پایان نامه با واژگان کلیدی تعلیم و تربیت، اجتماعی و سیاسی، زنان ایرانی، زنان ایران

دانلود پایان نامه ارشد

مدبرالممالک در هند دوباره روزنامه تمدن را منتشر کرد. پس از بازگشت مدبرالممالک از هندوستان روزنامه تمدن از ربیعالاول 1327ق برای مدت کوتاهی در رشت چاپ شد و از 7 شوال 1328ق تا هنگام مرگ مدبرالممالک در سال 1336 ق منتشر شد (صدرهاشمی، 1327: 2/136-134). این روزنامه نیز از جمله روزنامههایی بود که به مسائل آموزشی دختران توجه نشان داده و مقالات متعددی در این زمینه منتشر کرده است. در شمارهی 12 این روزنامه مقالهای توسط خانمی چاپ شده است5. وی در ابتدا از شرایط بسیار بد تحصیل دختران در ایران و نادیده گرفتن حقوق آنها در این امر شکوه کرده و مینویسد: « اولا پدران ما که ما دختران آنها بودیم ما را از سن پنج سالگی به مکتب میگذاشتند آن هم نه همهی دختران را بلکه ندرتا. نه ساله که میشدیم از مکتب بیرونمان میآوردند و در آن سن غیر از شور بازی در سرخیالی نداشتیم، کجا درفکر درس و مشق بودیم، ثانیا اگر کتاب میتوانستیم بخوانیم یا خطی میتوانستیم بنویسیم، پدران عزیز ما با کمال تغییر کتاب و قلم را از دستمان گرفته پاره کرده و شکسته به دور میانداختند که، چه معنی دارد دخترخط داشته باشد؟ مگر میخواهی منشی بشوید؟ همینقدر که بتوانید قرآن بخوانید کافیست. ما اطفال صغیر هم گمان میکردیم که به واقع باید همین طور باشد. این بود شرححال ما دختران در خانهی پدران تا زمانی که به شوهرمان میدادند»و سپس گناه ناتوانی و بیسوادی دختران را بر گردن پدران و مردان جامعه میداند که دختران را به حاشیهی راندهاند و مینویسد: «…. آن هم شما پدران ما بودید که ما را این طور پروریدید وگرنه ما هم چون عموم خلایق دارای هوش و ذکاوت بودیم ؛ ما هم دارای عقل و شعور بشری بودیم . فرقی که داشتیم ما زن بودیم و شماها مرد». در ادامه به انتقاد از سخنانی میپردازد که در منبرها و حسینیهها بر ضد حضور فعال زنان در زندگی اجتماعی جامعه گفته میشود و فداکاری زنان را در مشروطه و تأسیس بانک ملی یادآوری میکند و نتیجهگیری میکند برای اثبات لیاقت دخترها باید به آنان امکان تحصیل و سوادآموزی داده شود و حقوق آنان مطابق با قانون مشروطه به خودشان واگذار شود (تمدن، سال اول، ش12، 7ربیع الاول 1325: 4-3).
در یکی دیگر از شمارههای روزنامهی تمدن نامهای از یک خانم (بیبی خانم وزیراف)چاپ شده است. در این نامه6 از اینکه مجلس در جلسه 6 خود به نامهی خانمی که تقاضای تأسیس مدرسهی دخترانه داشته، رأی مثبت دادهاند ابراز خوشحالی کرده است و رأی مجلس را رأی همهی ملت ایران میداند و مینویسد همانطور که پسران قابل تعلیم هستند، دختران نیز لایق دانستن و آموختن خواهند بود و شایسته نیست که دختران و زنان وطن را از علم و دانش محروم کنیم، زیرا که آنها مادران و مربیان نسل آینده میباشند. آرزو میکند که با تأسیس مدارس دخترانه، ایام بدبختی دختران ایران از بین برود تا دختران با علمآموزی خود به مراتب بالاتر برسند (همان: سال اول، ش 15، 27ربیع الاول 1325 : 3-2).
