پایان نامه با واژگان کلیدی ذهن آگاهی، مبتنی بر ذهن، شناخت درمانی، درمان دارویی

دانلود پایان نامه ارشد

پویایی به جریانهای درونی به عنوان علل اختلالات اضطرابی توجه دارد، اما به جای تأکید بر تمایلات، نیازها و انگیزهها معتقد است که افراد اطلاعات کسب کرده را تعبیر و تفسیر میکنند و از آنها در حل مسائل زندگی استفاده میکنند. دیدگاه شناختی به طور کلی به افکار و راه حلهای فعلی شخص بیش از تاریخچه فردی توجه دارد. بدین معنی که تاریخچه شناختی فرد، نگرشها و حال و اکنون به عنوان علل اختلالات اضطرابی مورد توجه واقع می شوند (آزاد، 1389). در این درمان به مراجع کمک میشود تا افکار خودکار یعنی تصاویر یا افکاری را که برانگیزاننده اضطراب هستند، بشناسد. منطق و باورهای غلطی را که در زیر بنای این افکار قرار دارند، مشاهده کند و اعتبار آنها را بیازماید. وقتی بیمار به تدریج به نادرست بودن افکار و باورهای خود پی میبرد، انتظار میرود که کمتر مستعد دیدن خطر در جایی باشد که خطر وجود ندارد ( دادستان، 1389).
2-1-4-1-4- نظریه روان پویایی
در دیدگاه روان پویایی علت اختلالات اضطرابی به تعارضهای درونی و تکانههای ناخودآگاه نسبت داده می شود. ( آزاد، 1389). فروید معتقد بود اضطراب، هشداری از وجود یک خطر در ناخودآگاه است. ( سادوک و سادوک، 1388).
کمک به مراجعان به منظور درک و حل رویدادهای گذشته، محور اصلی این شیوه درمانگری است. این درمانگران با استفاده از شیوههایی مانند تداعی آزاد و تفسیرهای کم و بیش القاکننده کوشش میکنند تا مراجعان را در بازشناسی کشانندههای عمقی، نیازها و تعارضهایی که در زیر بنای هیجانها و رفتارهایشان قرار دارد، یاری دهند و انتظار دارند که این هشیاری به بهبود آنها منجر شود ( دادستان، 1389). در این دیدگاه بیمار به سوی بصیرت حاصل کردن از تعارض های درونی که ریشه این اختلالات محسوب می گردند، راهنمایی می شود. ( آزاد، 1389).
2-1-4-1-5- نظریه انسانگرایی
بر اساس نظریه انسانگرایی، محیطی که تمایلات انسان را برای گام برداشتن به سوی شکوفایی خود تحریک می کند، موجب گسترش اضطراب در فرد میشود (آزاد، 1389). اضطراب از تلاشهای فرد برای زنده ماندن و حفظ کردن و دفاع از وجود خویش ناشی میشود ( کری، 1391).
هدف اصلی این درمانگران، کمک به مراجع به منظور آزمودن خویش است تا بدین وسیله بتواند به گرایشهای فطری خود اعتماد کند و در مواجهه با خویشتن آسوده خاطر و صدیق باشد. این متخصصان بر این باورند که بدین ترتیب، اضطراب یا دیگر نشانههای نابهنجار روانشناختی فرد کاهش خواهند یافت ( دادستان، 1389).
2-2-پژوهش های پیشین
2-2-1- بررسی پژوهشهای تأثیرگذاری درمان (MBCT) ) بر کاهش اضطراب و افسردگی
تا کنون در پژوهشهای چندی موضوع تأثیرگذاری درمان ( (MBCT) ) بر کاهش اضطراب و افسردگی مورد بررسی قرار گرفته است. از جمله: غلامرضا رجبی (1393)در مقاله: « اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن بر کاهش افسردگی و افزایش رضایت زناشویی زنان متاهل» بیان می دارد که اين نوع درمان منجر به کاهش افسردگی و پايداری اثر درمان در زمان ‌شد. همچنين، منجر به افزايش رضايت زناشويی در گروه آزمايش نسبت به کنترل (پس آزمون) شده اما در خصوص رضايت زناشويی در گروه آزمايش در مرحله پس آزمون نسبت به مرحله پی‌گيری تفاوتی بدست نيامد، که آن را می توان به محدود بودن اين پژوهش به نمونه‌های زن نسبت داد، زيرا مؤلفه رضايت زناشويی متغيری چند بعدی است که در ثبات و تغيير آن، همسر فرد نيز تاثير دارد.
بیرامی(1392) در مقاله: «اثربخشی ( (MBCT) ) در کاهش اضطراب و افسردگی دانش آموزان دبیرستانی» اثر بخشی این درمان بر کاهش معنادار افسردگی و اضطراب نشان داده می شود. در این پژوهش های روان درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان یک حالت ارتقاء  دهنده تفکر خودآگاهی برای بهبود بهزیستی در نظر گرفته می شود.
