پایان نامه با واژگان کلیدی ذهن آگاهی، مبتنی بر ذهن، بیماران مبتلا، شناخت درمانی

دانلود پایان نامه ارشد

1- ……………………………………………………………………………………………………………………………………78
شکل 4-2- …………………………………………………………………………………………………………………………………80
شکل 4-3- …………………………………………………………………………………………………………………………………82
فهرست نشانه های اختصاری ……………………………………………………………………………127

فصل اول: مقدمه

1-کلیات
بیماری آسم 1یکی از رایجترین بیماری های مزمن دستگاه تنفسی است که شیوع و بروز چشمگیری دارد. طبق بررسی های انجام شده پنج درصد از کل جمعیت جهان مبتلا به آسم هستند (لویس2، 2000 .م). در حال حاضر در سطح جهان سی صد میلیون بیمار مبتلا به آسم وجود دارد و پیشبینی میشود تا سال ( 2025 .م) به این جمعیت صد میلیون نفر دیگر افزوده شود. میزان شیوع آسم در ایران حدود) 5/5 % ( است. (حیدرنیا، انتظاری، معین، محرابی و پورپاک، 1386).
آسم بیماری التهاب مزمن مجاری تنفسی است که «باعث حساسیت بیش از حد و تولید مخاط در راههای هوایی تنفس میشود (برانوالد3، 2001.م ). این بیماری ابعاد مختلف زندگی بیماران را تحت تاثیر قرار میدهد و باعث محدودیت فعالیت آنها میشود. این مسئله باعث بروز مشکلات روانی مثل اضطراب و افسردگی و اندوه در بیماران میشود (یکتا طلب و انصارفرد، 1393). از عوامل سبب ساز این بیماری میتوان از عوامل ژنتیکی، آلرژنها، عفونتها و عوامل روانشناختی اشاره کرد (هریسون4، 2000.م ). در چهارمین ویرایش کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی( DSM IV_TR )، آسم به عنوان یکی از بیماریهای روانتنی5 طبقه بندی شده است که از عوامل روانشناختی اثر میپذیرد (کاپلان و سادوک،6 2002 .م) .
دیدگاههای رایج در باره این بیماری بر این باور هستند که آسم دارای سه بعد جسمانی، روانی و اجتماعی است ( یلولس7وکلوسی، 1990.م 8). ارتباط آسم و عوامل روانشناختی چندین سال است که مورد توجه قرار گرفته است. ( کلولی9 و کوکران10 2001 .م). یافتههای عینی فراوانی وجود دارد که نشان میدهد؛ عوامل روانشناختی در تشدید یا بهبود آسم موثر هستند (هریسون، 2000 .م).
.م ). با توجه به این نکته که عوامل روانشناختی از قبیل اضطراب، افسردگی و استرس، محرک بیماری آسم هستند ( جانسن11 ، ورلدن12، پیتر13، ون دایت14و ون دربرگ 15،2009 .م) محققان درمانهای روانشناختی را برای کنترل علایم و نشانههای این بیماری مورد مطالعه قرار دادهاند،از جملۀ این مداخلات درمانهای شناختی هستند ( ریتز16 ، استفان 17، دی وایلد18و کاستا19، 2000 .م) مانند: بازسازی شناختی ( بری20، تئودور21 ،پاتوا22، مارجیانو23، ارلیک24 و همکاران، 2003 .م)، درمانهای رفتاری ( کوهن25، 1975 .م)، بیوفیدبک26 ( بری و همکاران، 2003 .م)، مدیریت استرس ( تاسمن27 ، زیتز28، بریستول29و تیلور30، 2011.م )، درمان شناختی و رفتاری مدیریت استرس ( لیندن31، 2005 .م) که تاثیرات مثبتی را در بهبود وضعیت بیماران مبتلا به آسم نشان داده اند.
پیوند ذهن و تن در بیماری آسم جایگاه ویژهای دارد. این پیوند در میان انواع درمانهای شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بیماریهای روان تنی به طور وسیعی مورد استفاده قرار گرفته است.
هر چند تاكنون درمانهاي دارويي و روانشناختي مختلفي براي درمان اختلالات افسردگي و اضطرابي توسعه داده شده و اين درمانها در كارآزماييهاي مختلفي اثرات قابل قبولي را نشان داده اند اما در اكثر موارد، اين درمانها در جلوگيري از عود بیماری مؤثر نبودهاند و بيماران با علائم باقيماندۀ اختلال مانند؛ تداوم فكر مضطرب كننده در کشاکش ميمانند ( هافمن32 ،سایر33و ویت34، 2010 .م).
در سال( 1992 .م) تيزديل و ويليامز از دانشگاه ولز و سگال از تورنتو رويكرد جديدي برای درمان، پيشگيري و جلوگيري از عود افسردگي تبيين كردند كه بر اساس آن بين شناخت، هيجان و ذهن موقعيتي ارتباط وجود دارد، در نتيجه يك رويكرد درمان شناختی مبتني بر ذهن آگاهي ارائه گرديد که ترکیبی مبتکرانه از فاکتورهای شناخت درمانی و برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی35 (MBSR) است. ( تیزدیل و همکاران، 2000 .م ) و (کابات زین، 1990 .م).
