پایان نامه با واژگان کلیدی روابط قدرت، تبارشناسی، قدرت سیاسی، اندیشه سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

مشروعیت سقیفه را از بنیان رد و انکار کردند و عقاید و اصول اساسی شیعیان در مخالفت با این جریان شکل گرفت. عبدالکریم شهرستانی در این باره می نویسد: « بزرگترین اختلاف میان امت اختلاف بر سر رهبری بوده است چرا که در اسلام به اندازه ای که در این جریان شمشیر کشیده شده بر هیچ قاعده دینی دیگری شمشیر کشیده نشده» (درخشه، 15:1386)
این اختلاف در ظاهر کوچک و ساده به نظر میرسید اما در نهان سنگبنای منازعات نظری بسیاری را بسیاری را در عرصه ی کلام سیاست و فقه و .. در آن نهاده شدهاست که به تدریج سبب شکلگیری مکاتب مختلف اسلامی شد. این جدال به لحاظ نظری مکتبهایی را به وجود آورد که هرکدام درک متفاوتی از دولت و مبانی مشروعیت آن، حدود و اختیارات مردم و دولت و.. داشتند. در دهههای اولیه پس از رحلت پیامبر(ص) سه مکتب شیعه به عنوان اقلیت، تسنن به عنوان اکثریت و خوارج از این جدالها شکل گرفتند. پاسخهایی که در این جریانات به سوال چه کسی جانشین پیامبر است داده شد مهمترین اصول فکری و سیاسی هر مکتب را بنا نهاد. شیعه نیز در این پاسخ عمدهترین مفاهیم و اصول خود ازقبیل امامت، عصمت و ولایت را شکل داد. این اصول را به اختصار توضیح می دهیم.
1ـ1. امامت: امامت در اندیشه شیعه چه به لحاظ معنوی و چه از نقطهنظر دینی و معنوی از اساسی ترین دستمایههای فکری و عملی به شمار میآید و ازینرو شیعه آنرا در فهرست اصول دینی خود جای دادهاست، البته امامت به معنای پیشوایی فینفسه معنای مقدسی ندارد، در قرآن کریم به معنای منفی نیز بکار رفته است ( آیه 41 سوره قصص : ائمه یدعون الی النار) اما درتعریف شیعه همراه با قدسیت بکار می رود.(درخشه،21:1386)
مرتضی مطهری در کتاب امامت و رهبری امامت را به معنای 1) رهبری اجتماع 2) مرجعیت دینی 3) ولایت به شمار میآورد و ذیل آن توضیح میدهد که رهبری اجتماع یا ریاست اجتماع به این معنی است که وقتی پیامبر از دنیا رفت، یکی از شئون او بی تکلیف میماند و آن رهبری اجتماع است و تردیدی وجود ندارد که اجتماع نیازمند رهبری است که این معنی مورد نظر تسنن و تشیع است و مرتبه دیگر مرجعیت دینی است که به دنبال خود مقوله عصمت را نیز در بینش دینی مطرح میکند و مرتبه سوم ولایت است که در واقع اوج امامت به شمار میرود و این دو مقوله اخیر از جمله مقولاتی هستند که بین شیعه و سنی اختلاف وجود دارد( مطهری،‌ 1368 : 47-59) به عبارت دیگر در اندیشه شیعه امامت، در امتداد رسالت قرار میگیرد.
