پایان نامه با واژگان کلیدی تفسیر قرارداد، ضمن عقد، قصد مشترک طرفین، عدم امکان اجرا

دانلود پایان نامه ارشد

– تعهدات ناشی از قراردادو ؛ 2- الزامات قانونی که همان تعهدات قانونی است که به حکم مستقیم قانون برای اشخاص ایجاد می شوند.
تعهد ناشی از قرارداد اعم از تعهد اصلی یا تعهد شرطی است. یک قرارداد شامل عناصر و ارکانی است که عبارتند از طرفین قرارداد، موضوع قرارداد و شروط ضمن عقد.
عدم تحقق عقد یا نقض و تخلف نسبت به بخشی از هر یک از این ارکان، ضمانت اجراهای مختلفی اعم از بطلان، حق فسخ و … را در پی دارد. مثلاً اگر بخشی از موضوع تعهد قابلیت اجرا نداشته باشد یا منطبق با قرارداد نباشد یا شرط ضمن عقد محقق نشود یا در جایی که طرف های قرارداد، چه در هنگام عقد یا پس از تحقق عقد، متعدد باشند حقوق و تعهدات قراردادی به میزان مشخص به عهده هر یک از طرفین قرار می گیرد، در این حال بحث تجزیه پذیری قرارداد به مفهوم عام در هر یک از این موارد مطرح می گردد.
بنابراین، منظور از تجزیه پذیری قرارداد این است که در صورت بطلان، عیب، عدم تحقق، نقض، عدم مطابقت و عدم امکان اجرای بخشی از عقد یا مورد تعهد یا شرط ضمن آن و کلاً به هر علتی که قرارداد نسبت به بخشی از موضوع یا شرط یا برخی از طرفین آن با مانع روبه رو شود، آن عامل فسخ یا بطلان محدود به همان بخش از قرارداد شده، مابقی قرارداد به اعتبار و نفوذ خود باقی می ماند. بنابراین، تجزیه پذیری تنها محدود به بطلان بخشی از مورد معامله نیست، تجزیه پذیری مفهومی است عام که بطلان بخشی از قراداد یکی از موارد آن است .
1-1-1-1- تجزیه پذیری قراردادها
تجزیه پذیری قرارداد را به تجزیه ارادی و تجزیه قهری تقسیم نموده اند. (میرزانژاد جویباری، 1382: 326)
این تقسیم، براساس این که تجزیه از روی اراده و اختیار و یا اینکه قهری و غیرارادی است، صورت پذیرفته است.
(منبع پیشین :287-324) به نظر برخی از محققان، این تقسیم چندان اهمیتی بر نفس تجزیه پذیری قرارداد ندارد چرا که تجزیه پذیری قرارداد ناشی از امرضروری حفظ و بقای قرارداد است. و در واقع یک امر غیر ارادی است که آن نیز از جزیی و محدود بودن عامل زوال قرارداد نشأت می گیرد. به عبارتی حتی درجایی که مثلاًٌ یکی از طرفین قرارداد، فسخ جزئی را نسبت به بخشی از قرارداد اعمال می نماید نیز تقسیم و تجزیه قرارداد به دو بخش لازم و قابل فسخ، باز هم یک امر غیرارادی و قهری است، زیرا در چنین جایی تنها فسخ جزیی قرارداد امکانپذیر است.

1-1-1-1-1-تجزیه قهری
تجزیه هنگامی قهری است که متأثر از اراده طرفین قرارداد نباشد و بواقع اراده طرفین نقش مستقیمی در تجزیه قرارداد نداشته باشد و با دخالت مستقیم خود قراداد را به دو بخش تجزیه نکند. بطور مثال مطابق ماده 441 ق. م. که یکی از مصادیق تجزیه پذیری قرارداد در فرض بطلان بخشی از مبیع را بیان می کند قرارداد خود به دو بخش، باطل و صحیح تجزیه و تقسیم می شود. و در انحلال قهری، اراده مستقیم هیچ یک از طرفین عقد در تجزیه و انحلال آن به عقود متعدد دخالتی نداشته و این عمل قهراً در عقد حادث می گردد. یعنی، بدون اینکه طرفین نقش مستقیم در تقسیم عقد داشته باشند یا این که به صورت شرط ضمنی در عقد گنجانده شده باشد، امری حادث می شود که منجر به تجزیه قرارداد می گردد. فروض مطرح شده در بحث انحلال و قاعده انحلال در فقه بیشتر از این نوع تجزیه حکایت می کند .

