پایان نامه با واژگان کلیدی خانواده گسترده، علامه طباطبایی، تعدد زوجات، اجتماعی و سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

طبیعت بشر خوانده میشود مساله تک همسری یا مقابله با تعدد زوجات است. چیزی که در دوران گذشته و مخصوصا صدر اسلام کسی با آن نه تنها مشکلی نداشت بلکه از طرف همه پذیرفته شده بود.
4-2-2-3- داشتن خانواده برای مرد نفع داشت
نویسندگان مکتب تشیع سپس ادامه میدهند در گذشته خانواده برای مرد نفع داشته، زیرا در خانواده گسترده امورات با کشاورزی میگذشته است و فرزندان به کمک پدر میشتافتند و زنان استقلال اقتصادی نداشتند. به نوعی نویسنده به سوگ احتضار مردسالاری نشسته است و از دوران اقتدار بیچون و چرای مردان سخن میگوید. گویی با قدرت یافتن زنان هویت مردی روبه افول است.
«خانوادها و جوامع سابقاً به امر کشاورزی اشتغال داشتند و زندگی آنها سابقاً به حالت اجتماع ممکن بود.(46)
سابقاً از نظر صرفه جویی و تدبیر امر منزل، برای یک مرد بسیار مفید و لازم بود که زن و بچه داشته باشد»( احمد سعیدی، 1338: 47)
4-3 چه اتفاقی افتاد
اتفاقات رخ داده در نشریه مکتب تشیع به دو قسمت غرب و ایران تقسیم میشود. ابتدا به شرح اتفاقاتی که در غرب رخ داده پرداخته میشود و سپس اتفاقات رخ داده در ایران بیان میگردد.
به نظر نویسندگان مکتب تشیع غرب مکانی پر از بیبندوباری، شهوت و فساد دانسته میشود که باید از سرنوشت شوم آن عبرت گرفت، جایی که بینان خانواده متلاشی شده است، به نام آزادی به زنان و مردان حقوق برابر داده شده و زنان همچون مردان به کارهای بیرون از خانه پرداخته و از وظایف اصلی که مادری است باز ماندهاند و فرزندان خود را به مهدکودک یا پرستار سپردهاند، با اختلاط زن و مرد آتش شهوت در غرب زبانه میکشد و هر روز بر تعداد فرزندان نامشروع و تعداد پرورشگاهها افزوده میشود.
نویسندگان مکتب تشیع برآنند که غربیها و دنیای استعمار قوانین اسلام را وارونه جلوه داده و به اسلام تهمت تحجر میزنند. همچنین در کمین ارزشهای ما هستند. آنان با عنوان اتفاقات تلخی که در غرب رخ داده هشدار میدهند که در صورت پذیرش منشور حقوق بشر و دادن حقوق مساوی به زنان و مردان و تغییر قوانین فقهی از جمله؛ تعدد زوجات، ریاست پدر در خانواده، حق طلاق مردان و غیره ما نیز به همان مشکلات غربیها دچار خواهیم شد.
بر طبق جدول شماره(5) ستون ب اتفاقاتی که موجب نگرانی نویسندگان مکتب تشیع شده عنوان میشود.
4-3-1 . غرب
نویسندگان مکتب تشیع برآنند که غربیها اسلام را نشناختهاند و آنچه آنان از اسلام ترویج میکنند یک نوع سیاهنمایی از اسلام است. آنان اظهار میکنند گرچه غرب در ظاهر از نظر صنعتی پیشرفته است اما از لحاظ فرهنگی روبه اضمحلال و فروپاشی میرود. نویسندگان این نشریه با نشان دادن غرب به مکانی پراز فساد و متلاشی شدن خانواده و تباهی مردان ، زنان و کودکان برآنند که این اتفاقات با ورد و پذیرش مفاهیم غرب در کشور ایران نیز خواهد افتاد. و غربیها در کمین ارزشهای ما هستند. آنان میخواهند جلوی اتفاقات مشابه غرب که در کشور ایران در حال رخ دادن است گرفته شود. اتفاقی که در غرب تحت عنوان آزادی زنان و تساوی حقوق زن و مرد افتاده و موجب شده زنان از خانه بیرون آمده و آزادانه در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی همچون مردان شرکت کنند.
