پایان نامه با واژگان کلیدی جامعه اسلامی، تعدد زوجات، حقوق زنان، حقوق اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

طلاق بدهید.).
همانطور که نویسندگان مکتب تشیع عنوان کردند هیچکدام از این آیهها برای ظلم به زنان یا پایمال کردن حقی یا گرفتن حقی نیستند. حتی طلاق را نیز با احسان و مودت دو طرفه سفارش نموده است. میتوان این استنباط را از آین آیات داشت که قوانین مهر، طلاق، صیغه و غیره میتواند مورد سوء استفاده قرار بگیرد پس بر انسان است تا با عقل و درایت خود جلوی این سوء استفادها یا جلوی هر ظلمی را بگیرد. همانگونه که نویسنده نیز میگوید:
«روشن می گردد که هرنوع تجاوز به حقوق زنان و سخت گیری و اذیت و حتی سوء استفاده از ظواهر قوانین مربوطهی با ازدواج و طلاق بکلی ممنوع بوده و با نصوص صریحه و هم با روح قانون اسلام مباینت دارد و میباید از آن جلوگیری کرد.»(بی نام،1338: 141)
متن نیز برآن است که ظاهر قوانین قرآن میتواند مورد سوء استفاده عدهای از افراد جاهل و نادان و ظالم قرار بگیرد. و روح قرآن هیچگاه با ظلم سنخیتی نداشته و ندارد. نویسده پس از تقاضا برای اجرای قوانین دینی و سوء استفاده نکردن از آن راه حلی دیگری که برای افراد سوء استفاده گر پیشنهاد میدهد تنبیه کردن میباشد.
4-6-6 تنبیه مردها
نویسندگان مکتب تشیع پس از آنکه راه حل مشکلات را در سوء استفاده نکردن از قوانین فقهی و انجام دستورات دینی و فقهی دانستند؛ برای آنکه مردها از قوانین فقهی و دینی پیروی کنند و به زنها ظلم نکنند راه حل دیگر را در تنبیه کردن مردهای ظالم بیان میکنند. آنان به مسئولین مربوطه این اطمینان خاطر را میدهند که اسلام مشروعیت تنبیه مردهای که به زنان خود ظلم میکنند را داده است و دین اسلام اینگونه خواسته تا جلوی ظلم این نوع افراد جاهل گرفته شود.
«اولیای امور مجدانه مطابق قوانین عادلانه اسلام جلوی تعرضات و تجاوزات ظالمانه مردهای خودخواه را بگیرند، و دستور اکید قران مجید را در منع از هر نوع ستمکاری دربارهی زنان بموقع اجرا بگذارند، و این زورگویان جاهل و غافل از سوء اعمال خود را بر سر جای خود بنشانند».(بی نام،1341: 141)
نکتهای که قابل تامل میباشد این مساله است نویسندگان نشریه حتی با رجوع دوباره به نصوص دینی به دلیل آنکه راه حل را در بازگشت به سنت و روش زندگی صدر اسلام میدانند و از فقه پویا استقبال نکرده ؛دوباره به همان اندیشه ذاتگرایی زن و مرد بازگشته و قوانین را بر طبق این اندیشه به نفع مردان صادر میکنند که به قول خودشان موجب سوء استفاده مردان و ظلم به زنان میشود. آنان به دلیل افکار بنیادگرایی خود هیچگاه نتوانستند از این تناقض رهایی یابند. آنان برای رهایی از این تناقض مخصوصاً در رابطه با حقوق زنان عدل را جای تساوی مینشانند. زیرا آنان حکومت اسلامی را مفررهایی زنان از ظلم میدانند و خود را نماینده و مدافع اسلام و به تبع ناموس و عفت جامعه اسلامی یعنی زنان میخوانند.
