پایان نامه با واژگان کلیدی جبران خسارت، شخص ثالث، رویه قضایی، ارتکاب جرم

دانلود پایان نامه ارشد

مطابق این ماده و با توجه به مواد 1 و2 این قانون هنگامی که بزه دیده دچار جراحت، نقص یا قطع عضو و یا بیماری می گردد، خسارات زیر ممکن است به وی وارد آید:
• هزینه معالجه
• ضرر از کار افتادگی
• افزایش مخارج زندگی
• آسیب های ناشی از مرگ شخص بزه دیده
صرف نظر از ناراحتی های روحی و زیان های معنوی که در اثر مرگ بزه دیده به بستگان وی وارد می آید و در بخش بعدی مورد بحث قرار می گیرد، در بعضی موارد ممکن است بزه دیده در زمان حیات خود نگهداری و مخارج اشخاص ثالثی را بر عهده داشته باشد و یا به کسان معینی کمک مادی می کرده است و مرگ وی اشخاص را از نفقه و کمک های مالی محروم می کند. آیا این اشخاص حق مطالبه ضرر را دارند؟
ماده 6 قانون مسؤولیت مدنی مقرر می دارد:”در صورتی که در زمان وقوع آسیب، زیان دیده قانونا مکلف بوده و یا ممکن است بعدها مکلف شود شخص ثالثی را نگهداری نماید و در اثر مرگ او شخص ثالث از آن حق محروم شود، وارد کننده زیان باید مبلغی را به عنوان مستمری متناسب تا مدتی که ادامه حیات آسیب دیده عادتاً ممکن و مکلف به نگهداری شخص ثالث بوده، به آن شخص پرداخت کند…”
بر طبق این ماده افرادی که بزه دیده متوفی قانوناً مکلف به انفاق و نگهداری آنان بوده و در اثر مرگ او متضرر گردیده اند می توانند مطالبه ضرر و زیان خود را بنمایند.
2. آسیب مالی
منظور از آسیب ها و ضرر های مالی خساراتی است بر اثر ارتکاب جرم به اموال و دارایی های بزه دیده وارد می شود.آسیب مالی ممکن است به صورت از بین رفتن عین مال یا از بین رفتن منفعت آن و سرانجام از بین رفتن حق ایجاد گردد. بنابراین انواع آسیب های مالی عبارتند از:
• از بین رفتن مال
و آن آسیبی است که بر اثر از بین رفتن عین مال حادث می شود. مانند سوزاندن خانه کشتن حیوان، شکستن تلویزیون یا ساعت.از بین رفتن مال گاهی به صورت نابودی کامل اشیاء و زمانی به صورت کاهش قیمت آنها می باشد. برای مثال شخصی که اتومبیل سواری را به صورت امانت در اختیار دارد، آن را به ضرر مالکش و با سوء نیت استفاده نماید و با آن آجر و غیره حمل کند و به آن خسارتی وارد و آن را معیوب نماید.
• از بین رفتن منفعت مال
آسیب ناشی از جرم گاهی به صورت از بین رفتن منفعت مالی می باشد.تفویت منفعت را نباید با عدم النفع اشتباه کرد.
منفعت عین همانند خود عین، مال محسوب می شود و در زمان حال قابل تقویم و واگذاری است. به عنوان مثال اگر کسی منزل دیگری را به صورت عدوانی تصرف نماید و مانع استیفاء منافع ملک توسط مالکش شود، این عمل غیر قانونی در واقع جلوگیری از تحصیل فایده نیست بلکه از بین بردن منافعی است که بر آن عنوان مال مترتب می گردد و به تبع مال فعلیت داشته است.

• از بین بردن حق
اگر کسی با ارتکاب جرم موجب از بین بردن حقی از حقوق بزه دیده گردد، باید از عهده خسارات وارده برآید. برای نمونه اگر کسی مرتکب بزه ترک انفاق شود و حق نفقه زوجه و افراد واجب النفقه خود را نپردازد.