کویکن و همکاران ( 2008 .م) در پژوهشی تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را در جلوگیری از عود افسردگی با درمان داروی ضد افسردگی مقایسه کردند. در این مطالعه میزان عود افسردگی در گروه دریافت کننده (MBCT) همراه با درمان دارویی 47% و در گروهی که تنها داروهای ضد افسردگی دریافت می کردند (60% ) بود. نتایج حاکی از این بود که درمان (MBCT) در کاهش علایم افسردگی، علایم روانپزشکی همبود با افسردگی و همچنین بهبود ابعاد جسمی و روانشناختی کیفیت زندگی مؤثرتر از درمان دارویی است. همچنین شواهد این پژوهش در یک پیگیری 15 ماهه نشان داد که درمان(MBCT) به همراه دارو درمانی میزان عود را در افرادی که سه یا دوره های بیشتر افسردگی را تجربه کرده اند، در مقایسه با دارو درمانی به تنهایی کاهش می دهد.
پژوهش سهرابی و همکاران (1391)، نشان داد که این درمان در کاهش شدت علایم وحشتزدگی تأثیر مثبت دارد. در مطالعهای که توسط آذرگون و همکاران (1388)، بر روی دانشجویان انجام شد، در نمرات حاصل از پرسشنامههای افسردگی و نشخوار فکری گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده گردید.
اسكلمن (2004 .م) دانشجویان دانشگاه پنسيلوانيا را به طور تصادفي به دو گروه آزمايشي و شاهد تقسيم كرد و با هدف پيشگيري از اضطراب و افسردگي آنها را تحت آموزش ( (MBCT قرار داد. پس از يك دوره يكساله پيگيري، شركت كنندگان در دورة آموزشي نسبت به گروه شاهد به طور معنا داري اضطراب و افسردگي و نگرش هاي ناكارآمد كمتري داشتند.
تحقيق تيزديل و همكاران (2000.م) در مورد تأثير(MBCT) بر پيشگيري از بازگشت افسردگي است. که اثر بخشی درمان بر کاهش میزان عود مورد تائید قرار گرفت.
مطالعه مروري ايوانووسكي و مالهي روي ( 1966 .م) نشان میدهد كه مداخلات مبتني بر حضور ذهن در درمان افسردگي، اضطراب، اختلالات شخصيت مرزي، روان پريشي و رفتارهاي خودكشي مؤثر است.
شارما، ماو و سادهیر192(2012 .م) در پژوهشی تأثیر درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی را بر روی بیماران دارای اختلالات اضطرابی مورد بررسی قرار دارند. در این مطالعه سه بیمار با اختلال فراگیر و یک بیمار با اختلال هراس در مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج این این پژوهش نشان داد که (MBCT) بر کاهش علایم هیجانی و شناختی اضطراب، نگرانی و نگرش های ناکارآمد این بیماران مؤثر است.
ایوانس، فراندو، فیندلر، استول، اسمارت و هاگلین193 (2008 .م) در پژوهشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را برای افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر194 (GAD) بکار بردند. شرکت کنندگان شامل شش نفر زن و مرد ( 36 تا72 ) ساله بودند. نتایج این تحقیق نشان داد که (MBCT) یک درمان قابل قبول و مؤثر برای کاهش اضطراب و علایم خلقی است و آگاهی از تجارب روزمره را افزایش می دهد.
ما و تیزدل (2004.م ) ، در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که (MBCT ) خطر عود را در پنجاه نفر از بیماران که سابقه سه دوره یا بیشتر افسردگی را داشتند از 78 % به 36 % کاهش می دهد. تیزدل و همکاران (2000 .م) اثرات ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی را روی میزان بازگشت افسردگی در گروه بزرگی از بیماران مبتلا به افسردگی اساسی که درمان دارویی دریافت می کردند، بررسی نمودند و نتایج حاکی از بازگشت کمتر افسردگی در بیماران دریافت کننده (MBCT) در مقایسه با دریافت کنندگان درمان متداول (TAU) در یک دوره پیگیری یک ساله بود.
ری و کریگی(2008 .م) در مطالعه ای تأثیر (MBCT) را بر روی نمونه بیست و شش نفری در بیماران روانپزشکی سرپایی بررسی کرد. نتایج این مطالعه نشان داد(MBCT) ) یک درمان قابل قبول و معتبر است و با کاهش معنادار علایم استرس، افسردگی و اضطراب و بهبود کیفیت خواب و عزت نفس و همچنین افزایش آگاهی روزمره همراه است.
