پایان نامه با واژگان کلیدی ترک فعل، عنصر مادی، قانون مجازات، نظام های حقوقی

دانلود پایان نامه ارشد

همان فرد نابالغ باشد،حکم به مسئولیت مربی بلا وجه‏ نباشد؛مثل وقتی که شناگری،بدون کمترین اطلاع از فن شنا،صرفا به‏ اعتماد مربی که وی را به محل عمیقی در استخر یا دریا برده و او را از مواظبت خود مطمئن کرده است،به درون آب وارد می‏شود ولی مربی، بلافاصله پس از ورود به وی به آب،از او روی گردانده و از محل دور می شود و در نتیجه شناگر در آب غرق شده و جان می‏سپارد.
به دلیل همین شرط لزوم رابطه سببیت،به نظر نگارنده،غذا ندادن مادر به نوزاد شیرخوار،همان طور که قبلا دیدیم،موجب مسئول شناخته شدن‏ مادر در قبال مرگ نوزاد خواهد بود.لیکن هرگاه شخص بالغ رشیدی از پدر و مادر خود درخواست پول برای خرید غذا کند ولی آنان،به رغم‏ وظیفه‏ای که در مورد دادن نفقه به وی دارند،به او پول یا غذا ندهند و او از گرسنگی بمیرد،نمی توان پدر و مادر را قاتل(چه عمد و چه غیر عمد) دانست،زیرا مرگ فرزند در این حالت ناشی از گرسنگی بوده است،که‏ عدم اقدم پدر و مادر باعث ایجاد آن نبوده بلکه آنها تنها مانع تأثیر آن‏ نشده‏اند،و عدم ایجاد مانع برای مسئول شناخته شدن فرد در قبال نتیجه‏ حاصله کافی نیست.از این روست که به قول صاحب جواهر،«ترک‏ فعل‏ها در صورتی که علت تلف غیر آنها باشد موجب ضمان نمی گردند …».از سوی دیگر،در مورد نوزاد شیرخوار،به علت وابستگی تام‏ وی به مادر،نمی توان گرسنگی و عدم رفع آن را دو عامل مجزا دانسته و به تبع آن مادری را که با عدم اقدام به رفع گرسنگی نوزاد موجب مرگ‏ وی شده است از مسئولیت در قبال مرگ نوزاد مبرا دانست.
شرط سوم برای مسئول شناخته شدن تارک فعل در قبال مرگ یا صدمه جسمانی حاصله از ترک فعل،توانایی او برای انجام اقدام مورد نیاز می باشد.بنابراین پدری که فرزند خردسال خود را جهت آموزش شنا به‏ درون استخر وارد می‏سازد و با مشاهده غرق شدن وی او را نجات نمی دهد تنها در صورتی قاتل محسوب خواهد شد که توانایی نجات دادن وی را داشته و با این حال این کار را نکرده باشد.بنابراین مسئولیت شامل پدری‏ که خود اساس شنا بلد نیست تا بتواند فرزندش را نجات دهد نمی شود.59 «قانون مجازات خودداری از کمک به مصدومین و رفع‏ مخاطرات جانی»مصوب سال 1354 نیز،همان طور که قبلا دیدیم، مجازات شدن فرد خودداری کننده از کمک را منوط به«متوجه نبودن هیچ‏ خطری به خود او یا دیگران»کرده است.همین طور اگر بیماری،که‏ تمایل به مردن دارد،خود مانع گذاشته شدن دستگاه تنفس مصنوعی از سوی پزشک یا پرستار شود،مسئولیتی متوجه آنها در قابل مرگ بیمار نخواهد بود.در صورت«تداخل وظایف»60،مثل اینه ناجی غریقی‏ تنها قادر به نجات دو طفل غریق باشد و از آن میان طفلی را که مورد علاقه بیشتر وی است یا با وی رابطه خویشاوندی نزدیکتری دارد نجات‏ دهد،مسئولیتی در قبال غرق شدن و مرگ طرف دوم متوجه او نخواهد بود.61
بالاخره شرط چهارم در مورد مسئول شناخته شدن تارک فعل آن است‏ که چگونگی مسئولیت وی بر اساس نوع عنصر روانی او خواهد بود.به‏ عبارت دیگر،برای اینکه تارک فعل به ارتکاب قتل عمدی یا ایراد ضرب‏ و جرح عمدی به دیگری محکوم شود باید این نتیجه مورد تمایل و نظر او بوده باشد،یعنی وی این نتیجه را خواسته باشد.بنابراین هرگاه ترک فعل‏ صرفا ناشی از سهل انگاری و غفلت او بوده باشد مسئولیت وی تنها به‏ ارتکاب قتل یا ایراد ضرب و جرح غیر عمدی خواهد بود.
