پایان نامه با واژگان کلیدی خارج از خانه، حقوق زنان، مصرف کننده، مسئولیت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

فرامیخواند که دلیل این همه تغییر در زنان و این سبک لباس و آرایش چیزی جز خودنمایی نمیتواند باشد و زنان فقط به دنبال دلربائی از مردان بیگانه در کوچه و بازار بوده و منظورشان نیز از آزادی همین است. نویسنده تصویری از زنی که نماد عینی شهوت است به خواننده میدهد و زنان بیحجاب را متهم به فساد درجامعه و دلربایی مردان و عرضه داشتن خود میکند.
رضا شاه برای نمایش مدرنیزاسیون خود زنان را وادار به گذاشتن کلاه و پوشاندن دامنهای مینی و برداشتن چادر از سر کرد و اینگونه مفاهیم حکومت خود را ساخت. اکنون از زن میخواهند با تغییر لباس و ظاهر خود مفاهیم نوینی را جایگزین کند و مفاهیم استیلا یافته را متزلزل کند تا هژمونی تازهای سرکار بیاید.
6-2-6 . خطر مسخ فرهنگی در کمین زنان
اتفاق رخ داده این است که زنان خود به دنبال ارزشهای غربی میروند و با قبول فرهنگ غربی اصالت خود را فراموش کردهاند و دچار از خودبیگانگی شدهاند و این از خودبیگانگی را در تغییر زنان در ابعاد مختلف زندگیشان میتوان مشاهده کرد.
«زن مرتباً به ارزشهای غربی توسل میجوید( در این حالت دیگر غرب احتیاجی ندارد که اصالت فرهنگ خود را اثبات کند و ارزشها را منتقل نماید) چون خود زن آنها را پیدا میکند و در قالب آن ارزشها فرو میرود و افتخار هم مینماید، جلوهای این غربزدگی و بیگانگی را میتوان با کمی تعمق در نوع مصرف، علائق و تمایلات، صحبتهای روزمره، معیارها و ارزشهای مقبول، سرگرمیها و حتی مطالعه زن پیدا نمود.» (قائم مقامی، 1355: 30)
متن بیان میکند نیازی نیست غرب برای اثبات خود زحمتی بکشد زیرا زنان خود به دنبال آموزهای غربی میروند و به این وضعیت افتخار هم میکنند. نویسندگان مکتب اسلام به زنان هشدار میهند که فریادهای آزادی که جلوهای فریبنده با خود دارد با هدف خاصی ارزشهای زن را نشانه رفته است و زن باید در برابر این ادعاها هشیار باشد و خود را از خطر مسخ فرهنگی برهاند. دشمنسازی و مقابله با دشمن هدفی است که نویسندگان متن زیر به دنبال آنند.
«از آزادی زنان بسیار سخن رفته است و میرود این آزادیها عموماً دارای ظاهری فریبنده ونویدبخش ولی در حقیقت کم ارزش و ریایی هستند به همین جهت زنان باید با شناختن مدعیان این قبیل آزادیها و اهداف آنها، خطرات مسخ فرهنگی و ایجاد یک شبه فرهنگ مومیائی شده را درک کنند».(قائم مقامی، 1355: 32)
نویسندگان نشریه پس از آنکه به زن هشدار میدهند که در معرض آسیب از سوی دنیای غرب است وسایل و ابزار دشمن را به خواننده خود معرفی میکند. و به زن هشدار میدهد تا با الگو قرار دادن زن غربی از اصالت خود دور نشود.
