پایان نامه با واژگان کلیدی تعلیم و تربیت، عبدالفتاح، مدارس جدید، ترکی و فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

هزارتن اطفال یتیم تربیت میشوند و تحصیل آنها رایگان است. هفت سال تحصیل میکنند و برخی به مدارس آکسفورد و یا کمبریج فرستاده میشوند که هرکدام کشیش کلیسا شوند و بسیاری از آنها وارد نیروی دریایی میشوند(همان: 297).
در واقع سفرنامهی میرزا صالحشیرازی تاثیرگذاری تمدن و مظاهر غرب را در تحولات و حوادث ایران به خوبی نشان میدهد. وی از کسانی بود که به علت عقبماندگی، فقر ملت و خودکامگی و ستمگری حکام پی برد و در سفرنامهی خود کلمات حکومتملی، حکومتپارلمانی و آزادی و امنیت اجتماعی را به گوش روشنفکرانی رساند که بر این عقیده بودند که ملت ایران اگر بخواهد پیشرفت کند، ناگزیر باید تمدن غرب و مظاهر آن را در کشور خود قبول کند که لازمهی آن ایجاد حکومت قانون در کشور است.

3-1-5-میرزا مصطفی افشار
میرزا مصطفی افشار بهاءالملک فرزند نصرالله افشار بود. وی در ابتدا از اعضای دفتر حاج میرزا مسعود انصاری گرمرودی بود درسال 1245- 1244ق همراه هیئت خسرومیرزا به روسیه رفت تا از قتل سفیر روسیه در ایران عذرخواهی کند (بامداد،1347: 4/103). این هیئت بعد از رسیدن به روسیه از دیدنیهای آن کشور بازدید کردند و پیشرفتهای گوناگون آن کشور اعضای آن هیئت، مخصوصا میرزا مصطفیافشار را سخت تحت تأثیر خود قرار داد و این دیدار در اندیشههای وی بسیار موثر بود. مشاهدات این هیئت در سفرنامهی خسرو میرزا آمده است.
در این سفرنامه آمده است که هیئت مزبور در تفلیس از مدرسهای دیدن کرد که در آن به اطفال مسلمین و گرجی، زبانهای ترکی و فارسی و روسی و نقاشی و سایر علوم متعارف را درس میدادند (افشار، 1349: 161). در مسکو یکی از دیدنیهای شهر مدرسهی علوم بود که این هیئت از آن باز دید کرد. مدرسهای بود کاملا آراسته و دارای خوابگاه و سالن غذاخوری و تمام نیازمندیهای دانشجویان فراهم بوده است. دربارهی نباتات و جمادات و انسان و حیوان در آن مدرسه درس میدادند (همان : 196). در پترزبورگ از مدارسی دیدن کردند که یکی مخصوص دستهی نجبا بود به نام “کوردکاده” که در این مدرسه کودکان بین دو تا هفت سال توسط زنی که منصب جنرالی داشت تعلیم داده میشدند. در این مدرسه حساب، هندسه و نقاشی تعلیم داده میشد. مدرسهی دیگر”کوردمین “نام داشت که مخصوص دستهی معادن بود. در این مدرسه از معادن کل دنیا نمونه آورده بودند و به کسانی که در مدرسه مشغول تحصیل بودند تعلیم داده میشد. از جمله مدارس دیگری که از آن دیدن کردند مدرسهی دختران بود که نزدیک هفت صد نفر در این مدرسه مشغول تحصیل بودند. دخترها در این مدرسه زبانهای مختلف اروپا، علم حساب، جغرافیا، علم موسیقی و دوخت و دوز تعلیم داده میشدند. دیگر مدرسهی کرو لالها بود که معلمان آن توانسته بودند به آنان خواندن و نوشتن بیاموزند (همان : 524-243).
در سفرنامهی این هیئت آمده است که روسها از کشورهای دیگر مثل فرانسه و اتریش معلم آورده و بنای مدارس گذاشتند و در تمام روسیه مدارس تأسیس کردهاند و از علوم هر ملت تحصیل میشود و تمام مخارج این مدارس برعهدهی دولت روسیه میباشد (همان : 329).
