پایان نامه با واژگان کلیدی حقوق زنان، روشنفکران، علامه طباطبایی، تعدد زوجات

دانلود پایان نامه ارشد

چنان اثر سوئی گذاشت که دیگر حقایق دینی بجز مشتی از خرافات عهد اساطیر چیزی تلقی نکرده و واژه (دین) و (تقلید کورکورانه) را مترادف پنداشته و میپندارند و البته در جایی که به آئین مقدس خودشان چنین گمان برند معلوم است به آئینهای دیگر و از جمله آئین اسلام پس از این همه تبلیغات سوء چه گمان خواهند برد».(علامه طباطبایی،1338: 16)
متن از یک تهمت و اجحاف بزرگ در حق اسلام سخن میگوید و اسلام را از هر تهمت متحجرانه و سختگیرانهای که کلیسا به عنوان دین معرفی کرده مبرا دانسته است. نویسنده انقلاب صنعتی را برای غرب مبارک دانسته، انقلابی که همزمان با استقلال فکری اروپاییان، سلطه کلیسا را از همه جا جمع کرد.
نویسنده تمام این اتفاقات تلخ در اروپا و غرب را عوامل اصلی بدبینی آنان به حقوق زنان در اسلام دانسته، عواملی که چشم آنان را در مقابل حقایق اسلام در رابطه با حقوق زنان بسته است. و باعث شده غربیها دین را مترادف با خرافات بدانند.
4-4-2 روشنفکران
نویسنده منطق و استدلال روشنفکران کشور را دیگر عامل موثر تقلید از غرب در رابطه با حقوق زنان دانسته است و اظهار میکند:
«منطق روشنفکران ما اینست: احکام دینی و مقررات اجتماعی کهنهی ما قابل تطبیق بدنیای امروزه نیست برای ما قوانین دنیا پسند لازم است امروز جهان متمدن فلان سلیقه را بکار میبرد.( در این جملهها مراد از جهان ، همان غرب و از جهانیان غربیها است)».(علامه طباطبایی،1338: 17)
متن به انتقاد از روشنفکران که قوانین اسلام را منطبق با دنیای امروز نمیدانند پرداخته و این گفته و استدلال روشنفکران مبنی بر اینکه ما نیاز به قوانین دنیا پسند داریم و امروز جهان متمدن سلیقه خاصی را بکار میبرد همان حرف غربیها دانسته و به نوعی سخن روشنفکران را نیز دنبالهروی همان افکار و تقلید کورکورانه از غرب میداند.
4-4-3 زنان خودآرا و عدم تفکیک جنسی
متن مادر فرزندان نامشروع را زنانی میداند که به خودآرائی پرداخته و در محیط مختلط دوش به دوش مردان کار میکنند. در واقع نویسنده عامل افزایش فرزندان نامشروع را در بین دو دسته زنان بی حجاب و زنانی که در محیط مختلط کار میکنند میداند.نمونه این مورد را در متن زیر مشاهده میکنید:
«اکثر مادرانی که فرزندان غیر شرعی ببار آوردهاند؛ زنانی هستند که در محیط مختلط، همدوش با مردان کار میکنند و یا آنهایی که خودآرائی کرده، سربه کوی و خیابان مینهند».(موسوی زنجانی، 1341: 40)
نویسندگان مکتب تشیع به همان صورت که با مادر شدن، به زن تقدس دادند همانگونه با متهم کردن مادرانی که به دو مقوله تفکیک جنسی و حجاب پایبند نبوده برچسب بیعفتی و ناپاک بودن زده و با غیر شرعی خواندن فرزندان آنها از آنان تقدس زدایی میکنند.
4-4-4 مردهایِ جاهل به موازین شریعت
سویه نگاه نویسندگان مکتب تشیع از زنان و مردان فاسدی که قوانین اسلام را زیرپا میگذارند به سمت مردان جاهلی چرخیده که اطلاعی از قوانین اسلام ندارند.