4-3-1-1- سیاه نمایی غربیها از حقوق زن در اسلام
نویسنده مکتب تشیع اظهار میکند که حقایق اسلام توسط غربیها به اشتباه تبلیغ و فهمیده شده است:
«زن در اسلام در حال اسارت و محرومیت کامل از حقوق اجتماعی زندگی کرده، از آزادی اراده و عمل بی بهره و در ارث و شهادت نصف یک مرد میباشد( انهم اسماً نه عملاً) زن باید پیوسته در خانه زندانی بوده و از نعمت سواد و کتابت بی بهره بوده باشد، و اگر احیاناً به اقتضای ضرورت بیرون رود باید خود را در چادر سیاهی بپیچید که پس و پیشش تمیز داده نشود.».( علامه طباطبایی،1338 :18)
نویسنده تصور و تعریفی که غربیها از اسلام دارند را تحریف و کذب میداند و اسلام را از چنین رفتار و دیدگاهی نسبت به زن مبرا میداند. در قسمت قبل و ستون الف گفتیم اسلامگرایان بر آنند که زن تا قبل از اسلام استقلال نداشته و مطیع مرد بوده و اسلام به زن آزادی عمل و اراده داده است. در ستون ب و متن بالا، نویسنده به این سخن غربیها که زن در ارث و شهادت نصف یک مرد میباشد اعتراض دارد و این قانون را فقط اسماً میداند. عبارت اسماً به این دلیل است که اسلامگرایان سنتی توجیه میکنند با نفقه و مهریه که مرد به زن میدهد این خلاء جبران میشود، همچنین استدلال میکنند ارثی که به مرد میرسد باز زن از آن سود میبرد چون مرد مسئول مخارج خانواده است و اینگونه عدل برقرار میشود. در رابطه با شهادت نیز اینگونه استدلال میشود که زن به دلیل ضعف عقل و احساساتی بودن ممکن است فریب خورده و شهادتش درست نباشد.
نویسنده همچنین برداشت غربیها از موقعیت اجتماعی زنان در اسلام را رد میکند. از جمله، خانهنشینی زنان که با عبارت زندانی شدن در متن عنوان شده، محروم بودن زنان از علم آموزی، زنان فقط در صورت ضرورت میتوانند خانه را ترک کنند و اینکه در اسلام اگر زنان بیرون میروند باید حتماً خود را در چادر بپیچند تا اندام آنها مشهود نباشد.
نویسنده تمام این قضاوتها را از نادانی و ناآگاهی غربیها از حقوق زنان در اسلام میداند. در حالی که همانگونه که در نشریات مسجد اعظم و دوره اول مکتب اسلام دیدیم اسلامگرایان سنتی یکی از علل عمده فساد در جامعه را بیرون آمدن زن و دختر از خانه ذکر کرده و اذعان داشتند که در گذشته دختر آنقدر در خانه مینشست تا سرنوشت دست او را گرفته و راهی خانه شوهر میکرد.
همچنین پس از انقلاب چادر،حجاب کامل معرفی شد و در برخی از ادارات دولتی ورود زنان بدون چادر منع شد. این در حالیست که بقول نویسنده مکتب تشیع چنین برداشتی از اسلام غلط و اشتباه است.
