پایان نامه با واژگان کلیدی دوره متوسطه

دانلود پایان نامه ارشد

مادي
عوامل فردي
عوامل اجتماعي
رضايت از وضع مسكن
862/0

رضايت از وضع مالي
775/0

رضايت از محله سكونت
608/0

رضايت از خانواده

804/0

رضايت از ازدواج

722/0

رضايت از وضع سلامتي

670/0

رضايت از اوضاع سياسي

865/0
رضايت از اوضاع اقتصادي

849/0

ملاحظه مي شود كه تحليل عوامل نشانگر تفكيك پديدة رضايت به سه گروه اصلي رضايت مالي، رضايت فردي و رضايت اجتماعي و اقتصادي است. ميانگين رضايت در سه حوزة ياد شده نشانگر آن است كه رضايت در حوزة مالي كمترين ميزان و رضايت در زمينة فردي بيشترين ميزان را برانگيخته است: ميانگين رضايت در حوزة مالي 15/1، حوزة اجتماعي 9/3 و در حوزة فردي 9 است (اباذري وهمکاران،14:1383).
مقولة رضايت از سلامتي از جمله مقولاتي است كه در پيمايش هاي گوناگون انجام پذيرفته و جدول مقايسه اي يافته ها حاكي از افزايش ميزان رضايت از وضع فردي است.

جدول2-9 مقايسة ميزان رضايت از وضع سلامتي در سالهاي 1382- 1353

1353
1375
1379
1382
ناراضي
6
8
1/14
1/7
رضايت نسبي
26
1/19
6/10
8/11
راضي
67
8/72
3/75
1/81
رضايت از وضعيت مالي بيش از سلامتي انتظار مي رود كه در ديدگاه فرد در خصوص وضع عمومي جامعه منشاء اثر باشد. يافته هاي مقايسه اي حاكي از آن هستند كه در اين زمينه نيز با رشد نسبي ميزان رضايت مواجه بوده ايم.

جدول2-10مقايسة ميزان رضايت از وضع مالي در سالهاي 1382- 1353

1353
1375
1379
1382
ناراضي
20
7/11
22
4/19
رضايت نسبي
54
3/45
5/22
3/36
راضي
25
6/42
4/55
3/44

وضع شغلي نيز بي ترديد يكي از عوامل مهم در زمينة رويكرد فرد در خصوص روند عمومي اوضاع است .
جدول2-11مقايسة ميزان رضايت از وضع شغلي در سالهاي 1353، 1379 و 1382

1353
1379
1382
ناراضي
16
1/18
9/18
رضايت نسبي
40
4/24
1/35
راضي
37
4/55
46

داده ها حاكي از افزايش نسبي ميزان رضايت از اوضاع شغلي است.8 ( همان:16-14 ).
پرسش مستقيم در خصوص ميزان رضايت از اوضاع اقتصادي در موج دوم پيمايش ارزشها و نگرش هاي ايرانيان انجام پذيرفته است كه نتايج آن به شرح زير است:

جدول2-12ميزان رضايت از اوضاع اقتصادي
ميزان رضايت
فراواني نسبي
كم
5/70
تا حدودي
25
زياد
6/4

پرسش مستقيم در باب ميزان رضايت از اوضاع سياسي كه در موج دوم پيمايش انجام پذيرفته نشانگر ميزان رضايت نسبي پاسخگويان است.

جدول2-13ميزان رضايت از اوضاع سياسي در سال 1382
ميزان رضايت
فراواني نسبي
كم
4/37
تا حدودي
2/47
زياد
4/15
(همان: 19 ).