«بسیاری از مردها در این کشور به واسطه جهل به موازین شریعت و محروم ماندن از تربیت اسلامی آشکارا و پنهان به حقوق زنان تجاوز مینمایند».( بی نام،1338: 141)
متن دو عاملِ جهل به موازین شریعت و عدم تربیت دینی بسیاری از مردان را دلیل ظلم بر زنان دانسته و به این وسیله قوانین فقهی را از تهمت تعدی به حقوق زنان مبرا داشته و سویه اصلی دلیل نابرابری ظاهری حقوق زنان را به سمت مردان برده است، مردانی که به حقوقی که اسلام به زنان داده تعدی و تجاوز میکنند. متن مردان مومن و اسلامی را از ظلم به زنان مبرا میداند. در متن مشابهی نویسندگان مکتب تشیع اظهار میکنند:
«عجیب آنکه همه گناه را به پای زن مینویسند، در صورتی که این مردها هستند که از خوش باوری زنان سوء استفاده نموده و با افسانه و وعدهای دروغ ، آنها را افسون کرده و از راده بدر بردهاند. ای پدران و مادران به آن چند شاهی پول ثمن بخش که دخترانتان در اداره و کارخانه به دست میآورند غره نشوید و از سرنوشت شومی که در انتظارشان است غفلت نکنید، به آنها یاد بدهید از مردان بپرهیزند و از این کمین گاه مکر و فریب خویشتن را به یک سو بکشند».(موسوی زنجانی،1341: 39-40)
نویسندگان این نشریه برای اعلام بیطرفی و نشان دادن حسن نیت خود مردها را مقصر فساد زنان دانستهاند. و در ادامه متن با لحن دلسوزانه و در عین حال هشداردهنده از پدران و مادران میخواهد اجازه ندهند دخترانشان در محیطی مختلط با مردان حضور داشته باشند چرا که نتیجهای جز فساد ندارد. متن این باور را در خواننده به وجود میآورد که زنان انسانهای زود باور و سادهای هستند و مردان موجودات خطرناک و هوسبازی میباشند که ظرفیت کار کردن با زنان را نداشته و به دلیل هوس دل زنان را فریب خواهند داد.
این آموزها موجب شده است تا سالها زن و مرد در کشور ما همچون دو موجود غریبه و رقیب در مقابل هم باشند و اولین مسالهای که یک مرد با دیدن زن به ذهنش خطور کند فرار از یک شهوت عینی و یا بقول نویسنده فریب دادن و اغوا کردن زن باشد. در عین حال یک دختر یا زن نیز با دیدن جنس متفاوت خود اولین عکس العملی که فکر میکند باید بروز دهد ترس و فرار از موجودی مکار و حیلهگر که در پی شکار و فریب دادن او است. این نگاه در همه ابعاد زندگی ما رسوخ کرده و دیده میشود.
4-4-5 . اهمال سازمانهای فرهنگی
نویسندگان مکتب تشیع با متهم کردن دولت و سازمانهای فرهنگی؛ آنان را در اشاعه فساد، فحشا ، بیحجابی، انحراف جوانان از طریق سینما و تلوزیون و تئاتر و ..و به خطر افتادن عفت عمومی محکوم کرده و مستقیماً با زیر سوال بردن سیاستهای فرهنگی دولت، عوامل موثر بیبندوباریها و بیعفتیها را دولت و به نوعی حکومت وقت میدانند. در واقع میتوان گفت متن بیشتر مخالفت با حکومت را میرساند تا انتقاد از دولت.
