پایان نامه با واژگان کلیدی حکومت اسلامی، غیرمسلمانان، نهی از منکر، امر به معروف

دانلود پایان نامه ارشد

با غیر مسلمانان توصیه شده است. در این باره می‌توان گفت که برخی از این توصیه‌ها معمولاً موردی است و به عنوان مبارزه منفی تلقی می‌شود و در برخورد با غیر مسلمانان در درجه آخر قرار دارد و برخی دیگر برگشت به احادیثی دارد که سند محکمی نداشته و ممکن است جعلی باشد، یعنی صرف عدم قبول اسلام از جانب غیر مسلمانان مجوز بدرفتاری با آنها نیست، چرا که ابتدا باید با منطق قوی و استدلال محکم و استوار یا مواعظ نیک و سپس با جدال حسن فرد را به اسلام دعوت کرد و اگر خوش‌رفتاری با وی نیز امید هدایت او را هر چند در دراز مدت به همراه نداشت، می‌توان در صورت لزوم با رفتاری نفی با او مبارزه کرد و این موضوع بر پایه فریضه امر به معروف و نهی از منکر استوار است که توضیح آن مجال دیگری می‌طلبد. پس اصل بر خوش‌رفتاری و معاشرت نیک با غیر مسلمانان است، مگر در موارد خاصی که به طور موردی و خاص، رفتاری دیگر را می‌طلبد.
خلاصه این که اصل دعوت غیرمسلمانان به دین اسلام باید در تعامل با آنان مدنظر قرار گیرد و هیچ رفتاری مخالف با این اصل پذیرفته نیست.
بند سوم : اصل تألیف قلوب
یکی از موضوعاتی که در روابط مسلمانان با کفار مطرح می‌شود «تألیف قلوب» است. اصطلاح تألیف قلوب که از قرآن مجید گرفته شده، در لغت به معنای عملی است که باعث الفت و مهربانی افراد نسبت به یکدیگر می‌شود و در اصطلاح عبارت است از دادن سهمی از زکات به افرادی برای ایجاد تمایل به الام در آنان یا تقویت ایمان آنها. در آیه شریفه آمده است: أنما الصدقات للفقراء و المساکین و العاملین علیها و المؤلفه قلوبهم و فی الرقاب والغارمین و فی سبیل‌الله و ابن السبیل فریضه من الله و الله علیم حکیم.111
فقها و محدثان در تفسیر «المؤلفه قلوبهم» و این که چه کسانی را شامل می‌شود اختلاف نظر دارند: برخی آن را به کفار اختصاص داده‌اند112 و بعضی مختص مسلمانان دانسته‌اند113 و گروهی دیگر آن را عام بین کفار و مسلمانان گفته‌اند114؛ برای مثال محقق حلی «مؤلفه قلوبهم» را کفاری می‌داند که با دادن زکات به آنان میل به شرکت در جهاد در آن‌ها ایجاد می‌شود و مؤلفه‌ای غیر اینان شناخته نشده است.115 از طرف دیگر شیخ مفید می‌گوید: آنان مؤمنانی هستند که با وجود ایمان، ترس آن می‌رود که جدایی بین آنها و ایمانشان افتد، از این رو امام با اعطای بخشی از زکات به ایشان دل آنها را به دست می‌آورد تا به آنچه به طرف آن گردانده می‌شوند خوش بوده و بر آن استوار بمانند، پس (با دادن بخشی از زکات) الفت در آنها ایجاد شده و شک‌شان زایل می‌شود.116
صاحب جواهر نیز می‌گوید: با تأمل کامل در گفته‌های فقها شیعه و روایات وارد شده و موارد اجماعی و غیر اختلافی، به دست می‌آید که اصطلاح «مؤلفه قلوبهم» هم کافرانی که برای دعوت به جهاد یا اسلام تصمیم به الفت با آنها گرفته شده را شامل می‌شود و هم مسلمانان ضعیف العقیده را، و اختصاص به یکی از این دو ندارد. ایشان در ادامه استدلال صاحب حدائق بر عدم شمول این اصطلاح نسبت به کفار117 را رد کرده و گفته است که این روایات اولاً، با اطلاق آیه که مسلمان و کافر را شامل می‌شود منافات دارد؛ ثانیاً، این مطلب مورد اجماع فقهاست و نظر صاحب حدائق مخالف اجماع است؛ ثالثاً، برخی از روایات ظهور در این دارند که منظور از «مؤلفه قلوبهم» غیر مسلمانان است.118
خلاصه می‌توان گفت که این بخش از زکات برای دعوت کفار به اسلام یا جهاد و نیز تقویت دین مسلمانان ضعیف الایمان استفاده می‌شود چون برخی افراد را می‌توان با کمک مالی مطیع ساخت.