این شرط نشان می‏دهد که هر چند،با توجه به بحث نسبتا مفصل فوق، امکان محکوم کردن تارک فعل به ارتکاب عمدی قتل یا ایراد صدمات‏ بدنی از لحاظ حقوق ایران و بسیاری از کشورهای دیگر وجود دارد،و نگارنده،برخلاف بعضی از حقوقدانان دیگر،این امر را به طور کلی منتفی‏ نمی داند،لیکن در عمل اثبات اینکه تارک فعل صرفا سهل انگاری نکرده‏ بلکه قصد و خواستهء قطعی وی از ترک فعل رسیدن به نتیجه مورد نظر بوده است و در نتیجه وی باید براساس قوانین ایران به قصاص محکوم شود بسیار مشکل خواهد بود.نتیجه آن می‏شود که در بسیاری از موارد تارک‏ فعل،با وجود شرایط سه گانه پیش گفته،تنها به ارتکاب جرایم غیر عمدی‏ علیه اشخاص محکوم گردد.
3-2- پیش بینی ترک فعل در قوانین جزایی و فعل ناشی از ترک فعل
در پیش نویس قانون جزائی انگلیس، به منظور اینكه ترك فعل نیز عنصر مادی قتل قرار گیرد، در تعریف قتل بجای كلمهٔ «كشتن»، اصطلاح «موجب مرگ دیگری شدن» بكار گرفته است.
با توجه به این پیش‌نویس، در جائی كه فردی همسر یا هم منزل دیگری یا پدر، مادر یا قیم طفلی می‌باشد یا یكی از ساكنین خانه می‌باشد یا تعهد به مراقبت از دیگری نموده و این شخص مرتبط با او (یعنی همسر، هم منزل، طفل یا شخص مورد تعهد به مراقبت) در معرض خطر قرار گرفته است بگونه‌ای كه اگر اقدامی صورت نگیرد، امكان آسیب دیدن او وجود دارد و شرائط و اوضاع و احوال بگونه‌ای است كه عرفاً از وی انتظار انجام اقدامی برای نجات شخص در معرض خطر می‌رود، در این صورت فرد موظف به تلاش در جهت نجات دادن وی میباشد و اگر كوتاهی او در انجام وظیفه منجر به مرگ آن شخص شود، از بابت قتل غیرعمدی مسئول شناخته می‌شود. وظیفه اقدام در جهت نجات دادن دیگری از خطر آسیب‌جسمانی، می‌تواند از قرار داد یا تصدی شغلی كه ماهیت آن كمك به نیازمندان است، ناشی شود.
