برای یهودیان در همدان در سال 1318ق تأسیس کرد و مسلمانان پس از کسب اجازه دینی، فرزندانشان را برای فراگیری زبان فرانسه به آلیانس فرستادند. در اصفهان نیز مدارسی هم برای پسران و دختران تأسیس شد و یکی از دلایل استقبال مسلمانان از این مدارس این بود که در آیین یهود حق تبلیغ وجود نداشت. آلیانس همچنین مدارسی در شیراز، صحنهی کردستان، کرمانشاه تأسیس کرد. آلیانس جهانی یهود از دورهی مشروطه تا جنگ جهانی اول شعبههای کوچکتری هم در شهرهای تویسرکان، نهاوند، یزد، کاشان، گلپایگان و رشت تأسیس کرد. تعدادی از مسلمانان برای آموختن فرانسه در مدرسه ثبت نام کردند که از همهی تعلیمات دینی معاف بودند. نکتهی جالب توجه در برنامهی آموزشی این آلیانس، این بود که برنامهی آموزشی برای پسران با آنچه به دختران ارائه میشد فرق داشت. پسران تحصیلات خود را از هفت تا 22 سالگی ادامه میدادند و عبری، دین، زبان و ادبیات فرانسه،تاریخ، فیزیک، ریاضی و فارسی میآموختند. به دختران عمدتاً عبری، دین، خواندن ونوشتن، فرانسه، بهداشت شخصی و مهارتهای خانهداری نظیر خیاطی و گلدوزی آموخته میشد. آنها معمولا تحصیلات خود را در 14 سالگی تمام میکردند. در مورد دختران تأکید بر وقار و متانت، آمادهسازی آنها برای نقش آیندهشان به عنوان همسر و مادر بود. مدیران آلیانس جهانی یهودی بر این عقیده بودند که مدارس دخترانه در بهبود شرایط اجتماعی زنان نقش مستقیمی خواهد داشت. چنین استدلال میکردندکه مدارس دخترانه عامل بسیار مهمی درکاهش رواج ازدواج کودکان، چندهمسری، طلاق و برعکس سازگار با شأن و منزلت سنتی زنان به عنوان کدبانوی خانهاند (همان: 165-147).

3-2-5- انجمن میسیونری کلیسای انگلستان
فعالیت میسیونرهای انگلیکن بریتانیا عمدتا در شهرهای جنوبی اصفهان، کرمان، یزد و شیراز متمرکز بود. این فعالیتها پس از سال 1279ق/ 1241ش با ورود رابرت بروس مبلغ دینی و فعالآموزشی به جلفای اصفهان شدتگرفت. وی در سال 1289ق/ 1251ش تصدی مدرسهی«جورج جوزف» درجلفای اصفهان را از جانب انجمن میسیونری کلیسای انگلستان بر عهده گرفت. یک سال بعد، مدرسهی جرج جوزف، مدرسهی باتاویایی ارامنه را جذب کرد. با وجود کشمکشهایی که بین کلیسای انگلستان، کلیسای ارامنه و علمای بلندپایه بر سر برنامهی آموزشی و تبلیغ مسیحیت بود، این مدرسه در سال 1292ق 135 دانش آموز کاتولیکی، ارمنی، و 30 پسر مسلمان را شامل میشد. با حمایت ظلالسلطان حاکم اصفهان، بر تعداد پسران و دختران این مدرسه افزوده شد (رینگر، 1381: 145).
طی قرن نوزدهم، انجمن میسیونری انگلستان مدارس بیشتری را، برخی در محلهی یهودی نشین شهر، اما در جلفا و در میان جامعهی ارامنه، تأسیس کرد. به همین دلیل این مدارس خشم کلیسای ارامنه را برانگیخت، زیرا آنها بر سر جذب دانشآموزان مستقیماً با آن وارد رقابت شده بودند. این مدارس از سوی علمای پرنفوذ اصفهان پی در پی تعطیل میشد (همان :146).

