پایان نامه با واژگان کلیدی خلیج فارس، فرهنگ و تمدن، دولت عثمانی، مدارس جدید

دانلود پایان نامه ارشد

از زمان صفویه به بعد بود که این پیوندها گسترش یافت. به دنبال قدرت گرفتن دولت عثمانی، که سدی میان ایران و اروپا بود؛ ایران احساسکرد برای تقویت نیروی نظامیخود لازم است با اروپاییان پیوندهایی برقرار کنند و اروپاییان نیز، علاوه بر هدفهای سیاسی مختلف، احساس کردند که برای رویارویی با دولت عثمانی بهتر است با کشور ایران رابطه برقرار کنند تا بتوانند به این وسیله به هدفهای سیاسی و نظامی خود در آسیا دست یابند (حائری، 1367: 141).
نخستین کشور اروپایی که در روزگار صفویان با ایران رابطه برقرار کرد پرتغال بود، که این رابطه چندان دوستانه نبود و تعرض و یورش از سوی آنان به جزایر خلیج فارس را همراه داشت. فرانسه، روسیه، هند و بریتانیا نیز از جمله کشورهایی بودند که با صفویان ارتباط برقرار کردند. به طور کلی از زمان شاهعباس اول بود که اروپاییان بیش از پیش پایشان به ایران باز شد و نمایندگانی نیز از ایران به کشورهای اروپایی فرستاده شد. این سفرها به ایرانیان فرصت میداد تا پیشرفتهای حاصل از جنبش رنسانس و اصلاحات انجام گرفته در اروپا را از نزدیک مشاهده کنند و مزایای آن را به دولت خود سفارش کنند. برخی از آنها نیز دیدهها و شنیدههای خود را طی سفرنامههایی به آگاهی درباریان و رجال روشنفکر میرساندند (همانجا).
در دورهی قاجاریه، تقریبا از اواسط سلطنت فتحعلیشاه به بعد بود که آشنایی ایرانیان با تمدن و فرهنگ اروپایی گسترش یافت و آمد و رفت با اروپاییان و کشورهای همسایه بیشتر شد. مسافران، بازرگانان، ماموران حکومتی، که به هندوستان یا کشورهای اروپایی میرفتند، نیز ارامنهی ایران و عثمانی و قفقاز، که سالها در ممالک اروپایی مانده بودند و به آموختن چند زبان موفق شده بودند، به بسط پارهای از اصول تمدن جدید اروپایی در ایران کمک کردند.
در اینجا برای آشنا شدن با برخورد ایرانیان نسبت به پدیدههای نو تمدن غربی، مخصوصا نهادهای آموزشی آنها به نمونههایی از دیدهها و شنیدههای سفرکردهها که بیشتر در قالب سفرنامه آورده شده است اشاره میشود:

3-1-1- عبداللطیف شوشتری
وی در سال 1172ق در شوشتر به دنیا آمد و تحصیلات خود را نزد عموی خود سیدمرتضی آغاز کرد و در جوانی به مسافرت در شهرهای ایران، عراق و برخی از کشورهای خلیج فارس پرداخت. در سال 1202ق به هندوستان سفر کرد و در مدت اقامت خود در هند سفرنامهای به نام “تحفه العالم” را نوشت. سرانجام در سال 1220ق در حیدرآباد دکن وفات یافت. (شوشتری،1363: 12-11). دراین سفرنامه که بیشترحاصل شنیدههایش میباشد از نگارش و چاپ کتاب، روزنامه،آزادی قلم، در هندوستان خبر داده است و از مدارس جدید و دیگر دستاوردهای نو آموزشی در کشورهای اروپایی نمونههایی آورده است. وی در این زمینه مینویسد :
حکما بعد از غلبه بر آن نواحی مقرر کردهاند هفتهای دو روز در یکجا جمع شوند و هرکسی از هرکاری هرچه به خاطر دارد بیان کند تا پایه و اساس پیشرفت در کارها مستحکم شود. در همهی امور از سلطنت و حکمرانی گرفته تا صنایع دستی و بخاطر رفاه و آسایش مردم کتابهایی چاپ کردهاند و برای هر گروهی از اصناف به اندازه نیاز کتابهایی دادهاند حتی به پیشهوران و مکتبداران برای تربیت پسران و دختران که باهم به مکتب میروند. در بنگال هم چاپ کتاب رونق دارد و در این زمینه کارخانههای عالی ساختهاند. علاوه بر چاپ کتاب، روزنامههایی نیز که اخبار مملکت را در آن چاپ شده، منتشر کردهاند که همهی مردم از حوادث مملکت آگاه شوند و کسی که به این کار میپردازد آزاد است و از او بازپرسی نمیشود ( همان: 263-262). وی از مراکزی که در لندن ساخته شده نیز سخن میگوید و مینویسد: «سیصد و پنجاه کلیسای عالی از سنگ مرمر و یشم و عقیق با مهارتی تمام در اصل لندن ساختهاند و مدارس، دارالشفا، سقاخانه و قهوه خانههای بیشمار است» (همانجا).