در خصوص فعل ناشی از ترك فعل، دو نظر بین حقوقدانان وجود دارد:
عده‌ای از حقوقدانان معتقدند كه موضوع فعل ناشی از ترك فعل، در حقوق جزائی محلی ندارد و آنچه مطرح است جرم فعل نشان از ترك فعل ناشی گردد. آقای دكتر باهری در مقام توضیح جرم فعل ناشی از ترك فعل می‌گویند: «هرگاه نتیجه مجرمانه بعللی كه مربوط و مستند به فعل شخص نیست و در شرف وقوع باشد و ناظری كه از عهده جلوگیری از حصول نتیجه مجرمانه و تحقق زیان بر می‌آید و می‌تواند با كوشش و سعی خود آن را عقیم سازد بی‌حركت بماند و مجاهدتی بعمل نیاورد، آیا در این صورت نتیجه بحساب وی گذاشته می‌شود و با وی همان رفتاری می‌شود كه هر گاه با كوشش و علم خود به نتیجه مجرمان می‌رسید خلاصه آیا ترك فعل كه بدین‌گونه به یك فعل مثبت ارتباط می‌یابد، جرم است و مشمول مقررات جزائی می‌شود یا نه؟ مثال- ۱- نابینائی در شرف سقوط در چاه است و ناظری حال او را مشاهده می‌كند معذالك از راهنمائی او دریغ می‌ورزد؛ نابینا در چاه سقوط می‌كند و می‌میرد. مثال ۲- مادری از رضاعت طفل شیرخوار خویش امتناع می‌كند و كودك از گرسنگی جان می‌سپارد» و یكی از نویسندگان حقوقی، برای جرم فعل ناشی از ترك فعل، چنین مثال می‌زند:‌«مثال اول- یك نفر عابر سنگی را روی ریل راه‌آهن می‌بیند كه در موقع عبور قطار ممكن است مانع مزبور باعث خارج شدن قطار از ریل شده و جان عده‌ای در خطر بیفتد. عابر مزبور از راه بی‌اعتنائی یا با خبث طینت از برداشتن مانع مزبور خودداری و بالنتیجه حادثه اتفاق می‌افتد. مثال دوم- شخصی كه در حال غرق شدن است و ناظری از راه بی‌تفاوتی و كینه و دشمنی كه با شخص مغروق دارد از نجات او خودداری می‌كند.»
نظر عده‌ای دیگر از حقوقدانان این است كه حالت فعل ناشی از ترك فعل وجود دارد و آن در جائی است كه فعل مجرمانه ارتكابی توسط متهم از ترك فعل (او یا دیگری) ناشی شده باشد به دیگر سخن، ترك فعل زمینه ساز تحقق فعل بوده است.
در این زمینه، آقای دكتر آزمایش معتقدند كه حقوقدانان در كتب كیفری خود واقعهٔ حادث شده از ترك فعل متهم را بعنوان فعل محسوب نموده و عنوان آن را فعل ناشی از ترك فعل گذاشته‌اند در حالیكه این همان ترك فعل است و هیچگونه تفاوتی با آن ندارد. در واقع، تفاوت فعل ناشی از ترك فعل و ترك فعل در این است كه در مورد اول، فعل مجرمانه‌ای ارتكاب می‌یابد كه منجر به تحقق نتیجه ممنوعه‌ای میگردد و ارتكاب این فعل مجرمانه در اثر ترك فعلی است كه قبل از آن صورت گرفته است و اگر آن ترك فعل نبود، این فعل صورت نمی‌گرفت در حالیكه در ترك فعل، صرفاً ترك (عدم انجام) یك فعل مثبت است كه منجر به بروز نتیجه ممنوعه می‌شود. ایشان برای فعل ناشی از ترك فعل مثالهای زیر را مطرح می‌نمایند:
▪ مثال اول: راننده‌ای، اتومبیل خود را در اختیار تعمیركار اتومبیل قرار می‌دهد و آن تعمیر كار تعهد می‌نماید كه آن را بازدید فنی نموده و سیم ترمزش را تعویض نماید تعمیركار سهل‌انگاری نموده سیم ترمز را تعویض نمی‌كند و هنگام مراجعت راننده، اتومبیل را با اطمینان دادن باینكه تمام اشكالاتش بر طرف شده است، به وی تحویل می‌دهد. راننده در هنگام رانندگی در بزرگراه بعلت پاره شدن سیم ترمز قادر به متوقف ساختن اتومبیل خود نمی‌شود و در اثر برخورد اتومبیل با عابر پیداده وی كشته می‌شود.
