پایان نامه با واژگان کلیدی حقوق بشر، میثاق بین المللی، حقوق مدنی، حقوق مدنی و سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

عکس العملهای شدید و حادی از خود نشان داده و ضربه های محکم تر و سخت تری بر شرف و حیثیت انسانی وارد سازند، در نتیجه امنیت عمومی و وضع سیاسی جامعهی آن روز را به خطر اندازند. از آنجایی که بردگان از دیر زمانی تحت نظارت زیست کرده و در اثر زندگی طفیلی که داشتند، بیتجربه و بیاستعداد بار آمدهاند از این جهت اگر اسلام همهی آنها را یکباره از قید بردگی آزاد می ساخت، ممکن بود بر اثر نداشتن تجربه کافی و کاردانی و لیاقت قادر به تشکیل زندگی مستقل و ادارهی آن نباشند و در نتیجه مانند غلامان قدیم آمریکا که بعد آزاد شدن بر اثر علت یاد شده به کلی نیست و نابود شدهاند از بین می رفتند. اسلام هیچ راهی برای بردگی ابتدایی جز طریق جنگ را قانونی نمیشناسد، تازه آن نیز باید براساس صلاح دید پیشوای مسلمانان ها باشد که او اگر برده ساختن اسیران جنگی را مصلحت ندانست، میتواند یا از آنها پولی به عنوان فدیه بگیرد و آزادشان سازد و یا آنکه آنها را مورد عفو عمومی خود قرار دهد.(قربانیلاهیجی،1383،209)
3- تحلیل مفهوم برابری
برابری در علوم اجتماعی عموما و مباحث همجواری خصوصا یکی از محوریترین مفاهیم است. البته این مفهوم، اساسا مفهومی متنازع فیه است. در زمینه حقوق بشر معاصر، ایدهی برابری از مهمترین ایدههای مطرح و در حقیقت یکی از اصول بنیادین به شمار میرود. تمام اسناد حقوق بشری ایده برابری را به عنوان ایده نظری مورد تاکید قرار دادهاند. لذا با قاطعیت میتوان ادعا نمود که پس از مفهوم حق و آزادی، مفهوم برابری از کلیدیترین مفاهیم در تبیین حقوق بشر است. مفهوم ارسطویی از برابری به عنوان تعریفی کلاسیک تلقی میشود. بر مبنای این تعریف، با برابرها در شرایط برابر بایستی رفتاری برابر داشت.(بلکونز،123،1994) از نظر حقوق بشر فرض بر این است که انسانها از نظر حیثیت انسانی با هم برابرند بنابراین در شرایط برابر باید با آنها رفتار برابر شود لیکن باید توجه داشت حتی با پذیرش این ایده که انسانها در حیثیت انسانی با هم برابرند، نمیتوان به سادگی به مفهوم و عمق معنای برابری دست یافت.(رزمخواه،1391،14)
4- تحلیل مفهوم عدالت
عدالت در طول تاریخ معرفت بشری به عنوان ایده و ارزشی مطلوب مورد توجه بوده است. همین پیچیدگی مفهوم آن را تبدیل به مفهومی اساسا متنازع فیه نموده است.(کالی،56،1955) البته نزاع عمدتا بر سر مفهوم اجمالی عدالت نیست بلکه در خصوص مفهوم تفضیلی آن میباشد. به نظر میرسد ارائه تعریفی مورد اتفاق از عدالت غیر ممکن باشد البته ایده برابری، ایدهای است که در تمام مفاهیم عدالت به گونهای مدخلیت دارد، بنابراین مفهوم عدالت عبارت است از«رفتار با برابرها و رفتار نابرابر با نابرابرها در ارتباط با میزان تفاوتهای نسبی آنها.»(رزمخواه،1391،15) به واقع پیوند عدالت با دو مولفه برابری و آزادی در حوزه حقوق بشر، اقتضای وجود نظامهای قانون مداری را دارد که رسالت خود را تضمین حقوق و آزادیهای(بنیادین و برابر) شهروندان میدانند.