4-3-1-2- غرب در حال فروپاشی است
نویسندگان مکتب تشیع غرب را در عین پیشرفت صنعتی از لحاظ فرهنگی در حال فروپاشی میبینند. غربیها با آزادی زنان و تساوی حقوق زن و مرد باعث اختلاط زن و مرد و شعله ور شدن آتش شهوت شدهاند. آتشی که به نظر نویسندگان این مجله دامن خودشان را قبل از همه گرفت و باعث رسوایی در بالارفتن آمار طلاق و جنایتهای جنسی و افزایش کودکان بیسرپرست و ازدیاد پرورشگاهها شده است. بنیان خانواده با کار کردن زن در بیرون از خانه و از بین رفتن ریااست مرد در خانواده سست شده و خانواده معنای خود را از دست داده است. علل فروپاشی غرب در ادامه ذکر میشود.
4-3-1-3- از هم پاشیدن خانواده
نویسندگان مکتب تشیع تغییر شکل خانواده در غرب را از مقتضیات زندگی صنعتی و ناشی از انقلاب صنعتی میدانند.
« در این صد سال اخیر؛ در دنیای جدید تغییرات مهم میخواهد اجتماع خانوادگی را متلاشی سازد، این امر برای عقلا و دانشمندان باعث نگرانی عظیم شده است(سعیدی،1338: 44)
(شکل خانوادها). حالا در غالب کشورها به کارهای صنعتی که لازمه آن زندگی انفرادی است مبدل شده» .( سعیدی،1338 :46)
نویسندگان این نشریه از این تغییر شکل خانواده استقبال نکرده و نگرانی خود را از زبان عقلای غرب بیان میکنند. آنان تغیرات رخ داده را به ضرر خانواده دانسته و سویه اصلی این داستان را به سمت زنان گرفته و اظهار میکنند با وجود اینکه مردها وقت زیادی را در کارخانه و به دور از خانواده به سر میبرند زنان نیز با اشتغال خود در بیرون از خانه کانون خانواده را از هم پاشیده و دیگر ریاست مرد در خانواده معنای خود را از دست داده و نزدیک به اضمحلال است. متن اینگونه نابودی خانواده در غرب را به تصویر میکشد:
«در زندگی صنعتی امروز دنیا غالب آن مشترکات زندگی تغییر یافته کارهای صنعتی شوهر را از زن و فرزندان خود در ساعات زیادی که در کارخانه؛ یعنی خارج از منزل کار میکند جدا میسازد اطفال بیشتر اوقات خود را در مدارس می گذرانند،تعلیمات مذهبی از دست پدر و مادر بیرون رفته و به دست کلیسا و عمال دینی افتاده است. فعالیت اجتماعی و کشاکشهای زندگانی که هر کس را برای رفع احتیاجات ضروری به هر سو میکشاند و میدواند او را از خانه و لانه خود دور ساخته. از هر پنج مادر یکنفر با اطفال وابسته به او در خارج از خانه ها استخدام شدهاند، زنان شوهردار بیش از زنان مجرد، در موسسات نظامی مشغول کار شدهاند. با این وضع اعضاء خانواده بر سبیل اتفاق ممکن است با هم زندگی کنند و پیش هم باشند. ولایت یا ریاست خانواده در شرف از میان رفتن است».(سعیدی،1338: 47 )
متن در سوگ خانواده گسترده و سنتی است. زمانی که تمام تعالیم از سوی پدر و مادر به کودک انتقال پیدا میکرد و زنها مادر، همسر و خانهدار بودند و در جایگاه راستین خود یعنی خانه حضور داشتند. اکنون زنان بیشتر از آنکه مادر و همسر باشند در بیرون از خانه مثل مردها کار میکنند و حتی زنان در موسسات نظامی مشغول کار شدهاند. فرزندان بیشتر وقت خود را در مدارس میگذرانند و تعالیم مذهبی را از کلیسا میآموزند. اعضا خانواده کمتر همدیگر را میبینند و ریاست پدر در خانواده که مسئول جمع کردن اعضاء به دورهم است در شرف از میان رفتن میباشد. متن نگاه منفی به این نوع زندگی دارد، زندگی که بنظر نویسنده هویت ریس خانواده یعنی پدر را از میان برده است.