حاصل مشاهدات این هیئت که در سفرنامهی خسرومیرزا به قلم میرزا مصطفی افشار نوشته شد، این بود که میرزا مصطفی افشار در طی سفر خود به روسیه آشکارا سه عامل را سبب توانمندی آن کشور میداند: ارتش مقتدر، آموزش و دولت مقتدر مرکزی. وی مکررا بر ارتباط بین ترقی روسیه و وارد کردن علوم و فنون اروپای غربی از سوی پطرکبیر تأکید میکند (رینگر،1381: 73). میرزا مصطفی افشار در هنگام مشاهده از روسیه و تأسیس مدارسی از سوی پطرکبیر، از پذیرش علوم و مدارس غربی در ایران طرفداری میکند و مینویسد:
« بنای این مدارس (سبک اروپایی) در ممالک ایران به غایت سهل و آسان است. میتوان از ارباب علوم فرنگ چند نفر را به ایران آورد و یکی از مدارس را برای اولاد نجبای آن ملک تعیین نمود و آنها را در آنجا جمع کرد و چند نفر از مردمان صاحب اخلاق را به سرپرستی آنها تعیین نمود که هم علوم ایران را از مدرسین ایران یاد بگیرند و هم علوم فرنگ را از معلمین فرنگ و……در این صورت برای دولت چه از سپاهی و چه از اهل قلم خدمتکارهای کامل و قابل به هم میرسد که به اوضاع عالم بر سبیل تفصیل عالم و آگاه باشند. سپاهی را مانند سپاه سایر دولتها نظم و تربیت دهند، امور ملکیه را چون سایر ممالک منتظم دارند، از حسن تدبیر ایشان روز به روز بر رونق و آبادی مملکت میافزاید»( افشار، 1349: 246).
در واقع از نظر مصطفیافشار آموزش به سبک اروپایی یک عامل تغییر به حساب میآید و نظام آموزشیای که پطرکبیر پایهگذاری کرده را آماده کنندهی رشد یک ارتش و دولت مرکزی مقتدر تلقی میکند. وی الگوی مدارس روسیه را برای ایران پیشنهاد میدهد. درواقع هدف وی این است که ایران یک کادر دولتی که شامل اشراف و دربار است را آموزش بدهد تا یک حکومت قوی و متمرکز بوجود آید تا در این صورت ایران پیشرفت کند (رینگر،1381: 74). طرحی که افشار در مورد آموزش غربی ارائه میدهد در یک کلام همان تأسیس دارالفنون بود که قبل از امیر کبیر، وی نظر آن را داد.
3-1-6- عبدالفتاح گرمرودی
از منشیان عباس میرزا بود که بعد از فوت او در دربار محمد شاه سِمت نویسندگی داشت. وی در سال 1253ق به همراه هیئتی که محمدحسن خان مقدم آجودان باشی برای آوردن عدهای کارشناس و متخصص نظامی و اقتصادی از فرانسه آن را همراهی میکرد، فرستاده شد. عبدالفتاح گرمرودی که همراه این هیئت بود دیدهها و شنیدههای خود را در سفرنامهای به نام “چهار فصل” آورده است. وی در سفرنامهاش از توجه دولت فرانسه به کار تعلیم و تربیت اطفال و جوانان سخن گفته است و نوشته است کسانی که در کار تحصیل تلاش میکردند مورد تشویق دولت و ملت و شاه قرار میگرفتند. و شاه این قبیل محصلین را پس از تشویق و ترغیب فراوان به خانه خود میبرد و با آنها شام میخورد. وی همچنین در سفرنامهاش آورده است که آنان اطفال خود را به نوعی ترغیب مینمایند که دقیقهای از تعلیم و تربیت غفلت نورزند. و به همین سبب است که بیشتر فرنگیان در جمیع علوم و صنایع سر رشتهی کامل دارند و آدم بیسواد درآن مملکت بسیار کم و حتی هرچه نابینا است همه را در مکتبخانههای علوم و کارخانههای صنایع به قوت لامسه تعلیم داده، صنایع ضروری را به آنان میآموزند و آنها همیشهکار میکنند و اجرت میگیرند (گرمرودی، 1347: 817).