3-3-6-روزنامهی حبلالمتین
این روزنامه در 10 جمادی الثانی 1311ق در کلکته به صورت هفتگی منتشر شد. از همهی روزنامههای آن زمان نامیتر بود و نویسندهی آن سید جمالالدین کاشانی ملقب به موید الاسلام بود. اهمیت این روزنامه، یکی به نقش پررنگی است که در انقلاب مشروطه دارد و دیگری به خاطر جامعیت خبری و رنگ و بو و تمایلات مذهبی است(کهن،1363: 1/166). این روزنامه گذشته از مسائل اجتماعی و سیاسی دربارهی لزوم گسترش مدارس مقالات متعددی نوشته است. در مورد این روزنامهگفتهاند: « نامهی ملی حبل المتین یکی از پایههای کاخ مشروطیت و عامل موثر در پیدایش نهضت آزادی در ایران است».حبل المتین در تشویق مردم ایران به فرهنگ و تأسیس مدارس تلاشهای بسیاری به کار برد (ملکزاده، 196:1371).
در این روزنامه مقالهای چاپ شده است7 که درباره وضعیت اقتصادی زنان ایرانی بحث میکند و بیسوادی و بیشغلی زنان را دو عامل مهم در عدم استقلال زنان میداند. و همچنین به شرایط سخت و تحمل ناپذیر اقتصادی زنان میپردازد که حتی در شهرهای بزرگی مثل تهران نیز زنان نه معلوماتی داشتند و نه شغلی که بتوانند استقلال مالی داشته باشند. چشم آنها همیشه به دست شوهرانشان بود و این امر باعث میشد که تحکم و استبداد آنها را تحمل کنند. دراین مقاله به وضعیت زندگی زنان بیوه نیز انتقاد شده است و شرایط آنها را بدتر از زنان شوهردار میداند که برای تامین معاش خود به گدایی روی آورده بودند. لذا نویسنده در این مقاله دولت و مردم را به خاطر عدم رسیدگی به حال این گروه نکوهش میکند و آنها را مسئول رسیدگی به وضعیت آنها میداند و پیشنهاد میدهد که مراکزی را به منظور تامین مالی این زنان تأسیس کنند و حقوقی برای آنها در نظر بگیرند (حبل المتین، سال اول، ش 19، 13رجب 1325: 2-1).

3-3-7-روزنامهی شمس
این روزنامه در 8 شعبان 1326ق به مدیریت سیدحسنتبریزی در استانبول به صورت هفتگی منتشر شد. مندرجات روزنامه پس از درج مقالهی اساسی و مقالات مختلف، بیشتر وقایع مربوط به ایران و اخباریست که در روزنامههای خارجی دربارهی ایران نوشتهاند (صدر هاشمی، 1327: 3/ 82). این روزنامه علاوه بر مسائل اجتماعی و سیاسی به لزوم تعلیم و تربیت دختران و آموزش آنان نیز توجه کرده است. دریکی از شمارههای این روزنامه خبر از تأسیس مدرسهی دخترانه برای ایرانیان ساکن استامبول چاپ شده است که برخی از روشنفکران و فرهنگدوستان در استامبول گردآمده آمدند و جمعیتی را برای تعلیم و تربیت دختران ایرانی تشکیل دادند و مدارسی را تأسیس کردند که به تعلیم و تربیت آنها میپرداخت (شمس، سال 3، ش 16، 8ربیع الاخر 1329: 6).
بعد از اعلام این خبر مدیر روزنامه شمس با نام مستعار آصف الدوله در رابطه با اهمیت تعلیم و تربیت دختران مطالب زیادی مینویسد او معتقد بود که میزان پیشرفت یک جامعه بستگی به دختران آن جامعه دارد، زیرا که نخستین تربیت کنندهی فرزندان جامعه، دختران میباشند. اگردختران تربیت درستی ندیده باشند نظم امور خانواده و تربیت اجتماع مختل میشود و این نقص تربیت باعث میشود که ایران از ثمرات مدنیت محروم بماند. وی همچنین معتقد بود که مسئلهی تعلیم و تربیت دختران در اسلام نیز توصیه شده است و به حدیث پیامبر اکرم در این مورد اشاره میکند که میفرمایند: «طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه»(همانجا).
