پایان نامه با واژگان کلیدی حقوق بشر، سازمان ملل، اجتماعی و سیاسی، بنیان خانواده

دانلود پایان نامه ارشد

کشیده و هر جا که زن و مرد در کنار هم حضور داشته باشند فساد را نیز به آنجا کشانده و غرب این شرایط فساد را بوجود آورده و عن قریب غول شهوت نه تنها غرب که دنیا را در کام خود فرو خواهد برد.
عبارت اختلاط بی و بندو بار شاید اشاره به اختلاط بدون کنترل باشد. چرا که اسلامگرایان سنتی این کنترل را با تفکیک جنسی در مکانهای عمومی و حجاب انجام دادهاند.
4-3-1-7- افزایش پرورشگاهها
به باور نویسندگان این نشریه با اختلاط زن و مرد جامعه غربی در تمام لایهها و سازمانهایش با افزایش بیبندوباری روبرو شده است. اتفاق قابل پیش بینی تولد هزاران فرزند بیسرپرست و قربانی شهوت است که به پرورشگاهها تحویل داده میشوند:
«خبرهائی که از جامعه آمریکا و مخصوصاً از وضع مدارس آن سرزمین و روابط میان شاگردان؛ همه ساله در جرائد منعکس میگردد بسی شرم آورتر و دردناکتر است و ما را به شرح آن نیازی نیست، چه کوس رسوائیشان بر سر هر زبان به صدا در آمده است، و هر سال دهها هزار مولد سر راهی که از مرحله اسقاط جنین در گذشته و چشم به روزگار باز کردهاند، به پرورشگاهها تحویل داده میشوند».(موسوی زنجانی،1341: 35)
در متن کشور آمریکا مورد خطاب واقع شده است، زیرا بحث تساوی حقوق زن و مرد بوسیله سازمان ملل متحد و به منظور رعایت منشور حقوق بشر مطرح شده بود.( مقاله در سالهای 1341ه.ش و بحث رعایت حقوق بشر در ایران نوشته شده است). متن برآن است تا نتیجه آزادی و رعایت تساوی حقوق زن ومرد را در این کشور(آمریکا) که ایران را ملزم به تساوی حقوق زن ومرد و آزادی زنان کرده بازگو کند. عملی که باعث ازدیاد فحشا، فساد و کوکان بیسرپرست و پرورشگاهها شده است.
نویسنده با تحریک احساسات خواننده عنوان میکند هیچگاه این پرورشگاهها جای مادر را برای کودک نخواهند گرفت و مهر مادری را نمیتوانند به او بدهند. به نوعی نتیجهگیری میکند که اختلاط بیبندوبار زن و مرد عاقبتی جز افزایش کودکان سرراهی و پرورشگاهها نخواهد داشت. همچنان که در متن زیر آمده است:
«مادران مصنوعی و حرفهای پرورشگاهها و پرستاران مزدور هیچگاه نمیتوانند نقش مادر را به عهده بگیرند و تنها در آغوش مادر است که هاله ای از نور و محبت طفل را فراگرفته است».(موسوی زنجانی،1341: 36)
در ادامه متن مشابهای آورده میشود:
«روزنامه (لندن تروت) شماره20آوریل 1901مقاله ای به قلم یک بانوی نویسنده ، منتشر نمود و خلاصهی آن چنین است:« دختران ولگرد و بدون سرپرست در جامعهی ما زیاد شدهاند و کمتر کسی بدین بلای خانمانسوز و موجبات آن میاندیشد؛ من که خود یکنفر زن هستم به حال این تیره بختان هم نوع خود رقت کرده و نزدیک است قلبم بشکافد، ولی این تیره بختان ، از تأثر خاطر من ، فرضاً همهی مردم نیز شریک غم و غصهی من بوده باشند، چه سودی توانند برد، میباید راه حل عملی پیدا کرده و از این همه آلودگیشان نجات داد».(موسوی زنجانی،1341: 37)
نویسندگان مکتب تشیع پس از وضعیت اسفبار غرب و نتایج کار زنان در بیرون از خانه و عواقب تلخ آن که منجر به قربانی شدن کودکان بیسرپرست و مخصوصاً دختران خواهد شد، از زبان یک زن شاهد ماوقع میشوند تا به نوعی بیطرفی خود را در شرح اتفاقات تلخی که در غرب در حال وقوع است اعلام کنند و نیز لایههای پنهان متن به خوانندگان زن میگوید که زنان و دختران غرب از آزادیهای که به آنها دادهاند نه تنها راضی و خشنود نیستند بلکه قربانی اصلی این آزادی خود زنان هستند. و اکنون به دنبال راهحلی برای رهایی خود میباشند.
