پایان نامه با واژگان کلیدی حضرت محمد (ص)، دوران باستان، سوره حجرات

دانلود پایان نامه ارشد

همچنين متهم به اين شد که از مجازات کشندگان عثمان خودداري و سمت‌هاي اداري را از طرفداران عثمان پاکسازي مي‌کند. يکي از مهمترين مخالفان حضرت علي(ع)، معاويه بود. معاويه فرماندار شام و از خويشان عثمان بود که بدين سبب خونخواهي کشندگان عثمان را حق خود مي‌دانست.
3-03 پيدايش گروه خوارج
در خلال شکل گيري توافق، ائتلاف حضرت علي (ع)شروع به از هم پاشيدگي نمود. مساله توسل به سنت، بايد مهمترين دليل واکنش قاريان بوده باشد. آنها با توافق مواقفت کردند، چرا که آن دعوت به صلح و به کار بردن قرآن بود. در آن زمان بندهاي توافق نامه هنوز تعيين نشده بود و در آن موردي که علي ديگر اميرالمومنين تلقي نخواهد شد، وجود نداشت. از آن جدي تر، گسترش اختيارات داوران از قرآن به سنتي که ابهام آميز است، اعتبار قرآن را به خطر مي‌انداخت. بنابراين معادل تحکيم الرجال في الدين به حساب مي‌آمد. از اين رو، آنان شعار لا حکم الا الله را برافراشتند. . (عروسي حويزي؛ 1417: 3/124 و 150)
در اين زمان، شاميان ادعا کردند که اين توافق نامه، تاييدي است بر اينکه قرآن در موردن عادلانه بودن يا نبودن کشته شدن عثمان، حکم کند. ولي قاريان شکي نداشتند که او عادلانه کشته شده‌است. روايت شده است که پيش کشيدن مساله قتل عثمان توسط معاويه در اين مقطع حساس، بايد به طفره رفتن قبلي وي از اين موضوع مرتبط باشد. کل ماجرا يک تلاش سازمان يافته براي تخريب ائتلاف علي به نظر مي‌رسد. قاريان به حضرت علي(ع) گفتند که اگر همانند آنان به خاطر پذيرش حکميت، توبه نکند، آنان از وي اعلان برائت خواهند نمود. در هنگام بازگشت لشکر علي به کوفه، بعضي از قاريان در حرورا توقف نمودند
3-3-1 تجمع خوارج در حرورا
علي (ع)که گرفتار نافرماني خوارج شده بود، ابتدا پسر عمويش عبدالله بن عباس را به عنوان نماينده خود به حرورا براي مذاکره فرستادو سپس خودش شخصا براي بحث به آنجا رفت. استدلالهايي که حروريان در بحث با حضرت علي (ع)به کار مي گرفتند در طبري يا ديگر منابع سني و يا کتبي که به نفع حضرت علي (ع)جهت دار هستند ذکر نشده، حال آنکه استدلال ابن عباس و حضرت علي(ع) ذکر شده است. استدلالشان به طور خلاصه اين بوده است: “وقتي ما خون عثمان را ريختيم، بر حق بوديم. چون او بدعت در دين آورده بود. به همين ترتيب وقتي خون طلحه و زبير و هوادارانشان را ريختيم نيز بر حق بوديم. چون آنها شورشي بودند. همچنين وقتي که خون ياران معاويه و عمروعاص را ريختيم نيز بر حق بوديم، چون آنان از حدود کتاب خدا و سنت پيامبر تجاوز کرده بودند. حال مگر حکم جديدي از آسمان براي حضرت علي(ع) نازل شده است که رويکردش را عوض کند؟ نه. پس وي بايد بر همان مسيري که در ابتدا بود ثابت قدم بماند و جنگ را ادامه داده و حکميت را رد کند.” ابن عباس آيات ??-?? سوره نساء و آيات ?