مقالهای دیگر با عنوان “تحصیل دختران” نیز در این روزنامه چاپ شده است. نویسنده در این مقاله به مقایسهی دختران و زنان تحصیل کرده و بی سواد میپردازد و تفاوت بین دختران باسواد و بی سواد را به وضوح نشان میدهد که هرکدام چه تاثیراتی در زندگی خانوادگی و زناشویی دارند لذا به اهمیت تربیت و آموزش دختران و زنان به منظور به وجود آوردن خانواده مرتب و منظم و با فرهنگ و در نهایت انسانهای والا در جامعه، پرداخته است و این مهم را برعهدهی دختران که تربیت کنندهی فرزندان هستند واگذارکرده است و از دولت و مردم خواهان تأسیس انجمنها و مدارسی برای آنها میباشد (همان: ش 17،16ربیع الاخر 1329: 7-6).
علاوه بر مقالهای که توسط مدیر روزنامه شمس در مورد تعلیم و تربیت دختران چاپ شده بود، مقالهای با عنوان « طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه» از صادق بروجردی با همان نگرش چاپ شده بود. وی نیز به اهمیت نقش دختران در تربیت فرزندان جامعه اشاره میکند و معتقد است که زمانی یک فرد در جامعه با علم و اخلاق نیک تربیت و پرورش مییابد که دخترانی عالم داشته باشیم (همان: ش19، 30ربیع الاخر 1329: 7-6).

3-3-8-روزنامهی ایران نو
یکیاز روزنامههای مهم فارسی زبان که به مدیریت سیدمحمود شبستریآذربایجانی ملقب به ابوالضیا و در حقیقت به دست محمدامین رسولزاده یکی از اعضای سابق فرقهی سوسیال دموکرات باکو در تاریخ 7رجب 1327 به صورت روزانه منتشر شد. این روزنامه به سبک و روش اروپایی چاپ شده و مقالات فکاهی- سیاسی آن را خود رسولزاده با امضای نیش مینوشت (صدر هاشمی، 1327: 1/ 349-345). ازجمله نکاتی که روزنامهی ایران نو به آن توجه بسیاری داشت، موضوع آموزش دختران بود. به دلیل همین توجه خاص چندین مقاله از این روزنامه انتخاب شده است.
در مقالهی نخست8 نویسنده از یک طرف بیتوجهی مردان به آموزش دختران را نکوهش میکند که به فکر ترقی و پیشرفت دختران نبودهاند واز طرف دیگرتلاش زنان ایرانی را ستایش میکند که از خواب غفلت بیدار شده و به معایب بیعلمی آگاهی یافتهاند و در فکر ترقی و پیشرفت هم نوع خود هستند و برای رهایی از جهل و نادانی با کمکهای مادی خود مدارس و دبستانهایی را تأسیس کردهاند. در ادامه به مقایسهی وضعیت آموزشی دختران در عثمانی اشاره میکندکه دولت به مسئله تربیت دختران اهمیت زیادی داده چنانکه زنان را در تنظیمات و ترقی مملکتی خود سهیم میداند. و همچنین به دولت چین اشاره میکند که به تربیت دختران چنان اهمیت دادهاند که برای آنها روزنامههای مخصوصی منتشر کردهاند و حتی تعداد زیادی از دختران آنها به خرج خود و دولت برای آموزش به ژاپن و انگلیس اعزام شدهاند. و همچنین به اقدامات طوایف ارمنی، یهودی، زرتشتی اشاره میکند که در ایران مدارسی را برای دختران خود تأسیس کرده و در این زمینه از ما سبقت گرفتهاند. و سپس نتیجه گیری میکند که دولتهای عثمانی، چین، ژاپن، هند، مصر به واسطهی این به پیشرفت رسیدهاند که سیاسیون آنها به تربیت دختران اهمیت زیادی دادهاند و لذا از وزرا و ارکان و اعیان دولت میخواهد که به تربیت دختران وطن خود توجه کنند (ایران نو ، سال اول ، ش34، 18رمضان 1327: 4).