4-3-1-8- غرب در کمین ارزشهای اسلامی
نویسندگان مکتب تشیع پس از به تصویر کشیدن فساد غرب به خوانندگان خود هشدار میدهند که مراقب داشتههای فرهنگی خود باشید. چرا که غرب آسیب دیده در صدد دزدیدن و یا گرفتن این داشتهها است و غرب در کمین شماست؛ نویسنده میگوید:
«به قول آن مستشرق:« لذتی که یک فرد مسلمان از بوسیدن فرزند خود میبرد برای بسیاری از غربیها قابل تصور نیست، زیرا در دنیای متمدن امروز کم کسی پیدا میشود که یقین داشته باشد که بچهاش مال خود اوست». و بعد اضافه میکند: «گمان نمیکنم غربیها بتوانند این امتیاز را برای شرقیها ببینند و شاید به زودی از دست ایشان بربایند».(محمدتقی مصباح،1343: 188)
نویسنده اشاره میکند به علت بیبندوباری و فساد در غرب بسیاری از مردان از اینکه فرزندشان برای خودشان است مطمأن نیستند. سپس بیان میکند، غربیها حس پدری را به اندازه یک فرد مسلمان تجربه نمیکنند. او ادامه میدهد؛ گمان نمیکنم حسادت غربیها اجازه دهد این وضعیت برای شرقیها یا مسلمانان ادامه داشته باشد. نکته اصلی متن دشمن سازی و مبارزه با غرب است که پس از انقلاب با عنوان تهاجم فرهنگی غرب بازگو شد.
4-3-2 . ایران
اتفاقاتی که در ایران رخ داده این است که عفت ملی با اختلاط زن و مرد و آزادی زنان به خطر افتاده. حکومت با در اختیار داشتن همه ابزار تبلیغات اجازه انتقاد از این وضع را به مخالفین آزادی زنان و اجرای منشور حقوق بشر نمیدهد. به دلیل مخالفت روحانیون با اجرای این منشور حکومت وقت دست به تهدید روحانیون زده است. اتفاق دیگری که ارتباط مستقیمی به این منشور دارد اعتراض به قوانین مدنی کشور در رابطه با زنان ( که از قوانین فقهی گرفته شده) و تغییر این قوانین است. همچنین کشورهای مسلمان و همسایه ایران در قوانین خود نسبت به زنان تجدیدنظر کرده و به زنان آزادی دادهاند. این عوامل با کمک کدهای جدول شماره3 ستون ب شرح داده میشود.
4-3-2-1- با آزادی زنان عفت ملی به خطر افتاده است
نویسندگان مکتب تشیع از فروپاشی اجتماع و به خطر افتادن عفاف ملی همراه با شروع فعالیت نهضت آزادی بانوان خبر میدهند.