4-6-7 . به کار بردن راههای نامحسوس توسط زنان
نویسندگان این نشریه حق طلاق را به دلیل برتری عقلی مرد به او داده و این حق را بر حسب ذات منطقی مرد و احساساتی بودن زن به مرد واگذار کرده تا جلوی طلاقهای بیهوده که زنان مسبب آن خواهند بود گرفته شود. نویسنده این منظور را اینگونه بیان میکند:
«زمام طلاق بحسب اصل تشریع در دست مرد میباشد و زن میتواند به طریقی متوسل شده و طلاق خود را از مرد بگیرد یا موارد ضرورت را پیشبینی کرده و با توسل به همین طرق این حق را برای خود تامین نموده و دل و فکر خود را آسوده نگاه دارد».(بی نام،1341: 28)
متن در عین اینکه حق طلاق را به مردان داده است به زنان توصیه میکند به دنبال راههای باشند تا بتوانند این حق را از مردان بگیرند و یا مواردی که ممکن است برای آنها ایجاد مشکل کند را از قبل حدس زده و به وسیله راههای که پیدا کردهاند تقاضای طلاق داده و حق طلاق خود را بگیرند.
نویسنده هچکدام از راههای که میگوید زن در اضطرار میتواند از آنها استفاده کند را نام نمیبرد و فقط به زن میگوید برای گرفتن طلاقش برود دنبال راههای دیگر بگردد تا راه حلی پیدا کند. و نیز اگر میخواهد خیالش راحت باشد مشکلات آیندهاش را پیشگویی کرده و دنبال راه حلی برای طلاقش باشد تا خیال زن آسوده شود. زن همچنان جنس دومی پنداشته میشود که برای آنچه حق هر انسانی است باید به دنبال راه حل های نامحسوس بگردد.همانگونه که گفتیم اسلامگرایان سنتی برای این تناقضات عدل را به جای تساوی مینشانند.
4-6-8 . تفکیک جنسیتی
علاوه بر شكافهاي جنسي ، قومي ، مذهبي و طبقاتي ، شكاف ديگري از نظم اجتماعي در ايران وجود دارد كه مبتني بر جنس (Sex) مي باشد . اين محور ، كه جامعه بر حول آن مي چرخد و تا اندازه معيني به سازماندهي آن مي پردازد ، جهان مردان و زنان را از هم جدا نگه مي دارد. و از محکمترین توجیهات آن این بوده که میل جنسی به سادگی در بین دو جنس تحریک میشود و در صورت عدم قاعدهمندی ممکن است موجب بینظمی و خشونت اجتماعی گردد.( فرزانه میلانی،بیتا:2)
«شریعت اسلام به منظور جلوگیری از طغیان شهوت جنسی و خطرات ناشی از آن ، اختلاط بدون قید و شرط زن و مرد، خلوت با نامحرم، خودآرائی و خودنمایی زن در ملا عام، دلربایی در گفت و شنود و بالاخره کلیه گفتار و رفتار شهوت انگیز و تحریک آمیز را ممنوع ساخته نخواسته است بشر به صورت مسخ شده درآمده و از مرتبه جوانی هم تنزل کند.»(بی نام،1341: 22 )
در متن مشابهای نویسندگان مکتب تشیع دیگر بار برای محکمتر شدن آرای خود از عقلای غرب مثال میزنند. نکته مورد توجه آن است که این نویسندگان همچنان که یکی از بزرگترین عوامل موثر اتفاقات تلخ را تقلید از غرب میدانند اما برای محکمتر شدن آرای خود از تفکر و اعمال غربی البته همسو با تفکرات خود مثال میزنند. میتوان گفت آنان در صدد القای نظرات خود با ظاهری مدرن بودند. نظراتی که همان اصول سنتی را ترویج میکرد. آوردن عبارت غرب برای پیاده کردن نظرات سنتی میتوانست به آن ظاهری مدرن و عوام پسند بدهد.
«(عقلای غرب) به فکر چاره جویی افتادهاند و تئوریهای مختلف و از آن جمله محدود ساختن اختلاط و تعدد زوجات را بررسی مینمایند.»(بی نام،1341: 22)
4-6-9 . حجاب
نویسندگان مکتب تشیع به وسیله حجاب به زن مشروعیت حضور در جامعه را میدهند.