امیدی، محمدی، زرگر و عکاشه (1392) در یک مطالعه نیمه آزمایشی به مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی تلفیقی، با درمان شناختی و درمان شناختی-رفتاری کلایسک، در کاهش نگرش های ناکارآمد بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی پرداختند. در این تحقیق بیماران به طور تصادفی در سه گروه سی نفره شامل (MBCT)، ( (CBTو درمان متداول (TAU) قرار گرفتند و در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از مصاحبه بالینی ساختاریافته، آزمون نگرش های ناکار آمد و آزمون افسردکی بک ارزیابی شدند. نتایج حاکی از آن بود که گروه تلفیقی و گروه (CBT) در مرحله پس آزمون، کاهش معنی داری در نگرش های ناکارآمد و میزان افسردگی نشان دادند، درحالی که در گروه (TAU) که درمان دارویی صرف برای آنها انجام شد تفاوت معنی داری بین مراحل پیش آزمون و پس آزمون مشاهده نشد.
سهرابی، جعفری فرد، زارعی و اسکندری(1391)، در پژوهشی که بصورت مطالعه موردی انجام شد به بررسی اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اختلال هراس پرداختند. نتایج نشان داد که این درمان در کاهش شدت علایم هراس تأثیر مثبت دارد و درصد بهبودی برای بیمار به میزان ( 4/72 ) بدست آمد و این اثرات در دوره پیگیری هم تا میزان زیادی باقی می ماند.
در مطالعه ای که توسط آذرگون، کجباف، مولوی و عابدی(1388)، با هدف تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر کاهش افسردگی و نشخوار فکری در دانشجویان انجام شد، در نمرات حاصل از پرسشنامه های افسردگی و نشخوار فکری گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده گردید.
در پژوهشی کاویانی، حاتمی و شفیع آبادی(1387) اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را بر افزایش کیفیت زندگی در افراد افسرده غیر بیمار مورد بررسی قرار دادند. بدین منظور سی دانشجو که نمراتشان در آزمون افسردگی بک پانزده و بالاتر بود انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. نتایج این پژوهش نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، کیفیت زندگی را افزایش و افسردگی را کاهش می دهد.
کاویانی ، جواهری و بحیرایی (1384) در تحقیقی اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش و پیشگیری از افکار خودآیند منفی، نگرش ناکارآمد، افسردگی و اضطراب را برروی شصت و پنج دانشجوی دختر ساکن خوابگاه بررسی کردند. یافته ها نشان داد که روش ذهن آگاهی در کاهش افسردگی، اضطراب، نگرش ناکارآمد و افکار خودآیند مؤثر است و همچنین این روش می تواند در پیشگیری از افسردگی و اضطراب مفید باشد.
محمدخانی و همکاران (1390)، در پژوهشی به بررسی مقایسه اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن، درمان نوین شناختی رفتاری مبتنی بر پیشگیری و درمان معمول بر علائم افسردگی و سایر علائم روان پزشکی در بیماران مبتلا به افسردگی پرداختند. نتایج حاکی از آن بود که هر دو درمان، مبتنی بر حضور ذهن و درمان شناختی رفتاری بصورت معناداری در کاهش علایم باقی مانده افسردگی و همچنین سایر علایم روان پزشکی بیماران مؤثر بودند. به ویژه میزان اثربخشی هر دو درمان در ارزیابی های پیگیری شش ماهه در مقایسه با درمان دارویی نشان داده شد.
iشهرستانی و همکاران (1391)، اثربخشی شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود ابعاد استرس ادراک شده ناباروری و شناخت های غیر منطقی در زنان نابارور تحت درمان (IVF ) را مورد بررسی قرار دادند.در این پژوهش مشخص شد آموزش شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود ابعاد استرس ادراک شده و شناخت های غیرمنطقی مربوط به فرزندآوری در زنان نابارور تحت درمان با لقاح خارج رحمي مؤثر است.
2-2-2- بررسی پژوهش های شیوع اختلالات روان پزشکی در بیماران آسم
در پژوهشهای مختلفی شیوع اختلالات روانپزشکی از قبیل اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به آسم مشاهده شده است.از جمله مطالعات کلولی و همکاران (2001.م) در پژوهشی بر روی این بیماران نشان دادند که 46% از بیماران شرکتکنندۀ در پژوهش به اختلالات روانپزشکی مبتلا هستند که 78% از این افراد نشانههای اضطراب و 65 % نشانههای افسردگی را گزارش کردند.
مطالعات وزیری یزدی و همکاران(1385) نشان میدهد که افسردگی در بیماران آسم بیشتر از افراد عادی جامعه است و وجود افسردگی با سابقۀ ابتلا به بیماری آسم رابطه مستقیم دارد.
در مطالعات لویی و همکاران ( 2005 .م) میزان شیوع

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ذهن آگاهی، مبتنی بر ذهن، رفتار درمانی دیالکتیک، حضور ذهن Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی پیش آزمون، علائم جسمانی، مبتنی بر ذهن، شناخت درمانی