3-1-2- آقا احمد بهبهانی (کرمانشاهی )
وی در سال 1191ق در کرمانشاه متولد شد. علوم مقدماتی را نزد پدر و برادرش فرا گرفت و سپس در بیستسالگی برای ادامهی تحصیل عازم عتبات عالیات شد و در آنجا به مدت پنجسال به تحصیل خود ادامه داد. سفرهایی به عراق، قم و غرب ایران داشت. در سال 1219ق به هندوستان رفت. در مدت اقامتش با اوضاع و احوال آنجا آشنا شد و از احترام بلندپایگان انگلیسی برخوردار شد. سپس در سال 1225ق به ایران بازگشت و در سال 1235ق در سن 44سالگی وفات یافت (بهبهانی، 1372: 6).
وی کتابهای زیادی نوشته است که “مرآت الاحوال جهان نما” یکی از آنها است. این کتاب آگاهیهای سودمندی در اختیار خواننده میگذارد. وی در این کتاب از نوآوریهای غربی مانند صنعت چاپ و حکومت دموکراسی سخن گفته است. یکی از نوآوریهایی مورد توجه آقای احمدکرمانشاهی، بنیانگذاری آموزشگاههای نو و آموزش دانشها و حرفههای نو و حتی رایگان برای فقرا بوده است. وی در مورد یکی از مدارس هندوستان مینویسد:
در کلکته مدارسی ساختهاند و از هرگروهی چه مسلمان و انگلیسی در آنجا مشغول به تحصیل هستند و علما و معلمین از هر علم و هرگروه انتخاب کردهاند و مواجب آنها تمام داده میشود. و از محصلین هرکس که صاحب ثروت است مخارج او بر عهدهی خودش و مخارج فقرا رایگان میباشد. در این مدارس کتابهایی عالی و مرغوب نوشتهاند و علاوه بر اینها رسالههایی در باب معیشت، طریقهی زنداری و شوهرداری، نجاری، آشپزی، جراحی، بنایی، نقاشی، کشتیسازی و حکومت نوشتهاند وحتی تصاویر آنها نقاشی شده است که به محض دیدن مطلب را دریافت کنند. در این مدارس از گروه انگلیسیها هرکس که به زبانهای مختلف آگاهی داشته باشد او را به خدمت میگیرند و از گروه مسلمانان نیز اگر کسی ترقی کنند او را به عنوان قاضیالقضات و مدرس انتخاب میکنند. به دلیل این توجه ویژه است که در این زمان مردان صاحب علم بسیار شدهاند (همان:2/515)

3-1-3- ابوالحسن خان شیرازی (1190-1262ق)
در شیراز متولد شد. وی خواهرزادهی ابراهیمخان اعتمادالدوله شیرازی و پسر محمدعلیخان بود. او به واسطهی بستگی به اعتمادالدوله مدتی حاکم شوشتر بود و بعد از گرفتاری و کشته شدن صدراعظم و بستگانش به مدت چهار سال به هندوستان رفت. سپس به ایران بازگشت و درشیراز به منصب یساولی حسینعلی فرمانفرما منصوب شد. وی در سال 1224ق به دستور فتحعلیشاه به عنوان سفیر به لندن فرستاده شد (بامداد، 1347: 1/ 35). نزدیک به یک سال و نیم در آن سرزمین به سر برد. پس از بازگشت به ایران دیدهها و شنیدههای خویش را که سراسر با حیرت بود، در سفرنامهای به نام حیرتنامه سفرا نوشت. وی در مدت اقامت در لندن از بنیادهای علمی، صنعتی، فنی، اجتماعی و سیاسی انگلیس دیدن کرد و بسیاری از شیوههای نو آن کشور را به دقت مطالعه کرد (حائری،1367: 280). وی در سفرنامهاش از مدارس انگلیس یاد کرده و دربارهی یکی از مدارس آن کشور آورده است:
«شاهزادهی دوم انگلیس برای تربیت اطفال یتیم، مربیان زن و مرد استخدام کرده است و به آنان علوم و فنون و سپاهیگری میآموزند. کودکان از هفت سالگی وارد مدرسه میشوند. و در این آموزشگاه عدهای از ارباب صنعت جمع شده و هرکدام به این کودکان فنی و حرفهای میآموزند. به غیر از اطفال خانهی مذکور، هفتهزار کودک در شهر انگلیس در محلات گوناگون تحت نظر مربیان تربیت میشوند و تمام هزینههای این مدرسه را شاه میپردازد» (ابوالحسنخان شیرازی، 1364: 264).

3-1-4-میرزا صالح شیرازی
وی فرزند حاج باقر کازرونی و متولدکازرون است. از نخستین دانشآموختگان ایرانی بود که در سال 1230ق به دستور عباسمیرزا برای تحصیل به انگلستان فرستاده شد. پس از یادگیری زبانهای انگلیسی، فرانسوی، تاریخ، طبیعیات و آموختن فن چاپ در سال 1234به ایران بازگشت. و در این فاصله سفرنامهی خود را نوشت. وی از میان گروههای اعزامی به خارج از جمله کسانی بود که در معرفی فرهنگ و تمدن غربی نقش مهمی داشته است. میرزا صالح شیرازی محصلی تیزبین و علاقهمند به فرهنگ و تمدن جدید که در سفرهای خود به روسیه و لندن، پدیدههای نو آن از جمله مدارس کشورهای پیشرفته را به دقت نگریسته و در سفرنامهاش از آنها یاد کرده است. وی در سفرنامهاش از مدارس روسیه چنین یاد کرده است:
« ازجمله ابنیه مسکو، مدارس آن است. یکی از آنها ابنیهی الیزابت سلطان روس است. ششصد طلبه مشغول به درساند. بیست و سه مدرسه دارد … به دانشجویان خوراک و لباس داده میشود و پول آن را شاه میپردازد. تا زمانی که دانشجویان در رشتهی تحصیلی خود کامل نشدهاند از مدرسه بیرون نمی روند. و آنگاه که میخواهند آنان را به کاری بگمارند، نخست از همهی دانشجویان امتحان به عمل میآید چنانچه نشان دهند کامل شدهاند آنان را مرخص میکنند و کسان دیگری را به جایشان میپذیرند. هر ششماه یکبار از آنها امتحان به عمل میآید. درسهایی که در این مدرسه میخوانند اینها هستند: علم الهیات، که علم مذهب است، فلسفه و طبایع، تواریخدانی، علم مساحی، علم حساب، معماری، قلعهسازی، علم توپخانه، و…. علاوه بر این درسها زبانهای یونانی، روسی، فرانسوی، انگلیسی، اتریشی، ایتالیایی و ترکی و تاتاری هم میخوانند و دو سه مدرسهی دیگر دارد که اهالی شهر مخارج آن را پرداخت میکنند» (میرزا صالح شیرازی ،1347: 83-82)
وی از مدرسهی پترزبورگ نیز سخن به میان میآورد و نوشته است که اطفال امرا و بزرگان روسیه در این مدرسه تربیت میشوند. وی مینویسد: در هرشهری مدارس جدید تأسیس شده است که هزینههای آنها را اهالی پرداخت میکنند. دربارهی مدارس دخترانه نیز نوشته است که کاترین دوم به مدارس سرکشی میکند و از وضع تحصیل آنان جویا میشود و در صورت پیشرفت شاگردان به آنان انعام داده و مواجب معلمین را زیاد میکند (همان: 146)