عوامل زمينه اي مؤثر بر ميزان رضايت
رضايت فردي
در مجموع به نظر مي رسد كه جنسيت و سن تا حدودي بر متغير رضايت فردي اثر مي نهند. زنان كمتر از مردان احساس رضايت مي كنند و با افزايش سن بر ميزان رضايت از اوضاع فردي افزوده مي شود. ميان متغير تحصيلات و رضايت از اوضاع فردي نيز ارتباط مستقيمي وجود دارد. با افزايش تحصيلات رضايت از اوضاع فردي افزايش پيدا مي كند.
ميزان رضايت فردي به حسب تحصيلات 9 X=13/185 sig = 0/000 V = 0/060
(همان:21 ).
رضايت مالي
در زمينة رضايت مالي، جنسيت اثر معني داري دارد. اگر در اين زمينه اوضاع مالي به نحو اعم مورد توجه قرار گيرد زنان بيش از مردان احساس رضايت از اوضاع مالي دارند.
21X= 49/392 sig = 0/000 V = 0/104 ( همان:21 )

جدول2-14 سطوح رضايت مالي بر حسب گروههاي نسلي ( پيمايش 1382)

جوان
ميانسال
سالمند
رضايت
1/16
8/21
2/25
رضايت نسبي
8/32
3/38
8/43
عدم رضايت
1/51
3/39
31

X= 103/275 sig = 0/000 V = 0/106

جدول2-15سطوح رضايت فردي بر حسب گروههاي تحصيلي( پيمايش 1382)
فوق ليسانس و دكتري
ليسانس
ديپلم و فوق ديپلم
راهنمايي و دبيرستان
ابتدايي
بي سواد