محقق حلی در معتبر از قول شیخ مفید «مؤلفه قلوبهم» را گروه‌هایی از مسملانان و کفار دانسته و در شرح آن، دو گروه از مشرکان (و کفار) و چهار گروه از مسلمانان را مشمول مؤلفه قلوبهم به حساب آورده است که به طور مختصر ذکر می‌کنیم:
دو گروه کفار عبارتند از:
1. گروهی که قوی و نیرومند و با قدرت و شوکت هستند؛ 2. گروهی که متنفذ بوده و در دیگران اثر گذارند، یعنی یا قدرت مادی دارند یا قدرت و نفوذ معنوی که با دادن زکات به آنان توجشان به مسلمانان جلب شده و علیه مسلمانان دست به فعالیتی نمی‌زنند. در مواردی نیز از نفوذ و هجوم دشمن مسلمانان به کشور اسلامی جلوگیری می‌کنند و یا این که نفوذ کلام دارند که با اعطای زکات به آنان، متمایل به اسلام شده و دیگران را نیز متأثر می‌کنند.
چهار گروه مسلمانان عبارتند از:
1. گروهی که اگر به آنها زکات داده شود بزرگانشان نیز به قبول اسلام رغبت می‌کنند؛
2. مسلمانان ضعیف الایمانی که با دادن زکات به آنان ایمانشان قوی می‌شود و بر ایمان خود استوار می‌مانند؛
3. بادیه نشینانی که در مرزهای کشور اسلامی زندگی می‌کنند و در آن سوی مرز در کشور کفر گروهی مشرکت هستند که اگر بفهمند حکومت اسلامی به مسلمانان همجوارشان کمک مالی می‌کند آنان نیز به پذیرش اسلام رغبت پیدا می‌کنند؛
4. گروهی که در جوار مکلفین به پرداخت زکات زندگی می‌کنند که اگر مالی به آنها اعطا شود، حاضرند زکات همجواران خود را جمع کنند و در آن صورت حکومت مجبور به استخدام عاملی برای جمع‌آوری زکات نیست.119
شافعی گروه دیگری را مشمول مؤلفه قلوبهم ذکر کرده و آنان کسانی هستند که در مرزهای کشور اسلامی زندگی می‌کنند و دارای قدرت و قوت هستند و چنانچه به آنان کمک شود مانع از نفوذ و تجاوز کفار به کشور اسلامی می‌شوند و اگر کمک نشوند آنان کاری نمی‌کنند و حاکم مجبور می‌شود لشکری را تجهیز کرده برای دفع کفار گسیل دارد.
پس از شرح این اقسام روشن می‌شود که – همان طور که صاحب جواهر نیز گفته است- مؤلفه قلوبهم اعم از کفار و مسلمانان هستند. حال سؤالی که مطرح می‌شود این است که چه گروه‌هایی از مسلمانان را شامل می‌شود. دیدگاه‌های فقها را در این باره بیان کردیم. با توجه به مصادیقی که فقها برای این عنوان برشمرده‌اند، به نظر می‌رسد که هدف از تألیف قلوب در دو بُعد نظامی و فرهنگی است، چرا که هدف نظامی همانا جلوگیری از حمله احتمالی دشمن به کشور اسلامی و کمک به مسلمانان در جنگ با دشمنانشان است و هدف فرهنگی دعوت به اسلام است.