-? سوره مائده را که در مورد تعيين حکم در مواقع خاص بود را به آنان يادآوري نمود که بي فايده بود. حروريان در پاسخ گفتند: “هر حکمي که از طرف خدا تعيين شده است نبايد به داوري و حکميت سپرده شود. خدا احکامي را قرار داده که بايد در مورد گروه ستمکار و متجاوز (فئ? الباغي?) اجرا شود. چرا که او در آيه نهم سوره حجرات مي فرمايد:” اگر دو گروه مومنان با يکديگر وارد جنگ شوند، بين آن دو صلح برقرار کن. اگر گروهي از آن دو بر شورش خود اصرار داشت، با آن گروه شورشگر بجنگ تا در برابر حکم خدا سر تعظيم فرود آور”د.آيا معاويه و عمروعاص و هوادارانشان جزو فئه الباغيه نبودند؟” حروريان در ادامه استدلالهاي خود به آيه ??-?? سوره انفال اشاره کردند: ” با آنها پيکار کن، تا وقتي که فتنه اي وجود ندارد و دين از آن خداوند است”. آيا معاويه و يارانش از خدا تبعيت مي کردند؟ پاسخ طبعا منفي است. پس خدا حکم خود را در اين مورد اعلام نموده و بايد اجرا شود. اين يکي از حدود الهي است و بايد مانند ديگر حدود مانند حد زناکار يا دزد اجرا شود. انسان در موردي که خدا حکمش را داده حق داوري ندارد (لا حکم الا لله). حروريان در استدلالهاي خود به آيات ديگر قرآن و دلايل ديگري نيز متوسل شدند که موارد بالايي خلاصه شده محکمترين دلايلي است که ردشان ناممکن مي نمايد. يکي از مستشرقين مي نويسد ابن عباس در برابر صحت استدلالشان تسليم شد (حتي منابع سني و منابع طرفدار علي اذعان دارند که ابن عباس نتوانست از پس آنان در بحث بر بيايد) همچنان که علي نيز نتوانست. حضرت علي (ع)از آنان خواست که دست از مخالفت بردارند و در اين کار موفق شد. اما اينکه چگونه موفق به اين کار شد مشخص نيست. (ابن اثير؛ 1379 : 2/70-63)
استدلالهايي که حضرت علي (ع)پيش روي اين گروه سرسخت قرار داد (که در منابع مختلف با يکديگر فرق دارد) به نظر نمي رسد که توانسته باشد بر استدلالهاي آنان فائق آمده باشد. در کتاب النهروان اثر فزاري آمده که علي قول داد که جنگ با معاويه را ادامه دهد و ضمانت محکمي بر اين قول قرار داد. در برخي منابع آمده که حضرت علي (ع)گفت: ” ما ماليات جمع آوري مي کنيم. اسبهاي خود را قبراق و سرحال مي کنيم و سپس به سوي معاويه دوباره لشکر کشي مي کنيم.” روايت شده است اين جمله نشان مي دهد که حضرت علي(ع) به حروريان امتياز داد. طاها حسين معتقد است که در اين زمان يک سوء تفاهم بين حضرت علي (ع)و خوارج پيش آمده است. (ابن شهر آشوب؛ 1412/ 2/58 و61) اما پس از اينکه حضرت علي (ع)به کوفه بازگشت به طور صريح اعلام کرد که به شرايط منعقد شده در عهدنامه صفين وفادار خواهد ماند. حروريان که راضي شده بودند با وي به کوفه بياييند، با شنيدن اين سخن خشمگين شدند. در نتيجه اين سخن حضرت علي(ع)، خوارج با يکديگر ملاقاتهاي پنهاني ترتيب داده و ديگر در مورد اينکه در منطقه اي بمانند که به عقيده آنان احکام ناعادلانه به جاي احکامي که خدا تکليفش را روشن کرده اجرا مي شود، دچار ترديد شدند. گروهي که به اين باور رسيده بودند، پنهاني گريختند و از هم فکران خود در بصره دعوت به عمل آوردند و در نهروان جمع شدند. آمده است بعضي از خوارج ممکن است علت مخالفتشان با حضرت علي (ع)اين بوده‌باشد که مي‌ترسيدند علي (ع)با معاويه سازش کرده و در پي آن، آنان براي حساب پس دادن در مورد شورش خود عليه عثمان فراخوانده‌شوند.
