پایان نامه با واژگان کلیدی حقوق زنان، فیزیولوژی، عرصه عمومی، فرزندآوری

دانلود پایان نامه ارشد

ایرانی و مسلمان نباید با فرد بیگانه ازدواج کند چرا که دین و ایمان خود را به دلیل ضعف عقل و احساساتی بودن از دست میدهد. ولی بر مرد مسلمان به دلیل قوای عقلی چنین حرجی نیست. مساله مطرح شده در این متن پیش فرض مطرح شده را باطل کرد.
5-6 . راه حلها کدامند
نویسندگان مسجد اعظم بعد از مطرح کردن مسائل و مشکلات و دادن هشدار به خوانندگان نسبت به خطرات پیشرو عوامل موثر را شناسایی کرده و سپس راه حلهای ممکن را مطرح میکنند و خوانندگان را برای رهایی از منجلاب و فساد پیش رو دعوت به پیروی از احکام و سنن اسلامی میکنند.
5-6-1 . پیروی از احکام اسلام
نویسندگان مسجد اعظم همانطور که در ابتدا اسلام را باعث رهایی مردان و زنان از جهل معرفی کردند رهایی از وضعیت اسفبار و خفتبار کنونی که محصول محیط اجتماعی و فرهنگی جامعه است را بازگشت به قوانین اسلام میدانند. و به خواننده این نوید را میدهند که در جامعهی اسلامی و پیروی از احکام اسلامی دیگر شاهد اتفاقات و مسائل تلخی که بیان شد نخواهیم بود. و با دلایل عقلی به پاسخگویی شبهات در رابطه با حقوق زنان در قوانین اسلامی و فقه که اساس قوانین مدنی کشور ایران را تشکیل میدهد میپردازند. نمونهای از تحلیلهای عقلی نویسندگان مسجداعظم در رابطه با حقوق زنان در اسلام به کمک جدول شماره سه ستون ث آورده شده است:
5-6-1-1- تفاوت حقوق با توجه به جنس زن و مرد
نویسندگان مسجداعظم تبعیض در حقوق زن و مرد را پذیرفته و آن را به دلیل سرشت و طبیعت متفاوت زن و مرد میدانند؛ «آنچه مسلم است و از طرف دانشمندان فیزیولوژی نیز ثابت شده است قوای زن و مرد با یکدیگر متفاوتند از نظر جمجمه و استخوان و مغز و اعصاب و عواطف و قد و وزن و فشار خون و ضربان قلب و حرارت و رشد، با یکدیگر فرق دارند بنابر این هر کدام وظیفه جداگانه و قانونی متناسب با خود را دارند. و از این جهت است که اسلام تکالیف شاق مانند جهاد و قضاوت و امام جمعه و جماعت و مرجعیت را از دوش زنها برداشته، و جهاد آنان را خوب شوهر داری معرفی کرده است و چون در زنها عواطف، غلبه بر قوای عقلی دارد و زود تحت تاثیر عواطف قرار میگیرند لذا منصب قضاوت را نیز از آنان گرفته است ولی در عین حال در تمام مسائل اعتقادی، از قبیل اعتقاد به توحید و عدل و نبوت و امامت و معاد، زن کاملا مساوی با مرد است. و در فروع نیز از قبیل نماز و روزه و حج و پرداخت مالیاتهای اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر و حق و تصرفات مختلف مالی نیز مساوی با مرد است».(شیخ الاسلام، 1344: 27)
دال مرکزی این متن تفاوتهای بیولوژیک بین زن و مرد است. در نظر نویسندگان مسجداعظم تفاوتهاي بيولوژيكي ميان مردان و زنان شباهت حقوق را غير قابل قبول میسازد. در اینجا تحلیلی که نویسندگان این نشریه از دستورات و قوانین اسلامی دارند به خانه نشین شدن زنان ، امر شوهر داری و فرزندآوری منتهی میشود که از وظایف اصلی و اولیه یک زن به حساب میآید و حتی علت وجودی زن است. طیق متن بالا زن موجود احساسی است که به دلیل جنسش نباید به وظایف خطیر و عرصه عمومی قدرت قدم بگذارد. در عین حال نویسنده میگوید زن و مرد با هم مساوی هستند. اما این تساوی فقط در جهت مسائل اعتقادی است.
