پایان نامه با واژگان کلیدی تحول تاریخی، اردشیر بابکان، شاهنامه فردوسی

دانلود پایان نامه ارشد

انگشـت ز آن سیــب برداشتـش بدان دوکـــدان نرم بگذاشتش
چو برداشت زان دوکدان پنبه، گفت به نام خـداوند بی یار و جفت
من امروز بر اخـــتر کــرم سیــب به رشـتن نمـایم شما را نهیب
همه دختران شـاد و خنـدان شـدند گشـاده رخ و سیم دندان شدند
دوچندان که رشتی به روزی برشت شمارش همی بر زمین برنوشت81
برکت ریسندگی و اخترِ کرم سخت بالا گرفت و کرم سیب به صورت اژدهایی درآمد و در دژی بساط فرمانروایی آراستند:
همان دخت خرّم نگهدار کرم پدر گشتـه جنـــگی سپهدار کرم
بیاراستنــدش وزیـر و دبیـر برنجش بدی خوردن و شهد و شیر
سپهبـد بدی بر دژ هفتـــواد همان پرسـش و کار بیــداد و داد
سپاهی و دستور و سالار و بار هر آن چیـز کـاید شهـان را به کار
همه هر چه بایستش آراستنـد چنـان چون شهــان را بپیــراستند
به کشور پراکنده شد لشکرش همـه گشـت آراستــه کشـورش82
کرم هفتواد و پرستندگانش کار را بر اردشیر سخت کردند. سرانجام اردشیر با شیوههایی که هم مذهبی و آیینی بود و هم به رسم عیاران نزدیک میشد کرم را کشت و قدرت هفتواد و پرستندگان کرم/اژدها را از میان برد. بدین شمار، تیراندازیِ شگفتِ «سوارانِ کرم» را باید از جمله روشهای عیاری به شمار آورد.83
دکتر علیاکبر جعفری به استناد شواهدی از کارنامهی اردشیر بابکان(بهرام فرهوشی)، شاهنامه فردوسی، تاریخ طبری و متون دیگر، جنگ اردشیر با هفتواد را یک جنگ مذهبی میداند، که برای گسترش آیین مزدایی علیه کیشهای دیگر انجام گرفته است.84
با کشف اینهمه نقش اژدها در حوزه هلیلرود، که آشکارا مایهای اساطیری/دینی را بیان میکند، دلایل دیگر که بر قداست کهن این داستان وجود دارد، تأیید میشود. یکی از این دلایل نقش برجسته عیلامی موزه لوور است که در آن زنی محتشم را در حال رشتن با دوک میبینیم همراه با نقش جانوری بر روی میز. بیگمان این جانور را بهتر است با توجه به داستان کرم هفتواد و کرم سیبی که در دوکدانِ «دُختِ خرّمِ» ریسنده بدل به اژدهایی برکت بخش میگردد، کرم به شمارآوریم و نه ماهی.85
در رابطه با اختر فزونبخشی کرم هفتواد میتوان اذعان داشت؛ در اکثر مناطق ایران، مار از دیرباز تقدسی برکت بخش همراه داشته و همواره در باور مردم موجب افزونی روزی بوده، این رابطهی مار با برکت، از باورهای دیرپا و ریشهدار در ایران، خصوصاً حوزهی هلیل بوده است. «از این نگاه مار با باورها و اعتقادات مربوط به «خضر» (xezr) پیامبر یا «خواجهخضر» نیز مربوط است. قابل توجه است که مهمترین خصلت خضر برکت بخشی است و از جمله در استان کرمان و حوزهی جنوب شرقی ایران باورها و افسانهها بسیاری در اینباره وجود دارد و جایجای در کنارهها و جزیرههای خلیج فارس و دریای عمان و مناطق کرمان و بلوچستان و هرمزگان، قدمگاههای خضر با کارکردهای همسان هنوز برجا هستند.»86
اینگونه رشد کمی باورهای مربوط به مار و فزونی گرفتن نقش آن در تصورات جمعی و مظاهر فرهنگی ایران، که هر چه از منابع و مآخذ رسمی زرتشتی دور میشود و به سوی باورهای غیر رسمی و عقاید تازهتر از منابع اوستایی و پهلوی میگراید، تکرار و حضورش افزایش مییابد، آشکارا با فراوانی تصویر و نقش آن بر اشیای باستانی این منطقه هماهنگی تام دارد.87
دومین ترکیب نقشمایهی گاوی که از پشت بر زمین افتاده و عقابی در حال فرود آمدن از هوا به سمت آن است و نقش شیر و کژدم در کنار آن، بر جام «خفاجه» آمده است و پارههایی از آن بر اشیای باستانی هلیلرود تکرار میشود. این ترکیب هنگامی که با همین داستان کرم هفتواد در کنار هم قرار گیرند، بخوبی یکی دیگر از نظریههای شادروان بهار را تأیید میکند: بهار مهرپرستی را، از نام ایرانی ایزدِ مهر که بگذریم، با آیین عیّاری در پیوند و ارتباط میدانست و بر این اعتقاد بود که ریشههای این هر دو به جوامع بومی این خطّه میرسد.88 در اینجا، ضمناً این پرسش پیش میآید که آبی که از دست خدا/انسان و از سر گاو در سوی دیگر نقش جام خفاجه جریان دارد، آیا با آبی که ایزد مهر به محض زاده شدنش، با زدن تیری بر کوه آن را به جریان درمیآورد، از نظرگاه تحول تاریخیِ مفاهیم و نقشها، در تداوم و پیوند نیست؟89