«با وضع موجود که از طرفی سازمانهای فرهنگی، نه تنها در امر تربیت و تعلیم و تقویت ایمان و حس احترام به حقوق اهمال ورزیده بلکه نتیجهی معکوس بخشیده است، به حدی که اغلب متخرجین آن سازمان که امروز اکثریت طبقات دیگر، عصیان و فرار از مقرارت را یگانه مایة تسلی خاطر و انتقام میشمارند؛ و از طرفی این همه وسیلهی تحریک شهوات و اشاعهی فساد و منافیات عفت عمومی در تأترها و سینماها و کابارهها و مجلات و رادیو و تلویزیون بکار افتاده، و مناظر رسوا و ننگین و فحشا را نمایش داده، و از راه چشم و گوش بدختران و پسران تلقین مینمایند و از سوی دیگر در تاسیس مجامع قمار و میگساری و تشکیل مجالس رقص و شب نشینی مختلط که کشف حجاب در آنجاها تا حد کشف عورت رسیده است، آزادی عمل برقرار میباشد، و از طرفی ازدواج را در معرض رقابتها و تجمل دوستیها و هوسبازیها و وسیلهی تجارت یا تحصیل مقام قرار دادهاند».(بی نام، 1339: 73)

نویسندگان مکتب تشیع در متن دیگری به وضوح لبه تیزشمشیر انتقاد خود را به سمت مسئولین میبرند:
«در اوائل قرن بیستم عقلاء قوم در ممالک غرب، زنگ خطر اختلاط و تساوی را به صدا در آوردهاند ولی مسئولین و امور اجتماع مریض هنوز بدان توجهی نمینمایند».(موسوی زنجانی،1341: 37)
4-5 چه پیامدهایی داشته است
اتفاقاتی که شرح داده شد دارای پیامدهای است. که به شرح پیامدهای آن در ادامه پرداختهایم. نویسندگان مکتب تشیع بیان میکنند که تقلید از غرب موجب شد تا به جای کاوش و تحقیق در امور دینی خود منتظر باشیم غربیها از دین خودمان به ما اطلاعات بدهند و نا آگاهی آنان از دین و فرهنگ ما و دادن اطلاعات غلط از سوی غربیها باعث شده تا نسبت به دین خود بدبین شده و به قوانین آن عمل نکنیم. در نتیجه پیوندهای دینی که مسلمین با یکدیگر داشتند سست شده و این امر به داخل خانواده هم کشیده شده و بنیان جامعه یعنی خانواده از هم گسسته شد. همچنین پیامد تغییر قوانین مدنی و فقهی از جمله؛ ریاست پدر در خانواده، تعدد زوجات، حق طلاق مرد، صیغه و غیره را در کشور برابر با از میان رفتن محبت و استحکام خانواده، ازدیاد فحشاء بین زنان و مردان، افزایش فرزندان نامشروع و بالاخره ازهم پاشیدن اجتماع میداند. مطالب عنوان شده به صوت فهرست شرح داده شدهاند.

4-5-1 . اطلاعات دینی خود را از غربیها خواستیم
نویسنده مکتب تشیع پیامد تقلید کورکورانه از غرب را انجماد فکری مسلمانان و وابستگی به غرب میداند. او نتیجه این وابستگی فکری را به حدی میداند که باعث شد برای تجزیه تحلیل و حتی اطلاعات دینی و تخصصی خودمان نیز به غربیها رجوع کرده و اطلاعات دینی خود را از آنها بخواهیم. اتفاقی که به نام آزادی فکر افتاده چیزی جز تقلید از غرب نیست. غربیها نیز چون اطلاعات درستی از دین ما ندارند تحلیلهای غلطی در رابطه با حقوق زنان در اسلام دارند.