ب.آسیب های معنوی
1.تعریف و مصادیق آسیب های معنوی
در متون قانون ما در واقع از آسیب و زیان معنوی تعریفی به عمل نیامده و فقط در ماده 9 آیین دادرسی کیفری مصوب 1290 به ذکر مصادیق تمثیلی آن اکتفا شده است. حتی در قانون مسؤولیت مدنی این نوع ضرر و زیان تعریف نشده است.
اما علمای حقوق در مقام تعریف ضرر معنوی تعاریف گوناگونی بکار برده اند. یکی از آن تعاریف اینگونه است :”تعریف زیان معنوی دشوارتر است و برای اینکه تعریفی از آن به دست داده باشیم می توان گفت صدمه به منافع عاطفی و غیر مالی است مانند احساس درد جسمی و رنج روحی، از بین بردن آبرو حیثیت وآزادی”و در ادامه می گوید”به هر حال زیان های معنوی را به دوگروه تقسیم کرده اند:
1.زیان های وارده به حیثیت و به طور خلاصه آنچه در زبان عرف، سرمایه یا دارایی معنوی شخص است.
2.لطمه به عواطف و ایجاد تألم و تأثر روحی که شخص با از دست دادن عزیزان خود با ملاحظه درد و رنج آنها می بیند.”
فقه غنی اسلام آسیب معنوی و جبران آن را مورد توجه قرار داده است. برای مثال در حقوق اسلامی حیثیت اشخاص به طور جدی مورد توجه شارع مقدس بوده است تا آنجا که برای اهانت به مسلمانان (قذف) حد تازیانه در نظر گرفته شده است. و در بسیاری از روایات آبرو و عرض مومن از خون و جان او برترو والاتردانسته شده و به ناموس الهی تعبیرگردیده و هتک آبروی مومن هتک ناموس الهی به شمارآمده است و به تعبیرامام خمینی(ره) «خداوند تبارک و تعالی غیور است و هتک مستور مومنین وکشف عورات آنها هتک ناموس الهی است.»23
آسیب های معنوی شامل انواع گوناگونی می باشند که عبارتند از24:
• لطمه به حیثیت، شرافت، کرامت و معتقدات مذهبی
از آسیب وارد شده به حیثیت، شرافت، کرامت و معتقدات مذهبی به آسیب معنوی یاد شده است. در سطح سیاست جنایی تقنینی، ماده 698 ق.م.ا تحت عنوان”اعاده حیثیت” نمونه ای از جبران خسارت معنوی است.
• دردهای جسمانی
بر طبق ماده 9 ق.آ.د.ک مصوب 1290 عنوان صدمات روحی که خسارت معنوی محسوب شده، شامل دردهای جسمی نیز می گردد.
• آسیب روانی
تجربه جرم معمولاً نسبت به تجربه تصادف یا مصیبت مشابه، تأثیر شدیدتری دارد. کنار آمدن با این واقعیت که آسیب وارد شده ناشی از فعل عمدی دیگری بوده، دشوار است. واکنش آغازین بزه دیده ممکن است شوک، ترس، خشم، ناباوری و گناه باشد.
• درد و رنج عاطفی
عاطفه مفهوم روان شناسانه و به معنای تأثیرپذیری یا واکنش روانی است که در برخورد با امور بیرونی به نام جرم در ذهن پدید می آید و به شکل هایی مانند محبت شوق کینه نمایان می شود. درد و رنج عاطفی از آسیب روانی جداست. درد و رنج عاطفی مفهومی است که در قلمرو”روانشناسی”قرار می گیرد، در حالی که آسیب روانی مفهومی پزشکی است که در قلمرو”روان پزشکی”می گنجد.
