پایان نامه با واژگان کلیدی دارالفنون، اعتمادالسلطنه، اعتضادالسلطنه، ناصرالدین شاه

دانلود پایان نامه ارشد

این گونه مدارس در زمان محمدشاه تأسیس شد، ولی آموزش همچنان به صورت سنتی و مکتبخانهای انجام میگرفت و هیچ پیشرفتی در آن حاصل نشده بود.
در این دوره “اعطای حق آزادی اعتقادی و حق مالکیت” که تا آن زمان بیسابقه بود، به مردم داده شد و در نتیجهی این حقوق مردم اندکی چشم گشودند و متوجه دنیای پیرامون خود شدند. اظهارتمایل به یادگیری زبان خارجی مخصوصا فرانسه و اشاعه آموزش آن حداقل در بین اطرافیان و سران کشور نیز در این دوره رواج پیدا کرد (ناطق، 1988: 104)
در این دوره در ترویج کتاب تلاشهایی صورتگرفت چنانچه حاج میرزا آقاسی به محمدعلیخان سرتیپ که راهی سفارت پاریس بود فهرستی از کتب علمی و فنی سفارش داد که به ایران بیاورد. این فهرست توسط مسیو ریشارخان تهیه شد و دائرهالمعارف، کلیات پاسکال و دکارت و بوفون و کتب دیگری بود و50 عنوان علمی و تاریخی را در بر میگرفت (همان:243-239).
در نثرنویسی سبک جدیدی به وجود آمد. مقائممقام فراهانی دوم زنده کنندهی نثر فارسی بود. وی نثر فارسی را از تشبهات و افکار سبک هندی بیرون آورد و در نوشتجات خود لغات مانوس مصطلح بکار برد و شالودهی نثرنویسی امروز را پیریزی کرد (مستوفی، 1360: 1/44).

2-2-3- تحولات اجتماعی
در این دوره تحولاتی نیز در زمینهی اجتماعی به وقوع پیوست که باعث تقویت حکومت مرکزی و جامعه شد. در زمان صدارت قائم مقام دوم اصلاحاتی در جهت تحکیم قدرت و ارتش، جلوگیری از اسراف اموال دولتی و مداخله استعمار روسیه و کمپانیهای خارجی صورت گرفت، اما با مخالفت درباریان و بیگانگان مواجه شد و به دستور محمدشاه به قتل رسید. در زمان صدارت میرزا آقاسی توپ ریزی و تفنگ سازی ایران توسعه یافت. در زمان وی انبارهای دولتی ایران پر از توپ و تفنگ و کاغذ بود. چنانچه در دورههای بعد هنوز توپ و اسباب قورخانه ایران همان اسباب و ادوات و آلاتی بود که در زمان او تدارک دیده شده بود (افضلالملک، 1361: 250) در امور کشاورزی رونقی به وجود آمد و آن کشیدن نهری از رودخانه کرج به تهران بود. آوردن این آب به تهران، یکی از کارهای بسیار با ارزشی بود که تهران را به این عظمت رساند (مستوفی، 1360: 1/ 51) در این دوره سکه پول سیاه صد دیناری رواج پیدا کرد که در شیراز به صد دیناری، محمدی میگفتند (همانجا) .
علاوه بر تعلیمات نظامی، محمدشاه به سیاست عباسمیرزا مبنی بر اکتساب مهارتهای صنعتی اروپاییان از طریق دعوت تکنسینهای فرانسوی برای اقامت در ایران ادامه داد. هنگامی که کنت دوسرسی سفیر فرانسه در سال1255ق به ایران آمد کارشناسان مورد درخواست در زمینههای شمعسازی، کاغذسازی، شیشهسازی و نخریسی را به همراه آورد (ناطق، 1988: 112) علاوه برآن یکی از امتیازاتی که محمدشاه در دوره ماموریت کنتدوسرسی در ایران به فرانسویان واگذار کرد، این بود که صنعتگران فرانسوی در آذربایجان به مدت 50 سال از حمایت رسمی برخوردار باشند (همان: 118). تلاش مستمر محمدشاه برای جذب صنعتگران ماهر فرانسوی از این آشکار میشود که محمدعلیخان شیرازی سفیر ایران در فرانسه در سال 1262ق درخواست کرد که دولت فرانسه طیفی از صنعتگران فرانسوی را به ایران اعزام کنند (آدمیت1340: 42-41).
در دوران محمدشاه اگرچه تلاشهایی در جهت تقویت دولت مرکزی و نیز محاکم عرف در مقابل محاکم شرع و روند اعزام دانشجو به خارج صورت گرفت، ولی ناتوانی و ناکار آمدی دولت و کشمکش میان دین و دولت و رقابت و مداخلهی روس و انگلیس سمت و سوی تغییرات را منحرف کرد و اصلاحات را در این دوره عقیم گذاشت.