«در نتیجه به نام آزادی فکر و پاره کردن قید و بند تقلید، منطق خدا دادی خود را دور انداخته و به تقلید خالص از غربیها پرداخته و جز تبعیت گفتار و متابعت رفتار آنها، راهی نگرفتیم. واز آن جمله توضیح حقایق و تفسیر معنویات و شرح معارف داخلی خودمان را از آنها خواسته و معلومات اختصاصی خودمان را از آنها یاد گرفتیم».(علامه طباطبایی، 1338: 17 )
4-5-2 . از میان رفتن تعهد و احترام در خانواده
نویسندگان این نشریه قوانین فقهی را موجب استحکام خانواده دانسته و تغییر قوانین دینی و اجتماعی گذشته را برای اعضای خانواده منفی ارزیابی میکنند:
«تکالیف قوی دینی و اجتماعی که سابق برین زن و مرد را با هم یکی میکرد و آنها را با هم نگاه میداشت، کم کم از میان برداشته میشوند رشته مودت و ارتباط قلبی بین پدر و مادر و اطفال آنها به قدری ضعیف و سست شده که پدران و مادران آنها احساس میکنند که نسبت به اطفال خود، یا آنها نسبت به پدران و مادران تعهد و تکلیفی ندارند و نباید احترامی را بجا آورند».( 47)
متن پیامد تغییر قوانین را در خانوادها برابر با ازبین رفتن مودت و احترام بین اعضای خانواده میداند. به عنوان مثال وقتی زنان در بیرون از خانه کار کنند فرزندان از محبت مادر محروم میشوند و وقتی ریاست مرد در خانواده ضایع شود دیگر پدر احترامی نخواهد داشت بنابراین او نیز نسبت به خانواده خود سرد شده و از احساس مسئولیت وی کم میشود. نویسنده اظهار میکند:
«آیا میتوان گفت که محروم کردن فرزندان از نعمت خدادادی نوازش مادران و بیرون آوردن کانون خانواده به صورت خشک و بی روح (چنانکه در کشورهای غربی به خصوص امریکا وجود دارد) یک قدم اساسی برای اصلاح جامعه و تامین حقوق زنان به شمار میرود؟»(مصباح، 1343: 187 )
4-5-3 ازدیاد فحشاء
نویسندگان نشریه مکتب تشیع با تک همسری به شدت مخالف کرده و تعدد زوجات را حق طبیعی یک مرد دانسته، حقی که به دلیل شهوانی بودن و قدرت جنسی بالایی که دارند به باورشان خداوند برایشان قرار داده است. آنان نتیجه پایمال کردن این حق ذاتی و طبیعی مردان را برابر با فساد و فحشا در جامعه میدانند، زیرا به زعم آنان تعداد زنان از مردان بیشتر است و اگر هر مردی با یک زن ازدواج کند تعداد زیادی از دختران بدون شوهر باقی مانده و از حق طبیعی مادر شدن محروم شده و به دلیل این خلاء بزرگ در زندگی دچار افسردگی شده و به سمت فحشاء رفته و مثل یک حیوان آزاد به اشباع غریزه جنسی خود خواهند پرداخت.

«اگر بنا بر اختصاص هر فرد از مرد به یک زن گذاشته شود میباید عده بیشتری از زنان وظیفه حیوی و فطری خودشان را تعطیل کرده، از حق طبیعی مادری محروم گردند و به عواقب وخیم آن از ابتلاء به امراض روحی و جسمی و نداشتن حامی و سرپرست، تن در دهند و یا در منجلاب فحشاء و سقوط غوطه ور گردند و مانند حیوان آزادانه به اشباع غریزه جنسی بپردازند».(موسوی زنجانی،1341: 30)
در متن مشابهای نویسنده پیامد تک همسری در غرب را بیبند و بار شدن مردان عنوان کرده. زیرا برای ارضاء غریزه جنسی خود به بیشتر از یک زن (یعنی همسرشان) نیاز دارند، بنابراین برای برآوردن این نیاز خود به سمت زنان دیگر رفته و شوهر دار و بیشوهر دیگر برایشان فرقی نمیکند با همه سرو سر دارند. متن مردان اروپا و آمریکا را بدون استثناء شامل این اتفاق دانسته و تصویری از یک

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تعدد زوجات، حقوق زنان، حقوق اجتماعی، مدرنیزاسیون Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی علامه طباطبایی، تعدد زوجات، قانون اساسی، حقوق بشر