شناخت درماني مبتني بر ذهن آگاهي شامل راهبردهای رفتاری و شناختي و فراشناختي ویژهای است که برای متمرکز کردن فرآیند توجه مورد استفاده قرار می گیرد که باعث جلوگيری از عوامل ایجادکنندۀ خلق منفي، فکر منفي، گرایش به پاسخهای نگران کننده می شود و در نهایت باعث رشد دیدگاه جدید و شکلگيری افکار و هيجانهای خوشایند ميشود ( سگال، تیزدیل و ویلیامز، 2002 .م).
از دیرباز شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی36 در علم پزشکی و روانپزشکی به عنوان یکی از شیوههای درمانی غیر دارویی برای درمان اختلالات افسردگی و اضطرابی مورد توجه بوده است ( کابات زین37،1990.م ) و (تیزدیل38، ویلیامز39، سگال40و سلبی41، 2000.م ) و امروز نیز این نوع درمان شناختی به طور روزافزونی مورد توجه قرار گرفته است. روشهای درمانی مختلفی بر اساس ذهن آگاهی شکل گرفته است که در آنها از عناصر ذهن آگاهی یا همان حضور ذهن برای درمان استفاده میشود. این مکتب درمانی نوعی درمان کوتاه مدت است و به صورت گروهی اجرا میشود و به بیمار کمک میکند که نسبت به احساسات بدنی و افکار و هیجاناتشان آگاهی پیدا کنند و با استفاده از چالش با احساسات و باورهایشان در روابط خود با دیگران تغییر ایجاد کنند.
از روشهای درمانی که براساس عناصر ذهن آگاهی شکل گرفتهاند در درمان برخی اختلالات جسمانی استفاده شده است. مثلا درمان مبتنی بر پذیرش برای درد مزمن ( مک کراکن42 و واول 432005.م )، تمرینات ذهن آگاهی در بیماری فیبرومیالژیا44(مورگان45، رانسفورد46، مورگان47، دریبان48و ونگ49 2013 .م) استفاده شده است. این درمان میتواند برای بیماران مبتلا به آسم نیز مورد استفاده قرار بگیرد.
-2-1بیان مسئله
آسم یک بیماری مزمن است که 5% جمعیت جهان را شامل میشود(لویس، 2000 .م) و بیش از (40% ) مبتلایان حداقل یک بار در سال به علت حملات آسمی بستری میشوند و به عنوان یک بیماری روان تنی شناخته شده است. در پژوهشهای مختلفی شیوع اختلالات روانپزشکی از قبیل اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به آسم مشاهده شده است. (کلولی و همکاران، 2001 .م) در پژوهشی بر روی این بیماران نشان دادند که ( 46% ) از بیماران شرکتکنندۀ در پژوهش به اختلالات روانپزشکی مبتلا هستند که ( 78% ) از این افراد نشانههای اضطراب و ( 65 % ) نشانههای افسردگی را گزارش کردند.
مطالعات نشان میدهد که افسردگی در بیماران آسم بیشتر از افراد عادی جامعه است و وجود افسردگی با سابقۀ ابتلا به بیماری آسم رابطه مستقیم دارد (وزیری یزدی، دهستانی و سلطانی، 1385). در مطالعات دیگر میزان شیوع اضطراب در بیماران آسم، (16% تا 25% ) و میزان افسردگی آنان ( 4% تا 41%) گزارش شده است ( لویی50،کارتیر51، لابرکوا52، باکن53، لمیر54و مالو55، 2005 .م).
مطالعات نشان داده که بیماران مبتلا به آسم حداقل به یک نوع بیماری روانی مبتلا هستند (فلدمن56، سیدیک57، مورالز58، کامینسکی59و لهرر60، 2005.م ). همچنین مطالعات بر روی ( 386 ) بیمار مبتلا به آسم نشان داده که به علت اختلال در عملکرد فردی و وجود مشکلات روانی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم پایین آمده و کیفیت زندگی به صورت نامطلوب و نسبتا مطلوب برآورد شده است (ر.ک: پدرام رازی، بصام پور و کاظم نژاد ،1386).
میزان مرگ و میر در بیمارانی که هم زمان از بیماری آسم و بیماریهای روانشناختی رنج میبرند، بیشتر از افراد مبتلا به آسم بدون بیماری روانی گزارش شدهاست (ر.ک: بونالا61، پینا62، سیلورمن63، امارا64، باست65و اشنایدر66، 2003 .م) .