3-3-2 حکميت
اولين ديدار داوران، به نظر مي‌رسد که طبق توافق قبلي در رمضان ?? هجري مصادف با فوريه ??? ميلادي، در دومةالجندل برگزار شد. نتيجه اين ديدار اين شد که اعمالي که عثمان به آنها متهم شده بود، مستبدانه نبود. دال بر اينکه عثمان ناعادلانه کشته شده و معاويه حق خون خواهي از وي را دارد. اين حکم هنوز عمومي نشده بود، اما دو سپاه به آنجا آمدند تا از نتيجه اش مطلع گردند. حضرت علي (ع)به اين نتيجه اعتراض کرد و آن را خلاف قرآن و سنت دانسته و بنابراين آن را لازم الاجرا ندانست. سپس او سعي کرد سپاه تازه‌اي را سامان دهد. اما فقط انصار از باقي ماندگان قاريان به رهبري مالک اشتر و تعداد کمي از مردان قبايلشان، به حضرت علي (ع)وفادار ماندند. علي با سپاه جديدش کوفه را به منظور براندازي معاويه ترک کرد. اما در ابتدا به نهروان رفت تا با مخالفان تعامل کند. او ابتدا سعي کرد که با اعلام کردن اينکه قصد جنگ با معاويه را دارد، حمايتشان را جلب کند. اما آنان پافشاري کردند که حضرت علي (ع)اول اقرار به گناه خود در پذيرش حکميت کرده و سپس قول دهد آناني را که بايد تحويل معاويه شوند پناه دهد. علي به آنان حمله کرد و کشتار منتجه از سوي بسياري از افراد، تقبيح شد و فرار کردن سربازان از سپاه حضرت علي(ع)، وي را مجبور کرد تا به کوفه باز گردد و نتواند به سمت معاويه لشگر کشي کند. در حال حاضر، حضرت علي (ع)و معاويه هيچکدام ديگر خليفه به حساب نمي‌آمدند و حاکماني شورشي تلقي مي‌گرديدند. اما به عنوان دو رقيب براي خلافت به حساب مي‌آمدند. به نظر مي‌آيد که داوران و ديگر افراد نامدار، به استثناي نمايندگان علي، در شعبان ?? هجري مصادف با ژانويه ??? ميلادي، در “اذرح “با يکديگر ملاقات کردند تا در مورد انتخاب خليفه جديد به بحث بپردازند. عمروعاص از معاويه حمايت مي‌کرد. در حاليکه ابوموسي اشعري، دامادش عبدالله بن عمر را ترجيح مي‌داد. اما عبدالله به خاطر فقدان اجماعي بر روي خليفه شدنش، اين پيشنهاد را رد نمود. پس از آن، ابوموسي اشعري به عمروعاص پيشنهاد کرد که هر دو حضرت علي(ع) و معاويه از خلافت عزل شده و کار تعيين خليفه به شورا موکل شود و عمروعاص پيشنهادش را پذيرفت. ابوموسي در ملا عام مورد توافقش با عمرو عاص را اعلام کرد ولي عمروعاص بيان داشت که علي(ع) را عزل و خلافت معاويه را تاييد کرد. (مجلسي؛ 1403: /314 و 317)
پس از قضيه حکميت، هر چندحضرت علي(ع) حکم برکناري را نپذيرفت و خود را کماکان خليفه مسلمانان مي‌ناميد اما هر روز از وفاداران به او کاسته مي‌شد. در زماني که علي مشغول رفع شورش خوارج بود معاويه کنترل مصر را در دست گرفت. آمده است وي در اواخر سال ?? هجري مصادف با ??? ميلادي، سپاهيان حضرت علي (ع)را در مصر شکست داد و عمروعاص را حاکم آنجا نمود. در همين زمان، علي (ع)کنترل حجاز را نيز از دست داد. در سال ?? هجري حضرت علي(ع) حتي کنترلي بر شهرهاي مکه و مدينه نداشت. حضرت علي (ع)عملا به شهر کوفه محدود شده