با روشن شدن هدف عمده شارع مقدس از وضع این قانون، می‌توان گفت که موارد سابق همه موافق با این هدف بوده و به قول محقق حلی در معبر این تفصیل اشکالی ندارد، چرا که همه این موارد دارای مصالحی هستند و نظردهی در مورد مصالح حکومت با حاکم اسلامی است، یعنی چنانچه حاکم زمانی تشخیص داد که این سهم در گروهی از کفار مصرف شود و زمانی آن را اختصاص به مسلمانان داد هیچ اشکالی ندارد. خلاصه این که منظور از ذکر گروه‌هایی که مشمول مؤلفه قلوبهم هستند، این نیست که سهم مؤلفه قلوبهم از زکات بین همه این گروه‌ها تقسیم می‌شود، بلکه صرفاً مواردی که در راستای هدف از وضع این قانون است ذکر شده و چه بسا مرور زمان موارد دیگری را نیز به اینها اضافه کند. در هر صورت تشخیص موارد با حاکم است و او بر اساس مصالح و با در نظر گرفتن زمان و مکان و افراد، تصمیم مقتضی را می‌گیرد. و به قول برخی از فقها تألیف قلوب شأنی از شؤون رئیس دولت و نواب اوست.120
نکته دیگری که قبل ذکر است این که برخی از فقها معتقدند این سهم از زکات فقط در زمان پیامبر اکرم (ص) وجود داشته و بعد از ایشان ساقط شده است، مانند شیخ طوسی در کتاب خلاف و از فقها اهل سنت ابوحنیفه و شافعی اعتقاد دارند که این سهم پس از پیامبر نسخ شده و برخی دیگر نیز معتقدند این سهم در عصر غیبت ساقط شده است.121 ولی اکثر فقها نسخ این سهم از زکات را نپذیرفته‌اند، چرا که اولاً، ادله در این خصوص مطلق است و مقید به زمان خاصی نیست؛ ثانیاً، اینان استدلال کرده‌اند که این سهم برای زمانی است که جهاد واجب باشد و در عصر غیبت جهاد واجب نیست. این استدلال ناصوابی است، چون همان طور که از اهداف تألیف قلوب بر می‌آید منحصر به زمان جنگ نیست، بلکه اهداف آن کلی است و در هر زمانی مصداق پیدا می‌کند.
صاحب جواهر نیز ملاک را حصول تألیف می‌داند و معتقد است در هر زمان ممکن است احتیاج به تألیف قلوب باشد.122
مقدار مصرف زکات بستگی به حصول تألیف دارد، یعنی به همر مقدار که تألیف صورت گیرد، لازم است از آن سهم داده شود و نمی‌توان مقدار معینی را مشخص کرد که از آن مقدار بیشتر یا کمتر نباشد، بلکه مقدار نسبت به افراد و همچنین زمان و مکان تألیف تفاوت دارد.
خلاصه این که چون تا رحلت پیامبر این سهم بوده و دلیلی بر نسخ آن نداریم و همچنین اطلاق ادله دلالت بر شمول آن تا بعد از رحلت ایشان را دارد، پس در این زمان نیز این سهم را می‌توان در موارد مصرفش هزینه کرد، البته همان طور که گفته شد هزینه آن با حاکم اسلامی است.