افراد دیگری نیز بودند که پدیدهها و تمدن نو غربی را از نزدیک مشاهده کرده بودند و در اندیشههای آنها اثرگذاشته بود. آنها بعد از برگشت از خارج شروع به فعالیتهای فرهنگی کردند و از پیشگامان و بانیان مدارس جدید در ایران شدند. که در بخشهای بعدی به آنها اشاره میشود.

3-2- فعالیت میسیونرهای مذهبی و گسترش مدارس جدید

قرنها بود که شخصیتهای دینی غربی به ایران مسافرت میکردند. از قرن یازدهم میلادی، کشیشان اروپایی به ایران سفر میکردند و در اینجا اقامت میگزیدند. در دورهی صفویه، فرقههای دینی گوناگون در ایران پایگاه تأسیس کردند و از حمایت شاهان برخوردار شدند. در واقع شخصیتهای دینی به عنوان نمایندگان رسمی قدرتهای گوناگون اروپایی خدمت میکردند. اکثر میسیونرهای اروپایی به دنبال هجوم افغانها به ایران و در نتیجه فروپاشی سلطنت صفویه در سال 1148ق ایران را ترک کردند. با بازگشت ثبات و همزمان با آن، تجدید علاقهی اروپاییان به ایران در دورهی قاجار، میسیونرهای غربی به تعداد بیشتر شروع به بازگشت به ایران کردند. فعالیت مبلغان مسیحی در دورهی قاجار چه به لحاظ کمیت و چه به لحاظ کیفیت با گذشته فرق داشت. کلیساهای اروپایی وآمریکایی در شهرهای بزرگ ایران و حتی روستاهای دورافتاده هیئتهای دائمی مستقرکردند. برای نخستینبار مبلغان مسیحی درکارهای آموزشی و پزشکی فعالانه وارد شدند. در این دوره انجمنهای میسیونری انگلیس و آلمان نیز فعالیت
میکردند، اما چشمگیرترین فعالیتهای میسیونرهای مذهبی در این دوره به هیئتهای مبلغان آمریکایی و فرانسوی تعلق داشت (رینگر،1381: 126).

3-2-1- هیئت مبلغان آمریکایی
در سال 1245ق/ 1208ش دو مبلغ پروتستان آمریکایی به نامهای اسمیت و دویت برای رسیدگی به وضع مسیحیان آذربایجان وارد ایران شدند. گزارش یافتههای آنها انجمن آمریکایی کلیسای پرسبیتری را تشویق کرد که پدر روحانی ژوستین پرکینز را به منظور استقرار یک هیئت تبلیغی دائمی در میان نسطوریهای شمال ایران به ایران اعزام کند. هیئت مزبور در سال1251ق/ 1214ش در ارومیه مستقر شد. فعالیتهای هیئت مبلغان آمریکایی شامل آموزش، پزشکی، موعظه و تشکیل چاپخانه میشد. آموزش به ویژه وسیلهای برای تبلیغ مذهبی تلقی میشد. میسیونرهای آمریکای در نتیجهی فعالیتهای خود نخستین مدرسهی میسیونری را در سال1251ق/ 1214ش در ارومیه تأسیسکردند که هفت دانشآموز پسر داشت که در پایان سلطنت محمدشاه تعداد آن به پنجاه نفر رسید. هیئت مبلغان آمریکایی آموزش دختران را در مدارس خودشان لازم میدانستند. پرکینز در این زمینه میگوید: « برای زنان به طور کلی سواد خواندن چنان در نظر مردم غریب میآمد که وقتی ما پیشنهاد کردیم که چند دختربچه به قصد آموختن گرد هم آیند، آنها قاه قاه به ما خندیدند و پرسیدند که میخواهیم این دختران را کشیش کنیم؟»