2-3-تحولاتآموزشی،فرهنگی و اجتماعی در دورهی ناصری:

پس از مرگ محمدشاه قاجار، پسر وی ناصرالدین شاه (1313-1264ق) به سلطنت رسید. در مدت پنجاه سال سلطنت وی، تغییرات عمدهای در جامعه به وقوع پیوست و گامهای بلندی در جهت اصلاح و ترقی جامعه توسط برخی از وزیران اصلاح طلب وی برداشته شد.

2-3-1-تحولات آموزشی
تأسیس دارالفنون در سال 1268ق نقطهی عطف مهمی در تاریخ تحول آموزش ایران بود. این مدرسه به عنوان نخستین موسسهی آموزشی به سبک جدید که دولت بانی آن بود، نشانگر درک فزایندهی نیاز به اصلاح آموزشی بود که به عنوان جزئی از اصلاحات آغاز شده بود. این مدرسه به قصد آمادهسازی کادرهای حکومتی تحصیلکرده و لایق اجرای اصلاحات اداری و مواجهه با چالشهای دیپلماتیک جدیدی که بر اثر تماس با اروپا بروز میکرد، تأسیس شد. تصمیم امیرکبیر به تأسیس این مدرسه هم از نیاز آموزش داخلی ناشی میشد، هم از برداشت او از مزایای حاصل از نفرستادن دانشجویان به خارج. امیرکبیر بر این عقیده بود که سیاستی که عباس میرزا و محمدشاه با استخدام مشاوران نظامی خارجی و اعزام گروهی برگزیده دانشجو به خارج دنبال میکردند برای تربیت تعدادی دانشجو، ناکافی است (آدمیت،1348: 211) و همچنین وی ترجیح میداد به مشاوران خارجی اعزامی به ایران متکی نباشد. و در ضمن نگران تأثیر سیاسی و فرهنگیای بود که تحصیل در اروپا بر دانشجویان اعزامی به خارج داشت. نگرانی امیرکبیر با استخدام معلمان اتریشی برای کار در دارالفنون تا حدی برطرف شد. علت انتخاب معلمان اتریش یکی به خاطر بیطرفی سیاسی اتریش بود و دیگری به خاطر دستاوردهای علمی نظامی بلند آوازهاش بود (محبوبی اردکانی، 1370: 1/259)، اما قبل از تأسیس دارالفنون امیرکبیر از کار برکنار شد و با مرگش دارالفنون حامی اصلی خود را از دست داد.
تحول عمدهی آموزشی ایران دراین دوره از سال 1275ق شروع شد. در این سال نخستین وزارتعلوم تشکیل شد و میرزا علیقلی اعتضادالسلطنه که قبلا ریاست دارالفنون را داشت، وزیر علوم شد. در زمان وی معارف ایران ترقی کرد و در این زمینه اقدامهای انجام گرفت. در سال 1275ق تلگراف در ایران تأسیس شد و وزارت تلگراف ضمیمهی وزارت علوم شد و در سال 1280ق در دربار ایران ادارهی مخصوصی به نام دارالترجمه تأسیس شد و در سال بعد مدرسهی نقاشی مجانی توسط میرزا حسن نقاشباشی تأسیس شد.