زن و مرد در مسائل دینی میتوانند اعتقادات یکسانی داشته باشند و زن اجازه دارد به وظایفی همچون نماز و روزه و حج بپردازد. منتها در امور اعتقادی جایی که بحث ریاست و فرمانبرداری است همچون امام جمعه یا جماعت شدن یا مسائلی همچون جهاد و جنگ که یکی از عرصههای قدرت و سیاست محسوب میشود باز زنان فقط فرمانبردار هستند.
در جنگها زنان بیشترین صدمات را میبینند. آنان به بردگی برده میشوند، مورد تجاوز قرار میگیرند، پدران و فرزندان و شوهران خود را از دست میدهند، به عنوان پرستار در خط مقدم حضور دارند و گاه حتی در تاریخ نیز ذکر شده که شمشیر به دست گرفته و مبارزه کردهاند و غیره. اما رشادتها و مناصب و پستها و مدالهای افتخار و غیره برای مردان است و زنان همچنان سوژهای نامرئی در امر جهاد محسوب میشوند. و به صورت کلی در مسائل عملی دین بین دو جنس تفاوت وجود دارد.
5-6-1-2- وظایف زن را محدود به محیط خانه کردن
نویسندگان نشریه مکتب اسلام یک؛ برآنند که اسلام مورد تعریف و تفسیر آنان، با نگاه عقلی به جنس زن، که موجود ضعیف و قابل ترحم و از همه سو ناتوان تر از مرد میباشد را مورد عنایت قرار داده و وظایف او را در خانه تعریف کرده، تا راحت و آسوده فقط به فکر شوهرداری و فرزندآوری باشد. نمونهای از این دیدگاه را در متن میخوانیم:
« در مسئله تعلیم و فراگرفتن احکام و فرائض تا اندازه ای معاف و مستثنی است و لازم نیست روزی چند بار برای شرکت در جماعت از خانه بیرون آید و مسجد او را خانه اش قرار داده است و باضافه مخارج اولاد را بر عهده او قرار نداده بلکه بر عهده شوهر است و اینها خود رعایت کاملی است که از زن به عمل آمده، مخصوصاً جمله اخیر».(شیخ الاسلام، 1344: 29)
نویسنده وقتی عنوان میکند مسجد زن خانهاش است و حتی در مسائل اعتقادی کعبه و قبله او را خانه قرار داده است، به نوعی برای زن اتمام حجت شده است. نویسنده سپس اینطور ادامه میدهد که مخارج زن به عهده مرد است و خطاب به زن میگوید این امتیاز مثبت را اسلام برای تو قرار داده. باید خاطرنشان کرد وقتی زن در مسائل اعتقادی خود ترجیحاً باید خانه را برگزیند و اجازه حضور او در عرصه عمومی جز به ضرورت به او داده نشده، در نتیجه به صورت اتوماتیک فقط مرد که خارج از خانه است میتواند امرار معاش کند و همین امر امرار معاش و استقلال اقتصادی مرد و فقر زن و وابسته بودن او به مرد خود ادامه دهنده بسیاری از وابستگیهای دیگر زن به مرد خواهد شد.