• رنجهای روحی
علاوه بر دردهای جسمانی که در اثر ایراد صدمه به شخص بزه دیده ایجاد می گردد، گاهی در اثر ورود صدمه جسمانی، دردهای روحی نیز بر وی عارض می شود. برای مثال بزه دیده ای که دچار آسیب جسمی شده است علاوه بر آسیب جسمی، دچار دردها و رنج های روحی ناشی از غم و اندوه از دست دادن عضو و غبطه خوردن به حال افراد سالم می شود.

• از بین بردن زیبایی
بی تردید زشت شدن صورت که در اثر صدمه ایجاد میشود نه تنها موجب آسیب جسمانی است، بلکه آسیب معنوی را نیز به دنبال دارد.
• آسیب های معنوی ناشی از فوت به بستگان بزه دیده
آسیب های معنوی ناشی از فوت به دو صورت است: خسارت معنوی بزه دیده که عبارت است از درد و رنج جسمانی و روحی که وی در فاصله بین بروز جرم و مرگ، متحمل آن شده است. دوم خسارات معنوی وارد به بستگان بزه دیده متوفی.
• آسیب معنوی ناشی از فقدان حیوان یا اشیاء مورد علاقه بزه دیده
در این آسیب گاهی پرداخت قیمت نمی تواند آنچه را که بزه دیده ا دست داده به او بازگرداند. مثل از بین بردن یک عکس خانوادگی که علاوه بر زیان مادی، موجب صدمه روحی به بزه دیده هم می گردد.25

2.نحوه ارزیابی آسیب های معنوی:
از گذشته‌‌های دور، جبران خسارت‌‌های مالی که اکثراً جنبه مادی دارند، به‌طور صریح در قوانین جوامع و کشور‌های مختلف پیش‌بینی شده است. تمام نظام‌‌های حقوقی این‌گونه خسارت‌‌ها را قابل جبران می‌دانند و بر پایه آن امکان جبران این نوع خسارت با مراجعه به دادگاه و اثبات زیان وجود دارد. در مورد خسارت معنوی نیز از دیرباز، بشر در زندگی اجتماعی خود به پالایش درونی خویش و سازمان‌بخشی مناسبات اجتماعی بر پایه مفاهیم و ارزش‌‌های انسانی اهتمام ورزیده و همواره جبران این نوع از خسارات را مورد توجه قرار داده است. ادیان الهی نیز در اصل لزوم جبران ضرر و زیان وارده به اشخاص اعم از مادی و معنوی، اشتراک نظر دارند، ولی موضع‌گیری آنها در زمینه تدارک آن یکسان نیست.
نکته قابل توجه اینجاست که همواره نسبت به امکان جبران خسارات معنوی به علت ماهیت غیرمادی و غیرمالی آن و همچنین سختی مقایسه و تقویم آن با امور مالی نسبت به امکان جبران آن، همواره اختلاف نظر‌هایی وجود داشته است.
در نظام حقوقی ما با توجه به پار‌ه‌ای اظهارنظر‌ها از سوی برخی مراجع قانونی مبنی بر عدم امکان جبران این خسارت به نحو مادی، تردید‌ها و اشکالاتی را به وجود آورده، ولی حقوقدانان ما با نگاهی عمیق و گسترده و با مطالعه در منابع اسلامی و فقهی و با پیش‌بینی جبران این‌گونه خسارات در قوانین کشور و عدم نسخ آن قوانین بخصوص تأیید و تصویب آن در برخی از اصول قانون اساسی به عنوان قانون مادر و میثاق ملی بویژه اصل 171 این شک و تردید را از بین برده و رویه قضایی را به سوی جبران این‌گونه از خسارات سوق داده است. بویژه آرای جدید برخی از محاکم بخصوص در پرونده هموفیلی‌‌ها که بسیار با دقت به این مسئله پرداخته‌اند و دولت را موظف به جبران خسارت معنوی افراد کرده که البته با استقبال قضات و حقوقدانان نیز روبه‌رو شده است.
با مطالعه و بررسی در کتب حقوقی و فقهی و روند قانونگذاری، رویه قضایی، دکترین حقوقی و تالیفات حقوقدانان به سمت جبران خسارت معنوی تمایل نشان داده و با توجه به دلایل نظری فقهی و قانونی به جبران این‌گونه خسارات نظر مثبت وجود دارد.