«یکی از درماندگیهای زن این است که او را در معرض ارزشها، مدلها و معیارها و ضوابط شبه فرهنگ غربی قرار میدهند. بعضی از نشریات و مجلات در صفحات خود و رادیو تلوزیونهای خود به طور مداوم و مستمر، چهره غیر اصیل و بیگانه و مبتذل زن فرنگی را به عنوان الگو و نمونه در برابر زن ایرانی قرار میدهند.».(قائم مقامی، 1355: 34)
6-2-7 . زن موجودی شبه مرد شده است
اتفاق تلخ دیگری که نویسندگان مکتب اسلام از آن سخن میگویند بحران هویتیست که برای زنان بوجود آمده است. زنان به دنبال تساوی بین زن و مرد دچار از خودبیگانگی شدهاند. آنان به جای ساختن هویتی مستقل، هویت خود را در مردان و شبیه مرد شدن جستجو میکنند. نویسنده از بوجودآمدن شخص سومی حرف میزند که نه زن است و نه مرد. زنان ظاهری مردانه گرفتهاند و با سیگارکشیدن و لباس مردانه پوشیدن در صدد اثبات هویت جدید خود میباشند.
«علاوه بر این زن از ماهیت و طبیعت خود نیز بیگانه میشود و این بیگانه شدن از خود هر روز بیشتر میشود و بجای رفتن به سوی انسانیت به سوی مرد شدن تحول مییابد. مردانی جدید در حال به وجود آمدن هستند که مرد واقعی هم نیستند و از آن تنها ژست مردانه را به خود گرفتن و سیگار کشیدن و…و جاهلی حرف زدن و لباس مردانه پوشیدن را یاد گرفته، آزادی جنسی را طلب میکنند. هر چه بیشتر زن در این راه پیشرفت کند بیشتر مرد شبه مرد خواهد شد، تا انسان، و این اشتباهی است بزرگ که مرد شدن را از انسان شدن نتوانیم بازشناسیم و جدا کنیم.».(قائم مقامی، 1355: 30)
6-3 عوامل موثر کدامند
عواملی که نویسندگان مکتب اسلام در بروز اتفاقات بیان شده موثر میدانند وجود سرمایهداران سودجو، استعمار فرهنگی، غربزدگی، آزادی زنان ، شاغل شدن زنان، توهین برخی مردان به زنان و ازخودبیگانگی زنان با جامعه و الگوگیری از زنان غرب است. که در ادامه به شرح هر کدام پرداخته شده .
6-3-1 . سرمایه داران سودجو
نویسندگان مکتب اسلام (2 )از وجود دستهای پنهانی خبر میدهند که زنان را سوژه اهداف اقتصادی خود کردهاند. این دستهای پنهان با بیارش کردن زن و از بین بردن ارزشهای انسانیش، او را تبدیل به موجودی میکنند که سرمایهدارن میخواهند؛ یعنی عروسکی فاقد اراده در دست مردان هوسباز. تا هر گونه که میخواهند در راستای اهداف بازار سرمایهداری از او استفاده کنند. یکی از همین دستها گردانندگان مجلات بانوان هستند. نویسندگان این نشریه گردانندگان مجله بانوان را افرادی سودجو میدانند که دغدغهی اصلاح جامعه یا بهبود وضعیت زنان را ندارند بلکه صرفاً به دنبال کسب درآمد بیشتر و تجارت میباشند.
«ما نمیدانیم جریان چیست؟ آیا دستهائی در کار است که جنس زن ایرانی را سقوط دهد و به پرتگاه بدبختی بکشاند، بجائی ببرد که در آن کوچکترین اثری از ارزشهای واقعی انسانی نیست؟ و زن به عنوان یک بازیچه و عروسک بی ارزشی در دست یک عده مردان هوسباز قرار گیرد؟(بی نام،1344: 5)
گردانندگان این مطبوعات صرفاً برای پر کردن جیبهای خود از طریق یک تجارت نامشروع و ناجوانمردانه بدون داشتن هرگونه هدف و ایده اصلاحی، قلم را بدست گرفته و آنچه تصور میکنند خریدار بیشتر دارد روی صفحه کاغذ میآورند و نسل زن ایرانی را لجن مال میکنند، و در کشوری که این همه گرسنه و برهنه و بیکار وجود دارد مرتباً زنان را تشویق به مد پرستی و تجمل پرستی مینمایند.(بی نام، 1344: 5)
متن از سوژه و کالا شدن زن برای افراد سودجو و سرمایهدار خبر میدهد. زنان وسیله و ابزاری هستند که به وسیله آنان تجار و سرمایهداران به تبلیغ کالاهای خود میپردازند. نویسندگان مکتب اسلام برآنند که مجلات بانوان فقط برای تبلیغ کالای سرمایهداران بوجود آمدهاند و هیچ جنبه اصلاحی در آنها یافت نمیشود. و سرمایهداران با این مجلات زن را به کالایی برای عرضه مردان هوسباز تبدیل کردهاند و با چنین روشی زنان به سوژه سرمایهدارن و آلت دست جامعه بازاری و نظام مصرفی تبدیل شدهاند.