میرزا علیقلی اعتضادالسلطنه در زمان ریاستش در دارالفنون، اصلاحات آموزشی را آغاز کرد که شامل: گسترش نقش کارگاهها، جذب کردن دانشآموزان دیگری مخصوصا از اهل حرفه و تجار، فراهم آوردن نیازمندیهای عمومی آموزشی، ایجاد یک برنامهی آموزشی ثابت و نظام اعطای گواهینامه، بود. اما این اصلاحات انجام نگرفت؛ چرا که وضع موجود سیاسی، شغلی، فرهنگی از بسیاری از جهات مورد تهدید قرار میگرفت. در واقع اعتضادالسلطنه میخواست برای مقامهای دولتی معیارهای آموزش به وجود بیاورد و به لحاظ نظری میخواست دارالفنون مروج پیشرفتها بر اساس شایستگی به جای روابط خانوادهگی باشد، اما چون اصلاحات آموزشی وی بنیادی بود مورد مخالفت قرارگرفت و نتیجهی آن کاهش عمومی کیفیت آموزشی در دارالفنون و کارکرد روز افزون تزیینی آن به عنوان نهادی درباری بود (رینگر، 1381: 102-99).
در طی دو دهه از زمان عزل امیرکبیر تا صدارت سپهسالار کیفیت نظام آموزشی کشور با کاهش رو برو شده بود، اما با صدارت حاج میرزا حسینخان مشیرالدوله در سال 1288ق اصلاحات آموزشی دوباره آغاز شد. وی خواستار اصلاحات آموزشی مطابق الگوی عثمانی بود و به دفعات از استانبول نامههایی به وزیر امور خارجه و شاه در خصوص تأسیس مدارس به سبک عثمانی، به منظور قادر ساختن ایران در عرصهی سیاست، نوشت (آدمیت،1340: 59-58)، اما برنامهی آموزشی او نسبت به برنامهی آموزشی امیرکبیر، یعنی تربیت کادرهای برگزیده نظامی و اداری، تغییر اساسی نکرد. در این زمینه چندین مدرسه تخصصی تأسیسکرد و تحول آموزشی که صورت گرفت، این بود که تأکیدی که بر رشتههای نظامی در دهههای قبل بسیار شدید شده بود، جای خود را به تمرکز بر علوم، زبانهای اروپایی و پزشکی داده بود. با این حال اصلاحات آموزشی سپهسالار نیز مورد مخالفت قرار گرفت و متوقف شد.
ناصرالدینشاه در اواخر سلطنت خود نسبت به تحول و رفورم بیعلاقه بود در حالیکه در اوایل سلطنتش نسبتا مترقی و لبیرال بود (لمبتون، بی تا: 7). وی به خاطر مخالفت صاحبمنصبان و علما، نسبت به اصلاحات متمرکزسازی احساسخطرکرد و در پشتیبانی از اصلاحات محتاطتر شده بود. او اصلاح آموزشی را نامطلوب تلقی میکرد و مایل نبود آموزش به سبک اروپایی در ایران اشاعه یابد. بنابراین افراد اصلاح اندیش به این نتیجه رسیدند که اصلاحات در ایران در زمان ناصرالدین شاه بدست نخواهد آمد و از سال 1305ق تا پایان سلطنت ناصرالدین شاه به بعد هیچ اقدام محسوسی از جانب دولت برای اصلاح آموزشی به عمل نیامد.
با وجود رکودی که در تحول آموزشی در اواخر سلطنت ناصرالدینشاه به وقوع پیوست، اما نیروی محرک تحول آموزشی به تدریج در حال رشد بود. تأسیس یک مدرسه در تبریز از سوی رشدیه در سال 1305ق نشانگر رشد تحول آموزشی بود. این امر نشانهی انتقال انگیزهی اصلاحی از سطح دیوانی به سطح شهروندان غیر دولتی بود (رینگر ، 1381: 173).