6/9
4/15
8/15
2/18
6/26
2/35
رضايت
1/30
1/33
4/35
7/36
1/30
2/36
رضايت نسبي
2/60
5/51
7/48
1/45
3/33
7/28
عدم رضايت
(همان:22 ).
اثر عامل توسعه يافتگي مناطق شهري
…. مقايسة يافته ها حاكي از آن است كه در حوزة رضايت فردي چندان تفاوت معناداري ميان اين دو گروه از مناطق وجود ندارد به عنوان نمونه در زمينة رضايت مالي، مسكن و محلة سكونت نارضايتي در مناطق توسعه نيافته اندكي بيشتر است اما اين تفاوت به نحوي ضعيف معنادار است.
رضايت از اوضاع اقتصادي
سنجش اثر سكونت در مناطق توسعه يافته يا توسعه نيافته بر ميزان رضايت از اوضاع اقتصادي از جمله محورهاي مهمي است كه مي تواند بازنمايانندة اثر متغير مذكور بر تلقي فرد از اوضاع عمومي باشد(همان:27)
ميزان رضايت از اوضاع اقتصادي بر حسب سطح توسعه يافتگي مناطق كشور ( پيمايش 1382)
X= 54/954 sig = 0/000 V = 0/136
نتايج حكايت از آن دارد كه ميزان رضايت از اوضاع اقتصادي در مناطق توسعه نيافته در حد معناداري بالاتر است. (همان:28)
رضايت از اوضاع سياسي
آيا همراه با رضايت بيشتر از اوضاع اقتصادي در مناطق توسعه نيافته رضايت سياسي نيز در اين مناطق بيشتر است؟ در اين صورت مي توان ميان اين دو الگوي رضايت ارتباطي مستقيم را مفروض گرفت.
X= 83/512 sig = 0/000 V= 0/175
نتايج حكايت از آن دارد كه رضايت از اوضاع سياسي در مناطق توسعه نيافته در حد معناداري بيشتر است.( همان:29 ).
يك انگاره در تفسير تفاوت ميان رضايت فردي و رضايت از فضاي عمومي، به اين نكته است كه اين دو الگوي رضايت، گزارش از تحولات عيني جامعه ايراني مي دهند مطابق با اين الگو بايد تصور شود كه مسير تحولات در جامعه ايران به واقع موجب افزايش رضايت فردي شده است: اقداماتي كه سبب افزايش شاخص هاي توسعه انساني در ايران شده اند عبارتند از افزايش و گسترش تحصيلات و آموزش عالي، گسترش امكان تحرك طبقاتي و اجتماعي و اتخاذ سياستهايي كه عملاً به تقويت طبقة متوسط انجاميده موجبات افزايش رضايت فردي را فراهم ساخته است. اما در كنار اين تحولات، بي ساماني در عرصة مديريتي، تعدد و تكثر الگوهاي ساماندهي فرهنگي و اجتماعي و عدم انطباق سازمان مديريتي كشور با تحولات اجتماعي و فرهنگي سبب شده است كه فضاي عمومي جامعه وضع نامطلوبي بيابد و افزايش جمعيت شهري نيز هر روز به اين فضاي نامطلوب دامن زده است.(همان:33)
….تحولات سياسي اخير و تمايل جناحين سياسي به جلب مشاركت و ناكارآمد جلوه دادن حوزه قدرت رقيب سبب شده است كه همه رسانه ها در اين امر همداستان باشند كه فضاي عمومي جامعه، اوضاع اقتصادي، چشم انداز تحولات در عرصه هاي گوناگون فرهنگي و اجتماعي و سياسي را نگران كننده بنمايانند. مطابق با اين الگو افراد هنگامي كه از وضع فردي خود سخن مي گويند فضاي ملموس خود را وانمايي مي كنند اما هنگامي كه از فضاي عمومي سخن مي گويند كم و بيش بازتاب دهندگان پيام رسانه ها هستند.(همان:34)پس به طور خلاصه مي توان گفت:عواملي كه سبب افزايش “رضايت فردي” مي شود عبارتند از : 1- مهاجرت 2- آموزش 3- گسترش فضاي ارتباطي و رسانه اي.
حقيقتاً هنگامي كه فرد در باب وضعيت فردي خود قضاوت مي كند مرجع و مبناي مقايسه او چيست؟ ظاهراً رويكرد ياد شده مبناي مقايسه را وضعيت پيشين فردي انگاشته است. اما ممكن است مبناي مقايسه در واقع نه وضعيت فردي بلكه وضعيت ديگران باشد. در اين صورت بسياري از عوامل ياد شده نظير مهاجرت و ارتباطات ممكن است فرد را به شبكه هاي ديگري متصل كنند كه فضاي امن و رضايت بخش پيشين فردي از دست برود و در پرتو وضعيت متفاوت ديگران فرد به رغم بهبود نسبي در وضعيت خود از آنچه دارد بيش از گذشته ناراضي باشد. تا حدودي به اين پرسش با كنترل متغير سن مي توان پاسخ گفت. اگر سنين بالا رضايت فردي بيشتري دارند تا حدودي مي توان نسبت به صحت ايده نخست گمان برد و چنين انگاشت كه افراد با ارجاع به وضعيت فردي خود رضايت از وضع خود دارند. اما اگر با افزايش سن ميزان رضايت از اوضاع فردي كاهش يابد در اين صورت ميزان رضايت رويكرد مذكور چندان پاسخگو نخواهد بود(همان: 6-34تلخيص يافته”