▪ مثال دوم: راننده یك اتومبیل با آنكه می‌داند سیم ترمز وسیله نقلیه‌اش پاره شده است، سهل‌انگاری نموده آن را تعویض نمی‌نماید و در زمان مواجه شدن با یك كودك در حین رانندگی، اتومبیل خود را نمی‌تواند متوقف سازد و كودك را زیر می‌گیرد كه در نتیجه، وی می‌میرد. وجه اختلاف این دو مثال در فردی است كه مرتكب ترك فعل (عد تعویض سیم ترمز) شده است كه در مثال اول، شخص ثالث و در مثال خود متهم می‌باشد. در مواردی كه مرتكب ترك فعل و فعل ناشی از آن خود متهم می‌باشد، مرتكب بابت فعل است كه مجازات می‌شود؛ یعنی در مثال دومی كه مطرح شد، متهم بخاطر ارتكاب قتل در اثر بی‌مبالاتی (قتل در حكم شبه عمدی) مجازات شود ولی در مورد مثال اول، این مسئله مطرح می‌شود كه آیا راننده مسئول است یا تعمیر كار اتومبیل؟ در اینجاست كه فایدهٔ طرح حالت فعل ناشی از ترك فعل مشخص می‌شود؛ زیرا در این مورد اگر بخواهیم مرتكب فعل را مسئول بدانیم، این امر بر خلاف قواعد مسئولیت كیفری است؛ چرا كه وی فی‌الوقع هیچگونه خطائی را مرتكب نشده است و بنابراین مرگ مجنی علیه قابل انتساب به وی نمی‌باشد. همچنین اگر بخواهیم مرتكب ترك فعل را مسئول بدانیم با این مشكل مواجه می‌شویم كه در قانون مجازات اسلامی امكان ارتكاب قتل بوسیله ترك فعل مطرح نشده است، بدین لحاظ بنظر می‌رسد كه راه‌حل حقوقی برای رهائی از این دو محظور، پذیرش تأسیس حقوق فعل ناشی از ترك فعل می‌باشد.
از میان دیدگاههای مطرح شده در فوق، اگر چه دیدگاه اول مشهور و مورد قبول غالب علمای حقوق می‌باشد ولی با اینحال، دیدگاه اخیر قابل تأمل بنظر می‌رسد.

فصل چهارم
بررسی ترک فعل منجر به قتل
از دیدگاه فقهی و حقوقی

4-1- تعارض و راه حل حقوقدانان غرب
جرائم به لحاظ عنصر مادی (علت فاعلی از منظر فلسفی) به دو دسته تقسیم می شوند: جرایمی كه عنصر مادی آنها فعل ایجابی است و جرائمی كه عنصر مادی آنها فعل سلبی (فعل ناشی از ترك فعل)است. توجه ما در این مقاله بیشتر بر مورد قتل خواهد بود. بنابراین سوالی كه مطرح می شود این است كه آیا جرم قتل، كه عموماً تصور بر این است كه با افعال ایجابی مانند ضربه ی چاقو ، خفه كردن ، شلیك گلوله و … به وقوع می پیوندد آیا می تواند با فعل سلبی (یعنی فعلِ ترك) واقع شود؟
فرض كنیم كودكی در حال غرق شدن است یا فردی از شدت گرسنگی در حال مرگ است. اگر كسی با این موقعیت مواجه شود و از نجات آنان خودداری كند ، آیا با این خودداری ، او را باید قاتل شناخت یا نه ؟ در نظام های حقوقی غربی ممكن است است چنین فردی قاتل شناخته نشود. البته ممكن است از لحاظ اخلاقی كار آن فرد مذموم باشد اما به لحاظ قانونی ، فرد جرمی را مرتكب نشده است.
در واقع در نظام های حقوقی غربی تمایز قاطعی میان امر اخلاقی و امر حقوقی وجود دارد و مرز این دو نمی تواند از میان برداشته شود. اگر امر اخلاقی تبدیل به امر حقوقی شود تعارضی در آزادی فرد پیش می آید. بنا به مكتب فرد گرایی ، یك اصل اخلاقی نمی تواند تبدیل به قانون شود. دو اشكال در این رابطه وجود دارد:
1. این امر موجب نفی آزادی های فردی می شود. چون بدین وسیله فردی ممكن است بدون التزام نظری به مكتب اخلاقی خاصی ، مجبور باشد التزام عملی به آن مكتب اخلاقی داشته باشد.
2. اشكال بعدیِ تبدیل باید های اخلاقی به باید های قانونی این است كه حدود این باید ها نامتعین است چون این باید ها ، باید هایِ صوری هستند نه مادی. اما باید های قانونی، باید های مادی و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی قتل عمد، قانون مجازات، قتل شبه عمد، ترک فعل Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ترک فعل، قتل عمد، فقه اسلامی، قانون مجازات