، اما با وجود مخالفتهای محلی یک مدرسهی دخترانه در ارومیه با چهار دانشآموز نسطوری تأسیس شد. به این دختران علاوه بر آموزشهای مذهبی مهارتهای خانهداری نیز میآموختند. هیئت مبلغان همچنین در سال 1252ق/1215ش سه مدرسهی ابتدایی در روستاهای نزدیک تأسیس کردند که در آنها به دانشآموزان سواد خواندن و نوشتن و تعالیم مذهبی آموخته میشد. در تمام دورهی محمدشاه تعداد مدارس روستایی پیوسته رو به افزایش بود. هیئت مبلغان آمریکایی بین سالهای 1263-1253ق تعداد 24مدرسهی متوسطه تأسیس کردند. آنها همچنین یک چاپخانه تأسیس کردند که مطالب درسی برای استفاده در مدارس به چاپ میرسید. این چاپخانه یک ماهنامه به نام پرتو روشنایی چاپ میکرد که شامل مطالبی در زمینهی« دین، آموزش، علم، موضوع جوانان، گلچین ادبی و شعر» میشد. یکی از فعالیتهای هیئت مبلغان شامل آموزش و درمان پزشکی میشد. دکتر گرانت با درخواست ویژهی برخی از مسلمانان کلاسهای پزشکی دایر کرد. در سال 1256ق/ 1219ش یک مدرسهی پزشکی تأسیس شد که هفت مسلمان در آن حضور یافتند. هیئت همچنین در دورهی شیوع وبا در سالهای 1264و 1263ق به کارهای امدادی پرداخت (همان:130-126).
در دورهی (1287-1250ق) میسیونرهای آمریکایی و اروپایی عمدتا در ایالت آذربایجان در نزدیکی ارومیه و سلماس فعال بودند. در سال 1278ق/ 1240ش میسیونرهای آمریکایی سطح فعالیت خود را در آذربایجان در نزدیکی ارومیه افزایش دادند و برای نخستین بار در سراسر شهرهای ایران هیئتهای تبلیغی تازهای دایر کردند. انجمن پرسبیتری علاوه بر ادامهی فعالیت آموزشی درارومیه، در سال 1290ق/1252ش درتبریز یک هیئت تبلیغی مستقر کرد. هیئت مزبور در همان سال دو مدرسهی دخترانه برای ارامنه تأسیس کرد. در سال 1297ق/ 1259ش یک مدرسهی پسرانه نیز گشایش یافت. در سال 1289ق/ 1251 ش انجمن آمریکایی یک هیئت تبلیغی در تهران مستقر کرد. هیئت مستقر در تهران زبان فارسی را اختیار کرد تا بتواند در کنار مسیحیان و سایر اقلیتها، مسلمانان را نیز جذب کند. در همان سال یک مدرسه پسرانه دایر شد و توانست 22 دانشآموز مسلمان را جذب کند. در سال1291ق/ 1253ش یک مدرسهی روزانهی دخترانه به نام” ایران بتل” تأسیس شد یک سال بعد، مدرسه یک بخش شبانهروزی دایر کرد که جمعاً 9 دانشآموز داشت. ده سال بعد مدرسه به ادارهی مرکزی هیئت آمریکایی انتقال یافت و تعداد دانشآموزان آن به 40 نفر افزایش یافت. با آنکه مظفرالدین شاه از این مدرسه دیدن کرد و وعدهی کمک سالی 100تومان را کرد، اما اکثر پرداختها صورت نگرفت. برای نخستین بار در سال1306ق/ 1267ش دختران زردتشتی و مسلمان درخواست ورود به مدرسه را کردند. مظفرالدین شاه فرمانی صادر کرد که والدین باید دخترانشان را از مدرسهی خارجی بیرون بیاورند، به این دلیل که به آنها «یاد داده میشد که کفشهای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی مدارس دخترانه، تعلیم و تربیت، مدارس جدید، انقلاب مشروطه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی زبان فرانسه، جلفای اصفهان، ادبیات فرانسه، ناصرالدین شاه