نویسنده تاکید میکند مرد حق ندارد زن را به کار بیرون از خانه مجبور کند: «شوهر حق ندارد زن را مجبور بخدمات طاقت فرسای خانه نموده بحکم اجبار او را در مشقت اندازد، تا چه رسد که از زن بخواهد در امر معاش و پول در آوردن مداخله کند».(شیخ الاسلام: 26)
نکته قابل تامل متن این است با توجه به اینکه نویسندگان مسجداعظم تماما در متون این نشریه وظیفه اصلی زن را خانهداری و طباخی و شوهرداری ذکر کردهاند در این جا برای اینکه زن را از مسائل عمومی دور کنند با ذکر جمله تاکیدی بر آنند شوهر حق ندارد زن را مجبور به خدمات طاقت فرسای خانه کند چه رسد به امر پول در آوردن که مشقت بیشتری برای زن دارد. و اگر مرد از این وظیفه خویش خودداری کرد به زن حق داده میشود دست به تصرف مال شوهر بزند و بدون اجازه شوهر از مال وی بردارد و اگر شوهرش تمکن مالی نداشت به خانواده شوهر و ولی وی رجوع کرده و مطالبه نفقه کند. درمتن نمونه مشابه این امر آمده است:

« اسلام به زن حق داده است که اگر شوهر از خرج کردن خود داری کرد از مال شوهر( بااذن حاکم شرع) بردارد و تصرف کند و اگر شوهر ممنوع التصرف و یا سفیه شد بولی شوهر مراجعه کرده مخارج زن را تامین نماید«.(شیخ الاسلام، 1344: 30)
در این متن حتی اجازه تصرف بدون اجازه از مال شوهر به زن داده میشود. یعنی زنی که شوهرش به هر دلیلی از دادن مخارج او امتناع کند یا باید دست به دزدی از مال شوهر بزند یا برای گرفتن خرجی خود و فرزندانش به درخانه خانواده شوهر برود. این نیاز و وابستگی اقتصادی و به دنبال آن ابعاد دیگر وابستگی موجب میشود زن مطیع بودن در مقابل شوهر و خانواده شوهررا قبل از هر چیز بیاموزد. در نیاز و وابستگی غرور و اعتماد بنفس هیچ معنایی نخواهد داشت. و این زن فردی منفعل و عضو فلج جامعه خواهد بود که فقط مطیع بودن در مقابل مردان را قبل از هر چیز آویزه گوش خود میکند و فردی بیگانه با واژه آزادی است، این مادر چگونه میتواند با این همه عقده حقارت فرزندانی با اعتماد بنفس و سالم از نظر روحی پرورش دهد؟!!
نویسندگان مسجداعظم در تفاسیر متون دینی در مقابل واقعیت زندگی و حتی گفتهها و اعتقادات خود دچار تناقض آشکاری شدهاند. در حالی که وظیفه اصلی زن را تدبیر منزل میدانند برآنندن اسلام هیچ وظیفهای بر عهده زن برای انجام وظایف خانه قرار نداده و وظیفه شوهر است که برای زن خدمتکار بگیرد و تنها وظیفه زن در خانه تربیت فرزندان است. در متن زیر نمونه همین امر آورده شده است:
«اسلام به زن حق داده است که در شیر دادن کودک مطالبه اجرت نماید و بر او لازم نیست که مجاناً کودک را شیر دهد، و دستور داده است که برای کمک در امور خانه داری و تنظیم شئون زندگی( در صورت امکان و لزوم) برای زن کلفت و خادم بگیرد، تا او بیشتر به تربیت فرزندان و نونهالان خود که اهم وظایف حیاتی اوست بپردازد.»(شیخ الاسلام، 1344: 28)
کلیتی که تا اینجا درباره حقوق زنان در اسلام با تفسیر و تحلیل نویسندگان مسجداعظم فهمیده میشود این است که دلایل منطقی عدم تساوی حقوق زن و مرد نشات گرفته از طبیعت و جنس آن دو است. اینکه احساس زن بر عقل او غلبه دارد و قوای عقلی و جسمانی او ضعیف است پس حق قضاوت ندارد و چون به دلیل ضعف قوای جسمانی از جهاد محروم میباشد پس بهتر آنکه در خانه بماند و جهاد خود را در خوب شوهر داری انجام دهد، شوهر نیز چون این موجود ضعیف است باید در امر خانه داری به کمک وی بشتابد و چون زن موجود احساسی است با وی مهربان باشد و از حقوق زن در خانه این است که شوهر برای زن خدمتکار بگیرد و حتی در شیر دادن کودک، زن وظیفه ای ندارد و مرد باید به وی مزد بپردازد.