«اسلام دستور داده که زنان در محیط خارج از محیط خانه؛ بدن خود را( باستثنای قرص صورت و دستها تا مچ به حسب نظر اکثر فقهاء) از نظر بیگانان بپوشانند و در برابر دیدههای هوسباز آرایش نکنند و به خودنمائی و عشوهگری نپردازند.»(بی نام،1341: 190)
به منظور سکس زدایی از جامعه اسلامی وحفظ عفت عمومی و جلوگیری از فساد و پیامدهای آن که در صفحات قبل بازگو شد نویسندگان مکتب تشیع حجاب را راه حل تمام این عوامل و مشکلات تجویز کردند و اینگونه بود که روسری و مانتو و بعدها چادر به عنوان سمبل زنان اسلامی و حجاب کامل تجویز شد.
4-7 . چشم انداز مطلوب چیست
نویسندگان مکتب تشیع زن آرمانی را زنی میدانند که حضورش در جامعه موجب فساد مردان و سقوط اخلاقی جامعه نشود. فعالیتهای اجتماعی زن نباید او را از وظیفه مادری، خانه داری و شوهر داری باز دارد. این وظایف باعث تقدس زن شدهاند و زن برای حفظ و بازنمایی این تقدس در مکان عمومی باید حجاب بپوشد و چون زنان شهوت عینی محسوب میشوند تفکیک جنسی باید رعایت شود و زنان با مردان مگر به ضرورت تماسی نداشته باشند. برای ساختارمند کردن این وضعیت باید حکومت کشور اسلامی یک حکومت دینی و قوانین مدنی آن از قوانین فقهی گرفته شود. چنانکه نویسندگان این نشریه نیز راه حل های اساسی خود را پیروی از احکام فقهی دانسته و در جاهای خواستار اقدام مستقیم مسولین برای برخورد با متخلفینی که قوانین اسلامی را زیر پا گذاشتند شدند.
نویسندگان مکتب تشیع شرایط مطلوب را در پیروی و اجرای احکام فقهی برای زنان میدانند.
4-7-1 . پیروی از احکام اسلام
نویسندگان مکتب تشیع چشم انداز مطلوب را پیروی از احکام فقهی و حقوقی اسلام میدانند. آنان برای مشروعیت دادن حضور زن در جامعه برای همه ابعاد زندگی زن از جمله؛ ازدواج، طلاق، ارث، آموزش، حضور در جامعه، پوشش و غیره را اجرای قوانین حقوقی و فقهی میدانند. آنان حقوق کامل را به مردان داده و برخورداری زنان از این حقوق را مشروط به شرایط خاص قرار میدهند.
«اسلام زن را جزء حقیقی و عضو کامل جامعه انسانیت قرار داده و از اسارت بیرون آورده و آزادی اراده و عمل بوی بخشید، زن مانند هر مرد در ثروتی که طبقه گذشته بارث میگذارند شرکت دارد و از پدر و برادر و عمو و خاله و سایر خویشاوندان و همسر ارث میبرد و هر کار مشروع و زندگی معروف را برای خود انتخاب کند آزاد است و عمل وی احترام اجتماعی داشته و با ارزش میباشد، حقوق خود را میتواند مطالبه کرده و به مراجع صالحه مستقیماً مراجعه کند و در صورت تعدی اقامه دعوی نماید و شهادت اقامه کند و در همه این مراحل که کلیات زندگی زن با آنها تامین کامل میشود ، مرد هیچگونه ولایت و قیمومیت و تحکمی نسبت به زن ندارد.(سوره نساء7)».(علامه طباطبایی،1338: 23)
نویسنده زن را انسان کاملی خوانده که اسلام او را نه برده میداند و نه بنده هیچ انسان دیگری، بلکه او آزاد آفریده شده و آزاد است تا برای زندگی خود تصمیم بگیرد. متن زن را نیز چون مرد دارای حق و حقوق اجتماعی و مدنی میداند منتها در ادامه نویسندگان این نشریه استفاده زن از این حقوق را مشروط به شروطی میدانند از جمله؛