1ـ2. عصمت: در ادبیات شیعی بحث عصمت از جمله محوریترین ویژگی برای امام است و ازینرو میان اندیشمندان شیعی تلاش گستردهای برای توضیح مبانی عصمت ائمه انجام شدهاست.شیعه مقام امامت را منصبی الهی دانسته و معتقد است که امام باید از جانب خداوند منصوب شود زیرا قیام به جانشینی پیامبر بدون علم گسترده و عصمت ممکن نیست در این باب خواجه نصیرالدین طوسی قاعده لطف را مطرح کرده و با استناد به آن عصمت امام را توضیح میدهد که در این بحث مجالی به توضیح آن نیست. در دیدگاه شیعیان آیه 59 سوره نسا « لاینال عهدی الظالمین» مقام عصمت را توضیح میدهد و حکومت ظالمان را که معصوم نیستند رد میکند. اما در این بحث منظور پژوهش توضیح این اصول بنیادی و یافتن مبانی آن در قرآن و سنت نیست بلکه با مشخص کردن این اصول پایدار و تغییرناپذیر در اندیشه شیعه به نقش آنها در تعابیر وتفسیر متون و نصوص میپردازیم چنانچه به تفضیل توضیح خواهیم داد این دو اصل بنیادی شیعه در تعبیر مفهوم مورد پژوهش یعنی اجماع اثر غیرقابل چشمپوشی گذاشته است و همین اصول به عنوان مهمترین اصول اختلافی شیعه و سنی به برداشت دو مفهوم متفاوت از اجماع انجامیدهاست.
1ـ3. بازتاب در نظریه اجماع: از آنجایی که شیعه امامت را اصل و عصمت امام را ضروری میشمارد، بعد از غیبت کبرای امام زمان(عج)‌ دچار خلل بزرگ حاصل از عدم حضور امام در جامعه می شود. جامعه شیعی چنان با نقش امام گره خورده بود که به دنبال یافتن رد پای امام بودند، در دوران غیبت صغری این مهم، با نایبان امام حاصل میشد، در این دوران پیوند امام با جامعه کاملا ادامه داشت، اما در دوران غیبت کبری اجماع بهترین راه برای اثبات حضور باطنی امام در جامعه بود چرا که عالمان مهمترین پشتوانه فقهی خود را خارج از دسترس میدیدند و آنچه مهم بود پدید آوردن حالتی بود که به گونه ای نقش و دخالت امام در جامعه را ترسیم کند و یا به تعبیر احمد مبلغی «دست امام از آستین اجماع کنندگان بیرون زده شود و به ساماندهی فقه بپردازد.» (‌مبلغی،279:1381)به همین دلیل روش اثبات اجماع در اوایل دوران غیبت اجماع تضمنی است که به نوعی وجود امام را در بین اجماع کنندگان واجب می شمارد.از سوی دیگر مذهب سنی که به امامت و عصمت امام اعتقادی ندارند و عصمت را ویژگی امت می دانند و از این جهت در نظریات اجماع آنان کشف قول معصوم بی مفهوم بوده و حجیت اجماع به خودی خود است.
چنان که در صفحات پیش ذکر شد این نکته تفاوت پژوهش حاضر از لحاظ روش شناسی با اندیشه تبارشناسی فوکو است. فوکو در تبارشناسی خود هیچ امری را به عنوان حقیقت ناب در نظر نمیگیرد بلکه حقیقت را برساخته و همپیوند قدرت میداند و ازین لحاظ هیچ اصل غیرقابل تغییری در اندیشه فوکو وجود ندارد و همه حقیقتها در بعد تاریخی و زمانی ـ مکانی معنی مییابند. اما در «اندیشه مذهبی» حقایقی غیرقابلتغییر شناخته میشوند و شناخت این حقایق در امر پژوهش ضروری است چرا که همه مفاهیم فقهی شیعه از جمله مفهوم مورد پژوهش حول این اصول ثابت اندیشه سیاسی شیعه شکل گرفته است بنابراین در پژوهش حاضر امامت و عصمت امامت در اندیشه شیعی به عنوان یک حقیقت تغییر ناپذیر شناخته میشود که مفاهیم تغییر پذیر و فرعی در ذیل این اصل قرار میگیرند.