5- حدیث مشهور تساوی انسانها
از رسول اکرم اسلام(ص) حدیث مشهوری روایت شده که به تساوی انسانها اشاره دارد این حدیث از طریق اهل سنت و شیعیان به طور متواتر نقل شده است از جمله اینکه در کنزالعمال آمده که رسول اکرم(ص) فرمودهاند: “الناس سواء کاثنان المشط و انما یتفاضلون بالعافیه”؛ یعنی اینکه انسانها مانند دندانههای شانه با یکدیگر برابرند و تنها چیزی که میتواند آنها را بر یکدیگر برتری دهد خوبی آنهاست.(الهندی،1992،38) براساس گفته سامی الدیب حقوقدان سوئیسی فلسطینی تبار، قرآن به طور قاطع و الزام، بردگی را از بین نبرد. ولی این معنی واقعیت دارد که قرآن به عنوان یک عمل خیرخواهانه و نیک، آزادی بردگان را مطرح کرد. به گفته او، قرآن الغای کامل بردگان را به طور مبهم مورد توجه قرار داد. (مهرپور،1390،312)
عدم لغو صریح بردگی در اسلام و بیان مقررات و احکام مربوط به بردگی نمیتواند دال بر این باشد که از نظر اسلام، نظام بردگی حتی صورتی از آن مشروعیت دارد. تفاسیر قرآنی و بیانات پیشوایان دینی همه نشان دهنده آزادی ذاتی انسان و در اختیار نبودن او برای انسان دیگر است. جای تردیدی وجود ندارد که در مقطعی از زمان الغای کامل آن وجود نداشته اما بهرحال لغو بردگی در عصر جدید با اصول و روح اسلام کاملا سازگار است.
گفتار دوم: آزادی سیاسی و اجتماعی
آزادی سیاسی و اجتماعی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی تحت عنوان آزادی بیان، آزادی قلم، آزادی اجتماعات و تشکیل گروه احزاب، حق شرکت در ادارهی امور کشور و انتخابات و امثال آنها مورد تاکید و تصریح قرار گرفته است، به این اعتقاد باز میگردد که قدرت اداره جامعه از مردم ناشی میشود و آحاد مردم بر سرنوشت خود حاکم هستند و اداره امور کشور نیز به دست آنهاست که مستقیم یا به واسطه نمایندگان خود این کار را انجام میدهند. بنابراین باید آزادانه بتوانند نظریات و عقاید خود را برای چگونگی اداره جامعه و تعیین نوع حکومت ابراز دارند، انتقادات خود را از وضع حاکم بیان کنند و در تصمیم گیریهای مربوط به حکومت نقش و نظر داشته باشند.
ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر میگوید: هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد. و بند یک ماده 20 مقرر میدارد: هر کس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیتهای مسالمت آمیز تشکیل دهد. براساس بند یک ماده21 هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود، خواه مستقیم و خواه با وساطت نمایندگی که آزادانه انتخاب شدهاند، شرکت جوید. بند سه همین ماده نیز میگوید: اساس و منشا قدرت حکومت، اراده مردم است. این اراده باید به وسیلهی انتخاباتی ابراز شود که از روی صداقت و به طور ادواری صورت پذیرد. محتوای همین مضامین در مواد 18 تا 25 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز به چشم میخورد.
1- آزادی اندیشه و بیان
آزادی فکر، طبیعی ترین و اصلی ترین حق هر فردی از افراد بشر، به شمار میرود؛ زیرا اقسام دیگر آزادی قابل سلب و ایجاب است ولی آزادی فکری چنین قابلیتی را ندارد. منظور از آزادی فکری این خواهد بود که هر فردی حق دارد درباره هر موضوعی که بخواهد فکر کند و بدون آن که کسی حق داشته باشد افکار و عقاید او را مورد کنترل قرار داده یا عواملی پدید آورد که منجر به اختناق فکری و مانع رشد ادراکات صحیح او گردد. این نوع آزادی در ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر اینطور بیان گشته که«هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.» همچنین این آزادی در بند یک و دو ماده 19 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی اینطور مقرر گشته که«هیچ کس را نمیتوان به مناسبت عقایدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد؛ هر کس حق آزادی بیان دارد. این حق شامل آزادی تفحص و تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار از هر قبیل بدون توجه به سرحدات خواه شفاها یا به صورت نوشته یا چاپ یا به صورت هنری یا به هر وسیله دیگر به انتخاب خود میباشد.» اسلام نه تنها از آزادی فکری جلوگیری نمیکند و کوشش در بیاطلاع نگه داشتن مردم ندارد، بلکه اطلاع داشتن از امور جاری مملکت و حقایق زندگی را جزء وظیفه دولت و ملت اسلامی میداند و معتقد است هر فردی که آراء گوناگون و نظرات مختلف را آزادانه مورد مطالعه و بررسی قرار دهد، طبعا حقیقت را بهتر به دست خواهد آورد و راه و رسم صحیح زندگی را بهتر تشخیص خواهد داد. اسلام نه تنها سانسور عقاید و افکار را از ناحیه هر مقام و تشکیلاتی عملی نادرست و غیرانسانی میداند، بلکه ملاک تکلیف و معیار ارزش افراد را در عقل و مقدار دانش و تفکر آنان منحصر میکند.