4-3-1-4- از میان رفتن ریاست پدر
هویت پدر در زندگی سنتی بیشتر با عبارت ریس گره خورده است. فردی که رهبری یک گروه را به عهده دارد و دستوراتش از طرف بقیه اعضا پذیرفته و اجرا میشود. او مسئول تامین مخارج خانواده و تصمیمگیرنده نهایی برای زندگی همه اعضا خانواده است.
متن برآن است حضور زن در بیرون از خانه و دست برداشتن از شغل خانهداری هویت پدر و ریس خانواده را با خطر نابودی مواجه کرده است. و دیگر کسی در خانواده در جایگاه اصلی خود نیست:
«دکترkaneرئیس قسمت امور اجتماعی دانشگاهnoterdame میگوید وظیفه پدری در یک خانواده، دیگر از میان رفته و مانند شغل زین و یراق سازی برای اسبان یا نعلبندی برای بعضی از حیوانات چارپا شده است. مادران از شغل سابق خود در امر خانهداری دست برداشته اند».(سعیدی،1338: 47)
4-3-1-5- دادن حق طلاق به زنان
نویسندگان مکتب تشیع برآنند که غرب به سمت افراط و تفریط میرود. روزگاری طلاق را قانونی نمیدانست و اکنون حق طلاق را به زنان داده است و همین امر موجب سرسام آور شدن آمار طلاق در غرب و عاملی برای متلاشی شدن خانواده گردیده است:
«ملل متمدنه و دولتهای قانونی جهان در اثر بردن رنجهای زیاد و کشمکشهای طولانی بالاخره ناچار شده و طلاق را قانونی شناختند و در عین حال چون زمام طلاق را مستقیماً هم به دست زن و هم به دست شوهر داده اند بالارفتن سالیانه آمار طلاق( و خاصه طلاقی که با تقاضای زنان انجام می گیرد) اندام این دولتها را به لرزه در آورده و هر گاه و بیگاه درصدد چاره جوئی بر می آیند»..(علامه طباطبایی، 1338 :29)
متن از تغییر قوانین غرب به نفع زنان استقبال نکرده و آن را مایه متلاشی شدن خانواده و جامعه میداند. و مشکل را در دادن حق طلاق به زنان عنوان میکند، زیرا زنان بیشتر از مردات تقاضای طلاق میدهند.
4-3-1-6- افزایش بیبندوباری
نویسندگان مکتب تشیع ادامه میدهند که در غرب با خارج شدن زن از محیط خانه و اختلاط با مردان فساد تمام جامعه را گرفتار کرده است:
«دنیای غرب آتش شهوت را با اختلاط بیبند و بار زن و مرد تحت عنوان آزادی و تساوی حقوق، آنچنان برافروخته و میدان وسیعی در مدرسه و اداره و کارخانهها و اردوگاهها و پارکها و پلاژها برای اشباع غریزه جنسی، باز کرده است که قریباً دنیا را در کام خود فرو خواهد برد.»(موسوی زنجانی،1341: 36)
نویسندگان این نشریه که انسان را موجودی شهوانی دانسته و عقل را نیز در مهار آن ناتوان میدانند معتقدند محیط عمومی مختص مردان است و زنان با شرایط خاصی از جمله حجاب اجازه حضور در آن را دارند تا اینگونه جلوی غول شهوت گرفته شود و مردان از گناه در امان باشند.
نویسندگان این نشریه ادامه میدهند در غرب با عنوان آزادی و تساوی حقوق زن و مرد این حریم شکسته شده و با اختلاط زن و مرد آتش شهوت در همه جا زبانه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی علامه طباطبایی، تعدد زوجات، جامعه بشری، انسان کامل Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تعدد زوجات، حقوق زنان، حقوق اجتماعی، مدرنیزاسیون