«زنی که مدام رنگ عوض میکند و اکثر تلاش و کوشش او برای پیروی و اطلاع از آخرین مدهای دنیا است، این زن بیآنکه خود دریابد، آلت دست جامعه بازاری و نظام مصرفی شده است. بیهیچ تفکر و تعمق هر چه بر او تحمیل میکنند میپذیرد و هر روز در شکل و شمایلی تازه ظاهر میشود، این تغییر و تحول در نوع مصرف نشان دهنده تنوع طلبی نیست، بلکه نمایشگر شخصیت مصرف کننده است، مصرف کنندهای که بیهیچ اندیشهای فقط اطاعت میکند و هر روز تغییر چهره میدهد.».(قائم مقامی، 1355: 29).
نویسنده مکتب اسلام گردانندگان مجله زن امروز را افرادی سودجو معرفی کرده و تصریح میکند مطالبی که برای دفاع از حقوق زنان در این مجله انتشار پیدا کرده برای کسب محبوبیت بین زنان کشور بوده که برعکس باعث نفرت از آنان شده است. نویسنده با سودجو خواندن مسئولین مجله زن امروز اهداف آنان را برای درج چنین مطالبی صرفاً به مسائل اقتصادی و جلب توجه برای پیدا کردن خریداران بیشتر دانسته است.
«اما مثل اینکه گردانندگان سودجوی مجله مزبور(زن امروز) نمیخواهند این واقعیت را درک کنند و از این خواب خرگوشی بیدار شوند و در روش خود تجدیدنظری بعل آورند، در این اواخر بخیال اینکه کسب محبوبیتی در میان زنان کشور نمایند دست به نغمه تازهای زدند که بیش از پیش مایه رسوایی و نفرت بود.».(مکارم،1349: 9)
میتوان گفت نویسندگان مکتب اسلام تفاوتی میان مجلاتی که به تبلیغ لباسها، وسایل آرایش، مد و فیلمهای سینمای و غیره که از الگوبرداری از فرهنگ غرب بوده و زن سنتی با آن بیگانه است و مجلاتی که با مفاهیم جدیدی زن را به برابری ، تساوی ، تغییر و مدرنیته فرا میخواند قائل نبوده و با هر دو اتفاق برای زن مخالف بوده و آن را عامل مسخ فرهنگی زن میدانند.
6-3-2 . مردانی که زنان را تحقیر میکنند
نویسنده بر آن است؛ تحقیر و توهین مردانی که به حقوق زنان تجاوز کردهاند(حقوقی که اسلام به آنها داده است) و زن را مورد اهانت قرار دادهاند موجب به وجود آمدن زنانی با عقدهای روحی و روانی شده است. زنان برای فروکش کردن عقدهای خود فریب نویسندگان غربزده را خورده و فریاد تساوی بین زن و مرد را سر میدهند. آنان به صف آرایی در مقابل مردان میپردازند و با مردان در باده نوشی و بیبندوباری به مسابقه میپردازند. نویسنده این مقاله تصریح میکند؛
«شما و مردانی چون شما با این توهین و تحقیرها باعث شدید روح زن از این حقارتها آزرده شده و به مرور زمان و طی سالها گرفتار عقدههای روحی شوند و گول تبلیغات مسموم عدهای از نویسندگان غرب زده را بخورند.» .(یزدانی شیرازی، 1344: 6)
نویسنده اظهار داشته است که توهین و تحقیر مردها باعث شد زنان تسلیم هنجارهای غرب شوند.