1-1-1-1-2-تجزیه ارادی
اما تجزیه ارادی هنگامی رخ می دهد که یک طرف قرارداد علیرغم اینکه می تواند کل قرارداد را فسخ کند با اراده و اختیار خود، تنها بخش نامنطبق قرارداد را فسخ می کند و در مقابل، بخش صحیح و منطبق با قرارداد را می پذیرد و به اجرا در می آورد.
در این نوع تجزیه سببی که باعث تجزیه معامله می شود با اختیار طرفین یا یکی از آنان ایجاد می شود، مثلاً چنانچه قسمتی از مبیع معیوب باشد و مشتری مبیع معیوب را رد و سالم را نگه دارد، در این مورد تجزیه ای که در معامله حاصل شده است به رضای مشتری ایجاد می گردد یا هنگامی که متعاملین بعد از عقد قسمتی از آن را اقاله نمایند یا این که در ضمن عقد شرطی را بگنجانند که اگر آن شرط روی دهد قسمتی از عقد خود به خود منحل گردد. (موسوی بجنوردی، 1419 ه. قـ : 139)
باید توجه نمود که خود تجزیه پذیری قرارداد ناشی از یک ضرورت و امر غیرارادی و قهری است. به این مفهوم که تجزیه پذیری قرارداد مربوط به جایی است که بخشی از قرارداد قابل تحقق یا قابل انطباق نباشد؛ گرچه این عدم تحقق می تواند ارادی باشد، اما تجزیه ناشی از آن به نوعی قهری است. به همین علت برخی از محققان معتقدند که این تقسیم چندان اهمیتی بر نفس تجزیه پذیری قرارداد ندارد. چرا که تجزیه پذیری قرارداد ناشی از امر ضروری حفظ و بقای قرارداد و در واقع یک امر غیرارادی است که آن نیز از جزیی و محدود بودن عامل زوال قرارداد نشأت می گیرد. به عبارتی حتی در جایی که مثلاً یکی از طرفین قرارداد، فسخ جزئی را نسبت به بخشی از قرارداد اعمال می نماید نیز تقسیم و تجزیه قرارداد به دو بخش لازم و قابل فسخ، باز هم یک امر غیرارادی و قهری است، زیرا در چنین جایی تنها فسخ جزئی قرارداد امکانپذیر است. (سلطان احمدی، 1391: 31)

1-1-2- حقوق مصر
اختصاص کامل ماده157به اصل تجزیه پذیری قرارداد و تصریح به آن نشانگراهمیت تجزیه پذیری در نظام حقوقی مصراست. از اصطلاح فسخ جزئی مندرج در بند 2 ماده 157 پیداست که از نظر حقوق مصر تجزیه به این مفهوم است که در صورت نقض بخشی از قرارداد، این نقض و تخلف تنها در همان بخش با ضمانت اجرا مواجه است؛ از جمله آن که می توان تنها همان بخش را فسخ کرد و کل قرارداد به اعتبار و قوت خود باقی است؛ مگر آن که نقض و تخلف جزئی، موجب نقض اساسی قرارداد باشد که درآن صورت حق فسخ کل قرارداد وجود دارد.

1-1-3- بررسی تطبیقی
بنابراین باید گفت تفاوتی در مفهوم تجزیه پذیری قرارداد در حقوق ایران و مصر وجود ندارد و از نظر ماهیت تفاوت چندانی با هم ندارد و در هر دو نظام اصل بر حفظ و بقای قرارداد تا حد ممکن، محدود کردن اثر نقض، تخلف عدم سرایت عامل زوال جزیی قرارداد به کل قرارداد است. هر چند در خصوص نحوه اعمال، قواعد و مقررات تفاوت هایی وجود دارد.