2-3-2- تحولات فرهنگی
در مقایسه با نیمهی اول قرن سیزدهم، درعهد ناصرالدینشاه تحولاتفرهنگی چشمگیرتر بود. بسیاری از تحصیلکردههای خارج پس از برگشت به ایران، با انگیزههای گوناگون کوشیدند دیدهها و شنیدههای خود را به گوش هم وطنان خود برسانند و خود نیز مصدر برخی از کارها شدند، هرچند بیشتر آنان کاری مطابق با تحصیلاتشان پیدا نکردند. چندین روزنامه در داخل و خارج از کشور تأسیس شد که برخی از آنها به ویژه روزنامههای خارج از کشور در روشنگری سهم بسزایی داشت. در این هنگام روزنامههایی که در ایران به چاپ میرسید، به لحاظ نظارت شدیدی که بر مطبوعات اعمال میشد، اجازه نداشت دربارهی سیاست چیزی بنویسد و نوشتههای آنها منحصر به اخبار کشوری و موضوعات ادبی بود، اما در خارج از کشور روزنامههای گوناگونی به فارسی به چاپ میرسید که از آن جمله میتوان به قانون در لندن، اختر در استانبول، حبلالمتین در کلکته اشاره کرد. این روزنامهها به صورت قاچاق به ایران وارد میشد و در میان مردم منتشر میگردید و اندیشههای همگانی را بر ضد دولت بر میانگیخت (بیانی، 1375: 3 23). نهادهای فرهنگی چون وزارت علوم با کیفیتی بسیار نامطلوب و محدود تأسیس یافت. در سال 1290ق مدرسهی مجانی به اسم مکتب مشیریه برای تدریس زبانهای خارجه به مدیریت محمدحسنخان اعتمادالسلطنه در تهران تأسیس شد و در این سال کتابخانهی سلطنتی نیز تأسیس شد. در سال 1291ق اولین سالنامهی ایران به ریاست اعتمادالسلطنه منتشر شد. در سال 1293ق نخستین مریضخانه به سبک جدید به ریاست دکتر میرزا علیاکبرخان نفیسی ناظمالاطباء تأسیس شد و در همین سال مجلس حفظالصحه و ادارهی پست به ریاست حاج میرزا علیخان امینالدوله تأسیس شد. اولین تئاتر ایرانی به کمک محمدحسن خان اعتمادالسلطنه و میرزا علیاکبر خان مزینالدوله تأسیس شد و در همان سال مجلسی به نام مجلس تألیف کتاب رجال که بعدها به اسم تألیف نامهیدانشوران معروف شد، تأسیس شد. در سال 1293ق مدرسهی دولتی دیگری در تبریز تأسیس شد که دومین مدرسه به سبک جدید در ایران بود در سال 1297ق آبلهکوبی در تمام شهرهای ایران عمومی شد. در سال 1300ق مدرسهی نظامی اصفهان با نام مدرسهی همایونی و در سال1302ق مدرسهی نظامی تهران را تأسیس کردند (اعتمادالسلطنه، 1363: 1/164-149). توجه خاصی که در این مدت به معارف شد انتشار نخستین مجلات علمی بود. روزنامههایی به نام روزنامهی ملی، روزنامهی نظامی، روزنامهی علمی که وزارت معارف ایران عهدهدار آن بود منتشر شد.
در این زمان اروپاییان از دولت ایران اجازه یافتند در بسیاری از شهرهای ایران مدارس پسرانه و دخترانه تأسیس کنند. در سال1277ق مدرسهی سنلوئی تهران توسط لازاریستها تأسیس شد. در سال 1282ق مدرسهی دخترانهی خواهران سن ونساندوپل در ارومیه، سلماس، تبریز، اصفهان دایر شد. و همچنین در سال1289ق مدرسهی پسرانهی آمریکایی در تهران تأسیس شد. و در سال 1292ق مدرسهی دخترانهی سنژوزف در تهران تأسیس شد (محبوبی اردکانی،1370: 1/367).
اعزام محصل که از زمان فتحعلیشاه و محمدشاه آغاز شده بود در این دوره ادامه یافت و برخی نیز با خرج خود راهی اروپا شدند. اولین گروه اعزامی در این

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تعلیم و تربیت، بیمارستان، گلستان سعدی، زبان فرانسه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نمایشنامه، تعلیم و تربیت، مدارس جدید، اعتمادالسلطنه