«دیگر آنکه در فرائض ارث غالباً سهم زن نصف سهم مرد قرار داده شده و در احکام ازدواج حق طلاق به مرد اختصاص داده شده و تعدد زوجات تحت شرایط مخصوصی برای مرد تجویز شده، و در محیط خانواده زن باید در امور زناشویی از مرد تمکین نماید، و برای رعایت این جهت باید بدون اذن شوهر از خانه بیرون نرود؛ و مخارج وی در حدودی که شان خانوده اقتضا دارد از غذا ولباس و مسکن و غیره به عهده شوهر است و حتی در مواردی لازم است که شوهر برای او کلفت بگیرد؛ و در امور خانه داری از قبیل رفت و روب و رختشویی و غذا پختن و حتی شیر دادن به بچه هیچگونه الزامی ندارد و میتواند در ازای این کارها از شوهر اجرت بگیرد.».(مصباح،1341: 183)
احکام فقهی فوق بعد از پیروزی انقلاب به عنوان قوانین مدنی ایران پذیرفته و اجرا شد. فرزانه میلانی در قسمتی از مقاله مناسبات جنسیتی به شرح قوانین مدنی ایران در رابطه با زنان پرداخته و مینویسد:
«فرض بر آن است كه زنان به عنوان موجوداتي احساساتي تر از لحاظ عقلي در مرتبه اي فروتر از مردان ، نصف عقل مرد ، قرار دارند. نقصان تلويحي آنان در فرايند تصميم گيري ، همراه با كمبود عقلشان (زنان يك دنده كم دارند ) ، مسير تلقي قانوني آنان را به عنوان [ فرد ] كوچكتر همراه مي نمايد . آنان ”نيازمند “ حمايت مرداني هستند كه مردانگي شان تا اندازه اي ناشي از حمايت و سلطه شان بر روي زنان مي باشد .(فرزانه میلانی، بیتا:6)
در ازدواج وطلاق ، اين مرد است كه در مورد شروع يا انقضاي قرارداد [يعني عقد] به مذاكره مي پردازد. او مي تواند با بيش از يك زن ازدواج[دايم] وبا هر ميزاني كه مي خواهد ازدواج موقت (صيغه،متعه) نمايد (هادي،حايري،زينالي).اغلب يك زن ،صرف نظر از سنش ،بطور قانوني قادر به انتخاب شوهر اول خود بدون رضايت پدر يا خويشاوندان پدريش ، نمي باشد(حائري؛كار ). اونمي تواند با غير مسلمان ازدواج كند .او نمي تواند بدون اجازه شوهرش صاحب شغل يا كشور را ترك نمايد . او نمي تواند محل اقامت خانواده را انتخاب كند و بايد در منزل مورد انتخاب شوهر خود سكني گزيند . چنانچه زني از روي عادت سركشي و نافرماني كند ، به عنوان مثال ، بدون اجازه خانه را ترك نمايد ، سركش (ناشيزه ) تلقي مي شود ، و شوهر مي تواند با امتناع از پرداخت نفقه او را بدون پرداخت هرگونه خسارتي طلاق دهد .(فرزانه میلانی، بی تا: 10)
از آنجا كه ازدواج بيشتر يك قرارداد است تا يك رسم مذهبي ، بنابر اين امكان فسخ نيز وجود دارد . طلاق گزينه اي قانوني براي حل اختلافات حل ناشدني در بين زوجهاي متاهل است . ماده 1133 قانون مدني حق اختصاصي فسخ ازدواج را به مردان اعطا مي كند. با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی علامه طباطبایی، تعدد زوجات، عدالت اجتماعی، اجتماعی و سیاسی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی دوران جاهلیت، تصویر ذهنی، اندیشه سیاسی، مفهوم آزادی