(قربانیلاهیجی،1383،230) اسلام نه تنها مخالف با آزادی فکری و پیشرفت نیست، بلکه طرفدار آزادی فرهنگ و دشمن سرسخت خرافات، تقلید کورکورانه، شهوت پرستی، نادانی و بیسوادی و سانسور عقاید و افکار که از عوامل مهم استعمار فکری به شمار میروند، میباشد. بنابراین اگر تفسیر آزادی فکری، به معنی رهایی پیدا کردن از خرافات و اوهام و سانسور عقاید و افکار و تحمیلات بیجای ارباب مذاهب باشد، اسلام نیز طرفدار آن است و اگر به معنی کنار گذاردن هر نوع عقیده و اخلاق و مقررات صحیح و سعادت بخش باشد، به هیچ وجه قابل قبول و صحیح نخواهد بود.(قربانیلاهیجی،1383،250)
2- آزادی سیاسی و اجتماعی
بشریت در طول زندگی پر از فراز و نشیب خود، کمتر توانسته است، از نعمت آزادی سیاسی برخوردار گردد، بلکه همواره گرفتار نظامهای نادرستی بود که مشاغل مهم مملکتی را در انحصار گروه خاصی قرار میداد و اکثریت مردم را از تصدی مناصبی که شایستگی آن را داشتهاند، محروم میکرد. بشریت، نه تنها در دورانهای گذشته، در کشورهای غیر متمدن و یا متمدن چون روم، یونان، هند و ایران باستان که گرفتار نظامهای غلط طبقاتی بودهاند، از آزادی سیاسی به معنی نخست(آزادی در تصدی مناسب) محروم بوده است، بلکه در قرن بیستم نیز با همهی پیشرفتهایی که در قسمتهای صنعت و دانش نصیبش شده، هنوز نتوانسته است به افرادی که شایستگی تصدی ادارهی امور مملکت را دارند و میتوانند در پی ریزی تشکیلات سیاسی و اجتماعی خود سهیم باشند، آزادی سیاسی به معنی واقعی اعطا کند. این قسم از آزادی در ماده 21 اعلامیه جهانی حقوق بشر اینچنین مقرر گشته که«هر کس حق دارد که در اداره ی امور عمومی کشور خود، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند، شرکت جوید؛ هر کس حق دارد با تساوی شرایط، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید؛ اساس و منشا قدرت حکومت، اراده ی مردم است. این اراده باید بهوسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طوری ادواری، صورت پذیرد. انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقی نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای را تامین نماید.» همینطور در ماده 21 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی آمده است که«حق تشکیل مجامع مسالمتآمیز به رسمیت شناخته میشود.» گرچه حکومت اسلامی جز در زمان پیغمبر اکرم(ص) و حکومت چند سالهی امیرمومنان(ع) اجرای احکام اسلام را به خود ندیده است زیرا خلفای بنی امیه و بنی عباس خلافت را تبدیل به حکومت خود کامه و استبداد کرده و اعمال آنان با مقررات اسلامی مبانیت کلی و قطعی داشته است؛ ولی در عین حال، همواره روح قوانین اسلام نفوذ کلی خود را در جامعه اسلامی حفظ میکرده است.(قربانیلاهیجی،1383،262) روح آزادی و مساواتی که اسلام به بشریت دمیده بود، به او امکان میداد مرزهای موهوم طبقاتی را بردارد، هرکسی در هر طبقه و صنفی قرار دارد بتواند طبق لیاقت وشایستگی خود، هر منصب و مقامی که میخواهد اشغال نماید. این آزادی سیاسی شامل مناصب فتوی، قضاوت، حکومت، وزارت، امارت، ولایت، حسبه و دیگر مشاغل سیاسی و حقوقی و اجتماعی میباشد. اسلام در عین آنکه از آزادی سیاسی طرفداری و حمایت جدی میکند کاملا مواظب است که افراد بی لیاقت، از این آزادی سوء استفاده نکنند و با اشغال مناصب مهم و پستهای حساس مملکت، مصالح عمومی را در خطر نیاندازند. در حکومتهای استبدادی نه ملت، دولت و تشکیلاتش را از آن خود میداند و نه دولت، ملت را به حساب آورده و برای او ارزش قائل است.(قربانیلاهیجی،1383،266) بسیار روشن است جامعهای که روح همبستگی و تعاون و خیرخواهی در آن حکم فرما باشد و مردم حق داشته باشند از هیئت حاکمه انتقاد کنند و یا در ارشاد و راهنمایی دولت از طریق مطبوعات و تشکیل احزاب و … اقدام نمایند، چنین جامعهای در مدت کوتاهی با گامهای سریعی به سوی ترقی و تکامل گام برخواهد داشت. در حکومت اسلامی که براساس دموکراسی خاصی پایهریزی شده است نه فرمانروای مسلمین و هیئت حاکمه حق دارد، مردم را از دخالت در امور جاری مملکت و به اصطلاح سیاست منع کند و نه ملت حق دارد تمام بار مسئولیت ادارهی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حقوق بشر، حقوق بین الملل، منابع حقوق، جوادی آملی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حقوق بشر، آزادی بیان، مجمع عمومی، سازمان ملل