پایان نامه با واژگان کلیدی حقوق بشر، آزادی بیان، مجمع عمومی، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

حالیکه(آنرا) میدانید».(سوره البقره(2)، آیه 42) تمامی مسلمانان باید آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات را که برای همه مومنان هم ایجاد حق و هم تکلیف مینماید، استقرار بخشیده و نیک بدارند. علیرغم اینکه اسلام و قرآن اصولا آزادی بیان را پذیرفته و رعایت آن را ضروری دانستهاند اما قرآن در برخی موارد آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات را به طور موقت و یا به طور جزئی برای حفظ دیگر حقوق بشر یا منافع عمومی محدود میکند. در شریعت اسلام بهتان، تهمت و افتراء یا هر نوع جرمی از این دست منع گردیده و مجازات دارد (لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا(: خداوند دوست ندارد که آشکارا از کسی بدگویی شود، ولی کسی که به او ستم شده است گناهی بر او نیست که آشکارا از ستم کننده به بدی یاد کند. و خدا همهی سخنان را میشنود و از آنها آگاه است».(سوره النساء(4)، آیه 148)
4. ارزیابی نگرش اسلام به آزادیهای سیاسی و اجتماعی
همان طور که در مطالب بالا اشاره نمودیم، اسلام نه تنها در زمینه این نوع آزادیها، مخالفتی نداشته بلکه خود پیشرو و علمدار آزادیهای صحیح اجتماعی و سیاسی است. با اینکه از نظر اسلام منشا قدرت و حکومت ذات باریتعالی است، ولی انسانها بر سرنوشت اجتماعی خود حاکم هستند. نه تنها دخالت در حکومت و مشارکت در اداره امور مملکت حق آنهاست، بلکه وظیفه و تکلیف یکایک مسلمانان است که فعالانه و آگاهانه در اداره امور جامعه شرکت جسته، اظهارنظر کنند و در صورت لزوم از وضع جاری انتقاد نمایند و راه صلاح را نشان دهند، آزادی سیاسی هم در واقع همین است که هر فردی از افراد مملکت حق دارد نظرات اصلاحی و انتقادی خود را به طور آزاد بیان کند. پایه دوم آزادی سیاسی، حق آزادی بیان و قلم است که به همه مردم اجازه و امکان طرح نظرات اصلاحی را بدون ترس و واهمه میدهد، از اینرو به خوبی معلوم است که دین اسلام مجوز این نوع آزادیها را صادر نموده است. امام علی(ع) برای دادن این حق به مردم در خطبه 216 از آنان میخواهد که با او راحت سخن بگویند:«با زبانی که با گردنکشان سخن گویند با من سخن نگویید و از گفتن آنچه پیش مردم خشمگین خودداری کنند، پیش من خودداری نکنید و با چاپلوسی و مدارا با من آمیزش نکنید و نپندارید که اگر سخن حقی به من گفته شود بر من گران آید. یا بخواهم خود را بزرگتر از آن ببینم که سخن حقی به من گفته شود، زیرا هرکس شنیدن سخن حق و یا عرضه عدالت بر او گران آید اجرای آنها بر او دشوارتر و گرانتر مینماید. پس زنهار که از گفتن هر حرف حقی و یا مشورت به عدلی در نزد من خودداری کنید». بدینسان مردم در دوران حکومت امام آزاد بودند که حرفهای خود را مطرح کنند و امام نیز به آنان پاسخ میدادند، اما زمانی که افراد قصد اخلال و برهم زدن امنیت جامعه را داشتند حضرت به شدت برخورد میکردند. در تفکر اسلامی، انسان آزاد ولی مسئول شناخته شده است و میزان مسئولیت انسان است که حدود آزادی او را تعیین و مشخص می کند.(صدر،78،1410) فقیه بزرگوار آقای نائینی در بیان اهمیت اصل آزادی سیاسی و اجتماعی در اسلام و رعایت اصل تساوی و تاثیر آنها در وضع جامعه مسلمانان و پیشرفت آنها میگوید:«مادام که این دو اصل رعایت میشد، سرعت سیر ترقی و نفوذ اسلام محیر عقول عالم شد. پس از استیلای معاویه و تبدیل خلافت به سلطنت و زیر پا نهادن اصول مزبور، وضع دگرگون شد. ولی تا وقتی ملل دیگر هم وضعشان به همین منوال و حکومت آنها نیز بر استبداد مبتنی بود، اسلام حالت وقوف و ایستا داشت. اما همین که در حد قرون اخیر، ملل دیگر به این دو اصل حیات بخش پی بردند و آن را مبنای حکومت خود قرار دادند، پیشرفت آنها آغاز و تنزل و انحطاط مسلمین نیز شروع شد». (نائینی،54،1358) در نهایت باید گفت که اسلام دین اندیشه و تفکر است و در آموزههای پیامبر(ص) آزادی اندیشه و بیان از اهمیت زیادی برخوردار است. تاکید فراوان قرآن کریم بر تفکر و ارج نهادن به متفکران و خردمندان(ابن هشام،1985،330) از یک سو و مبارزات مستمر پیامبر اعظم(ص) با هر نوع عامل بردگی فکری، شکستن زنجیرهای اسارت عقل و آزاد ساختن آن از خرافاتی را که خدا فرو «و چون به آنان گفته شود: کتابی را که خدا فرو فرستاده است پیروی کنید، میگویند: نه، بلکه از آیینی که پدرانمان را بر آن یافتهایم پیروی میکنیم. آیا هر چند پدرانشان چیزی نمیدانستند و به راه راست هدایت نیافته بودند، باز هم از کیش آنها پیروی میکنند؟