بود و در موضعي تدافعي بود تا آنجايي اقدامي در برابر لشکرکشي‌هاي معاويه به قلب عراق، يمن و عربستان نکرد. افکار عمومي عرب به سمت جانشيني معاويه تمايل داشت. چرا که وي توسط نيروهاي منظمي پشتيباني مي‌شد و مي‌توانست قدرت را در ميان نخبگان عرب حفظ و امپراطوري عرب را کنترل کند. در سال آخر خلافت حضرت علي(ع)، مردم کوفه و بصره پس از حملات لشکريان معاويه به شهرهاي عراق، ماهيت واقعي معاويه را شناختند و دوباره با حضرت علي(ع)بر ضد معاويه متحد شدند. با اين حال نگرش مردم نسبت به علي (ع)در اين مقطع زماني، به شدت متفاوت بود. فقط اقليت کوچکي از آنها معتقد بودند که حضرت علي(ع) بهترين شخص پس از حضرت محمد(ص) براي خلافت است. در حالي که اکثريت مردم او را به علت دشمني با معاويه مورد حمايت قرار دادند. (انصاري؛ بي تا: 4/358)
3-3-3 شهادت حضرت
تعدادي از خوارج تصميم به قتل حضرت علي(ع)، معاويه و عمروعاص به صورت همزمان گرفتند تا به عقيده خود اسلام را از دست اين سه تن که مسئول جنگهاي داخلي بودند، خلاص کنندکه تنها موفق شدند علي (ع)را بکشند و معاويه و عمروعاص جان سالم بدر بردند. در منابع روز ضربت خوردن علي ??، ?? و ?? رمضان گزارش شده است. اما شيخ مفيد روز ?? را صحيح تر مي داند و ابن ابي الحديد نيز مي نويسد چون اين سه تن کارشان را عبادت مي دانستند بنابراين آن را در شب قدر ?? رمضان قرار دادند تا ثواب بيشتري برده باشند. روز شهادت حضرت علي (ع)هم در منابع از ?? تا ?? رمضان گزارش شده و مدت تحمل ضربت را دو يا سه روز دانسته اند. علي (ع)در هنگامي که مشغول خواندن نماز صبح در مسجد کوفه بود و به روايتي ديگر در کنار در مسجد توسط عبدالرحمن بن ملجم و با يک شمشير مسموم از ناحيه سرضربت خورد. عبدالرحمن اين عمل را به قصد انتقام گيري از وي در قبال کشتگان نهروان، انجام داد. دو روز بعد در ?? يا ?? رمضان سال ?? هجري مصادف با ?? ژانويه ??? ميلادي، حضرت علي (ع)در سن ?? يا ?? سالگي به شهادت رسيد. حضرت علي (ع)از مدتها قبل مي دانست که کشته مي شود، حال يا حضرت محمد(ص)به وي گفته بود يا خودش اين مطلب را حس کرده بود. روايات زيادي وجود دارد که در آن حضرت محمد (ص)يا حضرت علي (ع)خبر مي دهند که ريش حضرت علي (ع)از خون فرق سرش رنگين مي شود. روايات ديگري وجود دارد که در آن پيامبرمي گويد بدترين مردم در دوران باستان کسي بود که شتر صالح را پي کرد و بدترين افراد در امت معاصر من کسي است که حضرت علي (ع)را مي کشد، اما عموما به کار بردن لفظ بدترين مردم را به علي نسبت مي دهند و گاهي اين دو روايت با هم يکجا روايت مي شود. شب واقعه، حضرت علي (ع)اعلام کرد که امشب شب سرنوشت اوست و هنگامي در سحر منزلش را ترک مي کرد، غازها سر و صدا کردند و وي گفت اين ها به خاطر وي در حال عزاداري هستند.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حضرت محمد (ص)، عزل و نصب Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نهج البلاغه