محسن کدیور چهار مرحله برای تطور فقه سیاسی شیعه بیان میکند که در این مطالعه مفید و موثر است: مرحله اول: عصر شکوفایی فقه خصوصی که از شروع غیبت کبری 329 ه.ق آغاز میشود و تا اوایل قرن دهم را در بر میگیرد.مرحله دوم: از قرن دهم هجری تا قرن سیزدهم را شامل می شود که از آغاز دوره صفوی تا شروع نهضت مشروطه را در بر میگیرد که عصر سلطنت و ولایت نامیده میشود. مرحله سوم: عصر مشروطه که از شرایط شروع انقلاب مشروطه را شامل میشود که عصر مشروطیت و نظارت نام دارد که از اوایل قرن چهاردهم هجری آغاز میشود. مرحله چهارم عصر جمهوری اسلامی ایران است که از اواخر قرن چهاردهم آغاز میشود.(کدیور، 13تا28 : 1376)
2. بستر و زمینه تاریخی
فوکو عوامل موثر در گفتمانها یا نظامهای دانایی را در آثار خود بررسی میکرد اما یک ویژگی آثار فوکو که آثار متأخرش را متمایز ساخت در بررسی نظامهای دانایی خود بیش از هرچیز به روابط قدرت و دانش اهمیت میداد این نوع پژوهشهای فوکو تبارشناسی نام گرفت، تبارشناسی اندیشه سیاسی شیعه نیز از این مهم تبعیت کرده و رابطه قدرت و دانش را در اولویت بحث خود قرار خواهد داد. اما باید توجه به این موضوع الزامی است که مفهوم قدرت در این روش مربوط به گروه نهاد خاصی نیست بلکه در سراسر جامعه وجود دارد، بدینسان به نوعی قدرت هم بر طبقه مسلط و هم بر طبقه تحتسلطه اعمال میشود و همانند مویرگ در همه جای جامعه وجود دارد و اینکه هرچند روابط قدرت نیتمند هستند اما فاقد فاعل هستند. به بیان دیگر روابط قدرت مشحون از حسابگری هستند و با اراده صورت میپذیرند ولی تأثیر کلی آنها خارج از چارچوب نیت کنشگران و هرکس دیگر ظاهر میشود.(دریفوس، رابینو 311تا315 :1382)
فوکو در توضیح سرشت قدرت میان سه چیز تمایز میگذارد: تواناییهای عینی، ارتباطات زبانی و روابط قدرت. از میان این سه، روابط قدرت به روابط افراد درگیر در قدرت اشاره دارد. این سه مفهوم بیانگر سه نوع رابطه اند که با یکدیگر همپوشانی دارند و از یکدیگر پشتیبانی میکنند و یکدیگر را به عنوان وسیلهای برای هدف بکار میبرند. هماهنگی میان این سه رابطه به شرایط زمانی و مکانی بستگی دارد و مستمر نیست. (دریفوس، رابینو،1382 :355تا356) ویژگی چنین برداشتی از فوکو سبب میشود که زمان و مکان و در واقع شرایط تاریخی عنصر اصلی در بررسی همه موضوعات باشد و هیچ موضوعی امکان جدا شدن از زمینه خود را نداشته باشد. قدرت در چنین رویکردی مولد است و هدفش تنظیم فزاینده امور در همه حوزهها به منظور حفظ آسایش است که با عنوان «قدرت مشرف بر حیات» از آن نام برده میشود. هر چند که فوکو به قدرت فراتر از نهادهای دولت میپردازد ولی معتقد است دولت در جوامع معاصر شکلی از قدرت است که همه اشکال دیگر روابط قدرت به نحوی به آن باز میگردد.(دریفوس، رابینو،359:1382) در راستای نگرش سیاسی این پژوهش قدرت تنها در قالب قدرت سیاسی بررسی خواهد شد چرا که سایر روابط قدرت در جامعه تاثیر خود را در قدرت سیاسی نمایانگر میکند.