«مفاسد روز افزون اجتماع ما از شیوع فحشاء بطور سری و علنی و هتک پردهی عفاف ملی و این همه قتل و انتحار بر سر مسائل جنسی و عشقی و خطر مهیبی که بنیان خانوادهای زیادی را در هم ریخته و مانند غدهی سرطان در بسط و نمو و توسعه و سرایت به دیگران است و بدین همه فشار اقتصادی که هواپرستی و تجمل دوستی بانوان آزاد از عوامل موثر آن است و هم زمان با نهضت آنان و به موازات آن سیر سعودی خود را طی میکند».(بی نام،1338: 142)
متن از اتفاقات مهیبی در جامعه سخن میگوید؛ از جمله ترویج فساد و فحشا، متلاشی شدن خانواده ، تجاوز به عفاف ملی و قتل و خودکشی بر سر مسائل جنسی و فشارهای اقتصادی. سپس منشاء تمام این اتفاقات و آسیبهای اجتماعی مخصوصاً مشکلات اقتصادی را از زمانی میداند که نهضت آزادی بانوان شروع به فعالیت کرده است.
نکته مورد توجه در این متن عبارت هتک پرده عفاف ملی است. عبارت ملت داری یک روح همبستگی و در مقابل عبارت عفت عمومی که کلیتر میباشد از جنبه خصوصیتری برخوردار است. دغدغه عفت عمومی در رابطه با خطر اسلام جنبه کلیتر و خالی از جهتگیری سیاسی است. اما دغدغه ملی و عفاف ملی داشتن جنبه خصوصیتر و به دلیل عبارت ملت، مفهوم و هدف سیاسیتری را میرساند. میتوان گفت دغدغههای نویسندگان این نشریه به سمت مشکلات کشور جهت دهی دارد.
4-3-2-2- مردان شهوت پرست به دنبال آزادی زنانند
به نظر نویسنده آزادی بانوان باعث ترویج فساد و بیعفتی میشود و کسانی که بیشترین سود را از این بیعفتی زنان خواهند برد مردان شهوتپرست میباشند. یک مرد متدین دلیلی برای اینکه سنگ آزادی زنان را به سینه بزند ندارد و تنها مردان برده شهوت به دنبال سوء استفاده از زنانند تا با آزادی آنان از تماشای بدنهای نیمه عریان زن و آمیزشهای نامشروع لذت ببرند.
«بسیاری از مردان شهوت پرست و بهیمه صفت، برای اغراض فاسد نفسانی خود سنگ آزادی زنان را به سینه میزنند تا از آمیزش آزاده مرد و زن و بی بند و باری و بی عفتی زنان سوء استفاده کنند. از طرفی از تماشای بدنهای نیمه عریان و آرایش کرده آنان التذاذ حیوانی ببرند و از طرفی هیچگونه مانعی برای آمیزشهای نامشروع و ضد انسانی ایشان وجود نداشته باشد».(محمد تقی مصباح،1343: 190)
4-3-2-3- اختلاط زن و مرد
در این متون نویسندگان این نشریه از به خطر افتادن حفظ عفت عمومی و از جدی نگرفتن و حتی تمسخر کردن تعالیم و دستور اسلام در مورد عدم اختلاط زنان و مردان خبر میدهند. آنان اختلاط زن و مرد در محیط اجتماعی را ترویج جنون جنسی دانسته و حضور زن و مرد در کنار یکدیگر را برابر با از میان رفتن عفت عمومی قلمداد میکنند. . نویسنده مکتب تشیع اظهار میکند:
«لگام گسیختگان تازه نفس شرق، وارد میدان شدهاند و یترویج جنون جنسی پرداخته و با وسائل گوناگون و گمراه کننده، نسل جدید را بدان تشویق مینمایند و تعالیم اسلام را در مورد حفظ عفت عمومی بباد مسخره میگیرند.»(موسوی زنجانی،1341: 22)
4-3-2-4- نمیگذارند صدای مخالفان آزادی زنان شنیده شود
اسلامگرایان برآنند که صدای روحانیت و مخالفان آزادی زنان در امور اجتماعی و سیاسی شنیده نمیشود.