در بحثی دیگر که مفاهیم برکتبخشی و تصورات مثبت نسبت به مار را به چالش میکشد متونی کهنتر هستند که با تکیه بر آنها تصویری جدید و بالعکس پیش روی ما قرار میگیرد؛ «اژدهای اسیر زمان، زمان کرانمند در متون پهلوی است که دوازده هزار سال اسارتش به درازا میکشیده و سپس زمان به بیکرانی میپیوسته و اژدهای زمان، چونان زمان آغازین و پیش از آفرینش گیتی، به صورت بیشکل و آزاد در میآمده است و بیکران میشده است زمان بیکران و اژدهای آزاد از بند اسارت به معنای انهدام و نابودی عالم است. شاهان یا خدایانِ عیلامی به ویژه بر تختی نشستهاند که پایههای آن تخت به شکل مارِ چمبره زده است و سر مار را شاه یا خدا در دست دارد، به نشانهی درآورندهی زمان به کرانمندی و آفریدن عالم در زمان کرانمند.»90
به بیان دیگر، شکل اصیل و کهن و ناپرداخته هزارهی آخرین از عمر جهان، پیش از جایگزین گشتن در قالب باورهای زرتشتی، بر این منوال بوده است که زمان به هزارهی مار میپیوسته و در واقع اژدهای زمان از بند و اسارت رها میشده و هستی از میان میرفته است.91
بنابراین فرض، در روایت پیشین و اسطورهی پیش از باورهای زرتشتی، پیوستن زمان به هزارهی مار و اژدهای رها و آزاد به معنای نابودی محض عالم بوده است.92
با تکیه بر این مفاهیم نسبت به مار تصور میشود که کاربرد زیاد نقش این موجود در آثار هلیلرود بر بنیادِ نوعی ترس از نابودی عالم و تلاش برای تسلیم کردن این نابود کنندهی هستی بوده است. اما مسأله بدینجا ختم نمیشود.
به طور کلی با وجود دو گونهی تصویر و ماهیت از مار، در صحنهی قضاوت نسبت به این موجود دچار سردرگمی نسبی میشویم که بررسی بیشتر جوانب دیگر را میطلبد:
آنگونه که از اوستا بر میآید؛ کرم و اژدها در اساطیر و باورهای ایرانی قطعاً موجوداتیاند با بار ارزشیِ منفی و از خرفستران، یعنی جانوران موذی و آفریدگانِ اهریمنی شمرده میشوند. اهریمن دیو دیوان است و در مغاکی در تاریکی بیپایان اقامت دارد. نادانی و زیان رسانی و بینظمی ویژگیهای اهریمناند. او میتواند صورت ظاهریش را عوض کند و به شکل چلپاسه و مار و یا مرد جوانی ظاهر شود.93
در روایات اساطیری ایران، ضحاک، آن اژدهای بزرگ سه سر سه پوزهی شش چشم، ماهیتی ستمگر و اهریمنی دارد و از فریدون درخواست میشود که مردمان را در برابر اندیشههای بد او یاری رساند؛ فریدون بر سر و گردن و قلب ضحاک گرزی فرود آورد، اما نتوانست او را بکشد. سر انجام تیغی بر گرفت و بر آن غول زد که بر اثر آن شمار بسیاری از موجودات ترسناک از تن نفرت انگیز او بیرون دویدند. از ترس اینکه مبادا جهان از موجودات زیانکار چون مار و وزغ و کژدم و چلپاسه و لاک پشت و قورباغه پر شود، فریدون از تکه تکه کردن آن غول منصرف شد.94
در آیینهای خورشیدپرستی، اغلب نقشهای نمادین وجود دارد. در آیینهای خورشید هِندودایی و ایران، نقش خورشید و مار، نشان مناسبات مستقیمی است میان جهان مادی زنده و جهان پسین تا دنیای زیرین و ظلمت و جایگاه ارواح مردگان. از سویی دیگر همین نمادها، در آیینهای خورشیدپرستی میان اقوام گوناگون، گاه در تضاد هستند. در آیین مَزدَیَسنانی، مار در شمار خرَفستَران یا جاندارانِ زیانکار و اهریمنی است. اما در آیین میترایی، و به موجب نمادشناسیِ ودایی، جلوۀ زندگی است و نشان باروری و ازدیاد و آمیزش جنسی و علامت مردانگی است که تقدیس میشود.95
مهرشناسان باختر، مار را نشان «گذشتن زمان بی آغاز و انجام» میدانند. احمد حامی، پژوهشگر، نظری کاملاً متفاوت دارد. او این را نمیپذیرد و بر آن است که، مهریان مار را نشانهی زندگی میدانستند زیرا مار همانند نَرَکی است. چون نطفه از نرکی بیرون میتراود و نطفه را مایهی زندگی میدانستند، پس مار را نشانهی زندگی میپنداشتند.96

تصویر (7). دوستکامی مهری که دو مار در آن زندگی میریزند. امروزه نشان دارو و درمان است که به نادرستی آن را اسکولاپ مینامند، نقاشی از مهندس فریدون جهانشاهی.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره تجارت الکترونیک، کسب و کار الکترونیک، کسب و کار الکترونیکی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نمونه برداری، آمادگی الکترونیکی، روش شناسی