پیش‌بینی دیه و برخی از مجازات‌‌های تعزیری پرداخت مهرالمثل و پیدایش حق فسخ در عقودی همچون نکاح، نیز از دلایل عملی بر امکان جبران خسارت معنوی هستند. چگونه می‌توانیم بپذیریم شخصی مدت طولانی را در زندان بر اساس اشتباه به سر کند، مگر معذرت‌خواهی ساده یا انتشار عامل محکومیت خسارت می‌تواند به تنهایی ضرر و زیان‌‌های معنوی، روحی و عاطفی که به این شخص وارد آمده را جبران کند؟
شایان ذکر است که در اکثر سیستم‌‌های حقوقی دنیا ضرورت و امکان جبران خسارت معنوی پذیرفته شده و مبنای قانونی دارد، در حقوق ما نیز در قوانین مختلف به‌طور صریح یا ضمنی جبران خسارت معنوی تصریح شده است، همچنین در اصل 171 قانون اساسی، مسئولیت مدنی، آیین دادرسی مدنی و کیفری و قانون مجازات اسلامی و مطبوعات مورد اشاره قانونگذار واقع شده، ولی در رویه قضایی به جهت پار‌ه‌ای از اظهارنظر‌های شورای نگهبان و شورای عالی قضایی سابق بیشتر تمایل دارند، جبران این‌گونه از خسارت‌‌ها را با پول رد کنند؛ با وجود آنکه در آرای برخی از محاکم حکم به جبران خسارت معنوی نیز داده شده است.
جبران کامل خسارت معنوی به این معنا است که زیان‌دیده به شرایط پیش از وقوع خسارت برگردد و حتی‌الامکان آنچه را که از دست داده دوباره به دست بیاورد که البته این شیوه در بسیاری از موارد امکانپذیر نیست.
آنچه ضرورت ایجاد آن در کشورمان احساس می‌شود، این است که هیچ خسارتی بدون جبران باقی نماند و اگر پرداخت پول، شیوه جبران خسارت معنوی باشد، تعیین میزان خسارت و تقویم آن یکی از مسائل بسیار مهم و پیچیده بوده که دقت و ظرافت خاصی را می‌طلبد، چراکه خسارت معنوی به دختری که مورد اسیدپاشی نامزدش قرار گرفته، ماهیتاً غیرمالی است و سنجش یک امر غیرمالی به امر مالی مستلزم وجود یک معیار دقیق و قابل قبول است، در حالی که چنین معیاری وجود ندارد و همین دلیل موجب شد که برخی صاحب‌نظران در سیستم‌‌های حقوقی، جبران خسارت معنوی وارد به اشخاص را غیرقابل جبران بدانند که البته تأکید می‌شود که هرچند امکان جبران دقیق این نوع خسارات نیست، ولی هدف از جبران خسارات، تشفی خاطر و جلب رضایت نسبی زیان‌دیده است و نکته قابل توجه این است که جبران نسبی این‌گونه از خسارات صد البته بهتر از عدم جبران آن است، بر همین اساس در نظام حقوقی اسلام دیه، مجازات‌‌های تعزیری در مورد برخی خسارت‌‌های معنوی پیش‌بینی شده است.
از جمله پیشنهادات مدنظر این است که قانونگذار ما به‌طور صریح نسبت به خسارت‌‌های معنوی تعیین تکلیف کند و به بیان مصادیق آن در قوانین مختلف بپردازد، همچنین مقررات ویژه و مناسبی را برای اشخاصی که ناعادلانه و بی‌گناه و بر اثر اشتباه در بازداشت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی بزه دیدگی، جبران خسارت، حقوق ایران، حقوق بشر Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی مددکاری اجتماعی، نظام های حقوقی، رفاه اجتماعی، عدالت کیفری