1-2- مبنای تجزیه پذیری قرارداد
شک نیست که قرارداد باید اجرا شود و متعهد نمی تواند از اجرای تعهدات ناشی از قرارداد چه تعهدات اصلی و چه شروط خودداری نماید. چرا که قرارداد مجموعة واحدی به شمار می آید، در تفسیر آن علاوه بر شرط صحیح باید به شروط ضمنی (مواد 220، 221، 344، 356، 357 و 454 ق. م) و شروطی که قرارداد بر پایة آنها بنا شده ولی در متن قرارداد به طور آشکار ذکر نشده اند (شروط بنایی) نیز توجه کرد. قرارداد مجموعه ای مرکب از عناصر اصلی و فرعی و به دیگر سخن تعهدهای اصلی و تعهدهای فرعی، اعم از شروط صریح، ضمنی و بنایی است.
این عناصر و تعهدات، واحد مستقل و مجموعة مرتبطی را تشکیل می دهند که یکجا موضوع قصد مشترک طرفین قرار گرفته است و در تفسیر قرارداد باید همه این عناصر را مورد توجه قرار داد. بنابراین تجزیه پذیری قرارداد همچون سایر مسایل و قواعد راجع به قراردادها بر مبنایی استوار است. مبنایی که قدرت و نیروی الزام آوری و وجود خود را از آن می گیرد اما قبل از آنکه به مبنای تجزیه پذیری قرارداد بپردازیم لازم است به مبانی قرارداد پرداخته شود و اینکه آیا می توان مبانی قرارداد را مبنایی برای تجزیه پذیری قرارداد نیز شناسایی نمود و در تحلیل نهایی به یک جمع بندی کلی رسید.

1-2-1- مبانی قرارداد
بطور کلی قراردادها بر دو مبنا استوارند: قانون و اراده. (شهیدی،1381: 331) و تأثیر عوامل دیگر مانند عرف و یا تغییر شرایط و اوضاع و احوال در تعیین وضعیت و سرنوشت قرارداد و آثار آن به گونه ای با یکی از این دو مبنا ارتباط پیدا می کند و نمی توانند به عنوان مبنایی مستقل و اصیل در کنار قانون و اراده طرفین عقد قرار گیرد و جز این دو مبنای اصیل دیگری برای قرارداد و آثار آن نمی توان شناخت.

1-2-1-1- اراده
تا زمانی که دو طرف در مفاد قرارداد و دامنة شمول آن اختلاف پیدا نکرده اند، تفسیر قرارداد لازم نیست. البته مقصود از تفسیر، تفسیر قراردادهایی است که به طور صحیح منعقد شده اند چه هرگاه قرارداد باطل باشد یا در وقوع آن شک و تردید شود، اثری بر آن مترتب نمی شود و عقد فاسد اثری در تملک ندارد.1 (ماده 365 ق. م.). اما با پیدایش اختلاف، هر قراردادی، هر چند دقیق و فنی باشد، نیاز به تفسیر دارد.
در تفسیر قرارداد معمولاً قصد مشترک طرفین به هنگام بستن قرارداد جستجو می شود. چرا که «العقود تابعه للقصود می باشد. (موسوی بجنوردی، 1419 هـ . قـ : 116) و قاضی به دنبال احراز آن چیزی است که دو طرف خواسته اند (اصل حاکمیت اراده) لیکن چون دسترسی به اراده باطنی، جز از راه وسیله های ابراز آن، امکانپذیر نیست، قاضی باید به تفسیر الفاظ و عبارات و اعمالی بیندیشد که دو طرف آنها را به کار گرفته اند و با تفسیر معقول و منطقی قصد مشترک آنان را احراز کند. اصل این است که طرفین همان چیزی را خواسته اند که از عبارات یا اعمال آنان به طور متعارف برمی آید، زیرا شخص متعارف و معقول چنین می کند، مگر این که خلاف آن ثابت شود. دادرس نیزابتدا به تجزیه و تحلیل عبارات و الفاظ قرارداد می پردازد و به مفهوم عرفی و ظاهری آنها توجه می کند؛ هرگاه از این راه نتوانست به قصد مشترک طرفین دست بیابد به جستجو دربارة اراده باطنی آنان می پردازد. ( الحکیم، 1383 هـ . قـ : 331)