میرزا صالح شیرازی در سفرنامهی خود ضمن توضیح در مورد بندر کرنستهی در مورد مدرسه آن مینویسد:
«مدرسهای جهت اطفال ساختهاند که درس علم کشتیسازی و ناخدایی و هدایت کشتی و جنگ دریا را به اطفال یاد میدهند. همیشه در میانه سیصد الی چهارصد طفل در مدرسهی مزبور مشغول به تحصیل هستند. در وقت پنج سالگی اطفال را به مدرسه آورده، الی هفده سالگی در مدرسه شب و روز آنها را نگاه داشته در هنگام زمستان معلمین به موجب برنامهی مفصل آنها را تربیت میکنند» (همان : 119).
در واقع میرزا صالح شیرازی در معرفی اصلاحات در روسیه به وضوح آموزش را رکن مهمی در توانایی نظامی روسیه میداند. او به مدارسی که در روسیه از آنها دیدن کرده، توجه زیادی نشان میدهد و برنامهی آموزشی، بدنهی دانشآموزی و نظم و انظباط آنها را توضیح میدهد (رینگر،1381: 69).
اقامت طولانی میرزا صالح در انگلستان به او فرصت داد تا دریافتهای خود را از توانمندی اروپا پالایش دهد؛ زیرا که برخلاف روسیه که دریافتکنندهی علم و فنآوری اروپایی بود، انگلستان سرچشمهی اصلی دانش جدید به حساب میآمد. اقامت شیرازی در انگلستان وهمینطور تحصیلات خودش دردانشگاه آکسفورد، برایش فرصت مشاهدهی دقیق و نزدیک از نظام آموزشی انگلستان را فراهم کرد. سفرنامهی او پر از توصیف موسسات آموزشی، شامل مدارس ابتدایی و متوسطه، مدارس دولتی و خصوصی، دانشگاهها، مدارس نظامی، دانشکدههای پزشکی وکتابخانههاست. وی ضمن توصیف خود از مدارس انگلستان، روی اجباری بودن آموزش ابتدایی تأکید دارد و خاطر نشان میکند که تامین آن وظیفهی دولت به حساب میآید (رینگر،1381: 71-70) نکتهای جالب توجه در سفرنامه میرزا صالح شیرازی وجود دارد و آن این است که وی در مورد ارزشی که انگلستان برای آموزش قائل است، تأکید میکند که گرچه تأمین تحصیلات دانشگاهی برای دختران و پسران پرهزینه است، اما انگلستان آن را ارزنده و به صرفه میداند (همانجا). وی در این زمینه مینویسد: «در چنین ولایتی که تربیت اولاد را به این سعی و زحمت کنند ، البته بعد از این که هر دختر و یا پسری که در مجالس حاضر میشوند ، در هر کمال کامل هستند .» (میرزا صالح شیرازی ، 1347: 345)
میرزا صالح ضمن سفر به انگلستان از مدرسههای آن شهر نیز یاد کرده است و در این باره مینویسد : « در لندن مدرسه بیشمار است و در برخی از آنها کودکان ویژهای تربیت میکنند. در یکی از مدارس خیریه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی مدارس دخترانه، تعلیم و تربیت، مدارس جدید، انقلاب مشروطه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی زبان فرانسه، جلفای اصفهان، ادبیات فرانسه، ناصرالدین شاه