«امروزه بار دیگر موضوع شرکت دادن بانوان در امور اجتماعی اعم از انتخابات و تصدی مشاغل اداری، بر سر زبانها افتاده و سخن روز به شمار میرود، و عقاید مختلفی له و علیه ابراز میگردد.(بی نام،1338: 136)
طرفداران جنبهی مثبت از همهی وسایل اعم از رادیو و جراید و سخن رانی در محافل رسمی برخوردارند، و طرف مقابل تنها به اظهار عقیده در مجالس خصوصی، و یا به القاء خطابهی منبری در حضور چند نفر مستمع کسل و بی حال و احیاناً خواب آلود اکتفا میکند.»(بی نام،1338: 136).
یعنی روحانیون تریبون داده نمیشود تا نظرات خود را بیان کنند اعتراض دارد .
4-3-2-5- تهدید روحانیون
نویسندگان این نشریه برآنند که در جامعه اسلامی باید قوانین اسلامی مبنای قوانین مدنی باشد و هیچ سازمان غیراسلامی نمیتواند یک کشور اسلامی را ملزم به رعایت قوانین غیر اسلامی کند. مواد منشور حقوق بشر متنقاض و حتی متضاد با متن از بیعدالتی که در کشور توسط دولت صورت گرفته سخن میگوید و با عنوان اینکه مساله حقوق زنان و حضور اجتماعی و سیاسی آنان از مسائل جدی است و از مباحث روز کشور به شمار میرود؛ به اینکه به گروه مخالف قوانین اسلامی است پس نه تنها نباید از آن پیروی کرد بلکه باید مخالفت خود را نیز با آن علناً اعلام نمود. از موارد اختلاف روحانیون با منشور حقوق بشر این است که این منشور خواستار آزادی ، تساوی و برابری تمامی انسانها ، زنان و مردان میباشد. و مساله تساوی حقوق زن و مرد یکی از مناقشات غیرقابل حل این منشور برای اسلامگرایان سنتی است. دامنه این اختلاف بین حکومت وقت و روحاینون به جایی میرسد که به گفته نویسنده مکتب تشیع به تهدید روحانیون و اینکه مخالفتشان را به گوش جرائد خارجی و مسئولین سازمان ملل خواهند رساند انجامید.
«تمسک به اصول حقوق بشر و منشور سازمان ملل متفق و تهدید به اینکه مخالفت روحانیون را با نظریهی تساوی زنان و مردان به مسئولین آن سازمان گزارش خواهند داد و در جراید خارجی منعکس خواهند نمود».(بی نام،1338: 138)
نویسنده اذعان دارد که روحانیون با تساوی حقوق زن و مرد مخالفند و این مخالفت به دلیل حمایت از اسلام است و دولت آنان را تهدید کرده که این مخالفت به گوش دنیا خواهد رسید. و در متن مشابهی آمده است:
«تهدید به گزارش دادن امر به اینچنین سازمان و نشر آن در جراید خارجی، روحانیون مسئول را از حمایت مذهب و انجام وظیفه باز نخواهد داشت. و این دفعه اول نخواهد بود که علیه اسلام و مسلمین انتقاداتی در نشریات دیگران به عمل خواهد آمد. در طول قریب به چهارده قرن تاریخ اسلام مبارزات قلمی بین اسلام و مخالفین آن به موازات مبارزه با شمشیر در جریان بوده و باز هم ادامه خواهد یافت».( بی نام،1338: 150)
متن از یک شور انقلابی برخوردار است. عدهای علیه اسلام قیام کردهاند و روحانیت با وجود نابرابری سلاح با دشمن از وظایف خود باز نخواهد ایستاد و از اسلام دفاع خواهد کرد. و به خواننده میگوید روحانیون از دشمن و تهدیدات خارجی و داخلی نمیهراسند. در ادامه اسلامگرایان با عنوان اینکه مبارزه مسلمین و کفار از صدر اسلام یعنی قریب به چهارده قرن است که ادامه دارد خود را نماینده برحق اسلام

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی خانواده گسترده، علامه طباطبایی، تعدد زوجات، اجتماعی و سیاسی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حقوق زنان، روشنفکران، علامه طباطبایی، تعدد زوجات