؛ ای پیامبر، حکایت تو در فراخواندن این کافران به توحید، همچون حکایت چوپانی است که بر گوسفندان خود با کلماتی نهیب میزند، ولی آنها از کلمات او جز خواندن و آوایی نمیشنوند. اینان نیز کر و لال و کورند، نه سخن سودمند را میشنوند و نه خود درست سخن میگویند و نه نشانههای حق را مینگرند، از این رو هیچ حقیقتی را درنمییابند.(سوره البقره(2)، آیات 170-171) و چون به آنان گفته شود: به سوی آنچه خدا فرو فرستاده و به سوی پیامبر بیایید، میگویند: (وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ( «آنچه پدرانمان را بر آن یافتهایم ما را بس است. آیا در هر حال از راه و رسم پدرانشان پیروی میکنند، هر چند پدارنشان خود چیزی نمیدانستند و از سوی کسی نیز هدایت نشده بودند؟». (سوره المائده(5)، آیه 104) این آیات دلیل روشنی بر این مدعاست. کسانی که از نعمت عقلشان بهره نمیگیرند و در حکمت آفرینش انسان و جهان تدبر نمیکنند، از منظر قرآن کریم گمراهتر از چارپایان به شمار میآیند. (وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ(: «و قطعا بسیاری از جنیان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم، چرا که آنان را دلهایی است که به آنها حقیقت را در نمییابند و دیدگانی دارند که به آنها آیات حق را نمیبینند و برایشان گوشهایی است که به آنها سخن حق را نمیشنوند. آنان همانند دامها هستند بلکه از آنها گمراهترند. آنانند بیخبران.».(سوره الاعراف(7)، آیه179)؛ (إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ(: «آری، این کفرپیشگانی که از شنیدن سخن حق کرند و از گفتن حق لال، همانان که حق را در نمییابند، نزد خدا بدترین جنبندگان به شمار میروند».(سوره الانفال(8)، آیه22) چرا که انسان به دلیل برخورداری از عقل و اراده نسبت به رفتارش مسئول است. وجود سورهای به نام «قلم» در قرآن و سوگند به قلم و آنچه با آن مینویسد(سوره القلم(68)، آیه1) و همچنین تاکید قرآن بر علم، تعلیم و تعلم (أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ(: «آیا این کفرپیشه که اهل دوزخ است بهتر است یا آن کسی که در ساعات شب، خاضعانه فرمان خدا را اطاعت میکند و به نماز برمیخیزد و در نماز خود به سجده و قیام مشغول است و از عذاب آخرت میترسد و به رحمت پروردگارش امید دارد؟ بگو: آیا کسانی که خدا را میشناسند با کسانی که خدا را نمیشناسند یکسانند؟ تنها خردمندانند که حقایق را در مییابند».(سوره الزمر(39)، آیه9) همه نشانگر اهمیت علم، تفکر، بیان و آزادی در این زمینهها است.«یکی از علتهایی که اسلام را مورد قبول همگان قرار داده، طرفداری جدی آن از حقوق انسان است».(خسروشاهی،29،1351)
گفتار سوم: آزادی مذهبی
اسناد بین المللی حقوق بشر جملگی بر آزادی مذهبی، یعنی آزاد بودن هر فرد در انتخاب هرگونه عقیده دینی و انتساب به هرگونه مذهبی و تغییر مذهب، تاکید دارند. ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر میگوید: هر کس حق دارد از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود. این حق متضمن آزادی تغیر مذهب یا عقیده و نیز متضمن آزادی اظهار عقیده و ایمان میباشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است… در بند دو ماده 18 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز آمده است: هیچ کس نباید مورد اکراهی واقع شود که به آزادی او در داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خودش لطمه وارد آورد. همچنین اعلامیه محو انواع نابردباری و تبعیض مذهبی که در 25 نوامبر 1981 به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسیده است، که این اعلامیه مشتمل بر یک مقدمه نسبتا مفصل در بیان محاسن آزادی و تسامح مذهبی و زیانهای وارده بر تبعیض و نابردباری در امر مذهب و عقیده است، در ماده یک این اعلامیه آمده است: هر کس حق آزادی فکر، وجدان و مذهب دارد و میتواند هرگونه مذهب و عقیدهای را به انتخاب خود برگزیند و براساس آن پرستش و عبادت کند و اعمال مذهبی را انجام دهد و هیچ گونه اجبار و اکراهی که بر این آزادی انتخاب آسیب بزند، نباید بر کسی تحمیل شود.