در پژوهشی که از طریق آزمون ( MMPI67 ) از بیماران آسم نیمرخ روانی گرفته شده، نشان میدهد که؛ ( 42% ) افراد در زیر مقیاسهای این آزمون نمرۀ بالا گرفتهاند (یورک 68، فلمینگ69و شالهام70، 2006 .م). پژوهشها نشان میدهد که استرس و افسردگی از مهمترین عوامل پیشبینی کننده حملات آسم است (شالوئیتز71، بری72، کویین73و وولف74، 2001 .م). همچنین نشان میدهد که سلامت جسمانی بیماران آسم با عزت نفس، اضطراب، افسردگی ، وضعیت جسمانی و هیجانات آنان ارتباط معنادار دارد ( ویلا 75، هایدر76، برتراند77،فالیسارد78، بلیس 79و همکاران، 2003 .م ). پژوهشها نشان میدهد که نشانههای اضطراب و استرس باعث ترشح سایتوکاین80 میشود که این ماده در بدن باعث التهاب نای و بروز حملات و علائم آسم می گردد (لهرر81 ،کاراویداز82، لو83، فلدمن84 ،کرانیتز85 و همکاران، 2008 .م).
با توجه به این نکته که عوامل روانشناختی از قبیل اضطراب، افسردگی و استرس، محرک بیماری آسم هستند (ر.ک: جانسن86 ، ورلدن87، پیتر88، ون دایت89و ون دربرگ 90،2009 .م) محققان درمانهای روانشناختی را برای کنترل علایم و نشانههای این بیماری مورد مطالعه قرار دادهاند،از جملۀ این مداخلات درمانهای شناختی هستند (ر.ک: ریتز91 ، استفان 92، دی وایلد93و کاستا94، 2000 .م) مانند: بازسازی شناختی ( بری95، تئودور96 ،پاتوا97، مارجیانو98، ارلیک99 و همکاران، 2003 .م)، درمانهای رفتاری ( کوهن100، 1975.م)، بیوفیدبک101 (بری و و همکاران، 2003 .م )، مدیریت استرس ( تاسمن102 ، زیتز103، بریستول104و تیلور105، 2011 .م )، درمان شناختی و رفتاری مدیریت استرس ( لیندن106، 2005 .م) که تاثیرات مثبتی را در بهبود وضعیت بیماران مبتلا به آسم نشان داده اند.
پیوند ذهن و تن در بیماری آسم جایگاه ویژهای دارد. این پیوند در میان انواع درمانهای شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بیماریهای روان تنی به طور وسیعی مورد استفاده قرار گرفته است.
هر چند تاكنون درمانهاي دارويي و روانشناختي مختلفي براي درمان اختلالات افسردگي و اضطرابي ارائه شده و اين درمانها در كارآزماييهاي مختلفي اثرات قابل قبولي را نشان داده اند اما در اكثر موارد، اين درمانها در جلوگيري از بازگشت بیماری مؤثر نبودهاند و بيماران با علائم باقيماندۀ اختلال مانند؛ استمرار فكر مضطرب كننده درگیر ميمانند ( هافمن107 ،سایر108و ویت109، 2010).
در سال (1992 .م) تيزديل و ويليامز از دانشگاه ولز و سگال از تورنتو رويكرد جديدي برای درمان، پيشگيري و جلوگيري از عود افسردگي تبيين كردند كه بر اساس آن بين شناخت، هيجان و ذهن موقعيتي ارتباط وجود داشته، در نتيجه يك رويكرد شناختي درماني مبتني بر ذهن آگاهي ارائه گرديد که ترکیبی مبتکرانه و کاربردی ازجنبههای شناخت درمانی و برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی110 (MBSR) است ( تیزدیل و همکاران، 2000 .م) و ( کابات زین، 1990 .م).
پژوهشگران طیف وسیعی از اختلالات جسمی و روانی را با بکارگیری شیوه های درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی درمان نموده اند. نتایج بدست آمده نشان دهنده ی تأثیر بسزای روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در درمان اختلالات خلقی و اضطرابی می باشد(هافمن و همکاران، 2010.م) و (نزو، نزو، ترونزو و مکلور111 ،2010 .م).
ذهن آگاهی توانایی متمرکز نمودن توجه بر تجارب درونی و بیرونی است، که در حال رخ دادن هستند(سالترمن و گلدین112، 2008 .م) و به فرد کمک می کند در حال حاضر آگاه تر باشد و باعث افزایش مشاهده غیر قضاوتی و به دنبال آن کاهش پاسخ های خودکار می باشد(کابات زین113، 2003 .م). ذهن آگاهی توجه فرد را بر زمان حال متمرکز کرده و به فرد کمک می کند که رویدادها را بدون اینکه سعی در تغییر آنها داشته باشد، بپذیرد و با عملکردهای روانی که به صورت خودکار رخ می دهند، مقابله نماید(آلن و نایت114، 2005.م ) در نتیجه به نظر می رسد (MBCT) با متمرکز کردن توجه بر زمان حال، کاهش قضاوت درباره رویدادها و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ذهن آگاهی، مبتنی بر ذهن، شناخت درمانی، یافته های پژوهش Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ذهن آگاهی، حضور ذهن، مبتنی بر ذهن، کاهش استرس