2-2-1-7- رضايت از زندگي و مولفه‌هاي آن( عظيمي هاشمي 1382)
اين پژوهش با هدف شناسايي رضايت از زندگي و مولفه‌هاي آن و دينداري و وجوه آن و رابطه بين اين دو متغير دربين دانش آموزان نمونه تحقيق(1200نفر از دانش آموزان دوره متوسطه شهرهاي فردوس و درگز و نواحي 4، 5، 7 مشهد) انجام شد. نمونه گيري طرح خوشه‌اي چند مرحله‌اي و ابزار سنجش پرسشنامه مي‌باشد. يافته‌ها نشان داد 5/42% دانش آموزان نمونه تحقيق از زندگي رضايت زياد دارند و بيش از نيمي از آنان درحد متوسط از زندگي راضي هستند. مقايسه ابعاد رضايتمندي از زندگي در بين دانش آموزان بر اساس مقياس چند بعدي رضايت از زندگي(دوستان، مدرسه، خود، خانواده و محيط زندگي) حاكي از آن است كه بيشترين نسبت نارضايتي دانش‌آموزان از محيط زندگي است…
بررسي توزيع توام دو متغير دينداري و رضايت از زندگي نشان مي‌دهد كه هم تغييري مثبت بين اين دو متغير به وضوح قابل مشاهده است و دينداران از زندگي رضايت بيشتري دارند. روابط همبستگي بين اجزا و مولفه‌هاي هر دو متغير حاكي از آن است كه بعد پيامدي كه ناظر بر اهميت دين در زندگي شخصي و نگاه دين به رضايت، موفقيت، خرسندي، سعادتمندي است. بيشترين وابستگي ( r=33%) را با رضايت از زندگي دارد. (به ويژه بارضايت از خانواده و مدرسه)
يافته‌هاي رگرسيون چند متغيري نشانگر است كه دينداري 13% از تغييرات رضايت از زندگي در بين دانش‌آموزان را تبيين مي‌كند 87% باقي مانده تغيرات رضايت زندگي در بين دانش‌آموزان تابع عوامل ديگر است.همچنين از بين ابعاد چهارگانه دينداري بعد مناسكي در كنار ابعاد سه‌گانه ديگر(اعتقادي، تجربي، پيامدي) تاثير خالص در توضيح رضايتمندي ندارد و بعد پيامدي قوي‌ترين پيش بيني‌كننده رضايت مندي از زندگي در بين دانش‌آموزان تحقيق است (برگرفته از خلاصه طرح). هرچند اين اثرتحقيقي در زمره بهترين آثار تحقيقي موجود در داخل كشور درباره رضايت از زندگي است؛ اما وجود چند نكته نتايج آن را ترديد آميز نموده است.
نكته يكم: ” از لحاظ روش شناسي، تحديد و تصريح مرز ميان متغير مستقل(بعد پيامدي دينداري) ” و متغير وابسته(رضايت از زندگي) كاملاً اساسي است.
به عبارت ديگر متغيرهاي مستقل و وابسته تحقيق بايد كاملاً جداگانه تعريف شوند و هرگز نبايد متغير مستقل(بعد پيامدي دين) با توجه به متغيير وابسته(رضايت از زندگي) تعريف گردد. زيرا در اين صورت، هنگام اندازه گيري روابط بين متغيرها، بخش اعظم واريانس متغير وابسته به وسيله متغير مستقلي تبيين مي‌شود كه قبلاً به شكلي از روي آن ساخته شده است يا به هم مربوط هستند10.
نيز مي‌دانيم كه بعد پيامدي دين درواقع رعايت ديانت در زندگي روزمره به ويژه رفتارهاي غير عبادي است. با توجه به اين دو مطلب در پژوهش مذكور بعد پيامدي دينداري نبايد معطوف به رضايت از زندگي باشد. اين در حالي است كه گويه ” اعتقاد ديني به انسان كمك مي كند كه از زندگي خود راضي باشد”و نيز گويه” اعتقاد ديني عامل مهمي در آرامش روحي رواني انسان است ” (عظيمي هاشمي،1382 :168 ). از پرسشنامه مذكور ناظربه ارتباط بين دينداري و رضايت از زندگي است.
نكته دوم: ايراد وارد بر كار پژوهشي ايشان اين است كه تعريف عملياتي بعد پيامدي دين ناظر به حيطه غالب كنش پاسخگويان نمي‌باشد. مي‌دانيم كه در ارائه تعريف عملياتي، محقق بايد يك چشمش به تعريف مفهومي(و در صورت فقدان, تعريف اسمي يا تحليلي) و چشم ديگرش بايد ناظر به حيطه غالب كنش پاسخگو باشد. توجه به حيطه غالب كنش سبب مي‌شود كه پاسخگو خود را در موقعيتي واقعي تصور كند و راحتتر بتواند در مقابل گويه موضع گيري نمايد. دو مورد از گويه‌هاي مذكور در اين اثر پژوهشي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی احساس عدالت Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سلامت روان، سطح معنادار، بهداشت روان