نکته دیگری که ذکر آن لازم است این که تألیف قلبو امروزه نیز می‌تواند نقش مؤثری داشته باشد، به ویژه تألیف قلوب کفاری که خارج از کشور اسلامی به سر می‌برند و به خصوص آنان که دولت‌هایشان نقش مهمی در سیاست خارجی کشور اسلامی می‌تواند ایفا کند، همچنان که در سطح داخلی نیز می‌تواند نقش داشته باشد، چون در سطح داخلی دولت می‌تواند از سهم مؤلفه قلوبهم در ایجاد مؤسسات خیریه و عام‌المنفعه برای غیر مسلمانان استفاده کند و با این کار نظر مساعد آنان را به اسلام و مسلمانان و همچنین در پشتیبانی از دولت اسلامی جلب کند، یعنی علاوه بر این که آنان را به اسللام دعوت می‌کند، باعث می‌شود که در بحران‌ها و به خصوص جنگ، به کمک مسلمانان بشتابند. در سطح بین‌المللی نیز با مساعدت‌های مالی به کشورهای فقیر مسلمان یا غیر مسلمان می‌توان نظر مساعد و مثبت آنان را در قبال کشورهای اسلامی در مجامع بین‌المللی جلب کرد و در سطح جهانی مقتدرانه عمل نمود، چون ضعف کشور باعث می‌شود کشورهای دیگر هرچند نتوانند به کشور اسلامی تهاجم نظامی کنند، اما در سطح جهانی سبب تضعیف موقعیت کشور شده و تهاجم تبلیغاتی گسترده‌ای علیه نظام اسلامی انجام گیرد.
نکته دیگر این که تألیف قلوب از طریق مساعدت‌های غیر مالی نیز امکان‌پذیر است و در مواردی که سیادت کشور و اصول اسلامی زیر پا گذاشته نشود تألیف قلوب به هر وسیله مشروع مجاز است.
بند چهارم : اصل احسان و نیکوکاری
احسان و نیکی به غیر مسلمانان یعنی نیکی به افرادی که با مسلمانان یا کشور اسلامی در جنگ نبوده یا در کشور اسلامی زندگی می‌کنند از اصول پذیرفته شده اسلام به شمار می‌رود. در اسلام بر انجام کاری به نفع انسان‌ها- مسلمان و غیر مسلمان، خوب و بد- تأکید فراوانی شده است. پیامبر اکرم (ص) در این باره فرموده‌اند:
کار نیک را برای اهلش و غیر اهلش انجام ده، چنانچه به اهلش نرسید تو اهل (انجام آن) بوده‌ای.123
انجام دادن کار نیک سبب وحدت و یکپارچگی جامعه و نیز دعوت غیر مسلمانان به اسلام و ایجاد الفت و مهربانی بین افراد می‌شود. شایان ذکر است که منظور از احسان و نیکوکاری به غیر مسلمنان صرفاً احسان مسلمانان به آنان نیست، بلکه حکومت اسلامی نیز در روابط با آنان باید این اصل را فراروی خود قرار دهد؛ شاید بتوان گفت که حکومت سزاوارتر است به رعایت این اصل تا مردم مسلمان، گر چه هر دو مکلف به آن هستند، چرا که آنان حقوق و وظایفی در برابر حکومت دارند و با این وجود می‌توانند هیچ رابطه با مردم مسلمان نداشته باشند.
ادله مشروعیت احسان به غیر مسلمانان
ابتدا به ادله مشروعیت و پسندیده بودن نیکی و احسان به اهل کتاب می‌پردازیم، سپس به توضیح برخی از مصادیق آن همراه با سیره پیامبر و اهل بیت (ع) در آن موارد می‌پردازیم.
1. آیه شریفه «لا ينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم في الدين ولم يخرجوكم من دياركم أن تبروهم وتقسطوا إليهم إن الله يحب المقسطين».124
در این آیه خداوند به مؤمنان می‌فرماید: خدا شما را از نیکی (احسان) و قسط (عدل) به کسانی که با شما در امر دین‌تان نجنگیده‌اید و شما را از شهر و دیارتان بیرون نرانده‌اند باز نمی‌دارد. به قول صاحب جواهر تنها مفاد این آیه برای برانگیختن مردم به احسان به چنین غیرمسلمانانی کافی است.125
باید توجه داشت که عدم تعلق نهی بر احسان و نیکی به این افراد به معنای عدم وجود ثواب و پسندیده نبودن آن نیست (در صورتی که بگوییم این آیه صرفاً عدم وجود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی قرآن کریم، غیرمسلمانان، حکومت اسلامی، جامعه اسلامی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی امام علی (ع)، حکومت اسلامی، سیره پیامبر (ص)، مسجد الحرام