تاریخ بشریت همواره شاهد فجایع و مظالم بسیاری در زمینه تعصبات کور و خشک مذهبی و اجبار افراد به داشتن عقیده و مذهبی خاص یا تفتیش عقاید مذهبی افراد و ایذاء و آزار و حتی قتل و شکنجه آنها بوده است. بدترین وضعیت در اروپا در طول هفت قرن رقم خورده است که دهها هزار نفر صرفا به اتهام ارتداد و تخطی از دین رسمی در آتش سوزانده شدند یا پس از شکنجههای هولناک به قتل رسیدند و اموالشان مصادره شد. البته خشونتهای مذهبی و مجازاتهای مربوط به تغییر عقیده و دین در جوامع دیگر نیز سابقه داشته و در حکومتهای اسلامی نیز وجود داشته است. اما شدت این وضعیت در اروپا شاید در هیچ جای دیگری سابقه نداشته باشد. اصرار و پافشاری اروپائیان بر تثبیت حق آزادی مذهبی و جدا کردن عقیده و عمل مذهبی از مسائل اجتماعی و حکومتی، به همین مسالهی شدید خشونت ها بر میگردد.(مهرپور،1390،320)
1- حق آزادی دین
حق آزادی دین از بنیادیترین و قدیمیترین حقوق بشری است که هم در نظامهای حقوقی داخلی و هم در نظام بین المللی حقوق بشر منعکس شده است. اگرچه بعضی از جلوههای حق آزادی دین را میتوان در بعضی از اسناد قدیمی همچون منشور کوروش مشاهده کرد اما ریشه حق آزادی دین به معنای امروزی به قرن هجدهم بر میگردد. حتی منشور کبیر انگلستان که اولین قانون اساسی مدون است و در اوایل قرن 13 میلادی صادر شده و متضمن بعضی از مصادیق حقوق بشر است، به حق آزادی دین اشاره نکرده است. در واقع تلاش جهانی برای تدوین حق آزادی دین و عقیده با فعالیت کمیسیون حقوق بشر آغاز شد و نتیجه آن ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر بود که بر اهمیت این حق تاکید میکرد. بعد از آن مجمع عمومی سازمان ملل متحد میثاق حقوق مدنی و سیاسی را در سال 1966 به تصویب رساند و با پذیرش حق آزادی دین و عقیده در ماده 18 این میثاق رعایت این حق را الزامی کرد. با ادامه کار مجمع عمومی سازمان ملل، اعلامیه محو تمام اشکال نابرابری و تبعیض مبتنی بر دین یا عقیده در سال 1981 پذیرفته شد و جنبههای مختلف حق آزادی دین و عقیده مشخصتر شد. در ضمن این حق در مهمترین اسناد منطقهای حقوق بشر همچون کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، کنوانسیون آمریکایی حقوقی بشر، منشور آفریقایی حقوق بشر و ملتها و منشور عربی حقوق بشر نیز درج شده است. هرکس از حق آزادی دین برخوردار است.(سودمندی و شریفی طراز کوهی،1391،79) آزادی دین شامل حق داشتن یا پذیرش دین و حق ابراز دین است. علی رغم سکوت ماده 18 میثاق درباره حق تغییر دین، کمیته حقوق بشر بعنوان مفسر رسمی میثاق، حق تغییر دین را به رسمیت شناخته و بیان میکند آزادی داشتن یا پذیرش یک دین یا عقیده حتما به آزادی انتخاب یک دین یا عقیده منجر میشود و این شامل حق جایگزین کردن دین یا عقیده فعلی با دین یا عقیده دیگر یا پذیرش نظرهای الحادی و هم چنین حق حفظ دین یا عقیده میشود. در مجموع با توجه به اسناد فوق الذکر و نظر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حقوق بشر، میثاق بین المللی، حقوق مدنی، حقوق مدنی و سیاسی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان نیروی انسانی، بهره وری نیروی انسانی، منابع انسانی، سابقه خدمت