6-3-3 . نویسندگان غرب زده
نویسندگان مکتب اسلام نویسندگان غربزده را مشکل دیگری میدانند که دامن اجتماع را گرفته و همین نویسندگان عامل موثر ترویج بیبندوباری و تهمت زدن به دختران چادری و محجبه میباشند. نویسنده مکتب اسلام نسبت به این افراد اظهار میکند؛
«به این آقا باید گفت شما که نمونهی زندهای از غرب زدگی کور و اسفبار و منحط محیط ما هستید هنوز نمیتوانید این مسأله را تجزیه و تحلیل کنید که طرز تفکر افراد لااقل ارتباط به لباس پوشیدن آنها ندارد، و همین زنان چادری بودند که در …در میدان جنگ سهم خود را بطور موثر برای مصلحت کشورشان از چنگال استعمار ادا نمودند. بسیارند آنها که چادر میپوشند و نمونه کاملی از استقلال فکری و .. اجتماعی و روشنفکری به معنی واقعی و نه قلابی و وارداتی میباشند و کسانی هم هستند که دامان آنها 45سانتیمتر بالای زانوهاشان است و اصلاً نمیدانند و نمیفهمند اجتماع و مسئولیت اجتماعی چه معنایی دارند.»(راستگو، 1352: 14)
نکته جالب متن این است که نویسنده با عبارات کوبنده و تحقیرآمیز؛ نویسندهای را که مطلبی درباره دختران چادری نوشته بود و یک هفته پس از شرکت عدهای از دختران چادری در جلسه کنکور با مطلب دیگری به ستایش این دختران پرداخته را، فردی غربزده و نادان دانسته و بر وی خرده گرفته است که چگونه نتواسته تجزیه تحلیل کند لباس پوشیدن افراد دلیل بر طرز تفکر آنان ندارد یا نباید به وسیله پوشش به قضاوت افراد پرداخت. همچنین با آوردن عبارات بعدی مثل داشتن استقلال فکر و روشنفکر بودن دختران چادری، آنان را از متحجر بودن به دلیل پوشیدن چادر مبرا کرده است. اما در ادامه نویسنده خودش همان اشتباه و به قول خودش بیفکری نویسنده غربزده را تکرار میکند و در مقابل به دختران بیحجاب حمله برده و آنان را به دلیل پوشیدن دامنهای کوتاه و نوع لباس پوشیدنشان افرادی بدون فهم مسئولیت اجتماعی و داری سطح فکر پایین مورد خطاب قرار داده است.
6-3-4 . مشغولیت مادران در بیرون از خانه
نویسندگان این نشریه شاغل شدن مادران را علت اصلی جرم و جنایت در آمریکا دانسته. زیرا مادران با پذیرفتن مسئولیتهای سنگین در خارج از خانه از توجه به تربیت صحیح فرزندان خود باز ماندهاند.
«بدون شک عامل اصلی و مهم افزایش جرم و جنایت در آمریکا اوضاع پریشان خانوادگی است. مسئول اصلی پدران و مادرانی هستند که یا به علت عدم توافق اخلاقی از هم جدا شده و یا عواملی سبب شده که آنها به تربیت اطفال خود توجه ننمایند. یکی از این عوامل، مشغولیت مادران در خارج از خانه و داشتن مسئولیتهای سنگین در سازمانهای اداری و کارگری است.(حکیمی،1345: 37)
غفلت پدران و مادران عامل مهم این جنایات است.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی زنان و دختران، اشتغال زنان، بازار کار، آموزش و پرورش Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی رفتار انسان، اعراب جاهلی، اصول اخلاقی، زنان مسلمان