این سوال پیش می آید چگونه یک زن برای شیر دادن فرزندی که از خون و گوشت و پوست وی است طلب پول از شوهر کند؟!! اگر نویسنده از ناحیه فیزیولوژی به مساله نگاه میکند باید تحلیل عمیق تری میکرد چرا که همزمان با تولد کودک شیر از سینه زن جاری میشود و این از طبیعیترین وظایف یک زن است . گویی فرزند فقط متعلق به پدر است و با دادن اجرت برای غذا دادن به فرزندش از دین زن خارج می شود.
5-6-1-3- فعالیت علمی و اقتصادی تحت نظارت شوهر
نویسنده چه از نظر اجتماعی و چه حقوقی حق تحصیل علم و فعالیت اقتصادی را از جانب اسلام برای زنان مجاز میداند. البته این حق منوط به اجازه شوهر و زیر نظر مستقیم شوهر است و آنچه اهمیت و الویت دارد رضایت شوهر میباشد مگر در مسائل واجب دینی که شوهر حق ممانعت زن را نخواهد داشت. همچنان که در متن نیز اشاره شده؛
«اسلام باب علم و معرفت و تحصیل کمالات را بر روی زنها باز کرده، تحصیل هرگونه فضیلت و عبادت و حج و زیارت آرامگاه ائمه را برای او تجویز نموده است به طوریکه شوهر هم حق ممانعت مقدار واجب از آنها را ندارد، یک زن مسلمان هیچگاه نباید از فضائل علوم و طاعات محروم باشد.زن در تمام فعالیت های اقتصادی میتواند مداخله نماید. البته تا جایی که منافی با حقوق شوهر نباشد زیرا حقوق شوهر اهمیتش از هر چیز دیگر بیشتر است».(شیخ الاسلام،1344: 30)
از جمله حقوقی که عنوان میشود اسلام به زن داده حق تحصیل علم و متعاقباً فعالیت اقتصادی است ولی عنوان نمیشود زنی که در پستوی خانه باید بماند تا جامعه با خطر از بین رفتن عفت عمومی مواجه نشود چگونه به فعالیت اقتصادی یا حتی علم آموزی بپردازد. البته فعالیت اقتصادی زن منوط به حریمی است که شوهرش برای وی تعریف میکند تا لطمهای به شوهر یا خانواده نخورد. در تمام مراحلی که زن طی میکند عقل و قدرت مرد برای مسیری که طی میکند مستولی است.
5-6-1-4- تربیت زن توسط شوهر
حضور زن در محیط خصوصی به معنای ریاست و استقلال وی در محیط خانه نیست. یک دختر تا وقتی که در خانه پدری به سر میبرد تمام اختیارات وی تحت امر پدر است و وقتی پا به خانه شوهر میگذارد تنها تفاوت آن این است که اختیار وی از پدر به شوهر منتقل میشود. و وی ریاست شوهر را میپذیرد که در قوانین فقه جمهوری اسلامی ایران نیز به آن اشاره شده است و حتی انتقال این ریاست به زن با رضایت شوهر نیز امکانپذیر نیست. در حالی که مرد به صرف جنس خود به صورت خودکار و طبیعی دارای حقوق مسلمی است و هیچ جای بحثی نیز در این متون در اینباره دیده نشده است تمامی حقوق و وظایف زن تحت شعاع مردان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی عرصه عمومی، جهان بینی، زن در عرصه عمومی، جامعه اسلامی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی امام صادق، جامعه اسلامی، زنان و دختران، مدرنیزاسیون