در مقالهی دیگری که از ایران نو انتخابشده، در حقیقت یک نامه9 است. نویسنده نامه خانمیاست که سه دخترش رایگان در مدرسه دخترانهی دختران فرمانفرما فریدونمیرزا تحصیل کردهاند. موضوع نامه ستایش از این مدرسه و بنیانگذاران آن است. نویسنده از این خانمها که با پیروزی مشروطه اول، مدرسه را افتتاح و با وجود تلاشی که پس از به توپ بستن مجلس برای تعطیلی مدرسهشده، کارخود را ادامه و از همهی علوم به دختران آموزش دادهاند، تشکرکرده و به این نکته اشاره کرده است که تنها آموزش علوم کافی نیست، بلکه باید آداب و اخلاق حسنه نیز به دختران آموزش داده شود( همان: ش50، 1327: 3). در واقع این مقاله از جمله مواردی است که نشان میدهد پس از آنکه تب و تاب ایجاد مدرسه دختران کاسته شد، کمکم خانمها به این موضوع توجهکردند که تنها تأسیس مدرسه کافی نیست و آنچه در مدارس آموزش داده میشود نیز مهم است.
آگهی تأسیس مدرسهی دخترانهی ام المدارس موضوع مقالهی دیگری است که در ایران نو چاپ شده است. در این آگهی تعداد کلاسهای درسی و مواد تحصیلی در هر کلاس، وضعیت آموزش، میزان شهریه و شرایط انتخاب دانش آموزان ذکر شده است (همان: سال اول، ش43، 3شوال 1327: 2). در این روزنامهعلاوه بر مقالههایی که در بالا به آنها اشاره شد در شمارههای 14، 19، 20، 44، 54، 56، 69، 78، 80، 84، 91، 92، 114، 124، 149، به مسائل آموزشی دختران پرداخته است .
علاوه بر اینکه برخی از مطبوعات به طرفداری از آموزش و تعلیم و تربیت دختران پرداختند، در میان زنان نیز آگاهی قابلتوجهی ایجاد شد به طوری که آنان فعالیتهای اجتماعی خود از جمله روزنامهنگاری را شروع کردند و دست به نوشتن روزنامههای مخصوص زنان شدند که در فصل بعدی به آنها اشاره میشود.
3-4- حامیان آغازین تحصیلات جدید دختران

3-4-1- میرزا حسینخان سپهسالار(1260-1207ق)
میرزا حسینخان قزوینی ملقب به مشیرالدوله، پسر میرزا نبیخان امیرتومان، در سال 1207ق در قزوین متولد شد. وی پس ازتحصیلات مقدماتی و مدتی تحصیل در دارالفنون، به مأموریت‌های خارجی رفت. او به زبان‌های فرانسوی و انگلیسی تسلط داشت. در دوران صدراعظمی امیرکبیر نزدیک به سه سال کارپرداز ایران در بمبئی بود و مدتی پس از مراجعت از هندوستان، کنسول ایران در تفلیس شد. در سال‌های آخر صدارت میرزا آقاخان نوری، وزیر مختار ایران در استامبول شد. مشیرالدوله در یک دورهی ۲۰ ساله در خارج از ایران به سر برد. در دورهی۱۲ سالهی اقامت خود در استامبول جنبش‌های قانون‌خواهی و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی زبان فرانسه، مدارس جدید، ناصرالدین شاه، جلفای اصفهان Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تعلیم و تربیت، نظام آموزشی، دارالفنون، آموزش و پرورش