3-3 روزنامهها

در روزگار قاجار روزنامهها سهم بسزایی در بیداری اجتماعی و گسترش مدارس جدید داشتند. از همان آغاز پیدایش روزنامه، یعنی از سال 1252ق که نخستین روزنامه را میرزا صالحشیرازی در ایران انتشار داد، اغلب روزنامهنگاران برایآگاهیسازی وگسترش اندیشه و فرهنگ نو در میان مردم پیوسته تلاش کردند و حتی برخی از آنان جان خود را در این راه گذاشتند.
روزنامهها نیز مانند مدارس جدید راه پر فراز و نشیبی را پیمودند. هرگاه که تحولی در جامعه پدید میآمد و قلمها آزاد میشد، بیشتر روزنامههای ملی میکوشیدند قلم را در راه روشنفکری و گسترش اندیشهی نو بکار گیرند و جراید، به ویژه جراید خارج از کشور و روزنامههای دوره مشروطه و پس از آن امکان نشر و گسترش ادبیات آن روزگار را فراهم کردند.
درعهد قاجار روزنامهها در عرصههای گوناگوناجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به روشنگری میپرداختند و بسیاری از آنها ضمن بحث دربارهی موضوعات مختلف، از لزوم و ضرورت تأسیس مدارس جدید دخترانه و اهمیت و تاثیر آن در پیشرفت اجتماعی سخن میگفتند و از دستاوردهای کشورهای پیشرفته نمونههایی میآوردند تا انگیزهای برای آگاهی و بیداری مردم باشد. در زیر به نمونههای چندی اشاره میشود:

3-3-1-روزنامهی اختر
قبل از پیروزی انقلاب مشروطه توجه به موضوعاتی چون لزوم تأسیس مدرسه و آموزش علوم به دخترها برای تربیت فرزندان بهتر، توسط برخی از روزنامهها شروع شده بود. روزنامهی اختر یکی از آنها بود که در شهر اسلامبول به سال 1292ق به همت میرزانجفقلیخان تبریزی و به مدیریت آقا محمدطاهر تبریزی و به صورت هفتگی تأسیسگردید. نخستین شمارهی آن روز پنجشنبه 16 ذیحجه 1292ق انتشار یافت (آرین پور، 1351: 1/250) این روزنامه به مدت 21سال مرتبا دایر بود تا اینکه در سال 1313ق از طرف دولت عثمانی متوقف شد (صدرهاشمی،1327: 1/63). این نشریه که به کمک سفیر ایران در عثمانی ایجاد شده بود، نشریهای سودمند بود و از سیاست، تجارت، علم و ادب و دیگر منافع عمومی سخن میگفت (کهن، 1363: 1/101). این روزنامه چنان شهرتی در داخل و خارج به دست آورد که برخی مردم عوام نواحی قفقاز که روزنامه خواندن را کفر وگناه میشمردند، خوانندگان این روزنامه را اختری مذهب میگفتند (براون، 1337: 2/146). در تاثیر سیاسی اجتماعی این روزنامه، ادوارد براون گفته است که: «برق تمدن از صفحات اختر بر قلوب مردم میتابید و ذوق روزنامه خواندن را در جامعه، این روزنامه پدید آورد» (همانجا ).
در روزنامهی اختر مسائل و موضوعهای مربوط به تحصیل دختران نیز مورد بحث گذاشته شده بود. برای نخستین بار در یکی از شمارههای آن مقالهای با موضوع “تربیت دختران “چاپ شد. نویسنده در این مقاله از ضرورت تربیت دختران سخن میگوید که تربیت آنها اساس و مایه تربیت فرزندان، اولاد و جامعه خواهد بود. سپس از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی زبان فرانسه، جلفای اصفهان، ادبیات فرانسه، ناصرالدین شاه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تعلیم و تربیت، انقلاب مشروطه، مدارس دخترانه، اجتماعی و سیاسی