در شناخت تبار قدرت در ایران دو عامل سطنت ایرانی و خلافت اسلامی دخیل هستند، در تلفیق این دو، حکوتهای غیر شیعی به بار مینشیند که بر پایه زور و تغلب و اطاعتخواهی مطلق بنا گذاشته شدهاند، به نظر میآید از آنجا که بررسی مفهوم اجماع به عنوان مفهومی از دانش فقه در روش تبارشناسی فوکو باید در بستر روابط قدرت و در پیوند با آن بررسی شود، گریزی به دیدگاه فوکو از دید تقسیمبندی قدرت در شرق خالی از لطف نیست. فوکو در مقاله ای به مقایسه دولت در یونان و شرق میپردازد و به درستی توضیح میدهد که تلقی مردمان خاور از سلطان به مثابه چوپان و شبان با تصورات یونان و روم متفاوت است. به نظر او هرچند تصوراتی شبیه به برداشت حاکم همانند شبان مراقب گله در متون منسوب به هومر و برخی آثار افلاطون نیز دیده میشود و عکس آن نیز در برخی منابع شرق ذکر شده اما اغلب متون و آثار سیاسی در مشرق رئیس حکومت را چوپان شبان مراقب رمه دانستهاند در صورتی که منابع یونان نوعاً مغایر با چنین تصوری است.
به نظر فوکو رواج تصور از حاکم به عنوان شبان و رعیت چون رمهای از گوسفند نتایج مهمی در زندگی این مردم داشتهاست، از جمله این نتایج ایجاد ذهنیت دوگانه از روابط بین حاکم ـ‌ رعیت است که در یک سوی آن گله کثیری از انسانهای کمخرد و رمهای ناتوان از تدبیر و در سمت دیگر حاکم مدبر و هوشمندی که فقط صورت انسانی دارد اما بسیار فراتر از انسان و گویی از جنس دیگر است. رعیت ناگزیر به اطاعت است و سلطان محفوف به هاله ای از قداست و اولوهیت، رعیت طبعا متکثر و راعی به ضرورت واحد است. اما چنین تمایزات حاکم و رعیت هم در ایران و شرق و هم در یونان وجود داشت که به نحوی در یونان و عربستان دچار گسست و فروپاشی میشود.(فولادوند، 74تا 107 : 1377)
با ظهور اسلام در ایران ریشه های سلطنت ایرانی در خلافت اسلامی جذب شد. ازدواج عقیده اسلامی با سلطنت ایرانی موجب تولد اقتدارگرایی در عقلانیت سیاسی مسلمانان شد. این تلفیق ظهور عصبیت نوینی را بر دو پایه عصبیت قومی ایرانیان و عصبیت دینی تدارک دید که عصاره آن در سلطنت اسلامی‌ـ‌ ایرانی انعکاس یافت. قبض و بسط تعامل اندیشه سلطنت با عقیده اسلامی موجب استخدام تفکر اسلامی در بستر قدرت مطلقه خصلت اجرایی به خود نگرفت و موجب بهره برداری سلطنت قرار گرفت و منجر به برداشت اقتداری از متون دینی شد.(احمدوند،‌ 108:1384)
فیرحی سه ویژگی برای سلطنت اسلامی معرفی می کند که این سلطنت را از نوع نظامهای قدیمی ایرانی آن متمایز می کند اما با تلفیق یا سلطنت ایرانی باعث ساخت اقتدارگرای قدرت می شود:
سلطنت اسلامی بر زور و غلبه استوار است: به دست آوردن سلطنت بر اساس زور و غلبه بوده و تغلب نیز به طور طبیعی بر عصبیت و نیروی نظامی منبعث از آن متکی بود و سلطان بی ارتش و شمشیر ممکن نبود. سلطان در اندیشه دوره میانه دو هیبت متمایز دارد: نخست چهره و هیبت فردی او که همانند دیگر انسانهای جامعه او را ملتزم به احکام مذهبی و تکالیف شرعی میکرد و سلطان به اعتبار التزام یا عدم التزام به احکام بر یا فاجر شناخته میشد. دومین چهره را که می توان «هیبت سلطانی » نامید که با تکیه بر قوه قاهره نظم و امنیت عمومی را برقرار میساخت و به اعتبار همین چهره

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی انقلاب مشروطه، تبارشناسی، روابط قدرت، آزار جسمی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اجتماعی و سیاسی، اندیشه سیاسی، جامعه اسلامی، نظام پادشاهی