1-2-1-2- قانون
یکی از عوامل مهم دیگری که در تفسیر قرارداد و رفع اجمال و ابهام از آن به کار می رود، مقررات قانونی است که ممکن است منظور طرفین نبوده یا حتی مغایر اراده آنان باشد. این مقررات از آنجا که ممکن است طرفین نسبت به آن جاهل باشند، در زمرة عوامل خارجی قرار می گیرند.
البته در توجیه تمسک به این مقررات می توان به فرض آگاهی طرفین یا توانایی آنان بر آگاهی از آنها استناد کرد. چون دو طرف می توانستند از این مقررات مطلع گردند و در صورت تمایل برخلاف آن تراضی نمایند، ادعای جهلشان پذیرفته نمی شود. (مستفاد از ماده 356 ق. م .)
مطابق ماده 220 ق. م. «عقود نه فقط متعاملین را به اجرای آن چیزی که در آن تصریح شده است ملزم می نماید بلکه متعاملین به کلیه نتایجی هم که به موجب عرف و عادت یا به موجب قانون از عقد حاصل می شود ملزم می باشند.» این قوانین را از آن جهت که مکمل، جایگزین و مفسر ارادة دو طرف قرار دارند، قوانین تکمیلی، تعویضی یا تفسیری نامیده اند که همانند عرف در هنگام سکوت طرفین قرارداد حاکم است. قوانین تکمیلی خود الهام و نشأت گرفته از عرف هستند که قانونگذار برای تکمیل قرارداد و رفع ابهام و پر کردن خلاء قراردادی عرف و عادت را به عنوان قانون تکمیلی بر روابط طرف های قرارداد حاکم می کند همانند ماده 356 ق .م. این قوانین در مقابل قوانین امری یا آمره قرار دارند که به علت ارتباط آنها با نظم عمومی یا اخلاق حسنه، تراضی برخلاف آنها باطل و بی اثر است. همانند مقررات راجع به شرایط عمومی صحت قراردادها که ضمانت تخلف از آنها بطلان عقد است.
طرف های قرارداد با قصد مشترک خویش عقد را مطابق قانون انشاء می کنند. آنچه عقد را می سازد و شرایط و آثار آن را تعیین می کند اراده است. اصولاً جز در مواردی که قانون به گونه آمرانه مقرر کرده، عقد نمی تواند اثر ناخواسته ای را در روابط طرف های آن داشته باشد. بعلاوه اراده مبنای اصلی عرف و عادت و قوانین تکمیلی نیز می باشد. (صفایی، 1384: 160؛ شهیدی، 1382: 304)
اصولاً بسیاری از قواعد ناشی از قانون و عرف نیز با توجه به همین قصد و اراده در قراردادها وضع شده است. به همین علت از بسیاری از قوانین در بخش قراردادها به قوانین تکمیلی یا تفسیری که در واقع تکمیل و تفسیرکننده اراده طرف های قرارداد هستند، تعبیر می شود. این قواعد از لحاظ این که اراده ی اشخاص را تکمیل یا در صورتی که مبهم باشد تفسیر می کنند یا جایگزین آن می شوند نیز منشاء اساسی آنها اراده مشترک طرف های قرارداد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حقوق ایران، قانون مدنی، قاعده فقهی، اصول حقوقی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نظام حقوقی، عقد اجاره، قانون مدنی، انتقال مالکیت